Face Off ویژه : هشتمین سالروز تولد بلاگستان فارسی

هشت سال از ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ -روزی که نخستین بلاگ فارسی نگاشته شد- می گذرد. در این مدت روز به روز هویت بلاگستان فارسی شکیلتر و تاثیرگذاری آن قدرتمندتر شده است. انتخابات ۲۲ خرداد امسال و وقایع پس از آن را می توان نخستین نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران دانست، که بلاگها در آن حضوری پررنگ و تعیین کننده داشته اند. لذا لازم است درنگی کنیم و ببینیم که بلاگستان در نخستین حضور جدی خود در جامعه حقیقی چگونه ظاهر شده است. به همین دلیل چند تن از وبلاگ نویسان لطف کرده اند و به بررسی نقش بلاگستان فارسی در حوادث پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ پرداخته اند و به میزان مفید بودن و اثرگذاری بلاگستان در این برهه زمانی، از ۰ تا ۲۰ نمره داده اند.

اجازه دهید هشتمین سالروز بلاگستان فارسی را با یاد بلاگ نویس دربند جناب آقای محمدعلی ابطحی نویسنده وبلاگ وب نوشت آغاز کنیم، که سال پیش برایمان اینگونه نوشته بودند:

وبلاگ، تا وقتی سخن دل باشد و بی نقاب از درون صاحبش تراوش کند،خواندنی است. وقتی جای رسانه را می گیرد دیگر وبلاگ نیست، خبرگزاری است. سعی کنیم وبلاگی بمانیم.

طراح لوگو : حدیث

و مزیّن می کنیم این ویژه نامه را به قلم سرکار خانوم سمیه توحیدلو نویسنده وبلاگ بر ساحل سلامت، که چند صباحی را به جرم نقش وبلاگشان در تحلیل انتخابات اخیر دربند بوده اند:

برای همه کسانی که یک رسانه بزرگ را آفریدند

به مناسبت هشت سالگی وبلاگ نویسی فارسی قرار بود درباره تاثیرات وبلاگ ها بر پدیده ها و اتفاقات بعد از انتخابات بنویسم. شاید شرایط خاصی که من در بعد از انتخابات درگیرش بودم مانع از این می شد که در همان زمان وبلاگ ها را دنبال کنم و از احوالات و شرایط به وقوع پیوسته باخبر شوم. اما در همان احوال علیرغم اینکه به سبب فعالیت های انتخاباتی دستگیر شده بودم، اما باید پاسخگوی نوشته هایم در پستهای وبلاگ می شدم. از نظر من نوشتن و خصوصا روزانه نویسی در وبلاگ مسئله جدی ای بود البته نه به اندازه ای که بازجوها آن را مهم می پنداشتند.

اما بعد از گذشت ۷۰ روز اولین و طبیعی ترین کار، گرفتن خبر از ایامی بود که به زعم بسیاری از ناظرین سرعت تحولاتش آنقدر بالا بود که نتوان آن را با روزها و ماه های مشابه مقایسه نمود. خواندن اخبار و حتی دیدن فیلم ها و صحنه های تظاهرات و اعتراض مردم و یا صحنه های خشونت ها نمی توانست به تنهایی منتقل کننده حس و حال آن روزها باشد. آنها به مانند اسنادی کاملا بی روح بودند که تنها و تنها خشونت آن روزها را برایم منتقل می کردند. تنها دو منبع می توانست بازگوکننده وضعیت آن روزگار باشد. دو منبعی که بسیار از آن بهره جستم و صادقانه باعث حیرتم گردید. اولین منبع گفتگوهای شفاهی و توضیحاتی بود که افراد از حضورشان و از حضور مردم ارائه می دادند و دومین وسیله خواندن وبلاگ کسانی بود که شاهدان عینی ِ وقایع بودند و یا به نحوی گزارشی از آنچه دیده اند و شنیده اند ثبت کرده اند. به واقع وبلاگستان در این مدت مکتوب کننده و ثبت کننده خاطرات شفاهی مردمی شده بود که علاقمند به تغییر بودند و برای خواستشان برخاسته بودند. دیگر نیاز نبود برای شناخت بهتر به خاطرات سینه به سینه و یا در گوشه دفتر یادداشتی ثبت شده مراجعه نمود که این خاطرات و شرح وضعیت ها به شکل علنی و در دسترس بود. کافی بود وارد گوگل ریدر شوی و تمام آیتم های نخوانده ای که دوستانت نوشته اند تک به تک بخوانی یا اینکه تمامی به اشتراک گذارده شده هایی که آن روزها بوی خشم و بوی اعتراضش بیش از هر شخصی نویسی ای شده بود ببینی. نکته جالب این بود که کوتاه نوشته ها و یا شخصی نوشته های دوستان وبلاگ نویس ِ غیر سیاسی نیز به بهترین نحوی منتقل کننده آن حس و حال بود. به جرات باید بگویم یکی از بهترین منابع مرور حوادث همانهایی بود که در وبلاگ ها خواندم. البته ناگفته پیداست در وبلاگ خوانی باید حواسم می بود که این اسناد خالی از دخالت شخصی ِ نویسنده نیست و همان می تواند نوشته را با اغراق و یا با کم و ناچیز انگاری همراه کند. آنچه مهم بود برآیندی بود که از این خواندن ها می شد گرفت. بی جهت نیست که وقتی در جستجوگرها برای گرفتن اطلاعات می گردی بیشترین حجم اطلاعات را باید در این دفترچه یادداشت های شخصی ای پیدا کنی که روزی روزگاری بعد از نوشته شدن در گوشه صندوق ها و یا پشت کتابخانه ها خاک می خورد و امروز به بهترین شکلی آنها منتشر شده است. به واقع در این حوادث هر شهروند یک رسانه بوده است. یک رسانه نوشتاری، یک رسانه تصویری. ثبت وقایع از طریق نوشته، عکس و فیلم اتفاقی بود که در این اعتراضات توسط شهروند خبرنگارانی انجام شد که اینبار فعال شده بودند و گوی رقابت را از روزنامه نگاران و خبرنگاران حرفه ای ربودند. با امید روزی که دسترسی شهروندان به رسانه ها نامحدود باشد و هر شهروند صاحب یک رسانه باشد.

