گفتگوی خداحافظی بیل گیتس

Engadget : بسیار خوشحالیم که در طی این سالها نشستهای متعددی با آقای بیل گیتس (Bill Gates) داشته ایم. و برایمان جای بسی خرسندی است که وی را یکی از طرفداران خود بنامیم. آرزو داریم که این آخرین نشست ما نباشد، اما متاسفانه، شاید چنانکه نشست دیگری هم در پیش باشد، این بار ایشان متصدی Microsoft نباشند.

این بار میخواهیم، با ایشان درباره نشست تاریخی شان با استیو جابز (Steve Jobs – مدیر شرکت Apple)، نقشه هایشان برای سازمان خیریه بیل و ملیندا گیتس، و همچنین آینده کاریشان در Microsoft سخن بگوئیم.

از وقتی که برای صحبت با ما گذاشتید، سپاسگزاریم. دیشب در حال نت برداری برای مصاحبه امروز بودم که به فیلم مصاحبه اخیرتان برخوردم که در آن گفته بودید دنبال شغل جدیدی می گردید! فقط میخواستم بگویم که ما در Engadget دنبال نویسنده می گردیم!…

عالیه!

من میدانم که شما اخیراً برای گاردین چند مقاله نوشته اید…

بله! من کارهای شما را هم خیلی دوست دارم…

به هر حال میدانید که مرا کجا باید پیدا کنید!…

البته
(خنده)

من دیدار شما و استیو جابز را از نزدیک نظاره گر بودم. اینکه شما روبروی همدیگر قرار می گرفتید، به نظر من گذشته از اهمیت تاریخی آن، برای بسیاری از مردم هیجان انگیز بود. میخواهم بدانم که برای شخص شما چه احساسی داشت؟ فکر میکنم که خیلی از مردم میخواهند بدانند که این دیدار برای شما طعم تلخی داشته یا بالعکس. من احساس میکنم که به نوعی تلخ و شیرین بوده است!

خوب من به استیو علاقمندم. و همیشه نسبت به برخورد او با صنعت کامپیوترهای شخصی، بسیار احترام قائل بوده ام. به هر حال همانگونه که استحضار دارید، صنعت کامپیوترهای شخصی توسط افراد جوانی پایه گذاری شد که آنرا باور داشتند و همه آنها با هم به رشد آن کمک کردند. من و استیو هم سن و سال هستیم. البته او کمی از من بزرگتر است، و سه سال پس از آنکه نخستین کامپیوتر شخصی تولید شد، وارد این صنعت گردید. استیو، شانزدهمین مشتری مفسر زبان بیسیک من بوده است. من کمودور را شش ماه قبل از آن عرضه کرده بودم، و اگر به خاطر داشته باشید هشت ماه قبل از آن هم TRS-80 را ارائه کرده بودم، که آن زمان Floating Point BASIC را اجرا میکردند. در طی همین سالها هم من شهرت پیدا کرده بودم. و در واقع آن زمان، ما بیشتربا استیو وازیاک (Steave Woziak – از پایه گذاران Apple در کنار استیو جابز) سر و کار داشتیم – استیو جابز هنوز درگیر این کار نشده بود -. استیو واز (Woz) هم در آن روزها سعی میکرد که BASIC خودش را طراحی کند که البته موفقیتی بدست نیاورد.

ما روی پروژه های مختلفی با هم کار کرده ایم. وقتی که استیو، MAC را ارائه کرد، ما رابطه نزدیکی با هم داشتیم. سی نفر در Microsoft و بیست نفر در Apple بر روی رابطهای گرافیکی با هم رقابت میکردند. تجارب خوبی در آن زمان نصیب ما میشد. هنگامی که آنها به سمت حافظه های ۵۱۲ کیلوبایتی رفتند، ما هم رقیب آنها بودیم. آنها فکر میکردند که نرم افزار Jazz یک پیشرفت غیرمنتظره در صنعت خواهد بود، اما ما به آنها نشان دادیم که این Excel است که محصول غیرمنتظره ای محسوب میشود.

من واقعاً معتقدم که استیو مهارتهای منحصر به فردی دارد که من آنها را ندارم. شما کارهای خارق العاده ای از او می بینید که تولیدات متفاوتی را ناشی میشود.

خوب وقتی که آنجا با او روبرو می شدید چه احساسی داشتید؟ استیو به Beatles گفته که او احساس نامانوس و عجیبی داشته است. رقابتی که غیر قابل توصیف و توضیح بوده!

البته! هر کدام از ما شانسهایی داشتیم. من فکر میکنم که من و استیو، افراد خوش شانسی در صنعت بوده ایم، و این رقابت بود که ما را به این موفقیت نائل آورد. ما میدانیم که این گزینه ویژه ای است و آنجاهایی که ما در کنار هم کار کرده ایم؛ به صنعت کمک زیادی شده است. و هنگامی که ما این ارتباطات را کاملتر کنیم، صنعت کامپیوترهای شخصی وارد فاز جدیدی خواهد شد.

