بایگانی برچسب: بلاگ نوشت

برای نُه سالگی بلاگ‌نوشت

روزی روزگاری بود که اینترنت برای هم سن و سالان من معنای آزادی داشت. یادم هست که آن روزها دعوای‌مان سر این بود که آیا آزادی مطلق در اینترنت خوب است یا نه؟! اما حالا این‌جا هم «توئیت‌هایت را می‌بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم»!

blognevesht-censorship

شاید برای همین هست که دیگر “بلاگ‌نوشت” جایی نیست که بتوان “منِ” واقعی مرا کامل دید. حالا نگفته‌های این‌جا از گفته‌هایش بسی بیشتر است. اما با این حال هنوز هم اینجا را خیلی دوست دارم و همین عشق است که موجب شده تا بلاگ‌نوشت وارد نهمین سالش شود…

بلاگ‌نوشت‌های ۸۸

سه سال است (+ + +) که رسم شده تا در روزهای آخر هر سال، مروری داشته باشم بر مطالبی که طی یک‌ساله گذشته در بلاگ‌نوشت نگاشته شده است. امسال هم، گرچه به دلائل شخصی و اجتماعی کمتر به بلاگ‌نوشت رسیده‌ام، اما به هر حال بد نیست نگاهی داشته باشم به کارنامه پست‌‌های باقی‌مانده‌ی اینجا!

فروردین ۸۸

۱- سال ۸۸ را با سفر آغاز کردم. نتیجه‌اش عکس‌هایی شد از باغ وحش ارم، عالی‌قاپوی خط‌خطی و کلیسای وانک.

۲- طی سفر کوتاهی که به اصفهان داشتیم، دیداری صمیمی هم با دوستان مجازی اصفهونی داشتیم. بحث‌های آن دیدار جرقه‌ای شد برای راه افتادن سلسله بحث‌هایی درباره «وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای»: وبلاگ نویسی حرفه ای: الگوبرداری از غرب؟!وبلاگ نویسی حرفه ای: گذار از روزانه نویسی به توئیترنویسی؟!وبلاگ نویسی حرفه ای: نگاهی به اجزای اصلی وبلاگها . از ویژگی مهم این سلسله پست‌ها این بود که گاهاً بحث‌های مطرح شده در بخش نظرات، از مطلب اصلی کامل‌تر و جامع‌تر بودند.

۳- در اواخر فروردین ماه ۸۸ این توفیق نصیبم شد تا خبرخوان وبلاگ‌های گیلانی را با کمک دوستان پرشین بلاگرز راه‌اندازی کنم.

اردیبهشت ۸۸

۱- با توجه به نزدیکی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، اکثر مطالب بلاگ‌نوشت در اردیبهشت ماه و خرداد ماه ۸۸ سیاسی بودند و شامل پست‌های حمایتی من از میرحسین موسوی می‌شدند. که متاسفانه بنا به دلائل شخصی مجبور شدم بسیاری از آن‌ها را به دلیل حوادث پس از انتخابات، غیرفعال نمایم.

۲- خودکشی مجازی حدیث، موجب شده بود تا مطلبی درباره رفتارشناسی دنیای مجازی بنویسم. واقعاً که آدمی موجودی عجیب و ناشناخته است! و این عجیب بودن با ظهور فضاهای مجازی حتی چندین برابر هم شده!

۳- یکی از مطالب جالبی که در سال گذشته از وبلاگ DailyBlogTips ترجمه کرده بودم، مطلب «سادگی مایه حیات» بود. لازمه باز یادآوری بشه که اکثر وب سرویس ها، کمپانی ها، وبلاگ ها، محصولات و کتاب های موفق، ساده هستند. اما ما چطور؟ آیا چیزها را ساده می‌سازیم یا آن ها را پیچیده‌تر می‌کنیم؟!

خرداد ۸۸

۱- از پست‌های سانسور شده‌ی انتخاباتی در خردادماه که بگذریم، یکی دو پست بیشتر باقی نمی‌ماند! که یکی از آنها ترجمه‌ای است درباره راه‌های خوب، بد و زشت برای جذب ترافیک وبلاگ.

۲- با اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، فقط دو پست شعرگونه از بلاگ‌نوشت باقی ماند و بس!

تیر ۸۸

۱- همچنان هنوز هم امیدوارم که پیروزی تنها از آنِ حق باشد!

۲- روزهای تیر ماه هم روزهای پر ز حزنی بودند که حرف‌های زیادی را فرو خوردند!

۳- به معمای جالبی بر خورده بودم که گفته می‌شد معمای انشتین است، آن را در بلاگ‌نوشت منتشر کردم تا مایه‌ی تفکر دوستان باشد!

۴- اینترنت در ایران، پس از انتخابات، دچار دردسرهای عمده‌ای شد. لذا در آن روزها بازار معرفی سرویس‌هایی که بتوانند دسترسی کاربران به ابزارهای وب۲ را فراهم کنند، گرم بود. من هم در آن شرایط Digsby را به خوانندگان اینجا معرفی کردم.

۵- در دنیای مدرن امروز، انتخاب یک آنتی ویروس خوب جز دغدغه‌های بشر شده است. من هم بعد از تست کردن چند آنتی‌ویروس در شرایط مختلف پستی نوشتم تا تجاربم را با دیگران در میان بگذارم. البته قصد من از نوشتن این مطلب این نبود که ارجحیت آنتی ویروسی را بر دیگران اثبات کنم، اما آنتی ویروسی که با آن احساس راحتی و آرامش بیشتری داشتم AVG بود!

مرداد ۸۸

۱- یکی از بازی‌های وبلاگی مرداد ماه، نوشتن درباره یک رسانه واقعاً ملی بود. من هم طی پستی نظرم را در این باره در میان گذاشته بودم.

۲- در این ماه نسخه آزمایشی Microsoft Office 2010 منتشر شد و من هم برخی از چشم‌اندازهای جدید آن را معرفی کردم.

۳- یکی از مطالب آموزشی کاملی که در سال ۸۸ نوشتم، مطلبی بود تحت عنوان «چگونه از ابزارهای اجتماعی وبلاگها استفاده کنیم؟» که فکر می‌کنم هر کاربر مبتدی اینترنت باید با آن آشنا باشد.

