جشنواره‌ها به مثابه‌ی کاتالیزورهای وب

رادیو گویا، سلسله برنامه‌هایی را برای گپ‌زنی حول موضوع جشنواره وب ایران، راه انداخته است. قرار شده که من هم در این برنامه‌ها نظراتم را بیان کنم. آنچه می‌خوانید پیاده‌شده‌ی نخستین گپ‌زنی من درباره‌ی جشنواره‌های وب است.

برنامه‌ی پانزدهم رادیو گویا را از اینجا می‌توانید بشنوید.

امروزه وب یک اجتماع بزرگ است. اجتماعی با سلیقه‌ها، رفتارها، کنش‌ها و صنف‌های مختلف. اجتماعی بسیار شبیه به جوامعی که در آن‌ها زندگی ‌می‌کنیم، با همان آدم‌ها و با همان خصوصیات. انسان‌هایی که به واسطه‌ی جاه‌طلبی و شهرت‌گرائی‌شان همیشه دوست دارند که در رقابت باشند و برتری‌هایشان را به رخ دیگران بکشند. همین موضوع هم موجب تولد مسابقه‌ها و جشنواره‌ها می‌شود. جایی برای انتخاب برترین‌ها براساس معیارهای مختلف.

در وب نیز سال‌هاست که شاهد انواعی از این برترگزینی‌ها در رده‌های مختلف و از بین اصناف مختلف هستیم. که معروف‌ترین‌شان در دنیا Webby Award‌ است که به اسکار اینترنتی معروف شده و از سوی آکادمی بین‌المللی هنر و علوم دیجیتال برگزار می‌شود. در این رقابت هر ساله در دو بخش کلی «منتخب کاربران» و «منتخب آکادمی» و در دسته‌بندی‌های مختلف مرتبط با موضوعات وب، برترین‌ها معرفی می‌شوند.

درحرکتی مشابه در کشور خود ما هم سه دوره جشنواره وب ایران به همت گروه اینترنتی وبنا برگزار شد. که هر دوره نسبت به دوره‌های قبل منسجم‌تر و بی‌اشکال‌تر بوده است. و حالا این‌بار، برای سال چهارم، خبر می‌رسد که بر و بچه‌های این تیم دورخیز بهتری کرده‌اند تا متفاوت‌تر و کامل‌تر از پیش کار کنند. که برای‌شان آرزوی موفقیت باید کرد.

سال پیش که شخصاً در جریان داوری مجموعه وب‌سایت‌های ایرانی شرکت‌کننده در این رقابت بودم، به وضوح مشاهده کردم که این‌گونه جشنواره‌ها علاوه بر معرفی برترین‌های هر بخش، می‌تواند فواید دیگری هم داشته باشد. از جمله اینکه وب‌مسترها بعد از مدتها دستی به سر و روی سایت‌شان می‌کشند و ظاهر آن را کاربرپسندتر می‌کنند. یا اینکه بخش‌های جدیدی را با توجه به پیشرفت شبکه‌های اجتماعی وب و دگرگونی کاربری وب، به سایت‌های‌شان اضافه می‌کنند. یا برای تغییر در نوع محتوای‌شان کمی بیشتر تأمل می‌کنند.

البته نمی‌دانم چرا، اما در اغلب جشنواره‌های ایرانی چه همین جشنواره وب ایران، یا جشنواره‌های وبلاگی که برگزار می‌شود همیشه کلیتی از فعالان وب، به حاشیه‌ها بیشتر توجه می‌کنند و موجب ایجاد یک موج منفی در این باب در فضای مجازی می‌شوند. که البته خود برگزارکنندگان هم در این باره بی تقصیر نیستند. عدم تبیین ساز و کارهای انتخاب برترین‌ها، عدم انتخاب تیم داوری مناسب، عدم توجه به نظرات کاربران عام و وارد شدن تیم برگزارکننده به بحث‌های حاشیه‌ای مطرح شده، خود از عواملی هستند که به ایجاد تنش و حاشیه در جشنواره‌های ایرانی دامن می‌زنند. حالا بگذریم از اینکه بعضی‌ها اساساً با هدف برهم‌زدن، حاشیه‌سازی می‌کنند و با راه انداختن باشگاه‌های موازی سعی در کمرنگ کردن این جشنوراه‌ها دارند که جایگاه‌ آن‌ها کاملاً مشخص است!

