گندآبی بنام دولت الکترونیک

الحمدلله از وقتی ما کافی نت باز کردیم، جنبش دولت الکترونیکی هم در این مملکت آغاز شد! اکثر سازمانها و ادارات دولتی و غیر دولتی، انواع و اقسام ثبت نامها و پیگیریهای ارباب رجوع هاشون رو انتقال دادن به اینترنت تا هم خودشون راحتتر باشن و هم ملّت گرانقدر.

با اینکه این پروژه عظیم هم مثل پروژه عظیم صدور کارت هوشمند سوخت، نفساً شایسته و قابل قدردانی است، اما نحوه پیاده سازی و اجرای اون عجولانه و بی برنامه به نظر میرسه و همین موضوع باعث شده تا این ارزش هم به ضد ارزش تبدیل بشه.

به حکم عقل، برای اجرای هر پروژه ای، شما در ابتدای امر نیاز دارید تا ابزارها و زیربناهای مناسب اون رو آماده کنید تا حداقل در بدو شروع کار به مشکل برنخورید و اگر هم قراره شکست بخورید، در مراحل بعدی باهاش مواجه بشید. پایه ای ترین و اساسی ترین ابزار و زیربنای دولت الکترونیک آنگونه که از تعریفش برمیاد، چیزی نیست جز «اینترنت». گرچه بزرگترین مشکل فعلی طراحی غیرعلمی و ناشیانه اکثر سایتهای دولت الکترونیک (مثل پیگیری کارت هوشمند سوخت، باشگاه کار، تعاونی مسکن مهر و…) است، اما از این موضوع که بگذریم، آیا واقعاً همه ایرانیان به اینترنت دسترسی دارند؟! آیا اصلاً همه میدانند که اینترنت چیست و برای انجام کارهاشون به کجا باید مراجعه کنند؟! آیا نظارتی بر افراد و شرکتهایی که در این زمینه ها خدمات ارائه میکنند وجود دارد؟!

درهمین شهر کوچک آستانه اشرفیه، من شاهد نوسان قیمتهای وحشتناکی بوده ام. بطوری که برای یک نوع ثبت نام اینترنتی از ۵۰۰ تا ۲۵۰۰ تومان در شرکتهای مختلف قیمت داده میشه. و البته همین نوع ثبت نام رو دفاتر خدمات دولت الکترونیک (پلیس + ۱۰) به قیمت ۵۰۰۰ تومان انجام میدن! حالا بگذریم، از انواع و اقسام حربه های تبلیغاتی و دروغهای شاخداری که برای جذب مشتری بکار برده میشه و اصلاً هم مشخص نیست که آیا ثبت نام به درستی انجام میگیره یا برای در آوردن چندرغاز، با زندگی ارباب رجوع بازی میشه!

و ملّت بیچاره درباره چیزی که سر در نمیارن، چطور میتونن اعتراض کنند؟!

ایران بُرد

نظامیان بازداشت شده انگلیسی در حال خداحافظی از ایرانبعد از دو هفته جنگ و جدالهای رسانه ای درباره تجاوز نظامیان انگلیسی به آبهای ایران، بالاخره دولت ایران مبتدرانه و مقتدرانه به این قائله فیصله داد و با بوسه، سیلی محکمی به انگلیس و شریکانش زد!
با اینکه با احمدی نژاد و اطرافیانش میانه خوبی ندارم، اما در این مورد نباید از حق گذشت و واقعاً عفو بازداشت شدگان انگلیسی و برگرداندنشان به انگلیس بعد از تعهّد کتبی این کشور مبنی بر تکرار نشدن این موضوع جای بسی تقدیر و تحسین دارد.
امیدوارم که با این کار چهره خدشه دار شده ایران در جامعه بین المللی کمی روشنتر شود.

