از این گران‌مایه خودرو !

اپیزود اول: ۲۰۶ !

 نمایندگی‌های ایران خودرو بیش از اینکه نمایندگی باشند، بنگاه معاملات اتومبیل هستند! آقای نماینده با اخباری که از پشت پرده‌ی محصولات در دست دارد، شروع می‌کند به خرید نقدی و اقساطی و پیش‌فروشی انواع محصولات، تا در یک فرصت مناسب کلی پول خوب به جیب بزند!

حدود شش ماه است که فروش خانواده‌ی پژو ۲۰۶ متوقف شده. اما نمایندگی‌های زرنگ هر ماه چند تا از آن‌هایی را که از قبل ثبت نام کرده بودند، تحویل می‌گیرند و هر ماه دو سه میلیون ناقابل بر قیمت فروش‌شان اضافه می‌کنند. این روزها اگر بخواهید یک ۲۰۶ تیپ دو صفر داشته باشید باید چیزی در حدود ۲۴ میلیون تومان به دلال‌ها بپردازید!

 اپیزود دوم: L90 !

خب L90 هم داستانی مشابه ۲۰۶ دارد. با اینکه گه‌گاه فروش مستقیمش از طریق پارس خودرو انجام می‌گیرد اما به هر حال خوبیت ندارد که از رقیب فرانسویش عقب بماند! آن هم در زمانه‌ای که شایعه است L90 بهتر از ۲۰۶ است!

اپیزود سوم: MVM 315 !

از آنجایی که تعداد نمایندگی‌های فروش مدیران خودرو نسبتاً کمتر است، لذا فروش محصولات MVM انحصاری‌تر است! پیش ثبت‌نام MVM315 حدود ۹ میلیون تومان بود. اما نماینده‌ی فروش محترم، ادعا داشتند که دوره‌ی ثبت‌نام به اتمام رسیده و اگر خواهان ثبت‌نام هستید می‌تواند با ۱۰ میلیون تومان ترتیبش را بدهد! یکی دو روز بعد از آن‌که ثبت نام واقعاً تمام شده بود، حواله‌های خرید این خودرو حدود ۱۱ الی ۱۲ میلیون تومان هم خرید و فروش می‌شدند. و این روال به همین‌صورت ادامه پیدا کرد تا اینکه حالا با تحویل اولین سری این خودروی ۱۸ میلیونی، باید آن را در بازار آزاد حدود ۲۷ میلیون تومان بخرید!

اپیزود چهارم: اتومبیل‌های وارداتی !

خب این سری از خودروها هم که تکلیف‌شان روشن است! نیست که قیمت دلار هر روز بالاتر می‌رود لذا نباید از دو برابر شدن قیمت این خودروها زیاد متعجب شوید.

در این دسته هم آن‌هایی که نمایندگی واردکننده‌ی اصلی هستند (مثل نمایندگی‌های هیوندای که نماینده‌ی فروش آسان موتور محسوب می‌شوند) به دریافت فرانشیز خود راضی نیستند، حتی اگر این فرانشیز چیزی حدود یکی دو میلیون تومان باشد! نماینده‌ای را می‌شناسم که اگر بیش از ۷ – ۸ میلیون تومان روی هر ماشین سود نبرد، اتومبیلی نمی‌فروشد! جدای از اینکه این صنف هم اگر ماشین بخرند و انبار کنند، از اینکه ماشین بفروشند برای‌شان سود بیشتری دارد!

… !

گفتم این‌ها را بنویسم تا شاید آن‌هایی که نمی‌دانند بدانند از این آب گل آلود چقدر راحت می‌شود پول در آورد!

[لابه‌لای زندگی] : یارانه‌هایی که قبل از دریافت، خرج شده‌اند!

سوپرمارکتی سر کوچه می‌گفت که صبح مامورین تعزیرات آمده بودند سرکشی. گویا مانوری بود که بعد از واریز یارانه‌ها برگزار می‌شد. آقای مامور به فروشنده گیر داده بود که چرا قیمت روغن فلان مارک در مغازه شما از جاهای دیگر ارزان‌تر است؟! گفته بود نکند جنس‌ها را بیشتر از نیاز سفارش داده باشی و احتکار کرده‌ای؟!

آقای فروشنده هم دفتر فروش نسیه‌اش را در آورد و رسیدهای بانکی مشتریانش را به مامورین نشان داد. گویا عده‌ای از مشتریان، تائیدیه واریز یارانه‌شان را نزد آقای فروشنده به امانت گذاشته بودند و اجناس را نسیه خریده بودند، تا بعد از آزاد شدن یارانه‌ها، بدهی خود را صاف کنند! پس از آن آقای فروشنده به تعزیراتی‌ها گفت: خیال‌شان راحت باشد چراکه او این‌کاره نیست! وگرنه هرگز قبل از آنکه اجناس گران شوند، آن‌ها را نسیه پیش‌فروش نمی‌کرد!

لا به لای زندگی، در کنار مردم، در خیابان یا داخل تاکسی، گاهی حرف‌هایی شنیده می‌شوند که بار دردشان را به تنهایی نمی‌شود تاب آورد. شاید  نوشتن‌شان و درمیان گذاشتن‌شان با دیگران کمی سبک‌مان کند. شما هم اگر جایی برای بازگو کردن ندارید، می‌توانید اتفاقات لابه‌لای زندگی‌تان را برایم ایمیل کنید تا از طریق بلاگ‌نوشت با دیگران در میان بگذاریم.