در ماههای اخیری که تصدی Microsoft را در دست دارید، چه می کنید؟ آیا بیشتر زمان تان را در سازمان خیریه می گذارنید؟ یا هنوز روی تکنولوژی متمرکز هستید؟

من در حال حاضر بطور تمام وقت، در Microsoft هستم. چه بعنوان رئیس و چه به هر عنوان دیگری. شما میتوانید این موضوع را از کارکنان کمپانی بپرسید. اما اول جولای که بیاید، تغییراتی در پیش خواهد بود. ممکن است در ماه ژوئن حضور من در Microsoft کمی متفاوت باشد. نه به این خاطر که من بر کارهای دیگری تمرکز کنم، نه! بلکه از آن جهت که آخرین ماه کاری من در Microsoft خواهد بود… به هر حال در حال حاضر، من سخت تر از هر زمان دیگری در یک دهه اخیر به کار مشغول هستم.

چیزی روی میزتان مانده که احساس کنید که هنوز شروع نشده یا کاملاً به پایان نرسیده است؟

خوب! تکنولوژی همراه (Tablet) هنوز در مسیر اصلی خودش قرار نگرفته است. تماشای تلویزیون از طریق اینترنت نیز همچنین – البته منظورم فراگیر شدن این تکنولوژی هاست. بطوری که میلیونها کاربر از آنها بهره ببرند-. در حقیقت اینها در مسیر رسیدن به جاده اصلی هستند ولی هنوز در آن قرار نگرفته اند.

وقتی که من برنامه های مختلف را نگاه میکنم، می بینم که ما در بسیاری از موارد پیشرفتهای بیشتری نسبت به دیگران داشته ایم.

یا مثلاً بهره وری، چیزی است که ما هنوز باید بر روی آن کار کنیم.

محاسبه در ابر (Computing in the cloud) موضوع جدیدی است که بررسی میکند چگونه نرم افزار بطور خودکار منابع سخت افزاری را به کار گیرد. این چیز خارق العاده جدیدی است که ما برای سیستم های اطلاعاتی مصرف کنندگان خانگی و تجاری آنرا در دست انجام داریم.

اکنون، دوره زمانی شگفت انگیزی است! من معتقدم که همه این چیزها به وقوع خواهند پیوست. اما به زمان نیاز است. درست همچون تکنولوژی های پزشکی که زمان بیشتری از آنچه که من دوست دارم، برای به نتیجه رسیدن، نیاز دارند.

درباره بهره وری صحبت کردید. من فکر میکنم که Microsoft واقعاً در طی سالیان، بهره وری را از آنِ خود کرده است و بازار را در دست داشته. و این واقعاً پشتوانه محکمی برای Microsoft است. اما با این حال، شما هنوز احساس می کنید که در بدست آوردن بازار مشتریان قصور کرده اید؟ یعنی واقعاً روی مشتریان تمرکز نداشتید اما استیو جابز و شرکت Apple داشتند؟ یا اینکه آرزو میکنید که همه مشتریان دیگر را هم تحت پوشش می گرفتید؟

من فکر میکنم که کلید اصلی، مفهوم کامپیوترهای شخصی و صنعت نرم افزاری است. این چیزی است که ما در سال ۱۹۷۵ بر آن اساس، هسته اصلی شرکتمان را بنا نهادیم. برنامه های کاربردی ثالثی هستند که مصرف کنندگان، آنها را بر روی Windows اجرا میکنند. من فکر میکنم که ما مسیر اصلی را به آنها داده ایم، و شما می بینید که آنها هر روز بهتر میشوند. این نقش کلیدی ما را نشان میدهد. بله! Microsoft خودش برای موزیک و عکس و همه اینها برنامه دارد، اما آنچه که ما را متمایز میکند، این است که ما به نرم افزارهای ثالث هم وسعت اجرا میدهیم. سخت افزارها متنوع هستند، و نرم افزارها هم همینطور.ما به مرزهای تازه ای نیاز داریم که من فکر میکنم، واسط طبیعی و سرویسهای اتصال، میتوانند ما را قادر به حرکت به سمت این مرزهای جدید کنند.

ما بخاطر بازیهایی که مردم بر روی Windowsها اجرا میکنند، به خود افتخار میکنیم. اما حرکت به این مرزهای جدید، میتواند نوید وارد شدن به مرحله جدید را به آنها بدهد.

به نظر من تاکید و اهمیت دادن به شرکتهای دیگر، کاری است ما همیشه بهتر از بقیه آنرا انجام داده ایم و امیدوارم که این موضوع ما را در موقعیت مناسبی قرار دهد.

درباره Windows، یکصد میلیون لیسانس فروخته شده، بدیهی است که مقدار هنگفتی است. اما فکر میکنم در ماههای اخیر، خصوصاً با تبلیغات رسانه ها و وبلاگها، Vista واقعاً در بین مردم ضربه خورده است. خیلی از کاربران به XP بازگشت کرده اند یا حداقل از بازگشت سخن میگویند. احساس نمی کنید که بی اعتبار شده است؟ آیا در طراحی محصول اصلی کمپانی، انتظارات مصرف کنندگان لحاظ نگردیده است؟

من اینطور فکر نمی کنم! هر نسخه ای از Windows امکانات جدید زیادی دارد که مردم از آنها بهره می برند، امکاناتی که با دوام هستند اما گاه سخت!

