گمشدگان – اپیزود موضوعی ۷ : اعتیاد

شاید اولین تصوری که از شنیدن کلمه “اعتیاد” به ذهن خطور می کند، اعتیاد به مواد مخدر باشد. اما غیر از آن انواع و اقسام معتادهای دیگر را نیز می توانیم دور و بر خودمان پیدا کنیم! شاید منطقی تر باشد که اعتیاد را وابستگی روانی و فیزیکی به چیزی و مصرف غیرطبیعی آن تعریف کنیم. بدین ترتیب کسانی که معتاد کار خود هستند و یا معتاد اینترنت هستند  هم در این تعریف می گنجند.

در اپیزود هفتم از سیزن اول سریال تلویزیونی لاست، جان لاک، چارلی را به ترک اعتیاد مواد  ترغیب می کند. لاک راه جالبی را برای این کار در پیش می گیرد. وی همه مواد را از چارلی می گیرد و قول می دهد که اگر سه بار تقاضا کند، مواد را پس خواهد داد.

دومین باری که چارلی برای تقاضای برگرداندن مواد می آید، جان لاک توجه او را به پیله کرم ابریشم جلب می کند و می گوید: «شاید مسخره باشه! توجه همه بیشتر به پروانه هاست. ولی دور کرمها ابریشم تنیده شده. اونا قویتر و سریعترند.»

سپس به سوارخ ریزی که روی پیله وجود دارد اشاره می کند و ادامه می دهد: «کرم از اینجا میاد بیرون. اون راهش رو از ریسمانهای زخیم ابریشم باز می کنه. الان می تونم کمکش کنم. چاقو رو دست می گیرم و خیلی راحت دریچه رو باز می کنم و کرم می تونه آزاد بشه، ولی کرم ضعیفتر از اونی خواهد شد که بتونه زنده بمونه.  تقلا کردن یه راهیه برای تقویت کرم.»

همه ما برای رهایی از دام افراط و تفریط باید تقلا کنیم! حتی شما دوست عزیز!

Harsh Times

Harsh Timesفیلم “ساعات خشن” ساخته David Ayer درباره رنجری است به نام جیم (Christian Bale) که به ارتش آمریکا در کشتار عراق یاری می رسانده است، و حالا که به زندگی عادی خود برگشته، دچار مشکلات روحی ناشی از جنگ شده است.

جیم و بهترین دوستش مایک (Freddy Rodriguez) هر دو بیکار هستند و بیشتر وقتشان را به دور از چشم سیلویا، همسر مایک (Eva Longoria Park) به خوش گذرانی و بطالت می گذرانند. تا اینکه سیلویاپی به حقیقت می برد. و پس از آن تلاش برای یافتن شغل مناسب آغاز می گردد.

مایک در یک شرکت معتبر با حقوق ساعتی ۱۲ دلار برای خود شغلی دست و پا میکند. جیم نیزاز طرف اداره امنیت برای مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر در کلمبیا دعوت به همکاری می شود. اما او علاوه بر خاطرات بد کشتار گذشته که در ذهن دارد، به دختری مکزیکی هم دلبسته است و با قبول این شغل باید از او نیز چشم پوشی کند…

خون بازی

باران کوثری در خون بازیامروز «خون بازی» رو دیدیم. فیلمی که قبل از این خیلی درباره اش خونده بودم. در جشنواره فجر سال پیش هم جایزه بهترین بازیگر زن (باران کوثری)، بهترین تدوین ، بهترین فیلمبرداری (محمود کلاری) و بهترین کارگردان (رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهابی) رو از آنِ خودش کرده بود.

فیلم درباره دختری دم بخت بود بنام سارا که معشوقه پسری شده که در تورنتو زندگی می کنه و قصد داره همین روزها برای عقد کردنش بیاد ایران. اما پسر چیزی از معتاد بودن سارا نمی دونه. و داستان فیلم، راه منزل تا مرکز ترک اعتیاد رو به ما نشون میده…

به نظر من «خون بازی» شایستگی تحسین رو داره و به لذت یکبار دیدن در سینما می ارزه. پس اگه خواستید فقط یه بار به سینما برید توصیه میکنم اخراجی ها رو از دست فروشها بخرید و خون بازی رو در سینما ببینید!