دو سال از بلاگ نوشت گذشت

دهم آذر ۸۳ همراه با آغاز دسامبر ۲۰۰۴ اولین پست رو در «بلاگ نوشت» که روی سرویس دهنده بلاگر میزبانی میشد، قرار دادم. از همون روز اول به اون فقط بعنوان یه وبلاگ نگاه نمی کردم. بلکه می خواستم تا هویت من در دنیای تقریباً آزادتر سایبر باشه. جایی که بتونم خودِ «خودم» باشم، به دور از هر نقابی.

روزها از پی هم گذشتند، گاهی زود به زود و گاهی هم هفته به هفته بهش سر میزدم و از دغدغه ها و دلتنگی هام در اون می نوشتم. گرچه توجیه به روز نبودن هام برای خودم هم موجه نیستند، ولی حتی در اون روزها هم فکر و ذکرم پیش زندگیم در دنیای سایبر بود. زندگی ای که شاید از خیلی جهات بیشتر دوستش دارم.

و انگار همین چند روز پیش بود که با یکساله شدنش ذوق کردم و تصمیم به توسعه دادنش گرفتم. تا اینکه بالاخره از ۱۶ شهریور همزمان با پنجمین تولد وبلاگستان پارسی، به اینجا آوردمش تا بیش از پیش بهش برسم. اما هنوز خوب به خونه جدید عادت نکردم که دو سالگیش هم رسید! واقعاً که عجب تند می رود این قافله عمر!

گرچه گذر زمان به کوله بار تجربه هام در این دنیا اضافه کرده و گمان میره که حالا باید وبلاگ پربارتری داشته باشم ولی خودم هنوز در حسرت پستهایی هستم که می تونستم و ننوشتم.

امیدوارم که در آینده فارغ از این دنیای ماشینی وقتگیر و هزینه بر موقعیتی پیش بیاد که بتونم بیشتر به «بلاگ نوشت» بیام تا مداوم تر «خودم» بمونم.

از امروز بلاگ‌نوشت رسماً اینجاست!

 تولد وبلاگهای پارسی بر همه وبلاگ‌نویسان مبارک باد

« وبلاگ (Weblog) صفحه‌ای است که دارای محتویات گوناگون در مورد موضاعات مختلف است. بلاگ    (Blog) مخفف وبلاگ است که وقتی در جایگاه فعل قرار می‌گیرد، به معنای پست کردن پیغام به وبلاگ می‌باشد. »

این جملات، ترجمه اولین تعریفی است که من از بلاگ خواندم، که در کنار آشنایی با «سردبیر:خودم» در ترغیبم به بلاگ‌نویسی بسیار موثر بود.

تاریخ دقیقش را بخاطر ندارم، اما اواخر سال ۸۱ یا اوایل سال ۸۲، نخستین وبلاگم را با نام «ققنوس» در پرشین‌بلاگ به ثبت رساندم. ماهها با آن سرگرم شدم و تجارب زیادی از بلاگ‌نویسی بدست آوردم. ولی با این حال، این، آن چیزی نبود که من می‌خواستم! پس از حذف این وبلاگ، در پی راه اندازی وبلاگ بهتری برآمدم و تحت تاثیر «وب‌نوشت» ابطحی، «وب‌نوشته» را در پرشین بلاگ و بعدها در بلاگر راه انداختم.

اسم تکراری و ارسال دیر به دیر پستها مرا بر آن داشت که وب‌نوشته را نیز حذف کنم و بر آن باشم که وبلاگ‌نویسی را حرفه‌ای‌تر دنبال نمایم.

قبل از هر چیز به دنبال اسم منحصر به فردی گشتم. و بالاخره پس از هفته‌ها پویش به کمک موتورهای جستجو، ترکیب منحصربفرد «بلاگ‌نوشت» را انتخاب کردم و در بلاگر به ثبت رساندم.

از اول دسامبر ۲۰۰۴ رسماً در «بلاگ‌نوشت» شروع به ارسال پست کردم، و خوب یا بد، تا امروز در آن به نوشتن ادامه دادم. حالا، «بلاگ‌نوشت» جزئی از من است، و پر بیراه نیست اگر آنرا دوست‌داشتنی‌ترین جزء زندگیم بنامم. جزئی که در آن من کاملاً خودم هستم، به دور از هر نقاب و پرده‌ای.

بلاگر را هرگز فراموش نخواهم کرد. با وجود کثرت کاربرانش از سرتاسر جهان، سرویس قابل قبولی ارائه می‌دهد که بسیار قابل تقدیر است. حدود یکسال و هشت ماه، بلاگر میزبان بلاگ‌نوشتهایم بود و حالا به لطف آقای محسن پویا که دامنه BlogNevesht.com را در اختیارم قرار دادند و شرکت طرح وب که زحمت هاستینگ این وبلاگ را بر عهده گرفتند، و نرم‌افزار ورد‌پرس که مدیریت محتوای وبلاگ توسط آن انجام خواهد گرفت، به اینجا نقل مکان نمودم تا به امید خدا از این پس فراغ‌بالتر و جدی‌تر بتوانم به این «خانه خود بودن» برسم.