اما از این‌ها که بگذریم، مهمترین فایده‌ای که برگزاری این‌گونه جشنواره‌ها در بر دارد، معرفی وب‌سایت‌های بومی به کاربران کم اطلاع وب است. خود من هم بسیاری از وب‌سایت‌های شرکت‌کننده در دوره‌ی قبل جشنواره وب ایران را تابحال ندیده بودم. از اطرافیان کم‌کار اینترنتی‌ هم که می‌پرسیدم حتی تابحال اسم معروف‌ترین شرکت‌کننده‌ها را هم نشنیده بودند. و مسلماً این خیلی خوب است که حداقل بدانیم نخبه‌های وب ما چه کارهایی ارائه می‌دهند، هرچند که بسیاری از ایده‌های‌شان کپی‌کاری از نمونه‌های مطرح غربی باشد. در همین راستا هم بود که سال قبل طی سلسله پست‌هایی زیر عنوان «بهترین‌های وب ایران» به معرفی وب‌سایت‌های منتخب در بخش‌های مختلف سومین جشنواره وب پرداختم تا حداقل عابران بلاگ‌نوشت با این وب‌سایت‌ها بیشتر آشنا شوند. به عقیده‌ی من کار بجایی‌ست اگر حرکت‌های مشابه در جشنواره‌های بعدی بصورت منسجم‌تر انجام شود تا جشنواره، تاثیرگذاری بیشتری در لایه‌های مختلف کاربران اینترنتی داشته باشد.

اما بحث دیگری که درباب جشنواره وب آخر مطرح است، راهیابی بخش «وبلاگ‌ها» برای نخستین بار در این جشنواره می‌باشد که متاسفانه به دلایلی در همان مراحل ابتدای داوری، این بخش حذف شد! با توجه به اینکه وبلاگ‌ها مهمترین تولیدکننده‌ی محتوا در بخش وب فارسی هستند، به نظر می‌رسد که به جای حذف صورت‌مسئله می‌بایست راهکار درستی برای وجود این طیف در جشنواره‌ی وب ایران، اندیشید. مسلماً ورود این صنف علاوه بر اینکه‌ می‌تواند در تبلیغات خودجوش برای جشنواره موثر باشد، به نیل جشنواره به اهداف تعیین شده نیز کمک شایانی خواهد کرد. هرچند که انتخاب وبلاگ‌های برتر خود از حاشیه‌سازترین بخش‌های هر جشنواره‌ای خواهد بود! اما به هر حال ایجاد یک ساز و کار درست می‌تواند راهگشا باشد.

به هر حال امید می‌رود که به همت فعالان وب و با کمک صاحب‌نظران و پذیرا بودن برگزارکنندگان جشنواره وب، شاهد شکوفایی این جشنواره باشیم، به گونه‌ای که به کاتالیزوری برای پیشرفت وب فارسی بدل گردد…

[لابه‌لای زندگی] : محافظین امنیت یا راهزنان گردنه؟!

لا به لای زندگی، در کنار مردم، در خیابان یا داخل تاکسی، گاهی حرف‌هایی شنیده می‌شوند که بار دردشان را به تنهایی نمی‌شود تاب آورد. شاید  نوشتن‌شان و درمیان گذاشتن‌شان با دیگران کمی سبک‌مان کند. شما هم اگر جایی برای بازگو کردن ندارید، می‌توانید اتفاقات لابه‌لای زندگی‌تان را برایم ایمیل کنید تا از طریق بلاگ‌نوشت با دیگران در میان بگذاریم.

مسافر عقبی تاکسی، خودش راننده نیسان بود. می‌گفت دیشب بار انار آورده تا در بازار میوه تحویل دهد. راهش دور بوده و جاده‌اش ناهموار. گویا فاصله زیادی را در جاده خاکی پیموده بود و باران هم شدت داشته. ساعتی بعد گیرش به پلیس می‌‌افتد! به بهانه گلی شدن پلاک ماشین، رک به وی می‌گویند که یا باید ۲۵هزار تومان جریمه بپردازی و یا اینکه چند لیتر بنزین به ما بدهی و خودت را خلاص کنی!