در گذار از XP به Vista ما چیزهای زیادی برای تغییر دادن داریم. آیا درایورهای سخت افزارها آماده این گذار شده اند؟ آیا ما به روزرسانی را تا آنجائیکه میتوانستیم برای این گذار آسان کرده ایم؟

وقتی که مردم به سمت Vista حرکت میکنند، آنها در کل احساس خوبی دارند. این خوشنودی شاید کامل نباشد، اما احساس خوبی است. به هر حال ما به گذار برای بهتر شدن کارها نیاز داریم.

در حال حاضر درایورها در دسترس قرار گرفته اند. بطور کلی وقتی که ما به محصولی نگاه میکنیم و میگوئیم که «خوب است!» ممکن است چیزهای خوب بسیاری در آن باشد، اما ما برای چیزهایی که برای انتقال به نسخه جدید لازم هستندذ، بایستی آمادگی پیدا کنیم. بنابراین بازگشت میکنیم تا آماده شویم.

پروسه های سختی در Windows وجود دارد که ما درباره آنها بررسی میکنیم و آنها را آسانتر ارائه میدهیم. نظرات برای ما خیلی مهم هستند. اما Vista محصولی است که امکانات فوق العاده ای دارد. من مردم را به استفاده از آن تشویق میکنم. ما به امکانات Vista افتخار میکنیم!

بله، البته! اما آیا خودتان به شخصه از آن کاملاً راضی هستید؟

من هیچ وقت از هیچ محصول Microsoft رضایت کامل ندارم!

پس این جمله را تصدیق میکنید که «نرم افزارها هیچگاه کامل نیستند، بلکه فقط کنار گذاشته میشوند»؟

همیشه ویژگی هایی وجود دارند که من میخواهم به نرم افزارها اضافه گردند، یا امکاناتی که دوست دارم، کمی بیشتر به آنها رسیدگی شود.

افرادی که در این کمپانی موفق هستند، کسانی هستند که بطور خنده آوری سخت کوش و مصمم هستند. آنها تقریباً وادار میشوند که کار را رها کنند و در این زمان، اصلاً کار آماده ارائه شده است! اما من در هر محصولی جستجو میکنم و آرزوهایم را برای بهتر شدن آن بیان می دارم.

بخشی از سازمان خیریه بر روی تکنولوژی متمرکز است تا به بالابردن سطح سلامتی در کشورهای در حال توسعه کمک کند. آیا قصد دارید که از آن بعنوان یک شرکت نرم افزاری یا یک کمپانی در زمینه تکنولوژی استفاده کنید؟

البته که نه! مسلماً این مسئله کاملاً متفاوت است. من فکر نمیکنم که کمپانی هایی که در زمینه تکنولوژی فعالیت دارند، همه شبیه به هم باشند. اینجا در سازمان خیریه، شما با تحقیقات آکادمیک، دانشمندان بزرگ شرکتهای دارویی، دولتهای توسعه یافته و در حال توسعه، سازمانهای غیر انتفاعی و… سر و کار دارید که برای عموم فعالیت میکنند.

بزرگترین بخش سازمان خیریه ما به پیدا کردن درمان برای بیست نوع بیماری مختلف می پردازد. مالاریا، ایدز، سل و بیماری های دیگری که بسیاری از آنها در کشورهای فقیر شیوع دارند و برخی از مردم ثروتمند حتی نام آنها را نشنیده اند مانند Visceral و Leishmaniasis.

خوب راهی که ما در پیش گرفته ایم، هماهنگی بیشتر انرژی و منابع است. اما محرّک ما برای این مسیر، بازار نیست. این مسیر نیاز به ابداعات و اختراعات دارد. و چون ما هنوز در مراحل اولیه هستیم، من هم به این گروه پیوسته ام. و میخواهم چیزهای زیادی یاد بگیرم.

من کتابخانه بزرگی از کتب علمی و خصوصاً علوم زیستی جمع آوری نموده ام. در نیمه دوم سال، که بیشتر وقتم را صرف آنها خواهم نمود.

شما سازمان خیریه را راه اندازی نموده اید و بطور خارق العاده ای هم به آن کمک مالی میکنید. مسیر اولیه چیست؟ اولین سال سازمان چگونه خواهد بود، و شما آرزو دارید که در دوازده ماه اول چه کاری انجام گیرد؟

خوب من در سازمان بصورت پاره وقت حضور خواهم داشت. آنجا افراد بزرگی هستند که بطور تمام وقت فعالیت میکنند، از جمله پتی استونسیفر (Patty Stonesifer – سرپرست بنگاه خیریه گیتس) و همسر من که وقت زیادی میگذارد.

ما از کمک مالی ۱/۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ به ۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ خواهیم رسید. بنابراین ما در حال صعود کردن هستیم، و این نشان میدهد که ما بلند پروازیم. ما میخواهیم که یک کار غیرمنتظره انجام دهیم، مثلاً کشف یک واکسن جدید، و در این راه شما واقعاً به پول بیشتری نیاز خواهید داشت. اما خوشبختانه اقبال عمومی نسبت به این کارها بیشتر شده است. اجماع سازمان Global، Bono و سازمان ما که به تازگی آغاز شده است، باعث می شود تا بهتر به آنچه که می خواهیم برسیم.