و اما به وبلاگ بسیار علاقمندم و وبلاگ‌نویسان را بسیار دوست می‌دارم. گرچه شاید خودم وبلاگ‌نویس خوبی نباشم. لذا تصمیم گرفتم که در سالروز تولد وبلاگ فارسی به خانه جدید نقل مکان کنم تا ضمن ابراز علاقه نسبت به این پدیده، ارادت خود را نسبت به وبلاگ‌نویسان فارسی‌زبان به اثبات برسانم.

ضمن تبریک پنجمین سالروز تولّد وبلاگستان پارسی، از امروز «بلاگ‌نوشت» رسماً اینجاست!

پ.ن: Sad Eye Never Lie هم از امروز دات کام شد.

یوسف گم‌گشته باز آمد به کنعان

بالاخره بعد از بدآمدهایی که یکی دو هفته گریبان‌گیرم شده بودن و شرحش هم قبلاً اومده بود، روزگار چهره زیباش رو هم به من نشون داد و زندگی برای من هم تبسمی کرد!
همون‌طور که قبلاً گفته بودم آی‌دی من در یاهو، بر اثر یه اشتباه به دست خودم حذف شده بود و از قرار معلوم بر طبق قوانین Yahoo! آی‌دی‌هایی که حذف میشن غیر قابل برگشتن، مگر تحت شرایط محدودی که خوشبختانه یکی از اون دلایل (که عمر بیش از ۵ ساله آی‌دی هست) شامل من میشد و تونستم بعد از روزها چانه‌زنی با Yahoo! آی‌دیم رو دوباره اکتیو کنم، بدون اینکه در اطلاعات موجود من در قمتهای مختلف از جمله Yahoo! Mail، Yahoo! Photos، Yahoo! Bookmarks و… خللی پیش بیاد.
اما بد بیاری دیگه‌ای که طی هفته‌های گذشته نصیبم شده بود و قبلاً هم در موردش نوشته بودم، از این قرار بود که دامین BlogNevesht.com تنها چند ساعت زودتر از اینکه بنام من ثبت بشه، توسط فرد دیگه‌ای به ثبت رسیده بود. و باعث شده بود که کلی از زندگی و وبلاگ‌نویسی ناامید بشم!
از خیر .com شدن گذشته بودم که گفتم بد نیست سنگی در تاریکی بیاندازم، شاید به هدف بخوره! به همین خاطر به آقای محسن پویا که این دامنه رو به اسم خودشون ثبت کرده بودن، ایمیلی زدم و ماجرای وبلاگ‌نویسی خودم در «بلاگ‌نوشت» رو براشون شرح دادم. بعد از مدتی ایشون در پاسخ، با اشاره به مشکل مشابه‌ای که قبلاً خودشون با اون مواجه بودن، با من احساس همدردی کردن. و کمتر از چند ساعت این دامنه رو به من واگذار کردن.
من از این حرکت واقعاً شوکه شدم! این کار مشت محکمی بود بر دهان من! واقعاً اگه خودم جای ایشون بودم، این کارو می‌کردم؟! نمی‌دونم چطور باید از آقای پویای عزیز تشکر کنم. امیدوارم به هر آرزویی که دارن برسن و همیشه موفق و سربلند باشن.
نتیجه‌:
۱- باز هم می‌تونین از طریق Yahoo! با من در ارتباط باشین!!
۲- بزودی منتظر www.BlogNevesht.com باشین!!

اندر احوال ضد حالاتی که خورده‌ام

راستش خودم هم موندم که آیا من آدم تنوع‌طلبی هستم یا نه؟! خوب! شاید تو بعضی چیزا آره و و تو بعضی چیزای دیگه اصلاً!
مثلاً من دوست دارم که قالب وبلاگم هر از چند گاهی نو بشه. از نظر روانی این کار می‌تونه مثل تغییر دکوراسیون خونه باعث نشاط روح و روان من و خوانندگانم بشه. اینجوری اینجا همیشه رنگ و بوی تازگی میده و من از این بابت لذت می‌برم.
قالب وبلاگ همون قالب قبلیه که با «سایکو» طراحی کرده بودم. فقط رنگ‌بندیش جدیده که مثل قبل کار حدیث جونه. به نظر من رنگ جدید گرمتره. من که خوشم اومده، امیدوارم شما هم از گرمیش لذت ببرین.
راستش دیگه چیزی نمونده بود که بلاگ‌نوشت، دات کام بشه. همه چیز روبراه بود. این دامنه رو بارها امتحان کرده بودم و تقریباً از وجودش مطمئن بودم. اما همون روزی که قرار بود همه چیز تموم بشه، یکی چند ساعت زودتر از من دست بکار شد و ضد حال سنگینی به من زد. من در این موارد اصلاً تنوع طلب نیستم. روی اسامی خیلی حساسم.
یادمه وقتی می‌خواستم وبلاگ‌نویسی رو دوباره از سر بگیرم (بعد از اونکه وبلاگم رو در پرشین بلاگ بستم)، روزها دنبال اسمی گشتم که تابحال بکار برده نشده باشه. و بالاخره بعد از مدتها کنکاش به «بلاگ‌نوشت» رسیدم؛ ترکیبی که در هیچ موتور جستجویی پیداش نکردم. ولی نمی‌دونم چرا این روزها این اسم اینقدر طرفدار پیدا کرده که همه می‌خوان اِلّا با همین اسم وبلاگ بنویسن! اولش «بلاگ‌نوشت در بلاگفا» و حالا هم «بلاگ‌نوشت دات کام»! فعلاً که تو کف همون بلاگ‌نوشت دات کام هستم، تا ببینیم چی پیش میاد!