تحلیل نیوزویک درباره وبلاگ احمدی‌نژاد

چرا آقای رئیس جمهور تصمیم گرفتند که یک دفتر یادداشت آن‌لاین داشته باشند؟
رهبران کشورها به ندرت وقت آزاد برای وبلاگ‌نویسی پیدا می‌کنند. اما محمود احمدی‌نژاد می‌خواهد این وضع را تغییر دهد. رئیس جمهور ایران هفته قبل شروع به نوشتن وبلاگی در آدرس www.ahmadinejad.ir نمود که مزین است به عکسی از او در حالیکه یقه پیرهنش باز است ]![ و قلمی بدست دارد. و تعجب برانگیز نیست که این وبلاگ در همین مدت کوتاه چنان سروصدایی به پا کند که خیلی از بلاگرها آرزویش را دارند!
در طی همین چند روزی که از اولین پست رئیس‌جمهور می‌گذرد، Technorati – موتور جستجوی وبلاگها که در سان‌فرانسیسکو مستقر است ـ به آن امتیاز ۳۷۲۲مین وبلاگ را از بین ۵۰ میلیون صفحه وب داده است.
اما شاید مهمترین پرسش این باشد که پشت این کار چه هدفی نهفته است. واضح است که سایت برای مخاطبان بین‌المللی طراحی شده است. سایت علاوه بر آنکه به زبان فارسی منتشر می‌گردد، دسترسی به زبانهای عربی و انگلیسی نیز در آن وجود دارد، ضمن آنکه ترجمه فرانسوی مطالب هم در راه است.
با توجه به نزدیک شدن به ۳۱ آگوست که بعنوان پایان ضرب‌العجل تعیین شده توسط شورای امنیت برای متوقف ساختن فعالیتهای هسته‌ای برای ایران می‌باشد، چنان جای تعجبی ندارد که احمدی‌نژاد در پی جمع‌آوری یک موافقت در بین افکار عمومی جهان نسبت به خود می‌گردد.
واضح است که توسط یک رسانه جمعی جدید، احمدی‌نژاد می‌خواهد پیام خود را به تمام دنیا ابلاغ کند. همچنین وبلاگ، با گستردگی و تجددی که دارد، می‌تواند راه نوینی باشد برای ارسال پیام برای دسته خاصی از مخاطبان مهم که همان جوانان هستند.
مانی منجمی، وبلاگ‌نویس تهرانی، می‌گوید: «او تلاش می‌کند تا با مردمی سخن بگوید که از طریق سایر رسانه‌ها همچون تلویزیون و روزنامه به او توجهی نمی‌کنند.» وبلاگ‌نویس تهرانی دیگری که بدلیل فیلتر بودن وبلاگش برای مدت شش ماه، نخواسته نامش فاش شود، می‌گوید که احمدی‌نژاد در تلاش است تا راهی پیدا کند که نشان دهد زندگی جوانان برایش اهمیت دارد و به فکر آنان است.
اما آیا جوانان ایرانی به این ابراز علاقه پاسخ مثبت خواهند داد؟
نخستین پست احمدی‌نژاد متن بلندی است درباره داستان بیداری دینی و سیاسیش، برخاستنش از خانواده‌ای روستایی و تنگ‌دست، و تشریح اینکه چگونه شاه و روسای خارجیش می‌کوشیدند تا ایران را به غربزدگی بکشانند و چگونه آیت‌اله خمینی این توطئه را ناکام گذاشت.
همچنین از این متن استباط می‌شود که احمدی‌نژاد یکی از دانش‌آموزان استعدادهای درخشان بوده است، یک دیندار عملگرا و یکی از اعضای گارد نخبگان انقلاب در جنگ ایران و عراق.
حسین درخشان، یکی از وبلاگ‌نویسان مطرح ایرانی که اکنون در تورنتو مستقر است، گمان می‌کند که اغلب ایرانی‌ها وبلاگ احمدی‌نژاد را کاملاً باب روز خواهند یافت.
اما قالب کلی وبلاگ شبیه وبلاگهای متداول نیس و تفاوتهایی دارد. در آن لینکهایی به سایتهای رسمی و دولتی وجود دارد که به وبلاگ حال و هوای حکومتی می‌بخشد. مخصوصاً که لینک سایر وب‌سایتها و بخصوص وب‌سایتهای مخالف در آن دیده نمی‌شود.
پست طولانی احمدی‌نژاد هم خوانندگان ویژه‌ای می‌طلبد ولی وی برای حل این مشکل در همان پست وعده داده است که در آینده «کوتاه‌تر و ساده‌تر» بنویسد و «به امید خدا» سخنانش را در کمتر از یک ربع تمام کند.
در نظر گرفتن آزادی بیان هم در این وبلاگ قابل تأمل است. خوانندگان این شانس را دارند که نظرات خود را بگذارند، البته با توجه به اینکه قبل از انتشار، نظراتشان بایستی تائید گردد.
احمدی‌نژاد در وبلاگش به نظرسنجی هم می‌پردازد. او می‌پرسد: «آیا فکر می‌کنید آمریکا و اسرائیل از حمله به لبنان قصد راه انداختن جنگ جهانی دیگری را دارند؟». خوانندگان به این بخش علاقه خاصی نشان داده‌اند، و تا روز چهارشنبه بیش از ۲۱۵۰۰۰ نفر رای دادند، و ۵۱ درصدشان گفتند نه!
از نگاه درخشان این می‌تواند نشانه خوبی باشد. وقتی که او در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری به ایران برگشته بود، توسط ماموران امنیتی بخاطر نوشته‌هایش در وبلاگ مورد بازجویی قرار گرفت. حالا که احمدی‌نژاد به دنیای وبلاگ‌نویسی وارد شده است، درخشان امیدوار است که تهران کمتر وبلاگ‌ها را فیلتر کند و صاحبانشان را بازداشت نماید.