شهریور ۸۸

۱- یک افزونه خوب برای قسمت نظرات در وبلاگ‌های وردپرسی، افزونه wp-thread-comment است که موجب می‌شود تا مدیریت پیشرفته‌تری بر نظرات وردپرس داشته باشید.

۲- نیما اکبرپور مسابقه جالبی را در آستانه سالروز جهانی وبلاگ راه انداخته بود با عنوان طراحی صفحه ۴۰۴. که به لطف دوستان طرح بلاگ‌نوشت هم یکی از برندگان این مسابقه بود.

۳- شهریور ماه، ماه وبلاگ‌هاست! چرا که هم ۳۱ام آگوست که مصادف است با روز جهانی وبلاگ، و هم شانزدهم شهریور که سالروز تولد بلاگ فارسی است، در این ماه واقع شده. به همین مناسبت من هم چند مطلب درباره وبلاگ‌ها نوشته بودم: وبلاگها را دوست می‌دارم…بلاگ‌هایی که باید دیده شوند و بالاخره داستان بلاگ‌نویس شدن من! حتی یک پست ویژه هم به همین مناسبت در فیس‌آف منتشر شد، که به بررسی نقش بلاگستان در وقایع پس از ۲۲ خرداد ۸۸ می‌پرداخت.

۴- یکی از بایدهای وبلاگی این روزها، وجود نسخه موبایلی است! یکی از وب سرویس‌های خوب که به راه‌اندازی نسخه موبایلی کمک می‌کند، Mobify است که در پستی معرفیش کرده بودم.

۵- یاهو در شهریور ماه سرویس میکروبلاگینگ جدید خود با نام Meme را راه‌اندازی کرد که البته به مرور زمان، معلوم شد که توانایی رقابت با سایر وب‌سرویس‌های مشابه را ندارد.  در مطلب «سرویس میکروبلاگینگ Yahoo Meme» برخی از ویژگی‌های این سرویس را برشمرده بودم.

مهر ۸۸

۱- «سوپ جوجه برای روح‌های رمانتیک» نام کتابی است که حدیث به من هدیه کرد. در مطلبی با همین عنوان، یکی از داستان‌های این کتاب را نقل کرده‌ام.

۲- اولین پادکستی که تهیه کردم، کتاب صوتی «شب‌های ورامین» صادق هدایت بود. برای خودم تجربه جالب و البته پردردسری بود!

۳- شنیدن خبر اهدای جایزه محمد امین به وبلاگ نویسان ایرانی، به خاطر «تعهد، شجاعت و فداکاری آن‌ها تحت شرایط جان‌فرسا و فشارهای فوق‌العاده در حین پوشش دادن اخبار انتخابات ریاست‌جمهوری» به اندازه‌ی تلخیِ اهدای این جایزه به کسی که وبلاگ‌نویس نبود، مسرّت بخش بود! از همین رو نامه سرگشاده‌ای را در بلاگ‌نوشت منتشر کردم و به امضای تعدادی از بلاگ‌نویسان رساندم تا از رویترز بخواهیم که از بلاگستان فارسی عذرخواهی کند! اما گویا رویترزی‌ها پاسخگوی کردار خود نبودند!

۴- Google Wave یا موج گوگلی یکی از سرویس‌های جالب گوگل است که با سر و صدایی زیاد وارد عرصه رقابت وب۲ شد! اما رفته رفته معلوم شد که این سرویس هم در مقابل سرویس‌هایی چون Twitter، FriendFeed، Facebook و… حرف چندانی برای گفتن ندارد!

آبان ۸۸

۱- از آبان ماه تصمیم گرفتم که در بلاگ‌نوشت، قسمتی را به روزانه نویسی اختصاص دهم. از همین رو ابتدا سراغ افزونه‌هایی برای وردپرس رفتم که امکان ایجاد روزنوشت را فراهم می‌کردند. اما با توجه به مشکلاتی که داشتند، «خودمونی‌های بلاگ‌نوشت» را به کمک فیدبرنر راه‌انداختم.

[«خودمونی»ها، نوشته‌هایی هستند که در خبرمایه بلاگ‌نوشت منتشر نمی‌شوند، اگر دوست دارید «خودمونی‌نوشت‌»های مرا بخوانید مشترک خبرمایه آن شوید!]

۲- یکی از سریال‌هایی که از مهرماه همزمان با پخشش از شبکه abc، دنبال می‌کنم، سریال V است. طی مطلبی با عنوان «V : دشمنانی با پیام صلح» به معرفی این سریال پرداخته‌ام.

۳- از ترجمه‌های خوب آبان ماه که در بلاگ‌نوشت منتشرش کردم، بهینه‌سازی و بالابردن سرعت وبلاگ‌های وردپرسی است.

آذر ۸۸

۱- آذر ماه برای بلاگ‌نوشت ماه مهمی است! چرا که سال نوی بلاگ‌نوشت از این ماه شروع میشه! البته به شرطی که مشغله‌های زندگی، این واقعه مهم رو از یادم نبرن!

۲- یکی دیگر از سر و صداهایی که گوگل در سال قبل به پا کرد، معرفی سیستم عامل جدیدش بود. که من هم یک راهنمای تصویری از نحوه دانلود و نصب سیستم عامل گوگل کرومیموم منتشر کردم.

۳- معمولاً یکی از دغدغه‌های صاحبان وبگاه‌ها این است که مطمئن شوند قالب صفحه وب‌شان در هر شرایطی درست لود می‌شود. BrowsrShots وب سرویسی است که  برای همین اطمینان بخشی راه اندازی شده است!

دی ۸۸

۱- مثل همیشه ۱۱ دی ماه به درد و دل‌های من اختصاص پیدا کرد و این‌بار «یک‌سال نزدیک‌تر…»

۲- یکی از وب‌سرویس‌هایی که در دی ماه معرفی کردم «بلاگبان» نام دارد. بلاگبان، وب سرویسی است که با هدف جمع‌آوری و دسته‌بندی کردن وبلاگ‌های فارسی و مطالب منتشر شده در آنها فعالیت می‌کند. از ویژگی‌های بلاگبان این است که وبلاگ‌نویسان با رای دادن، برترین مطالب بلاگستان را انتخاب می‌کنند تا علاقمندان بتوانند راحت‌تر به پست‌های مفید بلاگستان دسترسی پیدا کنند.

