بایگانی برچسب: اصلاح طلبان

شورای مشورتی اصلاح‌طلبان

پس از روی کار آمدن دولت اعتدال و امید حسن روحانی، اصلاح‌طلبان که سال‌ها به کنار رانده شده بودند، به توفیق آرای مردم این فرصت را یافتند که بار دیگر کم و بیش به صحن بازگردند. و این بار برای سازمان‌دهی و منسجم کردن تصمیم‌گیری‌های خود در لایه‌های مختلف جغرافیایی، به تعریف ساختاری با نام «شورای مشورتی» پرداختند.

هسته مرکزی این شورا به پیشنهاد سیدمحمد خاتمی، تشکیل شده، و با همراهی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و همکاری دکتر محمدرضا عارف و سایر بزرگان اصلاحات کار خود را آغاز نموده است. در مرحله بعد هیات واسطی برای هر استان مامور شدند تا ضمن دعوت از افرادی که گفتمان اصلاح‌طلبی دارند و تشکیل همایش‌هایی در شهرستان‌های مختلف، انتخاباتی را بین اصلاح‌طلبان شهرستان برگزار نمایند و بدین ترتیب شورای مشورتی شهرستان‌ها با آرای روشنفکران همان شهر تشکیل شوند. و در مرحله آخر نیز هیا‌ت‌های شهرستان، از بین خود شورای مشورتی و شورای حل اختلاف استان را تشکیل خواهند داد.

این ساختار شورایی-مشورتی با انجام مطالعاتی روی گذشته اصلاح‌طلبان و ساختارهای حزبی گذشته و البته فضای موجود کشور بدین شکل تعریف شده است. و قرار است به ساماندهی خرد جمعی و بهره‌گیری از نخبگان در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور بیانجامد.

یکی از برنامه‌های کوتاه مدت شوراهای مشورتی اصلاح‌طلبان، مطالعه روی گزینه‌های مختلف برای معرفی کاندیداهای اصلح در انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی است. تا بکوشند که با حمایت از نخبگانی که به آزادی و آبادی مملکت‌شان بیش از منافع شخصی یا گروهی خاص اهمیت می‌دهند، مجلسی موثرتر و کاراتر تشکیل شود.

با اینکه آوارهای زلزله گذشته همچنان بر پیکره‌ی وطن‌مان زار می‌زند و رمق کم مانده است، اما نشستن بر این باتلاق جز غرق شدن اثری ندارد، پس چاره‌ای نیست جز اینکه دست به دست هم دهیم به مهر …

چرا رای می‌دهم؟!

شاید اگر من هم خارج از گود می‌بودم و یک حالت نرمال را در نظر می‌گرفتم، شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران، با شرایطی که دارد، اصلاً منطقی به نظر نمی‌رسید. اما متاسفانه ما در وسط گود هستیم!

در شرایط حال حاضر، طبق نظریه هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو، قرار نیست من به نیازهای اخلاقی و اجتماعی و  معنوی فکر کنم، آن‌چه امروز برایم اهمیت دارد نیازهای فیزیولوژیکی و اولیه است. مدیریت نادرست و غیرعلمی چند سال گذشته موجب شده که بسیاری از اقلام زندگی از سبد خانوارها حذف شوند، و زندگی به اندازه فاجعه‌آمیزی برای مردم سخت شود. این است که شعارهای انتخاباتی این دوره تا حد معیشت مردم و پرداخت انواع و اقسام یارانه‌ها تنزل پیدا کرده، اما با این حال اکثر مردم نسبت به مسائل انتخاباتی بی تفاوت شده‌اند، در حالی که این بی تفاوتی نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد که چه بسا بر مشکلات تا حد زیادی خواهد افزود!

ما چه رای بدهیم و چه رای ندهیم، کسی رئیس جمهور خواهد شد، و شرایط امروز به هیچ وجه نشان از اتفاقی خارق‌العاده و خارج از برنامه ندارد. بنابراین همین که کمی حواس‌مان را جمع کنیم تا حداقل گروهی بر سر کار بیایند که مدیریت عقلانی‌تری اعمال کنند، می‌تواند امیدبخش روزی باشد که سیر باشیم و بتوانیم دوباره به مسائلی مثل آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات و… فکر کنیم. اما اگر این اتفاق نیافتد و وضع از اینی که هست هم بدتر شود، چه بسا که سرنوشت مردم فقیر آفریقا را پیش رو داشته باشیم!

