[لابه‌لای زندگی] : یارانه‌هایی که قبل از دریافت، خرج شده‌اند!

سوپرمارکتی سر کوچه می‌گفت که صبح مامورین تعزیرات آمده بودند سرکشی. گویا مانوری بود که بعد از واریز یارانه‌ها برگزار می‌شد. آقای مامور به فروشنده گیر داده بود که چرا قیمت روغن فلان مارک در مغازه شما از جاهای دیگر ارزان‌تر است؟! گفته بود نکند جنس‌ها را بیشتر از نیاز سفارش داده باشی و احتکار کرده‌ای؟!

آقای فروشنده هم دفتر فروش نسیه‌اش را در آورد و رسیدهای بانکی مشتریانش را به مامورین نشان داد. گویا عده‌ای از مشتریان، تائیدیه واریز یارانه‌شان را نزد آقای فروشنده به امانت گذاشته بودند و اجناس را نسیه خریده بودند، تا بعد از آزاد شدن یارانه‌ها، بدهی خود را صاف کنند! پس از آن آقای فروشنده به تعزیراتی‌ها گفت: خیال‌شان راحت باشد چراکه او این‌کاره نیست! وگرنه هرگز قبل از آنکه اجناس گران شوند، آن‌ها را نسیه پیش‌فروش نمی‌کرد!

لا به لای زندگی، در کنار مردم، در خیابان یا داخل تاکسی، گاهی حرف‌هایی شنیده می‌شوند که بار دردشان را به تنهایی نمی‌شود تاب آورد. شاید  نوشتن‌شان و درمیان گذاشتن‌شان با دیگران کمی سبک‌مان کند. شما هم اگر جایی برای بازگو کردن ندارید، می‌توانید اتفاقات لابه‌لای زندگی‌تان را برایم ایمیل کنید تا از طریق بلاگ‌نوشت با دیگران در میان بگذاریم.

کسب درآمد از وبلاگ‌ها

در مطلب قبل با عنوان «وبلاگ‌ها بهترین بیلبورد تبلیغاتی در وب» درباره‌ی این صحبت کردم که وبلاگ‌ها با توجه به این‌که یکی از مهمترین تولیدکنندگان تحت وب و البته به روز ترین و پربازدیدترین آن‌ها هستند، پتانسیل بالایی برای تبلیغات در خود دارند. همچنین به صاحبان صنایع و خدمات پیشنهاد کردم که به جای تبلیغات کناری، سعی کنند تا با جلب نظر نویسندگان وبلاگ‌ها محصول خود را در متن اصلی وبلاگ تبلیغ نمایند.

با توجه به مباحثی که اخیراً درباره‌ی رکود در بلاگستان مطرح شده است، یکی از مسائلی که اکثر تحلیل‌گران آن را به عنوان علت مهم رکود برشمرده‌اند، عدم برخورداری از منافع مالی در مشغله‌ی وبلاگ‌نویسی است. در حالی که وبلاگ‌نویسی در کشورهای توسعه‌یافته یکی از مشاغل پردرآمد محسوب می‌شود متاسفانه اکثریت غالب وبلاگ‌نویسان خوب کشور ما حتی نمی‌توانند هزینه‌های سالیانه‌ی هاست و دامنه‌ی خود را هم از طریق وبلاگ‌نویسی جبران کنند. به عقیده‌ی من این موضوع به هیچ وجه برای بخشی از وب فارسی که بیشترین و به روزترین محتوای وب را تولید می‌کند، منصفانه نیست.

گذشته از فضای فرهنگی حاکم بر اینترنت در ایران، به نظر می‌رسد که وبلاگ‌نویسان ایرانی نیز در عدم درآمدزائی از طریق وبلاگ‌های‌شان بی‌تقصیر نیستند. آن‌گونه که پدرام در این دیدگاه مطرح کرده است به عقیده‌ی من هم بلاگرهای ما در بازاریابی برای ارائه‌ و معرفی پتانسیل‌های  درآمدزای وبلاگ‌ها کوتاهی کرده‌اند. از سوی دیگر وجود دیدگاه‌هایی مثل آنچه که محمدعرفان عزیز مطرح می‌کند نشان می‌دهد که برخی از بلاگرهای ما تقدس قلم را اشتباه تفسیر می‌کنند یا این‌که شناخت درستی از تبلیغات رسانه‌ای نوین ندارند.

