بایگانی برچسب: اسلام

چرا روزه می‌گیرم؟!

با اینکه هر ساله بر بودجه‌های مربوط به تبلیغات اسلامی افزوده می‌شود، ولی هر بار که ماه رمضان فرا می‌رسد، بر تعداد افرادی که می‌پرسند «چرا روزه می‌گیرید؟» اضافه می‌شود. که البته جای بسی تشکر از مسئولین رسانه‌ای و صاحبان تریبون و منبر دارد! اما از آقایان که بگذریم، آن‌چه در ادامه می‌خوانید، دل نوشته‌های شخصی بنده است در خصوص علت روزه‌داری‌ام. که نه اصراری بر درستی آن‌ها دارم، و نه قصد آن‌که کسی را مجاب کنم تا با خواندنش روزه‌دار شود.

من رهرو آن دینی هستم که خداوندگارش می‌فرماید: «اگر نیکی کنید، به خود نیکی کرده‌اید، و اگر بدی هم کنید، به خود بدی کرده‌اید» لذا روزه ‌گرفتن من نه برای خدایم که برای خودم است. که البته او را نیازی به روزه‌داری من نیست، اما مسلماً می‌خواهد و خوشحال می‌شود اگر من بهتر از اینی باشم که هستم.

یکی از خصلت‌های منِ بشر، درگیر شدن در روزمرگی‌ها و عادت کردن است. وقتی درگیر روزمرگی می‌شوم، خیلی وقت‌ها فراموش می‌کنم که چرا انسانم، و گاهی از یاد می‌برم که چگونه باید انسانی رفتار کنم. بنابراین اینکه ایامی به خود آیم و از خود مراقبت کنم، امری بس ضروری و لازم است. لذا لازم است که روزمرگی‌های زندگیم بر هم بریزد، و همیشه به یاد داشته باشم که از خود مراقبت کنم.

خواب و خوراکِ روزمرگی‌هایم را به هم می‌ریزم. گرسنه و تشنه می‌مانم تا به یاد داشته باشم که باید آدم بهتری باشم. که تأمل کنم کیستم، از کجا و بهر چه آمده‌ام، و به کجا خواهم رفت.

و البته مراقبه می‌کنم تا خدایی را که میان روزمرگی‌ها گم کرده‌ام، بیشتر یاد کنم، و به یاد آورم که چقدر مهربان است و چقدر دوستم دارد…

باشد که خودش یاری‌گرم باشد…

دست از سر اسلام بردارید

این روزها یکی از بزرگترین مشکلات اسلام این است که در دنیای مسلمانان هر کس، هر کاری می‌کند، سعی دارد آن را به اسلام ربط دهد و بدین وسیله کار خودش را درست بداند و آنرا توجیه کند.

از درست و غلط بودن کارها که بگذریم، به نظر من این بدعت بدى است و بیش از همه مسایل دیگر به دین اسلام لطمه مى‌زند. چرا که تا همین الان هم چه بسیار کارهایى که اسلامى نیستند و به نام اسلام انجام مى‌شوند، و چه بسیار حرف‌هایی که اسلامی نیستند و بنام اسلام زده می‌شوند. و هیچ چیز بیشتر از همین حرف‌ها و رفتارها تیشه بر ریشه اسلام نمی‌زنند.

کار ما و حرف ما هر چه که هست، لزومی ندارد حتماً از اسلام برایش هزینه کنیم. به هر حال ما که عاری از اشتباه نیستیم، پس همان بهتر که با عقل و منطق و استدلال حرف‌های‌مان را بزنیم و این‌قدر تلاش نکنیم که کردارمان را با آسمان پیوند بزنیم. این هم برای ما بهتر است و هم برای اسلام!

ماجرای شارلی و پیامبر اسلام

این روزها چشم جهان به فرانسه و خصوصاً نشریه طنز شارلی ابدو دوخته شده است. نشریه‌ای که در ابتدای امر به دلیل انتشار کاریکاتوری از پیامبر اسلام در حینی که توسط فردی از گروه داعش به دلیل کافری ترور می‌شد، خشم این گروه را به مذان اتهام به حضرت محمد(ص) برافروخت که نتیجه‌اش حمله تروریستی به دفتر مجله و کشته شدن عده‌ای از کارکنان آن بود.

در حالی که جهانیان و حتی بسیاری از مسلمانان حمله تروریست‌ها را محکوم کردند و با مجله شارلی ابدو همدردی نمودند، دست‌اندرکاران این نشریه بنام آزادی بیان و به گفته خودشان برای دفاع از حق قانونی کفرگویی، در شماره جدیدشان اقدام به انتشار مجدد کاریکاتوری از پیامبر اسلام نمودند که در آن چهره ایشان از غم حمله تروریستی به مجله شارلی ابدو، ناراحت است و پلاکارد «من شارلی هستم» را در دست دارد.

