بایگانی برچسب: اقتدارگرایان

چرا رای می‌دهم؟!

شاید اگر من هم خارج از گود می‌بودم و یک حالت نرمال را در نظر می‌گرفتم، شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران، با شرایطی که دارد، اصلاً منطقی به نظر نمی‌رسید. اما متاسفانه ما در وسط گود هستیم!

در شرایط حال حاضر، طبق نظریه هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو، قرار نیست من به نیازهای اخلاقی و اجتماعی و  معنوی فکر کنم، آن‌چه امروز برایم اهمیت دارد نیازهای فیزیولوژیکی و اولیه است. مدیریت نادرست و غیرعلمی چند سال گذشته موجب شده که بسیاری از اقلام زندگی از سبد خانوارها حذف شوند، و زندگی به اندازه فاجعه‌آمیزی برای مردم سخت شود. این است که شعارهای انتخاباتی این دوره تا حد معیشت مردم و پرداخت انواع و اقسام یارانه‌ها تنزل پیدا کرده، اما با این حال اکثر مردم نسبت به مسائل انتخاباتی بی تفاوت شده‌اند، در حالی که این بی تفاوتی نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد که چه بسا بر مشکلات تا حد زیادی خواهد افزود!

ما چه رای بدهیم و چه رای ندهیم، کسی رئیس جمهور خواهد شد، و شرایط امروز به هیچ وجه نشان از اتفاقی خارق‌العاده و خارج از برنامه ندارد. بنابراین همین که کمی حواس‌مان را جمع کنیم تا حداقل گروهی بر سر کار بیایند که مدیریت عقلانی‌تری اعمال کنند، می‌تواند امیدبخش روزی باشد که سیر باشیم و بتوانیم دوباره به مسائلی مثل آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات و… فکر کنیم. اما اگر این اتفاق نیافتد و وضع از اینی که هست هم بدتر شود، چه بسا که سرنوشت مردم فقیر آفریقا را پیش رو داشته باشیم!

از سوی دیگر من همچنان بر این عقیده‌ام که وضع امروزمان نتیجه‌ی بی‌تفاوتی و قهر ۸ سال پیش‌ است. اگر آن روز تئوری تحریم انتخابات مطرح نمی‌شد، و آنان که می‌فهمیدند مسئولیت آگاه کردن ناآگاهان را درست انجام می‌دادند، و با لجبازی بر مطالبات بلندپروازانه‌شان اصرار نمی‌ورزیدند، شکی نیست که به مشکلات ۴ سال پیش و اوضاع نابسامان امروز برنمی‌خوردیم! اما متاسفانه شکاف عمیق بین روشنفکران و عوام موجب شد که چشم بر واقعیات ببندند و حرف همدیگر را نفهمند و همه را دچار مشکل کنند. کاری که این روزها هم در شرف اتفاق است.

به هر حال اقتدارگرایان از وضع موجود راضی‌اند و همه تلاش‌شان را رو کردند تا شور انتخاباتی را از بین ببرند. از بین هشت کاندیدای حاضر هم، ۶ تای‌شان تقریباً فرقی با هم ندارند و هر کدام که بیاید به مزاج‌شان سازگار است. این فقط عارف و روحانی هستند که ممکن است کمی قلقلکشان دهد. اما این‌ها برایم مهم نیست، مهم این است که با آمدن تیم اصلاح‌طلبان وضع موجود اندکی بهتر شود و در مدیریت‌ها تصمیمات عاقلانه‌تری گرفته شود.

با این کار گرچه من چیز زیادی بدست نخواهم آورد، اما چیزی را هم از دست نخواهم داد. حتی در صورت پیروز نشدن هم، حداقل با وجدانی آسوده همچنان می‌توانم آنهایی را که با بی‌تفاوتی‌شان موجب بروز وضعی بدتر شدند را در کنار اقتدارگرایان بعنوان خائنین به وطن به فرزندانم معرفی کنم!

حال شمایی که مرا تمسخر کرده و به بی تفاوتی دعوت می‌کنید، بیایید بگویید که با رای ندادن چه چیز عایدمان خواهد شد؟!