۳- شاید تنها فیلم خوب ایرانی که در سال ۸۸ دیدم، فیلم «کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره» ساخته بهمن قبادی بود. نگاه من به این فیلم زیر پستی با عنوان «نعره گربه‌های ایرانی» نوشته شده است.

۴- و دی ماه با سالروز ازدواج من و حدیث به پایان می‌رسد. امسال خودمونی‌تر درباره ماجراهای ازدواج‌مون نوشتم!

بهمن ۸۸

۱- بلاگ‌نوشت در بهمن ۸۸ فقط دو پست داشت که یکیش نظرسنجی‌ای بود درباره اینکه بعد از یک رابطه نامشروع چه باید کرد؟!

۲- Google Buzz سرویس دیگری است از گوگل که به نظر می‌رسد بعد از برآورده نشدن انتظارات از Google Wave، معرفی شد. طی مطلب دومی که در بهمن ماه منتشر کردم، به بازی با قابلیت‌‌های این وب سرویس پرداخته‌ام!

اسفند ۸۸

اول اسفند ماه ۸۸، بلاگ‌نوشت رسماً فیلتر شد! تا جائی که حتی پیگیری‌ها برای یافتن مصادیق جرائم اینترنتی در بلاگ‌نوشت هم راه به جائی نبرد! تا اینکه تصمیم گرفتم که به احترام آزادی بیان، بلاگ‌نوشت همچنان فیلتر بماند، و تن به امضای تعهدنامه ندادم. البته بیکار هم ننشستم و برای راحتی رهگذران اینجا، دامنه BlogNevesht.IR را در کنار بلاگ‌نوشت.کام فیلتر شده، راه‌اندازی کردم تا باشد که چند صباحی رها باشیم!

باشد که این کارنامه در سال ۸۹ پربارتر از این باشد…

اکثر وب سرویس ها، کمپانی ها، وبلاگ ها، محصولات و کتاب های موفق، ساده هستند.

شما چطور؟ آیا شما چیزها را ساده می کنید یا آن ها را پیچیده می سازید؟!

Face Off ویژه : هشتمین سالروز تولد بلاگستان فارسی

هشت سال از ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ -روزی که نخستین بلاگ فارسی نگاشته شد- می گذرد. در این مدت روز به روز هویت بلاگستان فارسی شکیلتر و تاثیرگذاری آن قدرتمندتر شده است. انتخابات ۲۲ خرداد امسال و وقایع پس از آن را می توان نخستین نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران دانست، که بلاگها در آن حضوری پررنگ و تعیین کننده داشته اند. لذا لازم است درنگی کنیم و ببینیم که بلاگستان در نخستین حضور جدی خود در جامعه حقیقی چگونه ظاهر شده است. به همین دلیل چند تن از وبلاگ نویسان لطف کرده اند و به بررسی نقش بلاگستان فارسی در حوادث پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ پرداخته اند و به میزان مفید بودن و اثرگذاری بلاگستان در این برهه زمانی، از ۰ تا ۲۰ نمره داده اند.

اجازه دهید هشتمین سالروز بلاگستان فارسی را با یاد بلاگ نویس دربند جناب آقای محمدعلی ابطحی نویسنده وبلاگ وب نوشت آغاز کنیم، که سال پیش برایمان اینگونه نوشته بودند:

وبلاگ، تا وقتی سخن دل باشد و بی نقاب از درون صاحبش تراوش کند،خواندنی است. وقتی جای رسانه را می گیرد دیگر وبلاگ نیست، خبرگزاری است. سعی کنیم وبلاگی بمانیم.

طراح لوگو : حدیث

و مزیّن می کنیم این ویژه نامه را به قلم سرکار خانوم سمیه توحیدلو نویسنده وبلاگ بر ساحل سلامت، که چند صباحی را به جرم نقش وبلاگشان در تحلیل انتخابات اخیر دربند بوده اند:

برای همه کسانی که یک رسانه بزرگ را آفریدند

به مناسبت هشت سالگی وبلاگ نویسی فارسی قرار بود درباره تاثیرات وبلاگ ها بر پدیده ها و اتفاقات بعد از انتخابات بنویسم. شاید شرایط خاصی که من در بعد از انتخابات درگیرش بودم مانع از این می شد که در همان زمان وبلاگ ها را دنبال کنم و از احوالات و شرایط به وقوع پیوسته باخبر شوم. اما در همان احوال علیرغم اینکه به سبب فعالیت های انتخاباتی دستگیر شده بودم، اما باید پاسخگوی نوشته هایم در پستهای وبلاگ می شدم. از نظر من نوشتن و خصوصا روزانه نویسی در وبلاگ مسئله جدی ای بود البته نه به اندازه ای که بازجوها آن را مهم می پنداشتند.