و اما سایر بلاگ نویسانی که نظراتشان را به اشتراک گذارده اند (به ترتیب زمان دریافت مطالب):

علیها نویسنده یک طراح وب :

در این دوره، یک ۲۲خردادِ متفاوت را تجربه کردیم. اگر شما هم جزئی از وبلاگستانِ فارسی بودید – چه خواننده و چه نویسنده – حتما متوجه ی این شدید که خبرهای آن روزها را سریع تر از هرکسی به دست می آوردید.
وبلاگستان و وبلاگستانی ها انصافا گل کاشتند. همین که تعدادی از وبلاگ نویس های عزیزمان دستگیر و یا تهدید به این امر شدند، خود گویای تاثیرگذاری بسیار زیادِ آن است.
سالگردِ وبلاگستانِ فارسی هست، تبریکاتِ بنده را هم پذیرا باشید :- ) هرچند که نمره ی وبلاگستان ۲۰ است اما من به آن نمره ی ۱۹ می دهم و ۲۰ را نگه می دارم برای دوره ی بعد :- )

شایان شلیله نویسنده دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران :

در مورد نقش وبلاگ نویسان در رویداد های اخیر شاید حرف های زیادی بشود زد. البته بررسی نقش وبلاگ نویسان که چه نتیجه ای داشته است را پس از مدت کوتاه ۲ ماهه نمی شود بررسی کرد که این حرف ها و نوشته ها چه تاثیر فرهنگی در جامعه داشته است.

اما نقش وبلاگ نویسان رو در مورد پوشش خبری و استفاده از تکنولوژی می شود خیلی دقیق بررسی کرد. پوشش خبری و اطلاع رسانی بعد از انتخابات به دلیل مشکلات زیادی که خبرنگاران داشتند در پوشش خبری، به دوش وبلاگ نویسان بود.

استفاده از سایت ها و افرادی که آن ها را تهیه می کردند و در اینترنت قرار می دادند را شاید بشود گفت یک حرکت بسیار بزرگ و قوی بود.

در شرایطی که این سایت ها فیلتر شده بودند، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه شده بود و تهیه مطلب هم کم خطر نبود، وبلاگ نویسی و در کل وبلاگ نویسان شناخته شده ویا ناشناخته به درستی وارد میدان شدند و این فاصله اطلاع رسانی و پوشش خبری رو کامل کردند.

برای خود من خیلی جالب بود که یک بار در دفتر نشسته بودن داشتم فیس بوک بازی می کردم دیدم یک فیلم ویدئویی به اشتراک گذاشته شد که دقیقا در سرکوچه ما گرفته شده بود. یعنی سرعت انتقال اطلاعات مثل تهیه فیلم، ارسال اون به اینترنت و به اشتراک گذاشتنش تا اونجا که به من برسه کمتر از یک ساعت طول کشیده بود. یعنی من فیلمی رو از محله زندگی خودم میدیدم که دور دنیا رو گشته و سریع تر از اینکه خبرش به صورت چهره به چهره به من برسه با استفاده از تکنولوژی به دست من رسید.

شاید برای کسی که در خارج زندگی می کنه و از ایران دور هستش و مدت زیادی هم هست که به ایران نیومده این موضوع خیلی اهمیت نداشته باشه ولی برای من که در ۱۰ دقیقه بیشتر با خونه فاصله ندارم و رویداد های به این نزدیکی که در اطراف من روی میده رو هم با استفاده از تکنولوژی سریع تر مطلع میشم دقیقا میتونه توضیح این باشه که نقش وبلاگستان و استفاده از تمام ابزار ها برای اطلاع رسانی تا چه اندازه ای اهمیت داره.

در پایان هم من واقعا به وبلاگ نویسی از نظر استفاده از وبلاگ و تکنولوژی های وب نمره ۲۰ رو میدم. البته نه تنها من بلکه همه ما شاهد بودیم که تمام دنیا هم از این موضوع شوکه شدن، و کم نبودند افرادی که از این رویداد به عنوان انقلاب وب ۲ یا شکوه روزنامه نگاری شهروندی نام بردند.

چون در تمام کشور ها خیلی سال است که روزنامه نگرای شهرورندی مطرح شده ولی در واقع نقش و تاثیر گزاری روزنامه نگاری شهروندی در دنیا تا قبل از انتخابات ایران در چنین حجمی اصلا روی نداده بود.

امین ثابتی نویسنده ندای امروز :

بلاگستان فارسی در وقایع پس از ۲۲ خرداد ماه تا حدودی جای یک رسانه‌ی ملی را پر کردند و به خوبی وقایع را پوشش دادند. مزیت مهم پوشش اخبار توسط بلاگستان فارسی در آن بود که تمامی دیدگاه‌ها و نظرها بیان می‌شد و هیچ صدایی سانسور نمی‌شد، به همین دلیل می‌توان وبلاگستان فارسی را بی‌طرف‌ترین رسانه‌ی ایرانی د وقایع پس از ۲۲ خرداد دانست. نمره: ۱۶

بابک محمودی نویسنده زنگوله :

وبلاگستان فارسی در وقایع اخیر نقش فناوری هایی نظیر اینترنت در جامعه را به خوبی و روشنی نشان داد. من تمام دوره های مختلف، از آن زمان که واژه «وبلاگ» در فارسی معنا نداشت تا آن موقع که وبلاگ داشتن کلاس داشت و تا الان را «از نزدیک» دیده ام. اخیرآ به وضوح احساس می کنم که کلمه «وبلاگ» خیلی خیلی بیش از پیش جا افتاده. همه ما دیدیم و داریم می بینیم که به لطف اینترنت و سرویس دهنده های رایگان هر فرد به یک رسانه تبدیل شده است.

فضاهایی مثل توییتر و فرندفید هم جزئی از وبلاگستان فارسی هستند و مطمئنم همه شما از نقش مثبت آنها به خوبی آگاه هستید. توییتر به ما ثابت کرد که میکروبلاگینگ و پاسخ به سوال «What are you doing?» گاهی چقدر می تواند مهم باشد و فرندفید هم به عنوان یک سکوی خبرگزاری جمعی و به اشتراک گذاری اهمیت و قدرت خودش را بیش از پیش به ما ثابت کرد.

من به نقش وبلاگستان فارسی در وقایع اخیر نمره ۱۴ می دهم، نمره ای که صد در صد قبول است اما هنوز خیلی جای پیشرفت دارد.

ما بیشماریم!