درباره‌ی بازاریابی، معتقدم که باید وبلاگ‌نویس‌ها پیشنهادهای‌شان را برای روش‌های کسب درآمد از وبلاگ‌ها مطرح کنند و آن‌ها را با صاحبان تبلیغات در میان بگذارند و ترغیب‌شان کنند تا وارد این عرصه شوند. آن‌چه که  من در مطلب قبلی مطرح کردم، پیشنهادی بود که به نظرم معقول رسید. نوشتن مطلب درباره‌ی محصولات و خدمات سازمان‌ها و شرکت‌ها روشی است که در وبلاگ‌های موفق خارجی در حال اجراست و بخش عظیمی از درآمد این وبلاگ‌ها را ناشی می‌گردد. مسلماً راه‌ها و ایده‌های بسیار دیگری هم وجود دارد که به دید و ذهن حقیر نرسیده و منتظریم تا از زبان سایر دوستان هوشمند مطرح گردد.

اما پروسه‌ی آنچه که در مطلب قبل مطرح کرده‌ام بدین طریق است که صاحبان صنایع و خدمات با بلاگ‌نویسانی که در زمینه‌ی مشترک با تولیدات‌شان فعالیت می‌کنند تماس می‌گیرند و با معرفی محصولات‌شان و ارائه‌ی مزیت‌هایش سعی می‌کنند تا اعتماد بلاگر را جلب کنند. وبلاگ‌نویس که با توجه به تجربیات و دانشش درمی‌یابد محصول مذکور قابلیت‌های جالبی دارد، آن‌را با خوانندگانش در میان می‌گذارد و نظرش را درباره‌ی محصول و مزایا و معایبش مطرح می‌کند و در قبال این معرفی و ایجاد موج در وب، از صاحب محصول دستمزد دریافت می‌کند. بدون شک این روش موجب می‌شود تا تبلیغات محصول توسط خوانندگان بیشتری دیده شود و مثل تبلیغات سایدبار وبلاگ‌ها هر از چندگاهی دیده نشود. از طرف دیگر نوشتن پست به معنای تولید یک محتوای پایدار تحت وب است که مسلماً دارای ارزش و اعتبار بیشتری است و رضایت تبلیغ‌کنندگان را بیشتر جلب می‌نماید.

در این پروسه وبلاگ‌نویس با وجدان حدود اختیاراتش را با طرف حساب در میان می‌گذارد و بدین ترتیب اصلاً لازم نیست که در نوشتن بی‌وجدانی کند یا واقعیات را زیرپا بگذارد! از طرف دیگر به نظر نمی‌رسد «معرفی» یک محصول مسئولیتی برای نویسنده ایجاد کند که در نتیجه‌ی آن به خواننده خیانت شده باشد! همچنین این موضوع با حساسیت و وسواس بلاگرهای خوب هیچ تناقضی ندارد و حتی می‌تواند به بهتر شدن نتیجه نیز منجر گردد.

فکر می‌کنم که باید نگاه‌مان را به فعالیت‌های درآمدزای وبلاگی تغییر دهیم و با دیدی بازتر به این موضوع بنگریم. مسلماً این کار نیاز به هم‌یاری همگانی دارد تا طی تلاش در یک بازه‌ی طولانی مثمر ثمر واقع گردد. شکی نیست که هر چه زودتر قدم در این فرهنگ‌سازی بگذاریم، زودتر هم به یک وبلاگستان حرفه‌ای دست خواهیم یافت.

منتظر پیشنهادات و راهکارهای شما برای داشتن یک وبلاگستان حرفه‌ای و درآمدزا هستم.

وبلاگ‌ها بهترین بیلبورد تبلیغاتی در وب

اگر کمی اهل وب‌گردی باشید، حتماً مستحضر هستید که امروزه بیشترین حجم محتوای تحت وب توسط وبلاگ‌ها تولید می‌شود. این رسانه‌های دیجیتالی، که بصورت مداوم در حال به روز شدن هستند، محل مراجعه‌ی بسیاری از پویشگران اینترنتی هستند. شاید بتوان این‌گونه گفت که وبلاگ‌ها در میان رسانه‌های تحت وب باهوش‌ترین و باوفاترین بازدیدکنندگان را دارند. خوانندگان آن‌ها، خصوصاً اگر مشترک فید آن باشند، اغلب، همه‌ی مطالب یک وبلاگ را می‌بینند و به نویسنده‌ی آن تا حد زیادی اعتماد دارند.