اما بعد از گذشت ۷۰ روز اولین و طبیعی ترین کار، گرفتن خبر از ایامی بود که به زعم بسیاری از ناظرین سرعت تحولاتش آنقدر بالا بود که نتوان آن را با روزها و ماه های مشابه مقایسه نمود. خواندن اخبار و حتی دیدن فیلم ها و صحنه های تظاهرات و اعتراض مردم و یا صحنه های خشونت ها نمی توانست به تنهایی منتقل کننده حس و حال آن روزها باشد. آنها به مانند اسنادی کاملا بی روح بودند که تنها و تنها خشونت آن روزها را برایم منتقل می کردند. تنها دو منبع می توانست بازگوکننده وضعیت آن روزگار باشد. دو منبعی که بسیار از آن بهره جستم و صادقانه باعث حیرتم گردید. اولین منبع گفتگوهای شفاهی و توضیحاتی بود که افراد از حضورشان و از حضور مردم ارائه می دادند و دومین وسیله خواندن وبلاگ کسانی بود که شاهدان عینی ِ وقایع بودند و یا به نحوی گزارشی از آنچه دیده اند و شنیده اند ثبت کرده اند. به واقع وبلاگستان در این مدت مکتوب کننده و ثبت کننده خاطرات شفاهی مردمی شده بود که علاقمند به تغییر بودند و برای خواستشان برخاسته بودند. دیگر نیاز نبود برای شناخت بهتر به خاطرات سینه به سینه و یا در گوشه دفتر یادداشتی ثبت شده مراجعه نمود که این خاطرات و شرح وضعیت ها به شکل علنی و در دسترس بود. کافی بود وارد گوگل ریدر شوی و تمام آیتم های نخوانده ای که دوستانت نوشته اند تک به تک بخوانی یا اینکه تمامی به اشتراک گذارده شده هایی که آن روزها بوی خشم و بوی اعتراضش بیش از هر شخصی نویسی ای شده بود ببینی. نکته جالب این بود که کوتاه نوشته ها و یا شخصی نوشته های دوستان وبلاگ نویس ِ غیر سیاسی نیز به بهترین نحوی منتقل کننده آن حس و حال بود. به جرات باید بگویم یکی از بهترین منابع مرور حوادث همانهایی بود که در وبلاگ ها خواندم. البته ناگفته پیداست در وبلاگ خوانی باید حواسم می بود که این اسناد خالی از دخالت شخصی ِ نویسنده نیست و همان می تواند نوشته را با اغراق و یا با کم و ناچیز انگاری همراه کند. آنچه مهم بود برآیندی بود که از این خواندن ها می شد گرفت. بی جهت نیست که وقتی در جستجوگرها برای گرفتن اطلاعات می گردی بیشترین حجم اطلاعات را باید در این دفترچه یادداشت های شخصی ای پیدا کنی که روزی روزگاری بعد از نوشته شدن در گوشه صندوق ها و یا پشت کتابخانه ها خاک می خورد و امروز به بهترین شکلی آنها منتشر شده است. به واقع در این حوادث هر شهروند یک رسانه بوده است. یک رسانه نوشتاری، یک رسانه تصویری. ثبت وقایع از طریق نوشته، عکس و فیلم اتفاقی بود که در این اعتراضات توسط شهروند خبرنگارانی انجام شد که اینبار فعال شده بودند و گوی رقابت را از روزنامه نگاران و خبرنگاران حرفه ای ربودند. با امید روزی که دسترسی شهروندان به رسانه ها نامحدود باشد و هر شهروند صاحب یک رسانه باشد.

و اما سایر بلاگ نویسانی که نظراتشان را به اشتراک گذارده اند (به ترتیب زمان دریافت مطالب):

علیها نویسنده یک طراح وب :

در این دوره، یک ۲۲خردادِ متفاوت را تجربه کردیم. اگر شما هم جزئی از وبلاگستانِ فارسی بودید – چه خواننده و چه نویسنده – حتما متوجه ی این شدید که خبرهای آن روزها را سریع تر از هرکسی به دست می آوردید.
وبلاگستان و وبلاگستانی ها انصافا گل کاشتند. همین که تعدادی از وبلاگ نویس های عزیزمان دستگیر و یا تهدید به این امر شدند، خود گویای تاثیرگذاری بسیار زیادِ آن است.
سالگردِ وبلاگستانِ فارسی هست، تبریکاتِ بنده را هم پذیرا باشید :- ) هرچند که نمره ی وبلاگستان ۲۰ است اما من به آن نمره ی ۱۹ می دهم و ۲۰ را نگه می دارم برای دوره ی بعد :- )

شایان شلیله نویسنده دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران :

در مورد نقش وبلاگ نویسان در رویداد های اخیر شاید حرف های زیادی بشود زد. البته بررسی نقش وبلاگ نویسان که چه نتیجه ای داشته است را پس از مدت کوتاه ۲ ماهه نمی شود بررسی کرد که این حرف ها و نوشته ها چه تاثیر فرهنگی در جامعه داشته است.

اما نقش وبلاگ نویسان رو در مورد پوشش خبری و استفاده از تکنولوژی می شود خیلی دقیق بررسی کرد. پوشش خبری و اطلاع رسانی بعد از انتخابات به دلیل مشکلات زیادی که خبرنگاران داشتند در پوشش خبری، به دوش وبلاگ نویسان بود.

استفاده از سایت ها و افرادی که آن ها را تهیه می کردند و در اینترنت قرار می دادند را شاید بشود گفت یک حرکت بسیار بزرگ و قوی بود.

در شرایطی که این سایت ها فیلتر شده بودند، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه شده بود و تهیه مطلب هم کم خطر نبود، وبلاگ نویسی و در کل وبلاگ نویسان شناخته شده ویا ناشناخته به درستی وارد میدان شدند و این فاصله اطلاع رسانی و پوشش خبری رو کامل کردند.

برای خود من خیلی جالب بود که یک بار در دفتر نشسته بودن داشتم فیس بوک بازی می کردم دیدم یک فیلم ویدئویی به اشتراک گذاشته شد که دقیقا در سرکوچه ما گرفته شده بود. یعنی سرعت انتقال اطلاعات مثل تهیه فیلم، ارسال اون به اینترنت و به اشتراک گذاشتنش تا اونجا که به من برسه کمتر از یک ساعت طول کشیده بود. یعنی من فیلمی رو از محله زندگی خودم میدیدم که دور دنیا رو گشته و سریع تر از اینکه خبرش به صورت چهره به چهره به من برسه با استفاده از تکنولوژی به دست من رسید.

شاید برای کسی که در خارج زندگی می کنه و از ایران دور هستش و مدت زیادی هم هست که به ایران نیومده این موضوع خیلی اهمیت نداشته باشه ولی برای من که در ۱۰ دقیقه بیشتر با خونه فاصله ندارم و رویداد های به این نزدیکی که در اطراف من روی میده رو هم با استفاده از تکنولوژی سریع تر مطلع میشم دقیقا میتونه توضیح این باشه که نقش وبلاگستان و استفاده از تمام ابزار ها برای اطلاع رسانی تا چه اندازه ای اهمیت داره.

در پایان هم من واقعا به وبلاگ نویسی از نظر استفاده از وبلاگ و تکنولوژی های وب نمره ۲۰ رو میدم. البته نه تنها من بلکه همه ما شاهد بودیم که تمام دنیا هم از این موضوع شوکه شدن، و کم نبودند افرادی که از این رویداد به عنوان انقلاب وب ۲ یا شکوه روزنامه نگاری شهروندی نام بردند.

چون در تمام کشور ها خیلی سال است که روزنامه نگرای شهرورندی مطرح شده ولی در واقع نقش و تاثیر گزاری روزنامه نگاری شهروندی در دنیا تا قبل از انتخابات ایران در چنین حجمی اصلا روی نداده بود.