نویسنده وبلاگ گیله مرد :

وبلاگستان در دوران پس از انتخابات ضعف های رسانه دولتی را پر کرد و نقش بسیار مهمی در انعکاس وقایع داشت تا جایی که بسیاری از شفاف سازی ها در همین وبلاگستان صورت گرفت و وبلاگ نویس تبدیل شد به کابوسی در بیداری برای آنها که حق را نادیده گرفتند. هر چند در پاره ای از موارد یک جانبه گرایی هم صورت می گرفت ولی از حق نباید گذشت که وبلاگ های فارسی در مجموع نقش یک رسانه ملی را بازی کردند که مدت ها در حسرتش بودیم. به امید روزی که بتوانیم در شاهد به بلوغ رسیدن این کودک هشت ساله باشیم.

نمره من به بلاگستان فارسی ۱۸ هست! اون دو نمره هم به خاطر امثال آهستان کم کردیم

نویسنده وبلاگ گیلاس خانومی :

دلم میخواست بنویسم که راضی ام از نقش بلاگستان , اما نیستم . خیلی از ما وبلاگ نویسان در این دوران – از قبل از ۲۲ خرداد میگویم تا بعدش – کارهایمان را زمین گذاشتیم و امدیم سراغ انتخابات و هیاهو کردیم و داد زدیم و ناله کردیم و بعد دوباره برگشتیم سر کارهایمان ! شما فرض کن گردگیری میز تلوزیون یا وصل کردن یک لامپ کم مصرف … اما بودند کسانی که زندان رفتند , بیشتر از من کتک خوردند , خاطراتشان خیلی بدتر و واضح تر از خاطرات ما بود و شکنجه شدند , کشته شدند و الان در قبرهای بی هویت در گورستان در خوابیده اند . و وبلاگستان کاری نمی تواند برایشان بکند . شاید التیامی با سخنی یا همدردی یا اصلا یاد بودی ولی شده است انچه که نباید میشد و گذشته است انچه که سخت بود و بر خاطره ها ماند … حالا که قرار است نمره بدهم … نمره قبولی نمیدهم .. چون راضی نیستم . دوست ندارم بایستم و برای هیچی دست بزنم . نمی گویم هیچی بود ! اخرش هیچی شد . می بینید که اعترافات مخملی این کودتای مخملی را ؟ دوست نداشتم جای سمیه خانوم باشم . حتی یک لحظه و نمیدانم چه بگویم که درمانی باشد برای زخم های روحی اش .. فقط شرمنده ام خواهر

رضا سیدی پور نویسنده فیدوس :

چند سال پیش وقتی اولین گروه از وبلاگ نویسان به جرم تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شده و پرونده ای موسوم به پرونده وبلاگ نویسان به جریان افتاد – پرونده ای که هنوز مفتوح است – وبلاگ نویسی جایگاه خود را به عنوان یک رسانه در ایران نشان داد ، و از آن روز به بعد پای وبلاگ نویسان نیز مانند دیگر صاحبان رسانه همزمان هم به فضای سیاسی ایران و هم به دادگاه های این کشور باز شد.

استقلال فردی و آزادی عمل در وبلاگ نویسی باعث شده تا در جریانات مختلف بتواند به عنوان یک رسانه قوی و بروز عمل کرده و کمک کار اصلی دیگر رسانه های رسمی و نیمه رسمی باشد.

در کوران حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد و در حالی که فضای ملتهب داخل کشور خالی از رسانه های خارجی و رسانه های داخلی مستقل بوده و عملا خبر رسانی به داخل و خارج از کشور صورت نمی گرفت ، وبلاگ ها توانستند تا حدود زیادی این نقیصه را جبران کنند .استفاده وبلاگ نویسان از عکس و فیلم هایی که بیشتر توسط خود وبلاگ نویسان و بی واسطه تهیه می شد باعث افزایش اعتبار خبری آنها شد ، تا جاییکه در موارد بسیاری همین وبلاگ های غیر رسمی در بیشتر موارد به عنوان منابع اصلی خبری غول های رسانه ای جهان مورد استفاده قرار می گرفتند.

وبلاگ نویسی در ایران را دیگر نمی توان نهال نو رسته ای دانست چرا که هشت سال سابقه وبلاگ نویسی فارسی در عصر پر شتاب رسانه سابقه کمی نیست و من فکر می کنم جریان وبلاگ نویسی ایران در اولین آزمون خطیر خود موفق بوده و به خوبی توانسته است که وظیفه اطلاع رسانی خود را انجام بدهد.

شانزده سال سابقه معلمی و امتحان و ورقه و نمره این حسن را داشته که الان من به راحتی بتوانم نمره بدهم . نمره من به وبلاگ نویسی فارسی در جریانات پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۸ می باشد.

علیرضا نویسنده نون وا :

وقایع اخیر هرچند دردناک بود ،اما برای وبلاگستانی که همیشه در کارهای گروهی ضعیف بود ، تمرینی شد برای با هم بودن ، برای کار دسته جمعی ،حتی برای اثبات جایگاه خود اینترنت. وبلاگستان چه قبل و بعد از ۲۲ خرداد ماه ثابت کرد رسانه ای‏ست آزاد که هر فردی در آن اجازه اظهار نظر خواهد داشت. این روز رو به همه مردمان وبلاگستان تبریک عرض میکنم و به وبلاگستان نمره ۱۵٫۲۵ خواهم داد.

نویسنده وبلاگ مریم :

به نظر من وبلاگستان درجریان انتخابات بیشتر نقش رسانه ای و اطلاع رسانی داشت. البته این خیلی طبیعیه اما انتظار خود من از وبلاگ نویس ها خیلی بیشتر از این حرف ها بود. با توجه به اینکه وبلاگ نویس های تاثیر گذار اغلب آدم های تحصیل کرده و روشنفکری هستن نقششون خیلی باید فراتر از صرفا یک خبر رسانی یا تکرار داستان های انتخبات بود. متاسفانه هیچ نقد درست و حسابی و هیچ تحلیل منطقی در بلاگستان در رابطه با اتفاقات اخیر من ندیدم. به نظرم نمره وبلاگستان ۱۵ هست.شایدم ۱۰٫

آیدا رنگی نویسنده بلاگ نویس :

رسانه شمایید !