خوب من با روسای سازمانهایی که در این باره تجارب زیادی دارند و بیشتر درگیر این نوع کارها هستند، دیدار خواهم کرد و از آنها برای همکاری دعوت میکنم. همچنین با افراد خیّر و نیک اندیش، نشست خواهم داشت و درباره لذّتی که از این کار نصیب من شده است سخن خواهم گفت، و آنها را ترغیب به همداستانی می کنم. به هر حال، هر کاری که از دستم بر بیاید انجام خواهم داد. اما هدف اصلی سازمان تلاش برای سلامتی دو میلیارد انسان فقیر دنیاست تا آنها هم همچون دو میلیار فرد ثروتمند احساس سلامتی داشته باشند. این هدفی بود که از ابتدا اتخاذ شده بود و من تنها جهت تسریع آن تلاش خواهم نمود.

و اما سوال آخر؛ چه محصولاتی در Microsoft است که دوست دارید قبل از رفتن ناخنکی به آنها بزنید؟

من واسط طبیعی کاربر (Natural User Interface) را دوست دارم و دلم میخواهد که با گروهی که در این باره کار میکنند، بمانم تا آنگاه که وقتش برسد و آنرا در جریان اصلی استفاده قرار دهیم.

جستجو، پروژه عظیم دیگری است که افراد مستعدی در حال پیش بردن آن هستند. افرادی که مردم آنها را نمی شناسند، اما در حال خلق چیزهای واقعاً متمایزی هستند. استیو بالمر (Steve Ballmer – رئیس جدید Microsoft) استارت این پروژه را زده است.

زمانی که در Microsoft نیستم، بر روی نرم افزارهایی برای سیستمهای درمانی و آموزشی فکر خواهم کرد. تا زمانی هم که اینجا هستم، جستجو میکنم ببینم که در این زمینه ها Microsoft چه گامی میتواند بردارد.

به هر حال در این مدّت باقیمانده، فکر کنم شاید در سه پروژه با Microsoft همکاری داشته باشم.

از نشستی که با ما داشتید بسیار سپاسگزارم.

خواهش میکنم. مصاحبه خوبی بود.

موفق باشید.

پ.ن: اگر در ترجمه، کم و کاستی بود، عذرخواهی میکنم.

نامه ای سرگشاده به بیل گیتس

نوشته: لنس الاناف (Lance Ulanoff)
مترجم: صادق جم

بیل عزیز!

در آغاز سال ۲۰۰۵ هستیم و قبل از هر چیز بایستی از شرکت شما و شرکتهای مشابه تشکر نمائیم که از زمان کمودور ۶۴ تاکنون راه بسیاری را پیموده اید. ما از شما خیلی متشکریم که کامپیوترها را به خانه ها و دفاتر کار ما آورده اید و زندگی ما را آسانتر و مفیدتر نموده اید. اما در زیر این موفقیت، نقایصی هم نهفته است و کارها آنگونه که باید انجام نمی شوند. من ۱۰ تا از نقیصه هایی که به ذهنم می آمده اند را در زیر لیست کرده ام. من آنها را به شما تقدیم میکنم و امیدوارم که در نسخه های جدید محصولات مایکروسافت آنها را مدنظر قرار دهید.

۱. منابع سیستمی هیچوقت کافی نیستند

من یک لپ تاپ خوب با مشخصات زیر دارم:
· ریزپردازنده ۱.۶ گیگاهرتزی پنتیوم M،
· حافظه اصلی ۵۱۲ مگابایتی DDR،
· ۸۰ گیگابایت هارد دیسک،
· و کارت گرافیکی ATI مخصوص لپ تاپ از نوع Radeon 9000
همانگونه که مشخص است این سیستم یک سیستم پرقدرت محسوب میشود. اما امکانات لازمی که شما برای نصب شدن Windows XP Pro پیشنهاد نموده اید، به شرح زیر می باشند:
· ترجیحاً ریزپردازنده ۳۰۰ مگاهرتزی یا بالاتر و حداقل ریز پردازنده ۲۳۳ مگاهرتزی از خانواده پنتیوم/سلرون اینتل و یا خانواده K6/اتلون/دیوران شرکت AMD و یا دیگر ریزپردازنده های سازگار،
· ۱۲۸ مگابایت یا بالاتر RAM (حداقل بایستی ۶۴ مگابایت باشد، که با این مقدار ممکن است در اجرای برخی قسمتها با مشکل مواجه شود)
· ۵/۱ گیگا بایت فضای خالی روی هارد دیسک
· سوپر VGA با وضوح تصویر حداقل ۶۰۰ × ۸۰۰ یا بالاتر
· مانیتور، CD-ROM یا DVD Drive