امین ثابتی نویسنده ندای امروز :

بلاگستان فارسی در وقایع پس از ۲۲ خرداد ماه تا حدودی جای یک رسانه‌ی ملی را پر کردند و به خوبی وقایع را پوشش دادند. مزیت مهم پوشش اخبار توسط بلاگستان فارسی در آن بود که تمامی دیدگاه‌ها و نظرها بیان می‌شد و هیچ صدایی سانسور نمی‌شد، به همین دلیل می‌توان وبلاگستان فارسی را بی‌طرف‌ترین رسانه‌ی ایرانی د وقایع پس از ۲۲ خرداد دانست. نمره: ۱۶

بابک محمودی نویسنده زنگوله :

وبلاگستان فارسی در وقایع اخیر نقش فناوری هایی نظیر اینترنت در جامعه را به خوبی و روشنی نشان داد. من تمام دوره های مختلف، از آن زمان که واژه «وبلاگ» در فارسی معنا نداشت تا آن موقع که وبلاگ داشتن کلاس داشت و تا الان را «از نزدیک» دیده ام. اخیرآ به وضوح احساس می کنم که کلمه «وبلاگ» خیلی خیلی بیش از پیش جا افتاده. همه ما دیدیم و داریم می بینیم که به لطف اینترنت و سرویس دهنده های رایگان هر فرد به یک رسانه تبدیل شده است.

فضاهایی مثل توییتر و فرندفید هم جزئی از وبلاگستان فارسی هستند و مطمئنم همه شما از نقش مثبت آنها به خوبی آگاه هستید. توییتر به ما ثابت کرد که میکروبلاگینگ و پاسخ به سوال «What are you doing?» گاهی چقدر می تواند مهم باشد و فرندفید هم به عنوان یک سکوی خبرگزاری جمعی و به اشتراک گذاری اهمیت و قدرت خودش را بیش از پیش به ما ثابت کرد.

من به نقش وبلاگستان فارسی در وقایع اخیر نمره ۱۴ می دهم، نمره ای که صد در صد قبول است اما هنوز خیلی جای پیشرفت دارد.

ما بیشماریم!

نویسنده وبلاگ گیله مرد :

وبلاگستان در دوران پس از انتخابات ضعف های رسانه دولتی را پر کرد و نقش بسیار مهمی در انعکاس وقایع داشت تا جایی که بسیاری از شفاف سازی ها در همین وبلاگستان صورت گرفت و وبلاگ نویس تبدیل شد به کابوسی در بیداری برای آنها که حق را نادیده گرفتند. هر چند در پاره ای از موارد یک جانبه گرایی هم صورت می گرفت ولی از حق نباید گذشت که وبلاگ های فارسی در مجموع نقش یک رسانه ملی را بازی کردند که مدت ها در حسرتش بودیم. به امید روزی که بتوانیم در شاهد به بلوغ رسیدن این کودک هشت ساله باشیم.

نمره من به بلاگستان فارسی ۱۸ هست! اون دو نمره هم به خاطر امثال آهستان کم کردیم

نویسنده وبلاگ گیلاس خانومی :

دلم میخواست بنویسم که راضی ام از نقش بلاگستان , اما نیستم . خیلی از ما وبلاگ نویسان در این دوران – از قبل از ۲۲ خرداد میگویم تا بعدش – کارهایمان را زمین گذاشتیم و امدیم سراغ انتخابات و هیاهو کردیم و داد زدیم و ناله کردیم و بعد دوباره برگشتیم سر کارهایمان ! شما فرض کن گردگیری میز تلوزیون یا وصل کردن یک لامپ کم مصرف … اما بودند کسانی که زندان رفتند , بیشتر از من کتک خوردند , خاطراتشان خیلی بدتر و واضح تر از خاطرات ما بود و شکنجه شدند , کشته شدند و الان در قبرهای بی هویت در گورستان در خوابیده اند . و وبلاگستان کاری نمی تواند برایشان بکند . شاید التیامی با سخنی یا همدردی یا اصلا یاد بودی ولی شده است انچه که نباید میشد و گذشته است انچه که سخت بود و بر خاطره ها ماند … حالا که قرار است نمره بدهم … نمره قبولی نمیدهم .. چون راضی نیستم . دوست ندارم بایستم و برای هیچی دست بزنم . نمی گویم هیچی بود ! اخرش هیچی شد . می بینید که اعترافات مخملی این کودتای مخملی را ؟ دوست نداشتم جای سمیه خانوم باشم . حتی یک لحظه و نمیدانم چه بگویم که درمانی باشد برای زخم های روحی اش .. فقط شرمنده ام خواهر

رضا سیدی پور نویسنده فیدوس :

چند سال پیش وقتی اولین گروه از وبلاگ نویسان به جرم تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شده و پرونده ای موسوم به پرونده وبلاگ نویسان به جریان افتاد – پرونده ای که هنوز مفتوح است – وبلاگ نویسی جایگاه خود را به عنوان یک رسانه در ایران نشان داد ، و از آن روز به بعد پای وبلاگ نویسان نیز مانند دیگر صاحبان رسانه همزمان هم به فضای سیاسی ایران و هم به دادگاه های این کشور باز شد.

استقلال فردی و آزادی عمل در وبلاگ نویسی باعث شده تا در جریانات مختلف بتواند به عنوان یک رسانه قوی و بروز عمل کرده و کمک کار اصلی دیگر رسانه های رسمی و نیمه رسمی باشد.

در کوران حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد و در حالی که فضای ملتهب داخل کشور خالی از رسانه های خارجی و رسانه های داخلی مستقل بوده و عملا خبر رسانی به داخل و خارج از کشور صورت نمی گرفت ، وبلاگ ها توانستند تا حدود زیادی این نقیصه را جبران کنند .استفاده وبلاگ نویسان از عکس و فیلم هایی که بیشتر توسط خود وبلاگ نویسان و بی واسطه تهیه می شد باعث افزایش اعتبار خبری آنها شد ، تا جاییکه در موارد بسیاری همین وبلاگ های غیر رسمی در بیشتر موارد به عنوان منابع اصلی خبری غول های رسانه ای جهان مورد استفاده قرار می گرفتند.