۲۲ خرداد ۱۳۸۸٫ کمی بعد از شادی های کوچک برای امید به ایرانی آباد ، ایرانی شاد ، ایرانی آزاد ، ایرانی بدون تحریم ، ایرانی بدون بازداشت وبلاگ نویس.

زمان، ساعت صفر مطلق ۲۳ خرداد .کمی بعد از اعلام نتایج. کمی بعد از دلسرد شدن از آزادی ، کمی بعد از تقلب …

و آغاز جنبشی در وبلاگستان فارسی که شاید بتوان نقطه عطفی در فعالیت سیاسی وبلاگ نویسان فارسی زبان دانست. بازداشت وبلاگ نویسان که کام نوشتن را برای دوستان ندیده مجازی یاران در بند تلخ کرده بود.

سانسور شدید خبری رسانه ملی بار اطلاع رسانی را به دوش وبلاگ نویسان گمنامی گذاشته بود ، که حالا ترس از بازداشت داشتند. اما با شعار ” رسانه شمایید ” همچنان وبلاگ نویسان اعتراض خود را با کلمات به گوش یاران و مخالفان می رساندند.

درخواست ازادی برای وبلاگ نویسان بازداشت شده ، روشن کردن شمع برای کشته شده ها و دیگر فعالیت های مجازی که هرکدام صدایی بود از بین هزاران نویسنده این دنیای مجازی.

در مقابل نویسنده های موافق دولت نیز بیکار ننشستند و با نطق های طولانی و تند به تخریب اتفاقها پرداختند و جنگی سایبری بین موافقان و مخالفان در گرفت.جنگی از نوع هک بین فارس و بالاترین ! و یا کلمات بین وبلاگ نویسان !

شاید اگر نویسندگان وبلاگ ها نبودند ، فریاد های پشت دیوار اوین خاموش می شد ،نگاه ” ندا ” سمبل آزادی نمی شد ، دروغ پراکنی رسانه ملی افشا نمی شد !

اما ما ، وبلاگ نویسان فارسی بودیم که توانستیم در این مسیر پرخطر ادامه دهیم و رسالت ، ” رسانه شمایید ” را انجام دهیم.رسالتی که هنوز ادامه دارد و تا روزی که وبلاگ فارسی زنده است ، پاینده خواهد ماند.

من ، به عنوان نویسنده ای از بین هزاران وبلاگ نویسی که در این مدت سعی به تصویر کشیدن دغدغه ها و اتفاقات پیرامون خود را داشت ، به تمام اعضای این جامعه وبلاگ فارسی موفقیت در این رسالت را تبریک می گویم و امیدوارم تا روز ازادی تمام وبلاگ نویسان در بند ، این حرکت ادامه داشته باشد .

با وجود تمام تحریم های موجود برای به روز نگه داشتن وبلاگ ها از جمله کم بودن سرعت اینترنت ، فیلتر ، تصویب قانون جدید جرایم اینترنتی در تیر ماه و غیره و غیره ، به وبلاگستان فارسی نمره ۲۰ را می دهم که با وجود تمام این سختی ها به راه خود ادامه داد.

لوا زند نویسنده بلوط :

متاسفانه من تابستان امسال وضع ثابتی نداشتم و وبلاگ خونی هم آداب مخصوص داره. مثل فیس بوک و تویتر نیست. حداقل برای من فرق داره.

من حوادث امسال رو به طور عمده از فیس بوک، تویتر و خبرگزاری ها دنبال کردم نه وبلاگستان. یه شرایط خاصی هم داشت مخصوصا اون دو سه هفته اول که حجم خبرها اینقدر زیاد بود که عملا وبلاگی که روزی یکی یا دوبار آپدیت میشه کارایی خبررسانی در این مورد رو نداشت یا حداقل مثل فیس بوک و تویتر نبود . عکس و ویدئو (‌که امکان به اشتراک گذاشتنشون مثلا تو فیس بوک خیلی بیشتره، هر کدوم اندازه هزار کلمه حرف میزدند). البته فکر کنم بین همه وبلاگ‌ها سه تا از وبلاگ‌هایی که دنبال می کردم از دیده های خودشون تو تظاهرات و خیابون ها می نوشتند که خب اینها هم منابع دست اولی بود.

اجازه بدید من مسله رو تحلیل نکنم و نمره ندم چون اولا همونطور که گفتم واقعا وبلاگها منبع اخبار برای من نبودند و دوما اینکه به عنوان کسی که به ماجرا نزدیک نبود و خودش تجربه دست اول نداشت نمیتونم بگم واقعیت چطور بود و وبلاگ‌ها چطور پوشش دادند اخبار رو. چیزی که هست حوادث بعد از خرداد امسال یه دریچه تازه ای رو نه تنها به روی خبرنگاری شهروندی که به روی اعتراضات مردمی باز کرد و واسه اولین بار در این حجم گسترده از تکنولوژی های اینترنتی برای جلب توجه بقیه دنیا و رسوندن صدای اعتراض استفاده شد. وبلاگ ها هم حتما از این قضیه مستثنا نیستند.

حورا نویسنده افیون :

مطمئننا اگر وبلاگستان فارسی نبود این جنبش در نطفه خفه می شد و هیچ اثر از آن باقی نمی ماند…

یک ۲۰ به وبلاگستان بدهکاریم

نویسنده وبلاگ بامدادی :

از یک دیدگاه شاید با توجه به ضریب نفوذ پایین اینترنت در ایران نقش وبلاگستان فارسی در هر گونه تحول اجتماعی در ایران ناچیز به نظر برسد. اما اگر شرایط حساس تاریخی‌ای مانند آن‌چه در چند ماه اخیر بر ایران گذشته است را در نظر بگیریم احتمالا به نتیجه‌ی دیگری می‌رسیم.

در روزهایی که جریان آزاد اطلاعات و اخبار به شدت از سوی مراکز تمرکز قدرت و ثروت مورد تهاجم قرار گرفته است، نقش رسانه‌های غیررسمی مانند وبلاگ‌‌ها و یا به صورت عام‌تر فعالیت مجازی همه‌ی کاربرانی که به شیوه‌های مختلف به تولید و انتشار اخبار (و حتی شایعات) می‌پردازند کلیدی و اساسی بوده است.

