FriendFeed و Furl

از وقتی که del.icio.us فیلتر شد، من برای راه انداختن لینکدونی بلاگ نوشت، که البته به نظر من یکی از مهمترین قسمتهای هر وبلاگی است، مدام دنبال یک بوکمارکر خوب میگردم. اخیراً هم پس از آنکه نتوانستم یک سایت سرویس دهنده خوب پیدا کنم، موقتاً به سراغ tumblr رفته بودم. اما مشکل بزرگ tumblr این بود که وقتی روی لینکها کلیک میکردی، ابتدا به سایت tumblr وارد می شدی، و بعد با یک کلیک دیگر، به سایت لینک داده شده، هدایت میشدی. که این با توجه به سرعت نامطلوب اینترنت و همچنین غنیمت بودن وقت، مشکل بزرگی محسوب می شد. البته! tumblr اصلاً یک سرویس دهنده بوکمارک نیست و همانطور که گفتم موقتاً از آن استفاده می کردم.

اما اخیراً با عنایت FriendFeed با Furl آشنا شدم.

FriendFeed یک سایت فیدریدر است که شما میتوانید مدیریت فیدهایی را که دارید در آن، بصورت متمرکز انجام دهید و البته آنها را به اشتراک بگذارید. روش کار به این صورت است که شما آدرس وبلاگتان، اکانت گوگل تان، اکانت فلیکرتان و سایر اکانتهایی را که دارید، به این سایت معرفی میکنید، و بدین ترتیب فیدهای آنها وارد می شود. حالا دوستانتان میتوانند با عضو شدن در این فید کلی، از تغییراتی که در این اکانتهایتان میدهید، با خبر شوند.

سایت به درد بخوری است، خصوصاً اینکه میتوانید اپلیکیشن آنرا در Facebookتان هم اضافه کنید و به راحتی فید دوستانتان را دنبال نمائید.

اما یکی از اکانتهایی که می شود در FriendFeed معرفی نمود، اکانت Furl است.

Furl یک سرویس دهنده بوکمارک است. یعنی شما میتوانید آدرس عناوین جالبی را که در وب گردی هایتان به آنها بر میخورید در آن جمع آوری نمائید. و البته آنرا در وبلاگتان بعنوان لینکدونی به نمایش بگذارید. درست مثل del.icio.us. البته با این تفاوت مهم که هنوز فیلتر نشده است!

به هر حال دارم Furl را تست میکنم. فعلاً لینکدونی بلاگ نوشت با نیروی این سرویس دهنده مدیریت می شود.

انجمنهای وبلاگ نویسی: حقیقی یا مجازی؟

معمولاً عادت دارم وقتی میخواهم درباره وبلاگ صحبت کنم، قبل از هر چیز تعریف وبلاگ را از نگاه خودم مطرح کنم تا به دنبال آن، نتیجه گیری از بحثهایم آسانتر شود.

وبلاگ از نظر من «رسانه ای است شخصی و مستقل که نویسنده یا نویسندگان در آن درباره موضوعی خاص یا موضوعاتی غیرمتناهی متن، عکس، فیلم، لینک و سایر محتویات تحت وب را بدون هیچگونه قید و شرط و نظارتی منتشر می کنند».

وجود واژه های «بدون قید و شرط و نظارت» کافیست تا چه بخواهیم و چه نخواهیم، قوانین جمهوری اسلامی ایران، مشکلی بنیادین با این پدیده پیدا کند. چرا که بدون شک این نظام، به هیچ روی پذیرای پدیده ای که چنین خصوصیاتی داشته باشد، نخواهد بود.

شاید عده ای بگویند که این مشکل عمومی نیست، و مثلاً فقط وبلاگهای سیاسی دچارش هستند. اما به عقیده من حتی اگر یک وبلاگ نویس نیز دچار این مشکل باشد، تعریف پایه ای و بنیادین وبلاگ زیر سوال میرود، و باز این مشکل همه وبلاگستان خواهد بود.

بارها به همین خاطر سرویس دهنده های داخلی وبلاگ را شایسته تحریم دانسته ام و اکنون با هک شدن پرشین بلاگ و بلاگفا، بر این موضوع پافشاری دارم، چرا که بعید نیست که این سرویس دهنده ها تحت فشار، دست به خودزنی زده باشند. و از سوی دیگر وبلاگستان بایستی در محلی امن بنا گردد، نه بر تلّی از آب!

اما گذشته از این، عدّه ای که پایه گذارشان گویا پرشین بلاگ بوده است، ایده تشکیل همایش ها و انجمن های حقیقی وبلاگ نویسی را داده اند، و به این بهانه هر از چند گاهی وبلاگ نویسان نواحی مختلف را دور هم جمع میکنند و به تبادل آرا می پردازند. (برای نمونه همایش ۲۰ شهریور سال گذشته در لاهیجان برای تشکیل انجمن هواداران پرشین بلاگ و در کنار آن انجمن وبلاگ نویسان گیلان، و ۲۰ شهریور امسال در رشت جهت پایه گذاری انجمن وبلاگ نویسان گیلان)

البته نفس عمل فرخنده و پسندیده است، و میتوان آنرا یک قرار وبلاگی سازمان یافته دانست. اما مهم است بدانیم در کجا؟! و زیر لوای چه کسانی؟!

آیا در سرزمینی که پذیرای هر گونه وبلاگی نیست و قانون خودش را بر وبلاگها هم اعمال میداند، شایسته است که چنین گردهمایی هایی تشکیل شود؟

آیا در زیر لوای کسانی که برای وبلاگ نویسی قید و شرط قائلند، میتوان با اطمینان جمع شد؟ مگر هم اینان نیستند که دوستان وبلاگ نویس مان را به جرم «نوشتن بدون قید و شرط» در بند کرده اند؟ آیا حرمت و تقدّس نام «وبلاگ نویس» را از همین دوستان به امانت نداریم؟ پس در حالی که ایشان در بندند، چگونه بیائیم با حضور زندان بانان شان، دادِ برگزاری همایشهای وبلاگ نویسی مستقل سر دهیم؟!

به نظر من، اگر هم قرار است چنین انجمن هایی تشکیل گردد، بجای اینکه در دنیای حقیقی تشکیل شود، و زیر لوای ناشایستگان، بهتر است در همین دنیای مجازی روی آن کار شود، تا از هر قید و بندی آزاد باشد، و همگان نیز با هر عقیده و نظریفرصت حضور در آن را داشته باشند.

شما چنین فکر نمی کنید؟