وبلاگ نویسی در ایران را دیگر نمی توان نهال نو رسته ای دانست چرا که هشت سال سابقه وبلاگ نویسی فارسی در عصر پر شتاب رسانه سابقه کمی نیست و من فکر می کنم جریان وبلاگ نویسی ایران در اولین آزمون خطیر خود موفق بوده و به خوبی توانسته است که وظیفه اطلاع رسانی خود را انجام بدهد.

شانزده سال سابقه معلمی و امتحان و ورقه و نمره این حسن را داشته که الان من به راحتی بتوانم نمره بدهم . نمره من به وبلاگ نویسی فارسی در جریانات پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۸ می باشد.

علیرضا نویسنده نون وا :

وقایع اخیر هرچند دردناک بود ،اما برای وبلاگستانی که همیشه در کارهای گروهی ضعیف بود ، تمرینی شد برای با هم بودن ، برای کار دسته جمعی ،حتی برای اثبات جایگاه خود اینترنت. وبلاگستان چه قبل و بعد از ۲۲ خرداد ماه ثابت کرد رسانه ای‏ست آزاد که هر فردی در آن اجازه اظهار نظر خواهد داشت. این روز رو به همه مردمان وبلاگستان تبریک عرض میکنم و به وبلاگستان نمره ۱۵٫۲۵ خواهم داد.

نویسنده وبلاگ مریم :

به نظر من وبلاگستان درجریان انتخابات بیشتر نقش رسانه ای و اطلاع رسانی داشت. البته این خیلی طبیعیه اما انتظار خود من از وبلاگ نویس ها خیلی بیشتر از این حرف ها بود. با توجه به اینکه وبلاگ نویس های تاثیر گذار اغلب آدم های تحصیل کرده و روشنفکری هستن نقششون خیلی باید فراتر از صرفا یک خبر رسانی یا تکرار داستان های انتخبات بود. متاسفانه هیچ نقد درست و حسابی و هیچ تحلیل منطقی در بلاگستان در رابطه با اتفاقات اخیر من ندیدم. به نظرم نمره وبلاگستان ۱۵ هست.شایدم ۱۰٫

آیدا رنگی نویسنده بلاگ نویس :

رسانه شمایید !

۲۲ خرداد ۱۳۸۸٫ کمی بعد از شادی های کوچک برای امید به ایرانی آباد ، ایرانی شاد ، ایرانی آزاد ، ایرانی بدون تحریم ، ایرانی بدون بازداشت وبلاگ نویس.

زمان، ساعت صفر مطلق ۲۳ خرداد .کمی بعد از اعلام نتایج. کمی بعد از دلسرد شدن از آزادی ، کمی بعد از تقلب …

و آغاز جنبشی در وبلاگستان فارسی که شاید بتوان نقطه عطفی در فعالیت سیاسی وبلاگ نویسان فارسی زبان دانست. بازداشت وبلاگ نویسان که کام نوشتن را برای دوستان ندیده مجازی یاران در بند تلخ کرده بود.

سانسور شدید خبری رسانه ملی بار اطلاع رسانی را به دوش وبلاگ نویسان گمنامی گذاشته بود ، که حالا ترس از بازداشت داشتند. اما با شعار ” رسانه شمایید ” همچنان وبلاگ نویسان اعتراض خود را با کلمات به گوش یاران و مخالفان می رساندند.

درخواست ازادی برای وبلاگ نویسان بازداشت شده ، روشن کردن شمع برای کشته شده ها و دیگر فعالیت های مجازی که هرکدام صدایی بود از بین هزاران نویسنده این دنیای مجازی.

در مقابل نویسنده های موافق دولت نیز بیکار ننشستند و با نطق های طولانی و تند به تخریب اتفاقها پرداختند و جنگی سایبری بین موافقان و مخالفان در گرفت.جنگی از نوع هک بین فارس و بالاترین ! و یا کلمات بین وبلاگ نویسان !

شاید اگر نویسندگان وبلاگ ها نبودند ، فریاد های پشت دیوار اوین خاموش می شد ،نگاه ” ندا ” سمبل آزادی نمی شد ، دروغ پراکنی رسانه ملی افشا نمی شد !

اما ما ، وبلاگ نویسان فارسی بودیم که توانستیم در این مسیر پرخطر ادامه دهیم و رسالت ، ” رسانه شمایید ” را انجام دهیم.رسالتی که هنوز ادامه دارد و تا روزی که وبلاگ فارسی زنده است ، پاینده خواهد ماند.

من ، به عنوان نویسنده ای از بین هزاران وبلاگ نویسی که در این مدت سعی به تصویر کشیدن دغدغه ها و اتفاقات پیرامون خود را داشت ، به تمام اعضای این جامعه وبلاگ فارسی موفقیت در این رسالت را تبریک می گویم و امیدوارم تا روز ازادی تمام وبلاگ نویسان در بند ، این حرکت ادامه داشته باشد .

با وجود تمام تحریم های موجود برای به روز نگه داشتن وبلاگ ها از جمله کم بودن سرعت اینترنت ، فیلتر ، تصویب قانون جدید جرایم اینترنتی در تیر ماه و غیره و غیره ، به وبلاگستان فارسی نمره ۲۰ را می دهم که با وجود تمام این سختی ها به راه خود ادامه داد.

لوا زند نویسنده بلوط :

متاسفانه من تابستان امسال وضع ثابتی نداشتم و وبلاگ خونی هم آداب مخصوص داره. مثل فیس بوک و تویتر نیست. حداقل برای من فرق داره.

من حوادث امسال رو به طور عمده از فیس بوک، تویتر و خبرگزاری ها دنبال کردم نه وبلاگستان. یه شرایط خاصی هم داشت مخصوصا اون دو سه هفته اول که حجم خبرها اینقدر زیاد بود که عملا وبلاگی که روزی یکی یا دوبار آپدیت میشه کارایی خبررسانی در این مورد رو نداشت یا حداقل مثل فیس بوک و تویتر نبود . عکس و ویدئو (‌که امکان به اشتراک گذاشتنشون مثلا تو فیس بوک خیلی بیشتره، هر کدوم اندازه هزار کلمه حرف میزدند). البته فکر کنم بین همه وبلاگ‌ها سه تا از وبلاگ‌هایی که دنبال می کردم از دیده های خودشون تو تظاهرات و خیابون ها می نوشتند که خب اینها هم منابع دست اولی بود.