از سوی دیگر وبلاگ‌نویسان ایرانی مانند سایر شهروندان ایرانی بوده‌اند:

آن‌ها همراه با مردم رای دادند، امیدوار شدند، خود را باور کردند، باتوم خوردند، تحقیر شدند، شکنجه شدند، سکوت کردند، ترسیدند، حرف زدند، اعتراف کردند، زندانی شدند، مورد تجاوز قرار گرفتند، نوشتند، نقد کردند، تحلیل کردند، اطلاع‌رسانی کردند، توی خیابان آمدند، الله و اکبر گفتند و این جا و آن‌ جا حضور خود را حفظ کردند.

نمره‌ی وبلاگستان فارسی همان نمره‌ی مردم ایران است: بیست

و چند کلامی هم از حقیر:

صادق جم نویسنده بلاگ نوشت :

اگر به هشت سال گذشته بنگریم در میابیم که بلاگهای ایرانی نه تنها چیزی از بلاگهای سایر بلاد کم ندارند، که در بسیاری از موارد هم پیشرو هستند. اما این در نظر قدرت مداران، موقعیتی گرامی نیست! بلاگها، اگر به عنوان یک رسانه، جای خود را در قشرهای مختلف جامعه باز کنند، دکان رسانه های نمایشی را برای همیشه تعطیل می کنند، و بدین ترتیب معادله قدرت را به هم می ریزند. از همین رو قدرت طلبان با تمام توان شان نخواهند گذاشت که چنین رسانه ای به شکوفایی برسد. اما این تلاشی بس بیهوده است و آزادی، محکوم به پیروزی است!

در حوادث پس از ۲۲ خرداد سال جاری، وجدان عمومی جامعه احساس می کرد که در پس نمایش های رسانه های دولتی، چیزی است که سعی می شود، پنهان نگاه داشته شود. لذا کنجکاو شد تا بداند که حقیقت چیست. این موقعیت، فرصتی را برای بلاگستان به وجود آورد تا جای خود را بعنوان یک رسانه، محکم تر کند. اما متاسفانه اضطراب حاکم بر جامعه، بر بلاگ نویسان نیز بی تاثیر نبود. به گونه ای که هراس ناشی از اقدامات قدرت طلبان موجب شد تا بسیاری از بلاگ نویسان (از جمله خود من)، به جای اینکه از فرصت بدست آمده برای ایفای رسالت خود بهره ببرند، لب ببندند و سکوت پیشه کنند!

نباید از حق گذشت که بودند بلاگ نویسانی که هویت حقیقی شان پنهان بود یا در خارج از ایران زندگی می کردند و در این راه به بهترین نحو عمل کردند. اما تعدادشان آن قدر نبود که بتوان آن را به اکثریت بلاگستان تعمیم داد.

البته همانگونه که اشاره شد عامل اصلی این فرصت سوزی را باید در فضای بسته حاکم بر جامعه حقیقی ایران جست و جو کرد که اثرات آن رفته رفته بر جامعه مجازی نیز پدیدار می شود و مقابله با آن قدری مشکل می نماید.

اما اگر سرویس های وب۲ و شبکه های اجتماعی، را در کنار بلاگها قرار دهیم، نتیجه به عمل آمده، دگرگون می شود! با توجه به ویژگی آنی بودن و حضور هویت های پنهان، فعالیت در این وب سرویس ها تا حدود زیادی کم دغدغه تر بود. همین امر موجب فعالتر بودن این سرویسها شد. تا جائی که حتی در برخی از موارد خبرگزاری ها هم از این طریق تغذیه خبری می شدند، که بدون شک این موقعیتی فوق انتظار و استثنائی بود.

لذا اگر از نمره پائین بلاگستان در وقایع اخیر بگذریم، نمره ۲۰ ایرانیان در وب سرویسهایی چون توئیتر، فرندفید، فیس بوک، یوتیوب و… می تواند نویددهنده آینده ای روشن برای دنیای مجازی ایرانیان باشد!

البته بودند بلاگ نویسان بسیاری که اوضاع پیش آمده در حوادث اخیر، موجب شد که در نوشتن بی میل شوند. به نمایندگی از دوستان دعوت شده ای که حس نوشتن در این ویژه نامه را نداشتند، یادداشت سلمان جریری نویسنده وبلاگ سلمان را بخوانید که خواندن ویژه نامه تولد بلاگستان، بدون یادداشت نخستین بلاگ نویس فارسی زبان بی صفا می ماند:

حال و روز من هم، مثل حال و روز دوستان دیگه، خستگی و کسلی ناشی از اوضاع ایران عزیزمونه. نمی شه نوشت … نمی دونم کی دوباره می شه نوشت … … شاید همین ویژه نامه فیس آف شما و نوشته های خوب دوستان بهانه ای باشه برای شروعی مجدد.

به این امید که امید بار دیگر به بلاگستان فارسی بازگردد و به زودی شاهد بلاگ نوشتهای طوفانی پس از سکوتی معنادار باشیم…

آغاز سال نهم بلاگستان فارسی گرامی باد

Face Off 6 : بامدادی vs هزاران نقطه

در ششمین فیس آف سراغ دو وبلاگ نویسی رفته ایم که هر دو با فاصله چند ماه از همدیگر وبلاگ نویسی را روی وردرس.کام شروع کرده اند. هر دو از قالبهایی یکسان برای وبلاگشان استفاده می کنند و حتی مرامنامه وبلاگهایشان هم خیلی شبیه به همدیگر است!

Face OffFace Off FeedFace Off Comments Feed

بامدادی

نویسنده وبلاگ بامدادی به آدرس www.Bamdadi.com که روی وردپرس.کام مدیریت و میزبانی می شود. شما می توانید از طریق این لینک مشترک خوراک مطالب و لینکدونی وبلاگ بامدادی شوید.

وی درباره خود و وبلاگش چنین می گوید:

مهندس هستم و نوع کارم مرا زیاد به این سو و آن سوی این حباب خاکی می‌کشاند که روزگاری فکر می‌کردم خیلی بزرگ است. اتفاق جالبی است، هر چه بیشتر سفر می‌کنم می‌فهمم ذهنیت‌های پیشینم به کل غلط بوده‌اند: طبیعت بزرگ‌تر است، شهرها کوچک‌ترند، آدم‌ها به هم شبیه‌ترند و من انگار از همه‌ی این‌ها خیلی خیلی کوچک‌ترم.
بامدادی محصول دغدغه‌ها و علاقه‌مندی‌های شخصی من است: ترس‌ها، دلتنگی‌ها، دوست‌داشتن‌ها، خاطره‌ها. نهایت سعی‌ام این بوده که این محصول شخصی تا حد امکان مسئولانه،
منصفانه، دقیق و مفید باشد بدون این‌که از «من» فاصله بگیرد. در بامدادی خودم هستم. خودِ خودِ خودم.