راننده‌ی بی‌پناه راه دوم را می‌پذیرد. ۳۰ لیتر بنزین از کارت بنزینش کسر می‌کند و هزینه‌اش را هم خودش از جیب می‌دهد. با ناراحتی می‌گفت: «خیلی نامردی کردن. پلاک ماشینم مشکلی نداشت. فقط ۱۲۰۰۰ تومان در جیب داشتم که آن هم پول بنزین‌شان را دادم… تا آخر عمر از این ماجرا خواهم سوخت.»

راننده تاکسی با شنیدن ماجرا یکی از گیرافتادن‌های خودش را تعریف کرد. می‌گفت قبلاً بارها داستان رشوه گرفتن مامورها را شنیده بود اما هرگز باورش نمی‌شد این‌قدر رک رشوه بخواهند. تا اینکه یک‌بار در اتوبان رشت – قزوین خودش گیراین‌گونه افرادی افتاد!

با شنیدن این حرف‌ها، یاد تصادف چندی پیش خودم افتادم. با اینکه وانت به قصد دور زدن بریدگی، بی‌هوا مسیر مستقیم مرا بریده بود و موجب تصادف شده بود، اما مامور بی‌انصاف به من گفته بود که اگر دست به جیب نکنم ممکن است براساس تبصره‌هایی قضیه را ۵۰-۵۰ معرفی کند، که آن وقت نمی‌توانم از پول بیمه ماشین مقابل استفاده کنم!

واقعاً اوضاع بدی است! حتی کسی گمان نمی‌کرد که گزارش دادن به بازرسی مشکل را حل کند. گویا همه عادت کرده‌ایم به این احوال. و چه چیزی بدتر از عادت‌‌‌های عذاب‌آور؟!

پی‌نوشت: در هر صنفی، هم آدم خوب هست و هم آدم بد. مسلماً هرگز پاکی و قداست افراد نیک، حتی با بدکاری اکثریت اعضای آن صنف لکه‌دار نمی‌شود. در مورد نیروی انتظامی هم همین‌طور است. هستند پلیسانی که شرافت‌شان بیش از این حرف‌ها ارزشمند باشد، که البته شنیدن این قضایا برای آن‌ها بیش از دیگران دردآور است.

گپی در باب سومین جشنواره وب ایران

شاید در جریان باشید که مدتی است داوری سومین دوره جشنواره آن‌لاین وب ایران، آغاز شده است، که از قضای روزگار، بنده نیز یکی از داوران انتخاب برترین‌ها در این جشنواره می‌باشم.

جشنواره آن‌لاین وب ایران برای نخستین بار در سال ۱۳۸۶ توسط پایگاه خبری وبنا برگزار شد. هدف این جشنواره انتخاب برترین‌های وب فارسی در زمینه‌های مختلف و معرفی آن به سایرین می‌باشد که توضیحات تکمیلی را می‌توانید در این صفحه بخوانید.

برخلاف دو دوره‌ی قبل، دوره‌ی جاری با سیاقی جدیدتر و کامل‌تر آغاز شد. در مرحله‌ی اول صاحبان وبگاه‌ها از اول دی‌ماه تا نیمه‌ی اسفند ماه سال پیش با تکمیل نمودن فرم‌هایی، سایت‌های خود را برای قرار گرفتن در معرض داوری به این جشنواره معرفی کردند.

پس از آن، طی یک دوره‌ی تقریباً سه ماهه، برگزارکنندگان جشنواره، ضمن تقسیم‌بندی وبگاه‌ها و انجام یک داوری اولیه، سیستم تحت وبی را جهت برگزاری بخش داوری آماده کردند که طی آن داوران، ضمن بررسی وبگاه‌های ارائه شده در بخش‌های مختلف، به آن‌ها امتیاز می‌دهند.

البته به نظر من، این پروژه، یک پروژه‌ی قابل تحسین و جالب است که حضور آن در جامعه‌ی وب ایران، می‌تواند موجب ارتقای وب‌ستان فارسی شود. اما گذشته از این معتقدم که چنین پروژه‌هایی ضمن احتیاج به حمایت، نیاز به دریافت بازخوردهای انتقادی نیز دارند تا در هر دوره قوی‌تر از قبل ظاهر شوند و بدین‌ترتیب جهشی رو به رشد داشته باشند. از همین رو بنده نیز تصمیم گرفتم تا پس از طلب رخصت از برگزارکنندگان این همایش، برخی از اشکالاتی را که در این پروژه می‌بینم -قبل از اعلام نتایج- به سمع و نظر علاقمندان برسانم. به این امید که در مدت زمان باقیمانده تا اعلام نتایج برخی از آن‌ها مرتفع گردند.