با توجه مشخصات پیشنهادی شرکت شما و مشخصات سیستم من، معلوم می شود که من یک سیستم بسیار مجهز برای اجرای ویندوز دارم. از آنجائیکه من یک کاربر حرفه ای هستم در نتیجه نباید غیر معمول باشد که من حداقل شش صفحه جستجوگر Internet Explorer، شش سند Word، سه فایل Excel، هشت سند Notepad، Photoshop، AIM، و شاید حتی صفحه هواشناسی را با هم روی سیستمم باز کنم. خبر خوب این است که این برنامه ها برای مدتی بخوبی کار می کنند. اما من یک عادتی دارم که کامپیوترم را برای ساعتها روشن می گذارم. من در دفتر کار و خانه با کامپیوتر کار می کنم، و حدس می زنید که چه اتفاقی می افتد؟ منابع سیستمی من کافی نیستند و بیش از توان سیستم من می باشند. معمولاً سیستم این موضوع را صریحاً به من اعلام نمی کند، اما از نحوه اجرای سیستم (زمان دسترسی بسیار پائین، کلیک کردن روی یک سند Word و هیچ اتفاقی نیفتادن و…) این مسئله کاملاً برای من روشن شده است.

۲. توضیحات جزئی بیشتری لازم است

بعضی اوقات که سیستم من پاسخ نمی دهد ـ نه اینکه کاملاً قفل کند، منظور مواقعی است که مشغول است ـ من اغلب می بینم که شکلهای Microsoft Word، Outlook، و Internet Explorer روی نوار Taskbar با رنگ نارنجی چشمک می زنند. مشخص است که آنها کاری انجام می دهند، اما وقتی که من روی آنها کلیک می کنم صفحه مربوط به آنها باز نمی شود. و این کار امکان پذیر نمی باشد تا اینکه کار آن برنامه بطور کامل خاتمه پیدا کند.
بیل! آیا تاکنون به یک پیغام گردشی و حرکتی برای اعلام فعالیت سیستم اندیشیده اید؟ این پیغام می تواند شبیه این باشد: «سند Word بسته می شود»، «فایل Traffic.xls از برنامه Excel ذخیره می شود» و…

۳. حتی هنگامی که می خواهید به من اطلاع دهید، این کار صورت نمی گیرد!
هنگامی که سیستم من کُند می شود و به موقعیت قفل شدن نزدیک می شود، من معمولاً از Ctrl+Alt+Del برای دسترسی به جعبه کنترل و منوی Taskbar استفاده می کنم. متاسفانه، وقتی که من در این مواقع روی منوی Taskbar کلیک می کنم، شانس من برای دسترسی به این منو ۵۰-۵۰ است، در حالیکه این شانس باید در هر شرایطی ۱۰۰ درصد باشد.

۴. اطلاعات داده شده همیشه مفید نیستند

وقتی که مدیریت Taskbar ظاهر می شود و من سعی می کنم تا ببینم که چه برنامه ای باعث کندی سیستم شده است، همواره Word، Outlook و IE را به عنوان برنامه هایی که زیاد از منابع سیستمی استفاده میکنند را نشان می دهد. اما من نمی توانم اجرای این برنامه ها را متوقف کنم، چرا که من به شدت از آنها استفاده می کنم. اما اگر آنها را متوقف نکنم، هم گیر می افتم. پس آمدن به جعبه کنترل Taskbar نیز نتیجه ای را در بر نداشته است!

۵. بعضی اوقات فایل هایم خورده می شوند!
سیستم IBM T40 من براساس تکنولوژی بی سیم ساخته شده است و من مرتباً آنرا با خود حمل می کنم تا به ملاقات هایم بپردازم. اما من همه برنامه هایم را نمی بندم و همانطور که گفتم روی سیستم حدود ۶ فایل Word باز است. در هر بار انتقال از حالت شبکه بی سیم به شبکه سیم کشی شده، هنوز همه فایلهای Word روی Desktop هستند. البته من در بین دفتر کار تا اتاق ملاقات هیچ فایلی را ذخیره نمی کنم. اما متاسفانه با این کار فایلهای زیادی را از دست می دهم. البته اگر قبل از انتقال و تبدیل فایلها را ذخیره کنم، فایلها از دست نخواهند رفت.

۶. Word می تواند Outlook را پائین بکشد!
Outlook یک ایستگاه مناسب جمع آوری e-mail است که از برخی تابعهای سودمند Word بهره می گیرد. من از Word برای ویرایش کردن e-mailهایم استفاده می کنم و هنگامی که Word دچار مشکل می شود، به این معناست که کل سیستم نامه های الکترونیکی من دچار مشکل شده اند. آقای بیل! آیا راهی وجود دارد که برنامه Word بدون اینکه بر Outlook تاثیر بگذارد، دچار مشکل شود؟ یا شاید هم زمان آن رسیده باشد که قسمت ویرایشگر متنی Outlook بهبود یابد تا از برنامه Word بطور کامل جدا شود.