منبع: NewsWeek
ترجمه آزاد از خودم!

سیزده‌تون بدر!!

بالاخره تعطیلات نوروز هم تموم شد و من موندم و کلّی کار و برنامه. این چند روز که من وبلاگم رو به روز نکردم، در دو سه جلسه با تعدادی از اصلاح طلبان شرکت کردم. گرچه آقایان محترم در حال حاضر صاحب منصب نیستن، اما به هر حال راپورتچی‌هایی در بدنه قدرت دارن که خبرهای مهم و محرمانه رو بهشون برسونن. با اینکه در این جلسات تاکید شده بود که این موضوعات فعلاً محرمانه بمونن، ولی از اونجایی که من و خوانندگان وبلاگم از این حرفها نداریم، تصمیم گرفتم که بعنوان عیدی برخی از این خبرها رو که هیچ کجای دیگه نمی‌تونین بخونین‌شون رو، اینجا بذارم.

۱) قراره که در پایان فرصت سی روزه شورای امنیت در مورد مسئله هسته‌ای ایران، احمدی‌نژاد به همراه هیئتی بلندپایه به آمریکا سفر کنه و با جورج بوش و هیئت بلندپایه آمریکایی‌ها مذاکره کنه. ناظرین بین‌المللی معتقدن که این سی روز، آخرین سی روزیه که ایران در مورد انرژی هسته‌ای مشکل خواهد داشت و پس از اون انرژی هسته‌ای در تمام جهان بعنوان حق مسلّم ایران شناخته میشه.

۲) دولت احمدی‌نژاد در پی نشستهایی که با طیف‌های مختلف جناح چپ از جمله مشارکت و ملی‌ـ‌مذهبی‌ها داشت، حاضر شده تا در آینده‌ای نه چندان دور، اونها رو هم در اداره مملکت سهیم کنه.

۳) از دپارتمان ایران در وزارت امور خارجه آمریکا خبر می‌رسه که در این دپارتمان پروژه‌ای برای تبدیل ایران به هفت کشور مستقل در دست بررسی هست.

۴) دولت اخیراً طرحی رو با همکاری دفتر فرمانده کل نیروی‌های مسلح برای اختیاری کردن خدمت سربازی آماده کرده و در اختیار مجلس قرار داده است. از اونجائیکه این طرح مورد قبول فرمانده کل بوده است، لذا به نظر میرسه که تا پایان خرداد ماه مشکل سربازی عملاً حل بشه.

۵) و امّا در این نشستها یه سری خبرهای خوب در مورد صنعت IT هم به گوش رسید. مثل اینکه قراره در چند ماه آینده قانون کپی رایت کاملاً اجرایی بشه. همچنین با بالا رفتن سرعت و کیفیت خدمات اینترنتی، قیمت این خدمات تا ۹۰ درصد کاهش پیدا کنه. همچنین دولت طرحی برای دادن یارانه خدمات رایانه‌ای در دست داره که بر طبق اون به خانواده‌های ایرانی در جهت خرید رایانه و متعلقات اون سوبسید داده میشه.

و سایر خبرهای محرمانه که بمونه برای سیزده بدر سال بعد!
با این خبرهایی که اول ۸۵ و البته قبل از بد کردن سیزده سال رسیده، فکر کنم که امسال همون سالی باشه که همه آرزوش رو دارن!

بالاخره شکست خوردیم

همه خبرها حاکی از آن است که بالاخره شکست خوردیم! اوائل گفتم شاید تقلبی شده باشد اما ندا این امر را منتفی می‌داند، که به نظر من هم زیاد بی‌ربط نمی‌گوید. از طرف دیگر الپر که به نوعی پرچمدار ما بحساب می‌آمد، بعد از اینکه از خواب برخاست، رسماً اعلام شکست ما را ابلاغ نمود!
اما واقعاً چرا یک شبه این همه از رأی معین کاسته شد؟ حامیان معین به سمت چه کسی سوق یافتند؟ آیا وزارت اطلاعات تا این اندازه ضعیف است که نمی‌تواند نتیجه انتخابات را یک روز پیش از آن پیش‌بینی کند و تا این اندازه اشتباه نماید؟
آیا بالاخره خواهیم توانست به این سوالات پاسخ دهیم؟