بسیاری از مسلمانان جهان این بار یکدیگر را به پیشه کردن صبوری دعوت می‌کنند و عده‌ای از آن‌ها از جمله دولت ایران، ضمن ابراز ناخورسندی از انتشار کاریکاتورهای جدید، این عمل مجله شارلی ابدو را تقبیح کردند.

برداشت من از کاریکاتور نخست مجله شارلی ابدو این است که نه تنها در آن توهینی به پیامبر اسلام نشده، که حتی سعی شده تا بیان شود که راه دینی که حضرت محمد(ص) اشاعه‌دهنده‌اش بودند، با دینی که گروهک داعش بعنوان اسلام معرفی می‌کنند، جداست و حتی در دین داعش، پیامبر اسلام هم کافر است! که این دقیقاً همان چیزی است که مسلمانان حقیقی به آن اذعان دارند.

اما شاید تنها نکته‌ای که بهتر بود کاریکاتوریست شارلی ابدو مد نظر قرار دهد، اینکه بیشتر مسلمانان موافق انتشار چهره پیامبرشان نیستند و شاید اگر در کاریکاتور مذکور این چهره با نور پوشانده می‌شد، اعتراض مسلمانان را در بر نمی‌داشت، که البته هرچند هنوز نمی‌شد تضمین کرد که داعش بخاطر توهینی که به گروه‌شان شده بود، دست به آن حمله تروریستی نمی‌زدند.

در کاریکاتور دوم هم به نظر من دست‌اندرکاران شارلی ابدو، می‌توانستند برای جلب حمایت حداکثری مسلمانان و همراه کردن آنان با موج اعتراضات به حملات تروریستی که بنام دین و مذهب انجام می‌شوند، هوشمندانه‌تر عمل کنند، و حداقل این‌بار چهره پیامبر را در هاله نور قرار می‌دادند، که هرچند با توجه به فرهنگ و قوانین فرانسه، شاید این کار لزومی نداشت، اما می‌توانست نشان دهد که منظور اصلی اعتراضات نه به پیروان اسلام، که گروه‌های منحرفی چون داعش است.

البته با همین اوصاف هم من تصور نمی‌کنم، پیامبری که توهین همسایه‌اش را که هر روز بر سرشان خاکروبه خالی می‌کرد، تحمل می‌کردند و حتی روزی که این کار را نکرد، متوجه کسالتش شدند و به عیادتش رفتند، اگر امروز در بین ما بودند، دستور ترور و قتل کسانی را می‌دادند که کاریکاتورش را می‌کشند! ما هم اگر واقعاً پیرو همان پیامبر هستیم، بایستی هوشمندانه عمل کنیم و احیاناً با گفتار و رفتارمان بهانه دست بهانه‌جویان ندهیم. خصوصاً در ماجرای اخیر که یک موج احساسی در حمایت از شارلی ابدو در جهان راه افتاده است، به نظرم بهتر است بیشتر صبوری شود که منفعت این صبوری می‌تواند از آثار سوئی که مخالفت‌ها در جهان بنام اسلام، به همراه خواهد داشت، بیشتر باشد.

و چه خوش گفت حافظ شیرازی که:

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است:             «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»

گروگان‌گیر سیدنی، نه ایرانی است و نه مسلمان!

حادثه گروگان‌گیری سیدنی که توسط یک پناهنده ایرانی‌الاصل اتفاق افتاد از خبرهای تعجب‌برانگیز این روزهاست!

درباره گروگان‌گیر می‌دانیم که او به دست داشتن در قتل همسر سابقش متهم و با وثیقه آزاد بود. همچنین وی چند سال پیش به دلیل فرستادن نامه های توهین آمیز برای اعضای خانواده سربازان استرالیایی که در افغانستان کشته شده بودند، محکوم شده بود. این پناهنده همچنین با حدود ۴۰ اتهام تعرض جنسی روبرو است.

محمد حسن منطقی که نام خود را به هارون مونس تغییر داده و به شیخ هارون شهرت داشت از سال ۱۹۹۶ در استرالیا پناهندگی سیاسی گرفت و طبق نظر وزارت امور خارجه ایران از همان سال‌‌ها به فعالیت علیه حکومت ایران همت گمارد که دولت ایران نیز سوابق و شرایط روحی – روانی این فرد را مکرراً با مقامات استرالیا در میان گذاشت.

او قبلا لباس روحانیت شیعه به تن می کرد. اما از وبسایتی که منسوب به اوست اینگونه بر می‌آید که مذهب خود را به سنی تغییر داده بود. همچنین در جریان گروگان‌گیری وی سعی داشت که کار خودش را منسوب به گروه داعش بداند که البته این گروه احتمالاً ارتباط مستقیمی با او نداشته است.