۷. برچسبهای هوشمند (Smart Tags) لعنتی!
من از برچسبهای هوشمند متنفرم! آنها در بالای اسناد من ظاهر می شوند و پیشنهادهای غیرسودمندی ارائه می دهند. و حتی در برخی موارد جلوی دیدن متنی را که می خواهم ببینم، می گیرند. و بدتر آنکه برای اولین باری که ظاهر می شوند، نمی توانم آنها را حذف کنم. البته شما از کار انداختن آنها را آسان نموده اید ـ متشکرّم!ـ ولی چرا از چنین ابزارهای آزاردهنده و غیرمفید در محلهای دست اول استفاده می کنید؟

۸. پیغامهای بیهوده!
یک روز که با سیستمم آهسته تر از یک کودک به سمت دندانپزشکی در حرکت بودم، پیغامی ظاهر شد و به من خبر داد که دیسک سختم نزدیک پر شدن است. این پیغام خیلی برایم تکان دهنده بود. آخرین باری که دقت کرده بودم، حداقل نیمی از هارد ۸۰ گیگا بایتی سیستم من خالی بود. روی درایو راست کلیک کردم و همانطور که حدس زده بودم، تقریباً نصف هاردم خالی بود. پس معنی این پیغام چه بود؟ آیا جز این است که این یک پیغام بیهوده بوده است؟!
آیا شما تاکنون، هنگامی که خواستید تا برنامه ای را ببندید با کادر محاوره ای “End Now” برخورد کرده اید؟ به نظر من فقط در ۳۰ درصد از مواقع این کادر واقعاً عمل می کند! من معمولاً مجبورم که چند بار به پنجره Taskbar مراجعه کنم و کلید End Now را فشار دهم تا اینکه آن برنامه بالاخره پس از سه چهار بار متوقف شود.
وقتی که خطاهایی در سیستم رخ می دهد و ویندوز می خواهد که این خطاها را به شرکت Microsoft گزارش دهد، من معمولاً این اجازه را نمی دهم. اوائل همیشه اجازه می دادم، اما هیچوقت هیچ پاسخی برای حل مشکلم دریافت نکرده ام، پس این کار چه فایده ای دارد؟

۹. Windows /Word/ IE کامپیوتر را از آشغال پر می کنند!
اخیراً سیستم من تا اندازه غیرقابل استفاده ای کند شد، و نحوه عملکرد آن مانند سیستمی شد که فضای خالی آن بسیار کم شده باشد یا اصلاً فضای خالی نداشته باشد. راست کلیک کردن روی درایو به من نشان داد که هنوز فضا خالی زیادی روی سیستم باقی است، اما من فکر کردم که شاید خالی کردن مقداری از هارد بتواند وضعیت سیستم را بهبود ببخشد. من روی درایو C راست کلیک کردم و گزینه “Disk Cleanup” را انتخاب کردم. کادری ظاهر شد که به من گفت که سیستم در حال چک شدن است تا معوم شود که چه فایلهایی می توانند پاک شوند. در انتها به من گزارش داده شد که روی این درایو ۱۲۶ مگابایت فایلهای موقتی اینترنت (Temporary Internet Files)، ۳۶۷ مگابایت فایلهای موقتی سیستم، ۴ گیگا بایت فایلهای قدیمی فشرده شده و ۵/۲ گیگا بایت فایلهای آف لاین (Offline) وجود دارد. و پیشنهاد کرد که همه فایلهای موقتی از روی هارد پاک شوند. اما در بین فایلهای Offline نسخه های پشتیبان اسناد من هم وجود داشتند (من هر روز فایلهای سیستم خود را با شبکه هماهنگ می کنم) که برای من بسیار مهم بودند، من بسیار متعجب شده بودم که چرا ویندوز این موضوع را نمی داند! البته من در انتخاب گزینه ها اختیار داشتم. اما چرا این همه فایل اضافی در سیستمم وجود داشت؟ چرا باید همه چیز در سیستم ذخیره شوند؟ به نظر می رسد که این عمل فقط باعث درهم ریختگی سیستم می شود.

۱۰. هوشمندتر شوید!
Outlook، Word، IE و Windows همه محصولاتی بزرگ و پیچیده هستند. من می دانم که ویندوز کارهای بسیار دشواری را برای پشتیبانی کردن از هزاران نرم افزار و سخت افزارهای مختلف انجام می دهد. اما شما در هشت سال گذشته یا بیشتر برای آسان نمودن کارهای آن زحمات بسیاری کشیده اید، اما با این همه شرکت شما تنها مسئولیت انجام درست عملیاتهای نرم افزارهای خودش را می پذیرد و به بقیه نرم افزارها توجهی ندارد و آنها خودشان بایستی خود را سازگار کنند. آیا زمان آن فرا نرسیده است که Windows، Outlook، Word، و IE هوشمندتر شوند؟ شما می توانید این کار را انجام دهید.
شما قدرت آنرا دارید که کامپیوترهای رومیزی و همراه قدرتمندی را برایمان به ارمغان آورید که روشن تر، سبک تر، سریعتر و بدون مشکل تر عمل کنند.

آقای بیل! از توجه شما متشکّرم. سال ۲۰۰۵ خوبی داشته باشی! سلام مرا به ملیندا و بچه ها برسان!