اجازه بدید من مسله رو تحلیل نکنم و نمره ندم چون اولا همونطور که گفتم واقعا وبلاگها منبع اخبار برای من نبودند و دوما اینکه به عنوان کسی که به ماجرا نزدیک نبود و خودش تجربه دست اول نداشت نمیتونم بگم واقعیت چطور بود و وبلاگ‌ها چطور پوشش دادند اخبار رو. چیزی که هست حوادث بعد از خرداد امسال یه دریچه تازه ای رو نه تنها به روی خبرنگاری شهروندی که به روی اعتراضات مردمی باز کرد و واسه اولین بار در این حجم گسترده از تکنولوژی های اینترنتی برای جلب توجه بقیه دنیا و رسوندن صدای اعتراض استفاده شد. وبلاگ ها هم حتما از این قضیه مستثنا نیستند.

حورا نویسنده افیون :

مطمئننا اگر وبلاگستان فارسی نبود این جنبش در نطفه خفه می شد و هیچ اثر از آن باقی نمی ماند…

یک ۲۰ به وبلاگستان بدهکاریم

نویسنده وبلاگ بامدادی :

از یک دیدگاه شاید با توجه به ضریب نفوذ پایین اینترنت در ایران نقش وبلاگستان فارسی در هر گونه تحول اجتماعی در ایران ناچیز به نظر برسد. اما اگر شرایط حساس تاریخی‌ای مانند آن‌چه در چند ماه اخیر بر ایران گذشته است را در نظر بگیریم احتمالا به نتیجه‌ی دیگری می‌رسیم.

در روزهایی که جریان آزاد اطلاعات و اخبار به شدت از سوی مراکز تمرکز قدرت و ثروت مورد تهاجم قرار گرفته است، نقش رسانه‌های غیررسمی مانند وبلاگ‌‌ها و یا به صورت عام‌تر فعالیت مجازی همه‌ی کاربرانی که به شیوه‌های مختلف به تولید و انتشار اخبار (و حتی شایعات) می‌پردازند کلیدی و اساسی بوده است.

از سوی دیگر وبلاگ‌نویسان ایرانی مانند سایر شهروندان ایرانی بوده‌اند:

آن‌ها همراه با مردم رای دادند، امیدوار شدند، خود را باور کردند، باتوم خوردند، تحقیر شدند، شکنجه شدند، سکوت کردند، ترسیدند، حرف زدند، اعتراف کردند، زندانی شدند، مورد تجاوز قرار گرفتند، نوشتند، نقد کردند، تحلیل کردند، اطلاع‌رسانی کردند، توی خیابان آمدند، الله و اکبر گفتند و این جا و آن‌ جا حضور خود را حفظ کردند.

نمره‌ی وبلاگستان فارسی همان نمره‌ی مردم ایران است: بیست

و چند کلامی هم از حقیر:

صادق جم نویسنده بلاگ نوشت :

اگر به هشت سال گذشته بنگریم در میابیم که بلاگهای ایرانی نه تنها چیزی از بلاگهای سایر بلاد کم ندارند، که در بسیاری از موارد هم پیشرو هستند. اما این در نظر قدرت مداران، موقعیتی گرامی نیست! بلاگها، اگر به عنوان یک رسانه، جای خود را در قشرهای مختلف جامعه باز کنند، دکان رسانه های نمایشی را برای همیشه تعطیل می کنند، و بدین ترتیب معادله قدرت را به هم می ریزند. از همین رو قدرت طلبان با تمام توان شان نخواهند گذاشت که چنین رسانه ای به شکوفایی برسد. اما این تلاشی بس بیهوده است و آزادی، محکوم به پیروزی است!

در حوادث پس از ۲۲ خرداد سال جاری، وجدان عمومی جامعه احساس می کرد که در پس نمایش های رسانه های دولتی، چیزی است که سعی می شود، پنهان نگاه داشته شود. لذا کنجکاو شد تا بداند که حقیقت چیست. این موقعیت، فرصتی را برای بلاگستان به وجود آورد تا جای خود را بعنوان یک رسانه، محکم تر کند. اما متاسفانه اضطراب حاکم بر جامعه، بر بلاگ نویسان نیز بی تاثیر نبود. به گونه ای که هراس ناشی از اقدامات قدرت طلبان موجب شد تا بسیاری از بلاگ نویسان (از جمله خود من)، به جای اینکه از فرصت بدست آمده برای ایفای رسالت خود بهره ببرند، لب ببندند و سکوت پیشه کنند!

نباید از حق گذشت که بودند بلاگ نویسانی که هویت حقیقی شان پنهان بود یا در خارج از ایران زندگی می کردند و در این راه به بهترین نحو عمل کردند. اما تعدادشان آن قدر نبود که بتوان آن را به اکثریت بلاگستان تعمیم داد.

البته همانگونه که اشاره شد عامل اصلی این فرصت سوزی را باید در فضای بسته حاکم بر جامعه حقیقی ایران جست و جو کرد که اثرات آن رفته رفته بر جامعه مجازی نیز پدیدار می شود و مقابله با آن قدری مشکل می نماید.

اما اگر سرویس های وب۲ و شبکه های اجتماعی، را در کنار بلاگها قرار دهیم، نتیجه به عمل آمده، دگرگون می شود! با توجه به ویژگی آنی بودن و حضور هویت های پنهان، فعالیت در این وب سرویس ها تا حدود زیادی کم دغدغه تر بود. همین امر موجب فعالتر بودن این سرویسها شد. تا جائی که حتی در برخی از موارد خبرگزاری ها هم از این طریق تغذیه خبری می شدند، که بدون شک این موقعیتی فوق انتظار و استثنائی بود.

لذا اگر از نمره پائین بلاگستان در وقایع اخیر بگذریم، نمره ۲۰ ایرانیان در وب سرویسهایی چون توئیتر، فرندفید، فیس بوک، یوتیوب و… می تواند نویددهنده آینده ای روشن برای دنیای مجازی ایرانیان باشد!