از پستهای اخیر بامدادی که از آنها استقبال زیادی به عمل آمد می توان به اینها اشاره نمود: مسابقه بیست سوالی خاورمیانه ـ بزرگترین جنایت جنگی چیست؟ ـ وبلاگستان فارسی در سال ۱۳۸۶ از دید تحقیق انجام شده در وزارت ارشاد

هزاران نقطه

وبلاگ هزاران نقطه تا همین چند وقت پیش روی آدرس kambiztheone.wordpress.com منتشر می شد، اما اخیراً به آدرس thousanddots.wordpress.com منتقل شده است. اما اگر از طریق خوراک وبلاگ را دنبال کنید، اصلاً متوجه تغییر آدرس وبلاگ نخواهید شد.

نویسنده هزاران نقطه درباره خودش و وبلاگش چنین می گوید:

من یک روزنامه نگار، یک خبرنگار و یک مترجمم. ده سالی در مطبوعات ایران نوشته ام و حالا مشغول تحصیل در رشته ژورنالیسم تحلیلی هستم و برای یک موسسه تحقیقی هم کار می کنم. ازدواج کرده ام و پدر دو فرزند هستم. وبلاگ هزاران نقطه، با هدف مبارزه با جهل شکل گرفت. راهی برای همفکری و بحث سالم. راهی که بشود اگر خصوصیت مثبت و یا فضیلتی هست، آن را با همه به اشتراک گذاشت و اگر عیب و ایراد و نقصی هست، آن را شناسایی کرده و ریشه کن کرد.

بعضی از پستهای اخیر و پربازتاب هزاران نقطه عبارتند از: عباس پالیزدار به چه کسی خدمت می کند؟ ـ لوگوی ضدجنگ یک تله است ـ رئیس جمهوری که دهل می زند

از این دو وبلاگ نویس خوب نیز مثل همیشه ۱۰+۱ سوال پرسیده ایم و ایشان هم لطف کرده اند و پاسخ داده اند. در ادامه پرسش و پاسخها را می خوانید:

۱- اولین عاملی که شما را به سمت وبلاگ نویسی سوق داد چه بود؟ و چه عاملی انگیزه ای شد برای ادامه دادن این مسیر؟

بامدادی: دیروز می‌نوشتم، امروز هم می‌نویسم، شاید فردا هم بنویسم. فقط رسانه عوض می‌شود. دیروز دفتر و مداد بود،‌ امروز کیبورد و مانیتور است، فردا مطمئن نیستم چه باشد. وب‌لاگ‌نویسی اما ساده است، صمیمی و بی‌واسطه است و این لذت‌بخش است. لذت‌بخش است نوشتن، خواندن و خوانده شدن. واقعا لذت بخش است.
یادم هست سال‌ها پیش به دوستانم توصیه می‌کردم خاطراتشان را جایی در دفتری بنویسند، چون نوشتن هم افکار را مرتب می‌کند و هم ذهن را آرام. الان هم داستان همان است. نوشتن درباره‌ی دغدغه‌هایم، کمک می‌کند که افکارم را مرتب کنم و ذهنم را آرامش دهم.

هزاران نقطه: زمانی که در مطبوعات کار می کردم، گویی مد شده بود وبلاگ داشتن. همه به من می گفتند چرا وبلاگ نداری اما من دیدم از وبلاگ، یک رسانه بود برای همین چون رسانه داشتم و می نوشتم در روزنامه ها، سراغ وبلاگ نرفتم. زمانی سراغ این کار آمدم که رسانه ای در اختیارم نبود. زمانی که وبلاگ رو شروع کردم خیلی افت و خیز داشتم برای این که به یک برنامه برسم. داشتن برنامه در هر کاری این اجازه را می دهد که شما حرکت کنید. بدون هدف و برنامه، هر کاری، می شود باری به هر جهت. افت و خیزها در وبلاگ نویسی برای من زمانی بیشتر شد که فشار های گوناگونی رو به خاطر عقایدم متحمل شدم و خلاف میل درونی خودم که از هویت پنهان استقبال نمی کنم، مجبور شدم هویت مجازی برای خود تعریف کنم که ناگهان خوب شد.دوری از هویت شخصی باعث شد روی هدف تمرکز بیشتری کنم در نتیجه هزاران نقطه به نظرم خیلی بهتر شد. چون از نقطه نظر شخصی، دوستان و یا افرادی که من را می شناختند، انتظار داشتم در برخی موارد موضع بگیرم اما با هویت هزاران نقطه، دیگر توانستم روی برنامه ای که ریخته بودم، متمرکز شوم.
اول نمی دانستم اصولن این راه را ادامه می دهم یا نه. افت و خیز زیاد داشتم. اوایل شاید کامنت ها برایم مهم بود، بعد آمار و بعد لینک ها ولی بعد از مدتی، تصمیم گرفتم همه را بگذارم کنار و کاری که برای آن آمده ام را انجام دهم. به تدریج دوستان و خوانندگان خوبی پیدا کردم و تقریبن همزبان های خودم را پیدا کردم در نتیجه هدف اولیه کار برای من به دست آمد. برای همین دیگر با جدیت آن را ادامه می دهم.

۲- چرا وردپرس.کام را برای میزبانی وبلاگتان انتخاب کردید؟

بامدادی: یک اعتراف: من دامنه‌(های) دیگری هم دارم و روی آن(ها) هم وردپرس دات ارگ دارم با میزبانی خودم. بامدادی اما حکایت دیگری دارد. در بامدادی من نمی‌خواهم دغدغه‌ی به روز رسانی نرم‌افزار و نگهداری و میزبانی را داشته باشم. وردپرس دات کام همه کار برای من می‌کند و کاملا از آن رضایت دارم. وردپرس دات کام همه‌ی کارهای مهم را خودش به بهترین نحو انجام می‌دهد: سایتم را برای موتورهای جستجو بهینه‌سازی می‌کند، همیشه با آخرین دستآوردهای فنی به روز است، قابل اعتماد است، راحت و ساده است. یک کلام: در وردپرس دات کام من در متن شبکه‌ هستم.