ویژگی‌های مذکور خود نشان از پتانسیل بالای وبلاگ‌ها برای تبلیغات دارد. البته این روزها تبلیغات کناری که اغلب در سایدبار وبلاگ‌ها قرار می‌گیرند، تا حدود زیادی کلیشه‌ای شده‌اند و بازدیدکننده نیز آن‌ها را جزئی از وبلاگ نمی‌بیند! امروزه برای این‌که تبلیغات موثری داشته باشیم، به جای پرداخت هزینه، جهت نمایش لوگو و بنر تبلیغاتی، باید به سمت تبلیغات هوشمند و واقع‌گرا برویم و تبلیغات را به متن اصلی بکشانیم. تولیدکنندگان و صاحبان صنایع و خدمات می‌توانند با جلب اعتماد وبلاگ‌نویسان معتبر، به جای هدر دادن بودجه‌های تبلیغاتی تحت وب خود، از این گروه از لیدرهای وب بخواهند تا محصولات و خدمات‌ را به خوانندگان خود معرفی نمایند. حتی با توجه به روح وبلاگ‌ها باید دست نویسندگان را برای تحلیل و انتقاد از محصولات نیز باز بگذارند. به نظر من این‌گونه تبلیغات می‌تواند نگاه قشر هوشمند جامعه را به محصول تغییر دهد و حتی در برخی از موارد موج عظیمی را به نفع آن ایجاد نماید.

با توجه به این‌که کسب درآمد از وبلاگ‌ها در ایران هنوز جایگاه واقعی خود را نیافته است، این بیلبوردهای عظیم و موثر را می‌توان با مبالغ ارزانی اجاره نمود. پیشنهاد می‌کنم که تولیدکنندگان و صاحبان خدمات و حتی سازمان‌ها به این پیشنهاد خوب فکر کنند!

بیل گیتس از زبان دیگران

جای تعجب ندارد که در طی این سالها بیل گیتس موضوع بسیاری از صحبتها بوده است. افراد زیادی در سخنانشان از او نام برده اند، از رقیبانش تا کمدینها و سایر مردم. با نزدیک شدن به زمان کناره گیری وی از مایکروسافت، برخی از سخنان مثبت یا منفی ای را که دیگران درباره گیتس گفته اند، در زیر لیست می کنیم:

بیل بطور مرتب دنبال ایده هایی می گردد تا آنها را بدزدد. این واقعاً روش عاقلانه ای است. این روش او را خیلی موفق می کند. بعد او شروع می کند به پول گرفتن، بخاطر ایده هایی که دزدیده است. او واقعاً فکر می کند که از اول، آن ایده ها، مال خودش بودند… او نمی تواند خودش را مثل Rockefeller تصور کند، او فکر می کند که Edison است.

لری الیسون (Larry Ellison) ـ مدیر کمپانی Oracle ـ نقل شده از کتاب “نرم افزار: ایده ای گرفته شده از لری الیسون و اوراکل” نوشته متیو سیموندز (Matthew Symonds) با اضافاتی از شخص لری الیسون

بیل نخستین کمپانی نرم افزاری بزرگ را بنا نهاده است.

استیو جابز (Steve Jobs) – مدیر کمپانی Apple ـ نقل شده از کنفرانس مشترک با بیل گیتس در سال گذشته

در تکنولوژی های پیشرفته سه شرکت انحصاری ـ Intel، Cisco و Microsoft ـ وجود دارند، اما فقط یکی از آنها از این بابت دچار مشکل است. [گیتس و مدیرش استیو بالمر (Steve Ballmer)] مثل جوانان میانسالی هستند که نمی دانند بزرگ شده اند، و همه چیز را این ور آن ور پرت می کنند.

باب متکالف (Bob Metcalfe) ـ خالق اترنت (Ethernet) و موسس کمپانی ۳Com ـ نقل شده از مقاله ای در واشنگتن پست در سال ۲۰۰۰

کرنش کردن شما در برابر بیل ممکن است کمی خطرناک باشد… او می توان انتخاب اول برای شروع کارهای گروهی باشد.

ورن رابرن (Vern Raburn) ـ یکی از اولین مدیران مایکروسافت در بخش محصولات

IT تجارتی است که من در آن سررشته ای ندارم، اما من بیل گیتس رو بخاطر عظمتش تحسین می کنم. من وی را از نزدیک می شناسم و فکر میکنم که در تجارت فردی افسانه ای است.