البته بودند بلاگ نویسان بسیاری که اوضاع پیش آمده در حوادث اخیر، موجب شد که در نوشتن بی میل شوند. به نمایندگی از دوستان دعوت شده ای که حس نوشتن در این ویژه نامه را نداشتند، یادداشت سلمان جریری نویسنده وبلاگ سلمان را بخوانید که خواندن ویژه نامه تولد بلاگستان، بدون یادداشت نخستین بلاگ نویس فارسی زبان بی صفا می ماند:

حال و روز من هم، مثل حال و روز دوستان دیگه، خستگی و کسلی ناشی از اوضاع ایران عزیزمونه. نمی شه نوشت … نمی دونم کی دوباره می شه نوشت … … شاید همین ویژه نامه فیس آف شما و نوشته های خوب دوستان بهانه ای باشه برای شروعی مجدد.

به این امید که امید بار دیگر به بلاگستان فارسی بازگردد و به زودی شاهد بلاگ نوشتهای طوفانی پس از سکوتی معنادار باشیم…

آغاز سال نهم بلاگستان فارسی گرامی باد

چطور شد که بلاگ نویس شدم؟!

گیله مرد عزیز، به مناسبت روز جهانی وبلاگ، بازی وبلاگی “انگیزه وبلاگ نویسی” را کلید زد. متاسفانه دیر متوجه دعوتشان شدم، اما به هر حال از ۳۱ آگوست (روز جهانی وبلاگ) تا ۱۶ شهریور (روز تولد بلاگستان فارسی) را می توان هفته بلاگ نویسی نامید، تا با این توجیه مهلت شرکت در این بازی وبلاگی همچنان باقی باشد!

و اما داستان بلاگ نویسی من:

نخستین بار از طریق حسین درخشان با پدیده بلاگ نویسی آشنا شدم. یادم هست، آن زمانها که هنوز سرویس دهنده فارسی زبانی نبود، حسین درخشان مطالب آموزشی زیادی درباره شروع بلاگ نویسی با بلاگر می نوشت. و از انصاف که نگذریم، خیلی هم به تازه کارها کمک می کرد تا وبلاگ شخصی شان را راه بیاندازند. من هم به کمک همین آموزشها اولین وبلاگم را روی بلاگر راه انداخته بودم.

از سبک بلاگ نویسی درخشان خیلی خوشم می آمد. بی قید و شرط می نوشت، کوتاه و بلند!  در مورد همه چیز! در بین مطالبش هم لینک مطالبی بود که در وبگردی هایش پیدایشان می کرد. اوائل خیلی دوست داشتم که وبلاگی مثل او داشته باشم. امروزه هم که بلاگ نویسی تخصصی تر شده است و تعداد بلاگهایی که بصورت تخصصی در مورد موضوعاتی خاص مطلب می نویسند، بیشتر شده، من همچنان بلاگ نویسی بی قید و شرط و شخصی را می پسندم! اینکه در مورد همه چیزهایی که دوست داری اظهار نظر کنی!

پرشین بلاگ که آمد، خیلی زود من و خیلی های دیگر از فارسی زبانان بساطمان را از بلاگر جمع کردیم و رهسپار پرشین بلاگ شدیم. در مدت کوتاهی که در پرشین بلاگ بودم، چندین وبلاگ را راه اندازی کردم و حذف کردم! یکی از آنهایی که نامش در خاطرم مانده “ققنوس شمال” بود!

اما در میانه دوران دانشگاه، تصمیم گرفتم که وبلاگ نویسی را بصورت جدی شروع کنم و از این شاخه به آن شاخه پریدن را کنار بگذارم. برای این کار بلاگر را انتخاب کردم. اما برای شروع علاوه بر سرویس دهنده، لازم بود که نام مناسبی هم انتخاب کنم. نمی دانم چه مدت، اما یادم هست که خیلی طول کشید تا نام مناسبی را برای وبلاگم پیدا کنم. دوست داشتم نامی که برمی گزینم، یکتا باشد! این شد که تحت تاثیر وب نوشت ابطحی، “بلاگ نوشت” را انتخاب کردم!

از اول دسامبر ۲۰۰۴ شروع کردم به نوشتن شعرها و نثرهایی که در طول سالیان گذشته به شکل گیری اندیشه هایم کمک کرده بودند. تا اینکه از اول ژانویه ۲۰۰۵، همزمان با آغاز سال میلادی و سالروز تولدم، رسماً قلم زدن در بلاگ نوشت را آغاز کردم!

در این سالها چیزهای زیادی از بلاگ نوشتن یاد گرفته ام اما با این حال خودم را در کلاس بلاگ نویسی شاگرد ضعیفی می دانم و دوست داشتم که بلاگر خیلی بهتری می بودم! اما به هر حال از کوزه همان تراود که در اوست!

در این مسیر بلاگهای زیادی بودند که دوست شان دارم، اما این بدین معنا نیست که بقیه خوب نیستند یا کمتر خوبند! معتقدم که هر وبلاگی که اصول اولیه بلاگ نویسی را رعایت کند، خوب است، و بقیه طبقه بندی ها مربوط می شود به سلائق و علائق افراد. بر همین مبنا، وبلاگهای آرش کمانگیر، بامدادی، جادی، وحید آنلاین و… از بلاگهای مورد علاقه من هستند که به معنای واقعی کلمه آنها را “وبلاگ” می دانم!

اصولاً از شنیدن داستانهای افراد خیلی خوشم می آید. شما هم اگر دوست دارید، بگوئید که چطور شد بلاگ نویس شدید. تا از تجارب همدیگر بیشتر بهره ببریم.

 blogday2009

وبلاگها را دوست می دارم…

۳۱ آگوست، روز جهانی وبلاگ است! به همین مناسبت بیائید چند دقیقه ای بیاندیشیم، که اگر وبلاگها نبودند، تکلیف ما در دنیای مجازی چه بود؟!

اگر وبلاگها نبودند، کجا را داشتیم تا دل نوشته هایمان، آموخته هایمان، غرولندهایمان و… را بنویسیم؟! و کجا می بایست نوشته های بی تکلف و خودمانی دیگران را میخواندیم؟!

برای من که تصور کردنش سخت است!

به دور از شعارگونه سخن گفتن، و بدون عرض ادعا درباره اینکه وبلاگ نویس خوبی هستم، باید اعتراف کنم که یکی از مهمترین همّ و غمهای مجازیم بلاگ نوشت است. و در کنار آن: همه چیز زندگی مجازی را با وبلاگها می خواهم و بدون آنها در دنیای سایبر، چیزی نیست که خواهانش باشم!

 blogday2009