با بهترین آرزوها
لنس

منبع: PC Magazine

این ترجمه در سایت خبری ITIran نیز منتشر شده است

مصاحبه گیزمودو با بیل گیتس

در راه لاگاردیا برای رسیدن به پروازی به مقصد لاس وگاس، با لاری کوهِن در مایکروسافت تماس گرفتم و با او درباره امکان یک مصاحبه با بیل گیتس صحبت کردم. درست نمی دانستم که چه چیزهایی از او بپرسم، اما نمی خواستم که او ساکت بماند. قصد داشتم تا سوالات سختی از او بپرسم: آیا بالمر واقعاً بچه ها را می خورد؟ من می توانم در صندوق پولهایت شنا کنم؟ من توپم را پر کرده بودم تا از این دست سوالات از او بپرسم، اگرچه او موضوع را به واقعیات نزدیکتر کرد. در حقیقت، همانطور که از عکس مشخص است او مرا مانند یک عروسک خیمه شب بازی در دستانش گرفت!

به هر حال آنچه که در زیر می آید صحبتهای من با بیل گیتس درباره وبلاگها، قانون کپی رایت و آینده ویندوز است.

گیزمودو: اجازه بدهید ابتدا درباره وبلاگها صحبت کنیم، چیزی که همیشه مورد علاقه شما بوده است. شما وبلاگهای زیادی را می خوانید؟ تاکنون چیزی در آنها بوده که شما را به خود جذب کند و برای خواندنش به وب سایتش بروید، یا اینکه شما فقط آنهایی را می خوانید که برایتان ارسال می شوند؟

امروزه تقریباً همه چیزهایی که در وب منتشر می شوند از تکنولوژی RSS استفاده می کنند، پس چه لزومی دارد که من به وب سایتها سر بزنم، من به لیست موضوعات مورد علاقه ام رجوع می کنم و موضوعات مورد علاقه ام را در آنها می یابم. من به Outlookم می روم که به من اجازه می دهد تا آن چیزها را ببینم. اما با این حال هنوز هم من مستقیماً به Slate Magazine ویا Wall Street Journal می روم تا آنها را بخوانم.

گیزمودو: پس شما زیاد از RSS استفاده می کنید؟

من پلاگ این (Plug-in) RSS را برروی Outlookم نصب کرده ام، و وقتی که بیکار هستم خیلی از آن استفاده می کنم. بیشتر بلاگهایی را که من می خوانم از روی ایمیل هایی است که مردم به من می فرستند و از من می خواهند که نگاهی به آن بلاگ بیاندازم. من خیلی سرم شلوغ است…به همین خاطر به جای اینکه مرتباً به پنج یا شش سایت بروم، بیشترِ وقتم را می گذارم تا ببینم که چه موضوعات جدیدی در آنها وجود دارد.

به نظر من وبلاگها خیلی خیلی مهم هستند و ما باید بر روی نرم افزارهای این بخش بیشتر کار کنیم. و ما این کار را با نسخه بتای MSN Spaces شروع کرده ایم. این سرویس دهنده به شما کمک می کند که وبلاگها، عکسها و موسیقی هایتان را منتشر کنید، ارتباطات دوستانتان را ببینید و از مسنجر بهره بیشتری را ببرید. تاکنون یک میلیون نفر از طریق این سرویس دهنده بلاگ شخصی ساخته اند. البته باید دید که چند تن از آنها همچنان باقی خواهند ماند، اما به هر حال تعداد زیادی عضو شده اند.

گیزمودو: شما با وبلاگها چطور برخورد خواهید کرد؟ آنها نظرات شخصی افراد هستند که امروزه به طرز وسیعی گسترش یافته اند، و مردم آنها را با عنوان مطبوعات شهروندی می نگرند، آنها باید حقوقی داشته باشند، مانند جراید و سازمانهای بزرگتر. آیا شما هیچ سیاستی در این باره دارید، یا اینکه حداقل دستورالعملی در این باره دارید؟ برای نمونه تصور کنید که شخصی در چین وبلاگی را تاسیس میکند و در آن نظراتی مخالف دولت را بیان می کند، آیا شما آنرا مهار می کنید یا اینکه به مدیریت آن وبلاگ خواهید پرداخت؟

خوب، ما مفتخریم که در صنعت رایانه های شخصی نقشی را بازی کنیم که اجازه دهیم تا صداهای زیادی وجود داشته باشند و آنها را برای دیگران در دسترس قرار دهیم. تاریخ این موضوع را اثبات کرده است، نشریه «بارُن» در شهرها صدای بسیاری از مردم بود، و آنها تاکنون هرگز نیاز به استخدام کردن نویسنده های خوب نداشته اند، چون آنها نفوذ و گسترش بی نظیری در بین مردم داشتند.

ما خودمان را بصورت حرفه ای یک منتشرکننده آن لاین نمی دانیم. ما تجارب Slate Magazine را بکار می بریم برای آزمودن و تجربه کردن اینکه شما چه چیزهایی و چه فرمتهایی را می توانید در مجله الکترونیکی تان منتشر نمائید که متفاوت از آن چیزهایی باشد که قبلاً انجام گرفته اند.

ما مفتخریم که در این رابطه پیشقدم بوده ایم – تقریباًحدود ده سال پیش- و آنرا در رابطه با Washington Post گذرانده ایم. البته من کارشناس مسائل رسانه نیستم و بهتر است که کارشناسان در این باره صحبت کنند.