هزاران نقطه: راستش زمانی که شروع کردم به نوشتن با وردپرس اصلن آشنا نبودم. یعنی سواد کامپیوتری من خیلی کم است. به دلیل این که به سیستم های بلاگ ایرانی اطمینان نداشتم( به لحاظ امنیت سیستم) و ارادت خاصی به گوگل داشتم، با بلاگر شروع کردم. بعد با سیستم وردپرس آشنا شدم و وبلاگ انگلیسی روی وردپرس ایجاد کردم. دوستانی داشتم که آن زمان دعوت می کردند به وردپرس بروم ولی برای مفهموم این که وردپرس خوب است را نمی فهمیدم و بلاگر نیازهای من را حل می کرد تا این که به دلایلی، مجبور شدم بلاگر را تعطیل کنم و رفتم روی وردپرس. اول خیلی سخت بود چون اصلن دستم با سیستم آشنا نبود اما به تدریج فهمیدم چرا وردپرس بهترین است. مخصوصن در این نقل و انتقال هایی که داشتم. الان دیگر می بینم هیچ سیستمی بهتر از وردپرس نیست. آینده بلاگ و بلاگ نویسی در وردپرس است.(این را زمانی یک دوست خیلی خیلی خوب به من گفت)

۳- چقدر به ظاهر وبلاگتان اهمیت می دهید؟

بامدادی: نسبتا زیاد، اما نه در حدی که هفتگی یا ماهیانه عوض شود. شاید هر چند ماه یک‌بار دستی به سر و رویش بکشم، لینک‌های مرده را حذف کنم یا اجزا‌ء را بازچینی کنم. پوسته را که خیلی به ندرت عوض می‌کنم.

هزاران نقطه: اصولن در مرام من ظاهر بی اهمیت است و در حدی که به گفته شکسپیر در استاندارد زمانه باشد، کافی است اما ظاهر را فقط در حدی اهمیت می دهم که در خدمت اهداف وبلاگ باشد(سالم، ساده، مفید) و به لحاظ تکنیکی هم سعی می کنم سنگین نباشد که همه بتوانند از آن استفاده کنند. اما برای مطالب، با توجه به حرفه ام که روزنامه نگاری است، به شکل ویرایش و انتخاب عکس خیلی اهمیت می دهم.

۴- چقدر خوانندگان وبلاگتان را می شناسید؟

بامدادی: خوانندگان دائمی را که خوب می‌شناسم و حتی بعضی‌هایشان از دوستان خوبم محسوب می‌شوند. اما خیلی از خوانندگانم را خوب نمی‌شناسم، چون بسیاری از آن‌ها به صورت گذری سر می‌زنند و فرصت کافی برای دقت‌نظر و شناختن آن‌ها را نداشته‌ام.

هزاران نقطه: هویت اصلی برخی را نمی دانم و نمی خواهم هم بدانم. برخی را از کامنت هایشان می شناسم برخی را از پیام هایی که می دهند. تقریبن می شود مخاطب را زمانی می توان پیدا کرد که آدم به زبان خودش رسیده باشد یعنی بداند چه می خواهد بگوید و این که چگونه این را بگوید. کسی که در میان این دو در حال هروله باشد، مخاطب هایش هم به همین گونه خواهند بود اما وقتی حل شد، دیگر مخاطب هم مشخص می شود. مخاطب های هزاران نقطه تقریبن در خصوصیت پرسشگری شریک هستند که من را با آنها پیوند می دهد و همین برای من مهم است.

۵- فکر میکنید برای پاگرفتن یک وبلاگ نو، چه کارهایی باید کرد؟

بامدادی: تا منظور از پا گرفتن چه باشد. اگر فقط به بالارفتن آمار وبلاگ توجه کنیم که کاری ندارد و فرمولی است که بارها ثابت شده: از مد زمانه نوشتن، با افکار عمومی مخالف نبودن، عکس و داستان از شخصیت‌های مشهور گردآوری کردن، تحلیلی ننوشتن و …  در یک کلام زرد نوشتن که این «زردی» همان رمز «طلایی» موفقیت است.
اما اگر منظور تاثیرگذار بودن و مفید بودن است کار مشکل‌تر می‌شود. در این میانه‌ی شلوغ و پرهیاهو، صدای زیبا به سختی به گوش کسی می‌رسد. باید صبور بود و پی‌گیر، از فن‌آوری‌های شبکه‌ای در حد امکان خوب استفاده کرد و مهم‌تر از همه: صادقانه دید و منصفانه تحلیل کرد و دقیق و مفید و روان نوشت.

هزاران نقطه: باید برنامه داشت. وقتی برنامه باشد، می توان راه رفتن را پیدا کرد. هدف از همه مهم تر است. بستگی دارد که کسی برای چه وبلاگ را درست می کند، برای پیج رنک و یا کامنت و یا هیت و یا نمی دانم دیگر عوامل. خودم به هیچ یک از این ها عقیده ندارم. بالاترین رقم نشر در مطبوعات در روزنامه و هفته نامه در اختیار نشریات زرد است. در دنیای کتاب و اینترنت، هیچ چیز با دنیای پورنو نمی تواند رقابت کند و سایت ها و یا انتشاراتشان رد صدر همه فهرست ها هستند، به لحاظ بازدید کننده و تیراژ البته. همیشه رسانه هایی تاثیر گذار بوده اند که بالاترین رقم را در اختیار نداشته اند اما حرفی برای گفتن داشته اند.

۶- بیشتر وبلاگ نویس هستید یا وبلاگ خوان؟

بامدادی: باز هم سئوال کمی مبهم است. باید دید این «بیشتر» درباره‌ی چیست. اگر منظور تعداد پست‌ها باشد، که مسلما تعداد پست‌هایی که می‌خوانم از تعداد پست‌هایی که می‌نویسم بیشتر است.  یک وبلاگ‌نویس باید معجزه‌گر باشد که بتواند از تعداد پست‌هایی که می‌خواند بیشتر بنویسد.
اگر منظور زمانی است که به نوشتن اختصاص می‌دهم، در برابر زمانی که به خواندن وبلاگ‌ها اختصاص می‌دهم، فکر می‌کنم به طور میانگین تقریبا برابر باشند.