وارن بافت (Warren Buffett) ـ سرمایه گذار ـ نقل شده از یک سخنرانی در دانشگاهی در شمال کارولینا

مهم نیست که بیل گیتس چقدر از راههای دیگر درآمد دارد، او اینترنت را از دست داده است. درست مثل قطار سریع و السیری که او آمدنش را نمی بیند و نمی شنود.

جیم کلارک (Jim Clark) ـ از موسسین کمپانی ارتباطات Netscape ـ نقل شده از کتاب «i-Quote: استعدادها و استهزاهای عصر اینترنت» نوشته دیوید گرین (David Green)

[بیل گیتس] سهم باورنکردنی ای دارد… خیلی سخت است که تصور کنیم بدون استاندارد شدن سیستم عاملها توسط مایکروسافت، این صنعت امروزه چه جایگاهی داشت. من فکر میکنم که اگر این اتفاق نمی افتاد، امروزه این صنعت خیلی کوچکتر و ضعیفتر می بود.

مارک آندرسن (Mark Andreessen) ـ از موسسین کمپانی Netscape ـ  نقل شده از سخنرانی در نمایشگاه وب۲ در ماه آوریل

گیتس به بهترین نحو با ساختن MS-DOS از روی CP/M کار مرا از من گرفت.

گری کیلدال (Gary Kildall) ـ از دیر پیشقدمان صنعت سیستم عامل ـ نقل شده از خاطرات منتشر نشده ای تحت عنوان “ارتباطات کامپیوتری” در کتاب «آنان که آمریکا را ساختند» نوشته هارولد ایوانز (Harold Evans) با همکاری گیل باکلند (Gail Buckland) و دیوید لفر (David Lefer)

شاید خطرناکترین و قدرتمندترین فرد در صنعت دوران ما.

اسکات مکنلی (Scott McNealy) ـ رئیس شرکت Sun Microsystems ـ نقل شده از گزارش ارائه شده به کمیته قضایی در سال ۱۹۹۸

گویا این بصورت یک رسم در آمده که هروقت شما از این در می گذرید به بیل انگشت نشان دهید؟

ریچارد استالمن (Richard Stallman) ـ رهبر جنبش نرم افزار آزاد ـ نقل شده به یک دانشجو در خارج از ساختمان بیل گیتس در دانشگاه استنفورد ـ گزارش شده توسط Salon.com در سال ۱۹۹۸

امروز بیل گیتس خیلی پولدار است… میخواهید بدانید چرا؟ پاسخ یک کلمه است: ورژنها.

دیو بری (Dave Barry) ـ طنزنویس ـ نقل شده از کتابش با عنوان «دیو بری در دنیای مجازی»

بیل گیتس مثل آدمی است با عینک تک چشمی یا یک گربه ایرانی است که مرتباً در فیلم های جیمز باند از اینکه آدم پستی باشد، دوری می کند.

دنیس میلر (Dennis Miller) ـ کمدین ـ نقل شده از کتابش با عنوان «من بزله گویی میکنم، پس من هستم»

منبع: Computer World

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه: بیل گیتس از زبان خودش ـ بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان

بیل گیتس از زبان خودش

همه حرفهایی که بیل گیتس (Bill Gates ـ موسس کمپانی Microsoft) در عمر حرفه ای خویش زده است، درست و منطقی نبودند. بعنوان مثلا، نقل شده است که او در سال ۱۹۸۱ گفته بود: «مقدار ۶۴۰K حافظه برای همه کافی است».

او درباره این حرفش در سال ۱۹۹۶ به اخبار تجاری Bloomberg گفت: «من تاکنون حرفهای احمقانه و اشتباهی زده ام،  اما این سخن را من نگفته ام. هیچ کس هیچگاه نمی تواند بگوید که یک مقدار مشخصی از حافظه، برای تمام زمانها و تمام افراد کفایت می کند. من از نسبت داده شدن این سخن احمقانه که میگوید ۶۴۰K حافظه کفایت می کند، ضربه خورده ام. این شایعه مدام تکرار شد و تکرار شد. زمانی کامپیوتر میرفت تا به حافظه ۵۱۲K دست یابد، اما ما همیشه سعی می کردیم تا این مقدار را افزایش دهیم. من هرگز چنین حرفی نزدم، من عکس این سخن را گفته ام.»