در راستای همین جریان به این سوالات هم توجه کنید:

– آیا واقعاً می‌توان گروگان‌گیر را ایرانی دانست؟ آیا او به سبب قرار داشتن در گسل فرهنگ ایرانی به چنین فردی تبدیل شده است؟

– آیا می‌توان گروگان‌گیر را مسلمانی دانست که به سبب آموزه‌های اسلام به چنین فردی بدل شده است؟

ما در عصری زندگی می‌کنیم که ارتباطات و اطلاعات بیش از هر زمان دیگری تاکنون، جریان دارد. انسان‌ها در نقاط مختلف دنیا حالا به واسطه ابزارهایی مثل اینترنت و ماهواره بیش از پیش می‌توانند خوراک‌های اطلاعاتی مشابهی داشته باشند. این روزها فرهنگ‌های جوامع  مختلف به تدریج تاثیرات بیشتری روی هم می‌گذارند و جهان گویا در حال نیل به سمت یک فرهنگ عام و جهانی است. دیگر نمی‌توان به سادگی دلیل جرم مجرمان را به ملیت و حتی دین‌شان مرتبط کرد. به نظر می‌رسد که بیش از این‌ها باید روی سابقه زندگی خودِ فرد زوم کرد. مثلاً در همین قضیه گروگان‌گیری مسلماً قتل و تجاوز و… نه تنها در اسلام که در همه ادیان و آیین‌ها مورد مذمت است و لذا اشاره به مسلمان بودن گروگان‌گیر و یا ایرانی بودنش جز یک مطلب حاشیه‌ای چیزی نیست و لازم است که واقعاً سنجیده‌تر به موضوع‌های اینچنینی نگاه کنیم.

اصل ماجرای گروگان‌گیری سیدنی که اتفاقاً خیلی هم کم به آن نگاه شده، این است که آقایی بنام شیخ هارون به دلایل مختلف در طول زندگیش مسیری را به سمت جنون طی کرد و کار بدان‌جا رسید که برای رفع عطش نمایان کردنِ خود و جلب توجه جهان، دست به گروگان‌گیری و به خطر انداختن جان خود و دیگران زد! این فرد بیش از آنکه به دلیل ایرانی بودن یا مسلمان بودن به اینجا رسیده باشد، به نظر من بخاطر عقده‌های روانی و شخصیتی خود کار را به اینجا کشانده است!

اسلام؛ دین عشق و صلح

islam-is-not-the-enemyاسلام به عنوان یکی از ادیان الهی که در سراسر جهان پیروانی دارد، امروز بیش از همیشه از جناح‌های مختلف مورد هجمه قرار گرفته و متاسفانه یاوران نیک‌کردارش کمتر از همیشه هستند.

از یک سو تندروهای افراطی همچون طالبان و این روزها داعش، خود را گروه‌های اسلامی می‌نامند و بنام اسلام دست به وحشی‌گری و عملیات‌های تروریستی می‌زنند و با این کار چهره‌ای ضدانسانی از اسلام به نمایش می‌گذارند.

از سوی دیگر عملکرد برخی کشورهایی که دین اصلی‌شان اسلام معرفی شده، گفتارها و رفتارهایی دارند که چهره عبوس اسلام را بیش از چهره رحمانی و صلح‌طلب آن به جهان نشان می‌دهد.

یک طرف دیگر این قضیه هم مخالفان حکومت‌های اسلامی هستند که برای نشان دادن مخالفت خویش با حاکمان به هر حربه‌ای دست می‌برند و با روش‌های گاه غیرمنطقی برای اثبات ادعاهای‌شان تیشه به ریشه اسلام می‌زنند تا از این طریق حکومت را زیر سوال ببرند. و دیگرانی هم که شناخت درستی از اسلام ندارند با دیدن این رفتارها و گفتارها دید نادرستی از اسلام پیدا می‌کنند.

اما نه طالبان و داعش نماینده و مجری احکام اسلام روی زمین هستند، نه کشورهایی که بنام اسلام حکومت می‌کنند و نه روشنفکرمابانی که مخالف حکومت‌های اسلامی هستند!

اسلام دینی الهی است که آن را باید با خواندن قرآن و تأمل در آن شناخت. بدون توجه به مغلطه‌ها و حاشیه‌هایی که در این مورد می‌شود. متاسفانه مسیر نزول و رشد این دین پر بود از انواع و اقسام حیله‌گری‌ها، و این فریب‌ها و نیرنگ‌ها هر روز مثل ویروس‌ها قوی‌تر و مکارتر از قبل گسترش پیدا کردند و کار را به جایی رساندند که امروز هرکس برای توجیه خودخواهی‌ها و قدرت‌طلبی‌هایش قرآن بر سر نیزه می‌زند و پرچم اسلام را بلند می‌کند.

اما خدای اسلام، همان خدای خوبی‌هاست که هیچ‌کس در دنیا به حال مردم، چه اسلام داشته باشند و چه نه، مهربان‌تر از او نیست، و جز خیر و صلاح مردم را نمی‌خواهد و بدی‌ها و زشتی‌ها هرگز از جانب او نیست.

پس اگر رفتار و گفتاری دیدید که بنام اسلام بود اما خیری در آن نبود و شر بود، بدانید که اسلامی نیست و گوینده و مجریش فریبکاری دغل‌باز است!