هزاران نقطه: وقتی که من برای خواندن می گذارم از همه بیشتر است اما نه فقط وبلاگ. من پدر دو فرزند هستم و درگیر امور خانواده در نتیجه باید برنامه ای داشته باشم در غیراینصورت یک جای کار می لنگد. وقت خواندن را با هیچ چیز عوض نمی کنم و برای نوشتن هر مطلب هم کلی می خوانم و بعد شروع می کنم به مطلب نوشتن که بتوانم از نوشته ام دفاع کنم و قدرت این را داشته باشم که همه زوایای آن را ببینم  و هم این که آماده بحث باشم. اما وبلاگ کم می خوانم و وقت خواندن را اول صرف کتاب و بعد اخبار و بعد وبلاگ و سایت می کنم. با احتیاط وقت برای وبلاگ خواندن می گذارم و با احتیاط بیشتر هم وبلاگ انتخاب می کنم برای خواندن، چون برخی از وبلاگ ها آدم را به درون خود می کشند و ممکن است آدم از برنامه اصلی دور بماند.

۷- خوراک (فید) چه جایگاهی در زندگی مجازی تان دارد؟

بامدادی: از اون سئوال‌هایست که نمی‌دانم چطور جوابش را بدهم. فقط می‌توانم بگویم خیلی از سایت‌ها یا وبلاگ‌ها را از طریق خوراک پی‌گیری می‌کنم، البته این مانع از مراجعه‌ی حضوری من به خود سایت‌ها نمی‌شود. به خصوص وقتی که از مطلبی خوشم بیاید و بخواهم پای آن کامنت بگذارم یا این‌که بخواهم به آن لینک بدهم، حتما به خود آن سایت مراجعه‌ی حضوری می‌کنم.
در مورد خوراک خود بامدادی هم نیم نگاهی به آمار خوانندگان دارم و طبعا از این‌که تعداد بیشتری از خوانندگانم از طریق خوراک مطالبم رو پی‌گیری کنند استقبال می‌کنم.

هزاران نقطه: بهترین کمک است. فید اجازه می دهد آدم به بهترین شکلی در جریان سایت و یا وبلاگ هایی که دنبال می کند، بماند. بهترین و به لحاظ زمانی به صرفه ترین راه است.

۸- بهترین روش برای بدست آوردن مشترکان خوراکی چیست؟

بامدادی: بهترین روش، خوب نوشتن است. در کل بالا رفتن محبوبیت یک وبلاگ و همین‌طور داشتن لینک خوراک واضح و دم دست منجر به بالا رفتن تعداد مشترکان می‌شود.

هزاران نقطه: داشتن یک شبکه خوب از نویسندگان خوب و خوانندگان خوب. باز برمی گردیم به همین بحث که باید برنامه داشت تا زبان گفت وگو به دست آید.

۹- از رابطه تان با شبکه های اجتماعی مانند Facebook، Twitter، FriendFeed و… برایمان بگوئید.

بامدادی: از توییتر و فرندفید تقریبا همیشه استفاده می‌کنم و به خصوص فرندفید منبع سرشاری از لینک و اطلاعات جدید است. فیس‌بوک کمی متفاوت است و اگر چه در آن عضو هستم و گاه و بی‌گاه آمار دوستانم را پی‌گیری می‌کنم چندان در آن فعال نیستم. دلیلش هم شخصی است چرا که اطلاعات و تحلیل و خبر را بیشتر دوست دارم تا نوع مطالبی که توی فیس‌بوک معمولا می‌شود یافت.

هزاران نقطه: تویتر عالیه، زمانی که کار می کنم یا تحقیق، هر چی لینک خوب پیدا کنم رو میارم روی تویتر. هنوز پای تویتری خوب پیدا نکردم که کل کل حسابی با هم بکنیم اما کسانی که تویت های من رو تعقیب می کنند، کلی لینک و مطلب تحلیلی می تونن ببینن که خودش جالبه. تویتر رو هنوز فکر می کنم کسی جدی نگرفته و بیشتر برای گاه نگاری ازش استفاده می کنن. فرند فید عالیه، فیس بوک هم خیلی خوبه. از راه فیس بوک تونستم کلی از دوستان بین المللی خودم رو پیدا کنم و ازشون باخبر باشم.

۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت … !

بامدادی: شکست خوردن حتی در یک مسابقه‌ی دوستانه‌ی فیس‌آفی تلخ است. ترجیح می‌دهم این تلخی را خودم تجربه کنم تا دوستم. بنابراین امیدوارم در این مناظره دوستم برنده شود.

هزاران نقطه: از همه خواهش می کنم در هر حالتی پرسشگر باشند. روحیه پرسشگری باعث می شود هم انتظارات آدم از مطالب و اخباری که با آن مواجه می شود، بالا رود و هم این که به شدت در اطرافیان شما تاثیر می گذارد. وقتی شما پرسشگر باشید، کسی نمی تواند مطالب موهوم را با شما قسمت کند و در نتیجه کانال کسب شعور و آگاهی از ناخالصی پاک می شود. یک چرا در همه چیز در ذهن داشته باشد. مکثی که به شما می دهد باعث می شود تحت تاثیر هیجانات احساسی قرار نگیرید و دیگر کانال ارتباط با شما باید از یک منطق پیروی کند وگرنه کارایی ندارد. این چیزی است که همه به شدت به آن نیاز داریم. از همه خوانندگان هزاران نقطه هم می خواهم همیشه نگاه انتقادی داشته باشند و نقد های خودشان منتقل کنند.

و اما سوال آخر:

فکر می کنید رقیب فیس آفی شما چه کسی باشد؟! (لطفاً یک وبلاگ نویس را نام ببرید!)

بامدادی: در این‌باره کمی فکر کردم اما صادقانه بگویم چیزی به ذهنم نرسید. خودم هم کلی هیجان دارم بدانم این شخص کیست!

هزاران نقطه: اصلن هیچ حدسی نمی توانم بزنم، شاید بامدادی.

و اما نظر شما، برای همه ما مهم است:

نتیجه نظرسنجی Face Off 6 : بامدادی  wins  هزاران نقطه

در پایان یک هفته نظرسنجی از خوانندگان ششمین فیس آف، نویسنده وبلاگ بامدادی با کسب ۶۲ رای و ۶۷% از کل آرا به عنوان پاسخ دهنده برتر این فیس آف انتخاب شدند.