برای جمع آوری سخنانی که گیتس واقعاً آنها را نقل کرده است ما به سراغ آرشیو سایتهای معتبری چون Microsoft و IDG News رفتیم. مرور مصاحبات و سخنان بیل گیتس یادآوری می کند که وی یک مرد رویایی و باهوش است با گستره عظیمی از دانش.

در زیر بعضی از سخنانی که از هوش و ذکاوت وی ناشی شده اند را می خوانید:

اگر من شخصی بودم که فقط میخواست برنده شود، تاکنون باید وارد عرصه دیگری می شدم. فکر نمی کنید که اگر من در ذهنم خط پایانی را متصور بودم، سالها پیش می بایست از آن گذر کرده باشم؟

مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴

ما همیشه درباره اتفاقاتی که در دو سال آینده رخ خواهد داد، اغراق می کنیم، اما آنچه که در ۱۰ سال آینده رخ خواهد داد را خیلی کم تخمین می زنیم. هرگز اجازه ندهید که رکود و سکون به سراغتان بیاید.

کتاب «راه پیش رو» ـ انتشارات پنگوئن ـ ۱۹۹۶

آرزو دارم که فرصتی برای نوشتن کدهای بیشتری بدست آورم. دور و برم خیلی شلوغ شده است. اجازه نمی دهند که کدهای من در محصولات نهایی منتشر شود. هشت سال است که این کار را با من می کنند! هر وقت که به آنها می گویم در تعطیلات آخر هفته روی این کد کار خواهم کرد، آنها آنطور که باید و شاید حرف مرا جدی نمی گیرند!»

سخنرانی در سانتیاگو ـ ۱۹۹۷

خوب، یادتان باشد که من مالک دلارها نیستم. من فقط مالک سهامی در مایکروسافت هستم. بنابراین این ارقام وحشتناکی که شما نقل می کنید، تنها از طریق ضرب کردن بدست می آیند!

مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴

آرزو داشتم که ثروتمند نبودم. چون از آن چیزهای خوبی بعمل نمی آید.

سخنرانی در سیاتل ـ ۲۰۰۶

منصفانه است اگر آنچه که امروزه ابداع می شوند را با اختراع ماشین چاپ، تلفن و رادیو یکسان بدانیم. این ابزارهای ارتباطی تاثیرات شگرفی دارند. آنها جهان را به مکان کوچکتری بدل می کنند. آنها به علم کمک می کنند تا شایسته تر پیش رود. آنها به سیاست کمک میکنند تا گام در مسیر جدیدی بگذارد. حالا کامپیوترهایی که به اینترنت متصل می شوند، از همه ابزارهای ارتباطی موجود، قدرتمندتر عمل می کنند.

کنفرانس «جوامع اینترنتی» ـ دانشگاه هاروارد ـ ۱۹۹۶

کامپیوترهای شخصی و اینترنت میروند که بعنوان ابزارهای پایه ای و اساسی درآیند. گرچه هنوز به آن درجه نرسیده اند اما ما در مسیر رسیدن به این هدف قرار داریم. درست مثل اینکه سوار اتومبیلی برای رسیدن به مقصد باشیم.

کنفرانس «عرضه Windows 98» ـ سانفرانسیسکو ـ ۱۹۹۸

می دانید که بسیاری از مردم تصمیم می گیرند تا دارایی هایشان را به فرزندانشان ببخشند، و البته برای این انتخاب یک مشروعیت کاملاً قانونی دارند. اما در مورد من، فکر میکنم که برای جامعه و برای فرزندانم بهتر باشد تا قسمت بزرگی از دارایی هایم به انجمنهای خیریه مهمی واگذار شود تا در چیزهایی مثل تکنولوژی، تحصیلات، تحقیقات پزشکی، خدمات اجتماعی و خیلی موارد دیگر مصرف شود.