یکی از اشکالاتی که به نظر پیش و پا افتاده می‌آید، به تعویق انداختن مداوم زمان‌بندی برگزاری جشنواره است، که به نظر من در شأن یک جشنواره‌ی وزین نمی‌باشد.

لازم به ذکر است که تاکنون دو بار زمان نهایی اعلام نتایج به تعویق افتاده (از پایان اردیبهشت به پایان خرداد و حالا از پایان خرداد به تاریخی نامعلوم!)، که در مرتبه‌ی دوم، با وجود آغاز زمان داوری، هنوز بخش خبری جشنواره درباره‌ی زمان دقیق آن اطلاعی را به دست نداده است.

عدم تبلیغات فراگیر و توجه نکردن به سرویس‌های وب۲ئی نیز یکی از دیگر از اشتباهاتی است که به نظر بنده در برگزاری این جشنواره خودنمائی می‌کند.

نه تنها برگزارکنندگان یک جشنواره‌ی سراسری، هزینه‌ای را جهت تبلیغ در سایت‌های پربازدید نکرده‌اند که حتی از در اختیار قرار دادن لوگوهای حمایتی، جهت انتشار داوطلبانه در وبگاه‌ها نیز دریغ کرده‌اند.

همچنین از یک اتفاق تحت وب انتظار می‌رود که در استفاده از ابزارهای وب نیز پیش‌رو باشد. راه‌اندازی یک حساب کاربری در سایت twitter یا یک صفحه‌ی هواداری در Facebook یا سایت‌های مشابه می‌توانست در به روزتر بودن جشنواره و افزایش هیجان ناشی از آن در وب فارسی تاثیرگذار باشد. کاری که اکنون برخی از داوران جورش را می‌کشند.

البته در این بین باید از برگزارکنندگان جشنواره بخاطر راه‌اندازی وبگاه بخش داوری تقدیر کرد که البته اطلاع‌رسانی و تبلیغ درباره‌ی همین وب‌گاه نیز به عقیده‌ی بنده مورد کم لطفی قرار گرفته است.

یکی دیگر از بخش‌هایی که به شدت مرا آزرده خاطر کرده است، بخش وبلاگ‌های جشنواره است. با وجود این‌که تنها چند ساعت جهت بررسی وبگاه‌های این جشنواره وقت صرف کرده‌ام، اما در همان نگاه اول دانستم که به عقیده‌ی من، وبلاگ‌های معرفی شده جهت داوری، به هیچ وجه نمی‌توانند نماینده‌ی برتری برای وبلاگستان فارسی در این جشنواره  باشند.

گرچه ملاک عمل جشنواره، ثبت‌نام صاحبان وبگاه‌ها بوده است، اما اجباری بودن تکمیل بندهای نام و نام‌خانوادگی اصلی، شماره تلفن و آدرس، یکی از مهمترین عللی بود که موجب شد تا وبلاگستان فارسی، که اکثریت قریب به اتفاق ساکنان آن بصورت ناشناس مطلب می‌نویسند، از این پروژه استقبال نکند. دلیل این گفتار وجود تعداد بسیار اندکی (حدود ۵۰ تا) وبلاگ است که به نظر من با وجود دارا بودن بالاترین مقدار در تولید محتوای فارسی در وب، به شدت از اعتبار جشنواره می‌کاهد. گذشته از این، انتخاب دو دبیر علمی برای این تعداد محدود خود جای سوال دارد که فعلاً از آن می‌گذرم.

در پایان، ضمن اعلام حمایت مجدد از این پروژه، به استحضار می‌رسانم که بنده به هر روی، نظر خود را درباره وبگاه‌های ارائه شده در بخش داوری، با توجه به همان جامعه‌ی آماری موجود در اختیار برگزارکنندگان قرار خواهم داد. اما امید دارم که گوشزدهای حقیر، که طی این گپ‌زنی خودمانی ارائه شد، موجب تصحیح برخی از کاستی‌ها شود.