از سوی دیگر من همچنان بر این عقیده‌ام که وضع امروزمان نتیجه‌ی بی‌تفاوتی و قهر ۸ سال پیش‌ است. اگر آن روز تئوری تحریم انتخابات مطرح نمی‌شد، و آنان که می‌فهمیدند مسئولیت آگاه کردن ناآگاهان را درست انجام می‌دادند، و با لجبازی بر مطالبات بلندپروازانه‌شان اصرار نمی‌ورزیدند، شکی نیست که به مشکلات ۴ سال پیش و اوضاع نابسامان امروز برنمی‌خوردیم! اما متاسفانه شکاف عمیق بین روشنفکران و عوام موجب شد که چشم بر واقعیات ببندند و حرف همدیگر را نفهمند و همه را دچار مشکل کنند. کاری که این روزها هم در شرف اتفاق است.

به هر حال اقتدارگرایان از وضع موجود راضی‌اند و همه تلاش‌شان را رو کردند تا شور انتخاباتی را از بین ببرند. از بین هشت کاندیدای حاضر هم، ۶ تای‌شان تقریباً فرقی با هم ندارند و هر کدام که بیاید به مزاج‌شان سازگار است. این فقط عارف و روحانی هستند که ممکن است کمی قلقلکشان دهد. اما این‌ها برایم مهم نیست، مهم این است که با آمدن تیم اصلاح‌طلبان وضع موجود اندکی بهتر شود و در مدیریت‌ها تصمیمات عاقلانه‌تری گرفته شود.

با این کار گرچه من چیز زیادی بدست نخواهم آورد، اما چیزی را هم از دست نخواهم داد. حتی در صورت پیروز نشدن هم، حداقل با وجدانی آسوده همچنان می‌توانم آنهایی را که با بی‌تفاوتی‌شان موجب بروز وضعی بدتر شدند را در کنار اقتدارگرایان بعنوان خائنین به وطن به فرزندانم معرفی کنم!

حال شمایی که مرا تمسخر کرده و به بی تفاوتی دعوت می‌کنید، بیایید بگویید که با رای ندادن چه چیز عایدمان خواهد شد؟!

از وردپرس تا سنتوری و ائتلاف

  1. چند روزی است که با هاستم سر و کله میزنم. راستش را بخواهید از روز اولی که وردپرس را نصب کردم با پیغام خطای Allow Memory Size مواجه می شدم. که اکثر اوقات با فعال کردن یک پلاگین رخ میداد. اما این اواخر با زیاد شدن آرشیو و بالا رفتن نسخه وردپرس تعداد مواجه با این پیغام هم بالا رفت. تا اینکه بالاخره این موضوع را در انجمن وردپرس فارسی مطرح کردم. برخلاف انجمن هایی که تاکنون تجربه کرده بودم،در این انجمن سریعاً به پاسخ رسیدم. و معلوم شد که این مشکل از تنظیمات سرور هاستم است. لذا با سرورمسترم موضوع را مطرح کردم و ایشان هم لطف کردند و مشکل را بر طرف کردند. اما یک مشکل دیگر هم باقیست! آن هم Maximum Upload Size است که در حال حاضر ۲mg معرفی شده است و درخواست کرده ام آنرا به ۵mg افزایش دهند. این گزینه در قسمت Import کردن برایم مشکل ساز شده است. چرا که آرشیو بکآپ وبلاگم حدود ۳mg شده است و در حال حاضر امکان برگرداندن آن وجود ندارد.

  2. فیلم سنتوری را با اینکه مدتی است بصورت قاچاق به بازار عرضه شده، هنوز ندیده ام. اما امروز شاهد حرکت جالبی از وب سایت هنوز بودم. این گروه پیشنهاد کرده اند کسانی که آخرین ساخته غارت شده داریوش مهرجویی را می بینند، لطف کنند و پول بلیط آنرا به شماره حساب : ۰۱۱۶۴۰۷۷۹۵ (بانک تجارت شعبه چهارراه پارک کد۰۳۲) به نام فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی واریز کنند. من هم قول میدهم اگر دیدمش این کار را انجام دهم. حالا هم که ندیدم با قرار دادن لوگوی این پیشنهاد در سایدبار حمایت خویش را از این حرکت به شدت اعلام می دارم.

  3. “جوانیم؛ یعنی بیش از سی سال نداریم. تحول خواهیم؛ یعنی از وضع وجود ناراضی هستیم اما در چارچوب قانون اعتراض می‌کنیم؛ چون راهی بهترازحرکت دموکراتیک برای اصلاح امور نمی‌شناسیم.” “صاف و پوست کنده اعلام می کنیم که ما به وضع موجود اعتراض داریم . چرا ؟ چون زندگی کردن را برایمان سخت کرده اند . اصلا برای همین است که طرفدار اصلاحات شده ایم ، وگرنه عاشق چشم و ابروی کسی نیستیم . هرکس حرف دلمان را بزند و بخواهد «چوب الف » را از سرمان بردارد ، یار دبستانی ماست .” این جملات که بر دلم نشسته اند، ازپایگاه اطلاع رسانی ائتلاف جوانان و دانشجویان اصلاح طلب نقل شده اند. شما هم اگر درد مشترکی دارید، پس “همراه شوید”…