مصاحبه با چارلی رز ـ ۱۹۹۸

یکی از مزایای موفقیت در این کشور، درگیر شدن با رسیدگیهای دولتی است، که کار بسیار ارزشمندی است. ما صنعت بسیار شهوت انگیزی داریم. اگر شما کارمند دادگستری باشید،  مشتاقید که به کدام مورد رسیدگی می کنید: نان یا نرم افزار؟ ما همیشه با دادگستری سر این موضوع بحث داریم که آیا باید نرم افزارهایمان را ناقص کنیم یا نه! برای نمونه آیا میتوانیم یکی از محصولاتی را که بصورت جداگانه تولید کرده ایم با سیستم عاملمان ادغام کنیم. مثلاً مرورگر اینترنت، یا رابط گرافیکی یا چیزهای دیگری را که تولید کرده ایم روی سیستم عاملهایمان بگذاریم تا مردم مجبور نباشند برای خرید جداگانه آنها پول بپردازند و یک محصول کامل داشته باشند…. خوب ما در Windows 98 چیزی را تغییر ندادیم، اما متاسفانه آنها از ما خواستند که محصولی ناقص تولید کنیم، و این خیلی بد است. این موجب می شود که عقبگرد کنیم. اما ما مطمئنیم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

سخنرانی در دانشگاه استانفورد ـ ۱۹۹۸

من به شدت ایمان دارم که هر ابزاری که ارتباطات را افزایش می دهد، تاثیر شگرفی روی روشهای یادگیری مردم از یکدیگر می گذارد. و بدین ترتیب آنها می توانند به آزادی ای که به آن علاقمندند دست یابند. پست الکترونیک در روسیه ابزار بسیار کلیدی ای بود برای اینکه مردم با هم در ارتباط باشند و صحبت کنند درباره اینکه آیا می خواهند به سبک حکومت قبلی بازگردند یا نه. شما میتوانید در هر کشوری، تفاوتی را که این ابزارها بوجود آورده اند را ببینید.

از وقتی که احساس بشردوستی در من بوجود آمد، به عقب نگاه کردم تا ببینم چه بنیادهایی در تاریخ بنا نهاده شده اند. و به اینکه چه ابزارهایی می توانند تغییر ایجاد کنند. و اولین چیزی که نظر من را به خود جلب کرد موضوع رشد جمعیت بود. خانواده ها اطلاعاتی در زمینه کنترل جمعیت بدست آورده بودند و اطمینان حاصل کردند که اگر رشد جمعیت کمتر باشد آنها می توانند تغییرات زیادی بوجود آورند. و در نتیجه این تصمیم منابع بیشتری برای تحصیل کردن، و کلاً بهتر زندگی کردن در دسترس قرار گرفت. این یکی از پایه های اساسی و مفیدی بود که بنا نهاده شد.

کنفرانس «مزیتهای دیجیتالی شدن» در سیاتل ـ ۲۰۰۰

یکی از دلایل اینکه امروز ایالات متحده رهبری جهان را در دست دارد، به ۲۰ سال پیش برمیگردد که ما فروتنی و تواضع زیادی داشتیم. ما به ژاپن نگاه می کردیم و با خودمان می گفتیم «واو! مدل برتری هم وجود دارد؟ آیا مدلی وجود دارد که از مدل ما قویتر باشد؟» و همه این دلایل موجب اوج گرفتن ما شد. اگر در طی این سالها ما تواضع نمی داشتیم به کشورهای دیگر توجه نمی کردیم، و از آنها یاد نمی گرفتیم، سیر پیشرفتمان نزولی می شد.

کنفرانس «مزیتهای دیجیتالی شدن» در سیاتل ـ ۲۰۰۰

تا هنگامی که ما به هر کودکی، به بهترین روش آموزش می دهیم، و تا هنگامی که شهر درونمان را پاکیزه می کنیم، در کارهایی که انجام می دهیم، کوچکترین نقصی وجود ندارد.

مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴

دیروز یکی از بهترین همکارانم، اسکات مک نلی (Scott McNealy) اینجا بود و درباه بازار دیجیتالی حلقه ای (Digital Market Ring) صحبت می کرد. همه همیشه می گویند که Microsoft سعی دارد تا همه کار انجام دهد. اما الان من بطور رسمی می خواهم اعلام کنم که این بازاری است که Microsoft نمی خواهد وارد آن شود.