گیزمودو: آیا درست است بگوئیم که ایده شما درباره Spaces دور دست تر خواهد بود؟ پس شما تنها قابلیت انتشار را به اشخاص می دهید و توجهی به آنچه که آنها می گویند، ندارید؟

نه. همواره سختگیری هایی درباره مطالب منتشر شده اعمال می گردد، بخصوص در مواردی که مطالب به اصطلاح دزدیده شده و یا مستهجن انتشار داده شود. قوانین انتشار آن لاین همانند انتشار کاغذی است. که در آن شما مسئول مطالب انتشار یافته می باشید و افرادی هستند که درباره آنها به شما توجه می دهند…

گیزمودو: پس شما نسبت به مطالبی که روی سِروِرتان می نشیند دقت بیشتری خواهید نمود؟

نه، قوانینی در این باره وجود دارد… اگر ما گزارشی دریافت کنیم که آن مطالب دزدیده شده هستند، و یا مطالبی مستهجن هستند و یا از این موارد، وارد عمل خواهیم شد. سیاستهای ما تنها وابسته به قوانین هستند. عقیده ما آزادی اختیار است که همین امر هم باعث علاقه مردم به رایانه های شخصی شده است. همانگونه که در دهه های گذشته دیده شده است، قدرتی که رایانه های شخصی به مردم می دهد تا آزادانه عقایدشان را بیان کنند و آزادانه به ارتباط با همدیگر بپردازند باعث تفاوت بسیار بزرگی در کنترل اطلاعاتی مردم شده است. و به همین دلیل است که صنعت رایانه های شخصی به توسعه ای باورنکردنی دست یافته است.

گیزمودو: برای عوض کردن بحث البته با حفظ نظم موضوع، اجازه دهید درباره آینده رایانه های شخصی بپرسم، به نظر شما رایانه های شخصی به کجا می روند؟ برایمان از Longhorn بگوئید. البته بدیهی است که موضوع رایانه های شخصی پیرامون زیادی دارد، مثل شبکه بندی و یا مراکز رسانه ای مالتی مدیا و…، اما حتماً شما نقطه ای را در نظر دارید که مایکروسافت را بخواهید در آن جهت حرکت دهید و ممکن است که ویندوز هم یک سکوی پرتاب برای شما بوده باشد. در این باره برایمان بگوئید.

خوب، شرکتی وجود ندارد که تا این اندازه متفاوت کار کند که نرم افزارهای مختلفی برای سخت افزارهای مختلف از شرکتهای مختلف بنویسد. ما برای همه چیز نرم افزار می نویسیم، از ساعتهای ورزشی گرفته تا تلفن ها و اتومبیل ها و… . بنابراین ما یکی از کمیاب ترین شرکتهایی هستیم که نامتمرکز کار می کنیم. هر کجا که نرم افزار می تواند بر ارزش کارها بیافزاید، ما آنرا انجام خواهیم داد.

به عقیده من برخی عاملهای طبیعی وجود دارند. برای مثال داشتن یک صفحه کامل و بزرگ برای نوشتن نامه ویا تکالیف. صفحه کامل و بزرگ در این موارد از صفحات جیبی و کوچک بهتر هستند. به همین خاطر است که مردم از تجارت موبایلی (m-commerce) صحبت می کنند، شما دوست دارید که اتومبیل تان را به سمت خانه برانید و برای خرید یک یخچال جدید توقف نکنید. به همین دلیل شما دوست دارید که از طریق گوشی همراهتان انواع مدلها را ببینید و از همان طریق هم آنها را بخرید. مردم دوست ندارند که توضیحات مربوط به یخچالها را در صفحه کامل و بزرگ ببینند و به مقایسه مدلهای مختلف بپردازند، همان صفحه کوچک و جیبی تلفن همراه کافیست!

هر جزئی بایستی نقش خودش را ایفا کند، و جادوی نرم افزاری بایستی درخصوص برنامه های شما، تماس های شما، یادآوری کارهایتان و… به شما اطمینان دهد. البته درست است که همه آنها به اینترنت متصل خواهند شد و فرمتهای خاصی را می توانند پشتیبانی کنند. بطور کلی همزمان سازی چیزی است که ما تمام وقت روی آن کار میکنیم تا آنرا بهتر نمائیم. ما می توانیم انجام چند کار همزمان را بهبود بخشیم. ما می خواهیم عملیاتهای ترکیبی و خودکار را با هم جمع کنیم.

گیزمودو: شما درباره شایعات اخیر مبنی بر اینکه شرکت Apple حمله به رقبایش را آغاز کره است، در رابطه با تولید برنامه Office Suite چه نظری دارید؟

آنها همیشه محصولات کار شده را ارائه کرده اند. من نمی دانم که آنها چگونه فکر میکنند اما ما همیشه رابطه خوبی با Apple داشته ایم.

منبع: Gizmodo.com

ترجمه من از این مصاحبه را در سایت خبرگزاری تکنولوژی اطلاعات ایران (ایتنا) به آدرس مستقیم http://www.itna.ir/archives/interview/001887.php نیز می توانید بخوانید.