اما ضد حال دیگه‌ای که این روزها نصیبم شده، دی‌اکتیو شدن آی‌دی من در یاهو بود. از دست رفتن اد لیستهای پنج ساله‌ و ایمیل‌ها و فایلهای My Briefcase و My Photos و… یه طرف، از همه مهمتر حساسیت من روی آی‌دی sadeghjam بود که همه اکانتهای دیگر من هم به همین صورت هستن، و من از این بابت خیلی لذت می‌بردم! البته مدتیه که با Yahoo! در حال رایزنی هستم تا شاید بتونم آی‌دیم رو پس بگیرم! از همه دوستانی که احیاناً در این مدت با آی‌دی من تماس گرفتن و پاسخی دریافت نکردن، صمیمانه عذرخواهی می‌کنم. فعلاً می‌تونین با سایر ایمیل‌های من ( + ، + ، + ) تماس بگیرین تا ببینیم چی پیش میاد!

و اما ضد حال بعدی برمی‌گرده به حذف ناجوانمردانه آرژانتین بزرگ از دور مسابقات جام جهانی. باز کاش آرژانتین بد بازی می‌کرد و می‌باخت تا ما اینقدر نمی‌سوختیم! واقعاً داغ سنگینیه که یه تیم خوب بازی کنه و از رقیب سرتر باشه و بعد در ضربات پنالتی، به تماشاچیان ببازه!
ولی چی میشه کرد! فوتبال دیگه! خب برزیل هم حذف شد!! بمونه برای سالهای بعد!…

بلاگ‌نوشت × ۲

وقتی تو لینکدونی «من و پری» لینک بلاگ‌نوشت رو در قسمت «پری‌گونه‌ها» دیدم، تعجّب کردم که چرا وبلاگ من رو بین نویسنده‌های خانوم قرار داده! اما وقتی روی لینک کلیک کردم، دیدم که زهی خیال باطل! «بلاگ‌نوشت» مزبور یه «بلاگ‌نوشت» دیگه‌است! متعلّق به خانومی به نظرم روزنامه نگار، فهیم و با دست به قلمی محشر! که از اسفند ۸۴ (یعنی حدود دو ماه پس از اولین سالگرد وبلاگم)‌ کار خودشون رو در زمینه وبلاگ‌نویسی آغاز کردن.
اولش خیلی عصبانی شدم، که چرا اسم وبلاگ من رو مورد استفاده قرار دادن! که ناراحتی خودم رو هم در نظردونی مطلب آخرشون اعلام کردم. که چون از سر غرض بوده گویا موجب ناراحتی این دوست عزیز هم شده بود، که در همین جا رسماً از ایشون عذرخواهی می‌کنم.
ایشون و برخی از خواننده‌هاشون در ایمیل‌هایی به من گفتن که موضوع پیش آمده، اصلاً «مشکل» نیست، چرا که اسم وبلاگها «منحصر به فرد» نیستن و می‌تونن شبیه به هم باشند. اما من به این امر معتقد نیستم. به نظر اسم وبلاگ‌ها منحصر به فرد هستن، همون‌طور که آدرس دومین‌شون منحصر به فرد هستن. مثلاً من با شنیدن نام «وب‌نوشت» به یاد ابطحی می‌افتم، یا وقتی صحبت از «سردبیر:خودم» میشه به یاد حسین درخشان می‌افتم، چرا که نام و آدرس وبلاگ‌هاشون منحصر به فرده.
خوب یا بد، دوست داشتم که «بلاگ‌نوشت» در انحصار خودم باشه. چرا که برای انتخاب این اسم بارها گزینه‌های مختلف رو مورد جستجو قرار دادم تا تکراری نباشن. در سرویس‌دهنده‌های رایگان هم تند تند دومین blognevesht رو ثبت می‌کردم تا یه «بلاگ‌نوشت» دیگه متولد نشه! این کار رو در مورد «بلاگفا» هم انجام داده بودم، اما انگار بلاگفا بعد از مدتی وبلاگهای غیر فعال رو پاک میکنه و به همین دلیل هم ایشون تونستن این نام رو به ثبت برسونن.
اما به هر حال کاریه که شده و فکر کنم اگه کسی هم این وسط سود برده، اون منم! چون هم نوشته‌های این خانوم در بلاگفا پرمغزتره، و هم این موضوع تلنگر محکمی به من زد تا هرچه سریعتر دات کام بشم…