نمایشگاه ابزارهای الکترونیکی در لاس وگاس ـ ۱۹۹۸

تمام صنعت کامپیوترهای شخصی پیرامون این دستاورد گرد آمده اند. Windows XP قدرتمندترین، سریعترین، و مطمئن ترین سیستم عاملی است که ما تاکنون تولید کرده ایم. اینطور بگویم که ما میلیونها دلار توسعه در این محصول جدید ریخته ایم! ما از طریق فیدبکهای مشتریانمان و بر پایه این نگاه که کامپیوترهای شخصی را به انجام دادن کارهای جدیدی واداریم، به این محصول دست یافتیم. برای ما امنیت و حفاظت از حریم خصوصی، خیلی مهم بود. در سیستم تبادل پیام فوری، اساس نوینی را بنا نهادیم. این تجربه شخصی جدیدی از دنیای دیجیتال است. Windows XP و Office XP دو ابزار جدیدی هستند برای دنیای تجارت آینده.

کنفرانس «عرضه Windows XP» ـ نیویورک ـ ۲۰۰۱

ما در دوره شگفت انگیزی زندگی می کنیم. اگر با نیازهای فرودستان آشنا شویم، می توانیم از طریق تخصیص دادن درآمدها، و ساختن تجارتهای جدید، فقر را ریشه کن کنیم. این کار بی انتهاست و هرگز به پایان نمی رسد. احساس خاتمه دادن به این چالش، موجب می شود که با اشتیاق جهان را تغییر دهیم. و من خیلی خوشحالم که جزئی از این مسیر هستم.

سخنرانی در مجمع جهانی اقتصاد ـ سوئیس ـ ۲۰۰۸

در حالی که تکنولوژی های جدیدی در حال عرضه شدن هستند، والدین این نگرانی را دارند که این تکنولوژی ها چگونه استفاده می شوند. و اینترنت در بالای این لیست قرار دارد. شما میدانید که بزرگترین فرزند من ۱۱ ساله است. و ما هنوز به سالهای سخت وارد نشده ایم. مثلاً داشتن حساب Facebook یا صرف حجم زیادی از وقت در مسنجرها. اما من مطمئنم که این اتفاق در پیش خواهد بود. ما مراقب هستیم که کامپیوترهای خانه مان آزاد نباشد. بنابراین فرزندانمان می دانند که هر کاری که روز کامپیوتر انجام میدهند، ما در جریانش خواهیم بود. البته ما از اعمال محدودیتهای زیاد، مثلاً محدودیت در تخصیص زمان یا چیزهای ویژه، دوری می کنیم. ما فقط نگاه می کنیم که اوضاع چطور پیش می رود و چه صحبتهایی رد و بدل می شود.

سخنرانی در کمیته علوم و تکنولوژی ایالات متحده ـ ۲۰۰۸

هنگامی که من به دبیرستان می رفتم، کامپیوتر، چیز وحشتناکی محسوب می شد. مردم درباه کارتهای پانچ و دستگاه شیطانی که صورتحسابهای اشتباهی برایشان می فرستاد سخن می گفتند. هیچکس تصور نمی کرد که روزی همه کارها به این ماشین واگذار شود.

سخنرانی در دانشگاه الینویز _ ۲۰۰۴

اگر بخواهم درباره چیزی که بهترین احساس را به من القا می کند، صحبت کنم، از بودن در جریان انقلاب نرم افزاری و نتایجی که از آن ناشی می شود، خواهم گفت. شما می توانید به سراسر جهان بروید و در تمام مدارس و بیمارستانها این کامپیوترها را ببینید که مورد استفاده قرار می گیرند. و خواهید دید که چگونه این ابزارها برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و در نتیجه بوجود آوردن جهانی بهتر و آزادتر بکار گرفته می شوند.

سخنرانی در دانشگاه استانفورد ـ ۲۰۰۲

۳۰ سال پیش، زمانی که پل آلن (Paul Allen) و من Microsoft را تاسیس کردیم، آرزوهای بزرگی درباره نرم افزارها در سر داشتیم. ما آرزوهایی از تاثیراتی که کامپیوترها می توانند در زندگی داشته باشند، داشتیم. ما رویای وجود کامپیوتر بر روی هر میز، و در هر خانه را در سر می پروراندیم. این خیلی شگفت انگیز است که می بینیم بسیاری از آن آرزوها به واقعیت بدل شده اند و ما می توانیم آنها را احساس کنیم. من هیچگاه تصور نمی کردم که کمپانی ما بتواند بر پایه آن رویاها چنین جهشی کند.

کنفرانس خبری درباره کار تمام وقت در زمینه خیریه و کار نیمه وقت در مایکروسافت – ۲۰۰۶

منبع: Computer World

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه: بیل گیتس از زبان دیگران ـ بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان