[بازی وبلاگی] یک سوزن به خودم!

اگر پیگیر حواشی جشنواره وب ایران، خصوصاً در شبکه‌های اجتماعی باشید، حتماً می‌دانید که این روزها بحث انتقاد از این جشنواره و پاسخ‌های تند مدیران آن بسیار داغ است! اما جالبترین اتفاقی که در این حین افتاد این بود که مدیران این جشنواره بصورت علنی با انتقادکنندگان برخورد می‌کردند و حتی از داوران هم خواسته بودند که از جشنواره انتقاد نکنند!

البته «ترس از نقد شدن» مختص مدیران جشنواره وب نیست و متاسفانه در کشور ما نمونه‌های اینچنینی زیادی می‌توان پیدا کرد. همین امر موجب شد تا به فکر آغاز یک بازی وبلاگی با عنوان «یک سوزن به خودم!» بیافتم. در این بازی قرار است ابتدا خودمان، خودمان را نقد کنیم. تا از این طریق جنبه‌ی نقد شدن را اندکی در خود افزایش دهیم. در مرحله‌ی بعد، خوانندگان می‌توانند در قسمت نظرات، از ما انتقاد کنند و ما سعی خواهیم کرد پاسخ‌شان را بصورت محترمانه بدهیم! باشد که این امر بابی شود در اصلاح نقدپذیری جامعه‌مان.

self-criticism

و اما سوزنی به خودم:

– زود از کوره در می‌روم!

بارزترین ویژگی اخلاقی زشتی که به خاطرم می‌رسد، این است که زود عصبانی می‌شوم. خصوصاً اگر بدانم حق با من است، برخوردم شدیدتر هم می‌شود! صدایم بلند می‌شود و حتی ممکن است تند و توهین آمیز سخن بگویم!

در صورتی که حتی اگر حق هم با من باشد، بهتر آن است که خونسرد باشم و آرام سخن بگویم. با این روش مطمئناً بهتر می‌توان طرف مقابل را قانع کرد.

– دهن بین هستم!

بارها شده که در حین تصمیماتی که درباره‌شان اطلاعات کمی دارم، به افراد مختلفی رجوع کنم. و متاسفانه صحبت‌های افراد مختلف، موجب شده تا تصمیماتم را مرتب تغییر دهم!

درستش آن است که با مشورت افراد مختلف و جمع‌آوری اطلاعات و جمع‌بندی آن‌ها، تصمیم نهایی را بگیرم. نه اینکه با تکیه به قدرت سخنوری و آب و تاب دادن افراد، تصمیم‌گیری کنم.

– زیاد غُر می‌زنم!

بطور کلی آدم حساسی هستم و جدی نبودن اطرافیان و ساده گرفتن‌های آن‌ها موجب رنجش خاطرم می‌شود. همین امر هم موجب شده تا اکثراً شاد نباشم و زیاد غُر بزنم.

مسلماً با غر زدن خیلی چیزها را نمی‌شود درست کرد. گرچه خیلی وقت‌ها هم کاری جز غر زدن نمی‌توان کرد و شاید از این طریق بشود کمی خود را سبک کرد!

– تنبلی می‌کنم!

کارهای مهم زیادی هست که باید انجامشان داد اما در قبال‌شان سستی می‌کنم. زمان زیادی را به بطالت می‌گذرانم و شاید اگر اینچنین نمی‌بود، می‌بایست به موفقیت‌های بیشتری دست پیدا می‌کردم.

– خودسانسوری می‌کنم!

حرف‌های زیادی هست که نمی‌گویم. کارهای زیادی هست که نمی‌کنم.

متاسفانه خیلی خودم را سانسور می‌کنم، البته بالاجبار. و خیلی هم از این بابت ناراحتم. اما فعلاً راهکاری برایش ندارم.

– ………. ؟!

شما چه انتقادی از من دارید؟

می‌توانید انتقادهای‌تان را در بخش نظرات با من در میان بگذارید. قول خواهم داد که بی احترامی نبینید!

و اما برای ادامه‌ی این بازی وبلاگی، بلاگر خاصی را دعوت نمی‌کنم. اما هر آن‌که شهامت نقد از خود را دارد، به بازی دعوت است…

دیگرنوشتها:

دست نوشته هاى نریمان غریب: [بازى وبلاگى] یک سوزن به خودم!

برای جشنواره وب، که از نقد مبرا نیست

اگر بلاگ‌نوشت را دنبال می‌کنید و با نویسنده‌ی آن آشنا باشید، می‌دانید که من همیشه از کارهای خوبی که برای وب فارسی می‌شود، حمایت می‌کنم. و مطالب پیشین بلاگ‌نوشت حکایت از حمایت همیشگی من از جشنواره وب فارسی دارد.

خوشبختانه این جشنواره در پنج دوره‌ی گذشته همیشه روند رو به رشد داشته و در هر دوره روال کاری آن به شکلی نیکوتر ادامه می‌یابد. و این محقق نمی‌شد جز با تلاش برگزارکنندگان این جشنواره و همه‌ی اهالی وب که با حمایت‌های‌شان هویتی برتر به آن بخشیدند.

اما با این حال نباید به خود غره شد، چرا که هنوز هم جای کار، بسیار است و می‌توان بهتر عمل کرد. و مسلماً تایید می‌فرمایید که یکی از بهترین راهکارها برای شناخت نقاط ضعف، دریافت انتقادات و کار کردن بر روی آن‌هاست.

برای مثال یکی از نقاط ضعفی که متاسفانه در وب فارسی مشاهده می‌شود، حضور فعال و حتی قدرتمند سایت‌های ناقض کپی‌رایت است. چه سایت‌هایی که به انتشار لینک دانلود نرم‌افزارهای کرک‌شده یا فیلم‌ها و موزیک‌های کپی‌ شده می‌پردازند و چه سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که مطالب دیگران را به نام خود منتشر می‌کنند. این سایت‌ها و وبلاگ‌ها هر قدر هم که خوب باشند، حداقل نباید در یک جشنواره‌ی رسمی که قرار است به اعتلای وب کمک کند، حضور داشته باشند!

دغدغه‌ای که به انتشار مطلب زیر در فیس‌بوک و مشابه آن در اکانت توئیترم منجر شد:

وقتی سایت‌های شرکت کننده در جشنواره وب ایران رو می‌بینم واقعاً ناامید می‌شم!
سایت‌های خوب خیلی کم هستند و از همین الان میشه برنده‌ها رو حدس زد.

واقعاً نمی‌دونم بعضی از این وبمسترها چطور روشون میشه که در جشنواره وب شرکت کنند! وقتی که سایت‌شون پر از نقض کپی رایت هست. گویا این مسئله اپیدمی شده و حتی اون‌قدر کم ارزش شده که چنین سایت‌هایی از مرحله‌ی پذیرش جشنواره وب هم می‌گذرند و وارد مرحله داوری میشن!

یه انتقاد هم به برگزارکننده‌های جشنواره وارده که چرا این‌جور سایت‌ها (مثل وبلاگ‌های فناوری که کل مطالب‌شون از سایت‌های دیگه کپی شده، یا سایت‌های دانلودی که کپی رایت رو رعایت نمی‌کنند) در جشنواره پذیرفته شده‌اند؟!

گیرم هم این سایت‌ها در داوری رای نیاورند اما با بازدیدکننده‌های بالایی که دارند، اگه در بخش مردمی برنده بشند، آیا این از ارزش‌های جشنواره وب کم نمی‌کنه؟!

همان‌گونه که پیداست قصد من از انتشار این مطلب در مرحله‌ی اول تقبیح سایت‌های ناقض کپی‌رایت است، و در مرحله بعد قصد داشتم تا با انتقاد از جشنواره وب، به دست‌اندرکاران آن در رابطه با یک نکته‌ی منفی در روال جشنواره که به چشمم آمد، اطلاع دهم.

اما متاسفانه نحوه‌ی برخورد مدیر جشنواره وب ایران، با این مطالب آن‌قدر توهین‌آمیز بود که تا استعفای بنده از داوری جشنواره پیش رفت!

برخورد ایشان آن‌قدر زننده بود که خودم هم به شک افتادم که نکند مرتکب گناهی کبیره شده باشم! این شد که در همان ابتدا، توییت‌هایم را حذف کردم. و به چند تن از دوستان آگاه و مورد اعتمادم ایمیل زدم و از ایشان جویای نظر شدم. حتی چند وقتی هم برای اینکه نگاه -هرچند عده‌ای کم- به جشنواره منفی