Salt چه کسی است؟!

منطق همیشه حکم کرده که «جاسوس نباید عاشق باشد»! چرا که جاسوس نباید هیچ نقطه ضعفی داشته باشد و عشق می‌تواند بزرگترین دغدغه‌ی احساسی فطرت هر فرد شود. اما اِولین سالت (Evelyn Salt با بازی Angelina Jolie) چگونه می‌تواند عاشق مایکی نباشد که همه‌ی آمریکا را به هم ریخته بود تا بتواند همسرش، که بعنوان جاسوس آمریکا در چنگال دولت کره‌ی شمالی اسیر شده بود، را از مرگ حتمی نجات دهد؟! شاید به همین خاطر هم بود که جاسوس CIA، حالا پشت میز نشین شده بود و دیگر برای عملیات‌های چریکی به کشورهای دیگر فرستاده نمی‌شد.

اما این چیزی نبود که واسیلی ارلف (Vassily Orlov با بازی Daniel Olbrychski) خواهانش باشد. حالا زمان آن رسیده بود تا بمب خفته‌ی روسیه در آمریکا روشن شود. و فتیله درست در اتاق بازجوئی CIA باید روشن می‌شد. جائی که اُرلف راز شاگردش سالت را برملا می‌کند و او را جاسوس روسی برای برنامه‌ی «روز موعود» می‌خواند! و حالا ماموران سیا هاج و واج مانده بودند که آیا سالت واقعاً جاسوس روسی‌ست یا آمریکایی؟!

البته برخی هم هستند که معتقدند در واقع آنجلینا جولی در این فیلم ناجی جهان اسلام و انقلاب اسلامی است! اما برای اینکه دریابید «سالت چه کسی است؟» پیشنهاد می‌کنم که فیلم اکشن، هیجانی و مرموز Salt را حتماً ببینید.

(اخطار پیشنهاد می‌کنم که بعد از این را پس از دیدن فیلم بخوانید، چرا که ممکن است بعضی از قسمت‌های مهم فیلم لو برود!…)

اما به عقیده‌ی من Salt در حقیقت یک سرشت ناب روسی‌پرور بود که فطرتاً آموزش دیده تا در روز موعود بر علیه آمریکا بشورد. اما هالیوود قصد دارد تا نشان دهد که کشور مهاجرین، مکانی‌ست که خاکش دامن‌گیر می‌شود، و این نکته‌ای‌ست که طرح ریزان «روز موعود» آن‌را نادیده گرفته بودند.

Salt گرچه فطرتاً آمریکاستیز بار آمده بود، اما زندگی در آمریکا با اهدای عشق به وی، در حقیقت او را خنثی کرد. و همین عامل به اعتقاد هالیوود می‌تواند دلیلی باشد برای اینکه Salt برخلاف فلسفه‌ی وجودی خود عمل کند و به جای یک حمله‌ی تروریستی، به تروریست‌ها حمله کند.

پس می‌توان اینگونه گفت که Salt یک دشمن قسم خورده‌ی آمریکاست که چون در آمریکا رشد کرده و عشق را تجربه نموده پس نتیجتاً نمی‌تواند تروریست باشد و مثلاً به تهران و مکه حمله کند!

شما چه فکر می‌کنید؟! آیا آمریکا واقعاً اینگونه کشوری‌ست؟!

قرعه کشی گرین کارت سال ۲۰۱۰ آمریکا

قرعه کشی سالانه گرین کارت آمریکا برای ثبت نام گرین کارت سال ۲۰۱۰ از روز پنجشنبه ۲ اکتبر (۴ مهر ماه) آغاز شده است و تا روز دوشنبه ۱ دسامبر ( ۱۱ آذر ماه) ادامه خواهد داشت.

برنامه قرعه کشی سالانه گرین کارت آمریکا، یکی از بندهای قوانین مهاجرت این کشور می باشد که از آن بعنوان «مهاجرت گونه گون» یاد می شود و طبق آن هر ساله دولت می تواند حداکثر به ۵۵۰۰۰ واجد شرایط از کشورهایی که نرخ مهاجرت از آنها به آمریکا پائین است، گرین کارت و اقامت دائم اهدا کند.

روش کار بدین صورت است که علاقمندان با پر کردن فرمهایی، بصورت کاملاً رایگان در این لاتاری شرکت می کنند و پس از انجام قرعه کشی به کسانی که برنده شده اند، اطلاع داده می شود تا با مراجعه به سفارتهای آمریکا در سرتاسر جهان نسبت به طی پروسه دریافت کارت سبز مهاجرت اقدام نمایند.

طبق آمارهای منتشره در قرعه کشی گرین کارت سال ۲۰۰۸، ۱۴۳۵ نفر و در قرعه کشی گرین کارت سال ۲۰۰۹، ۱۶۸۹ نفر از ایران برنده شدند. البته اسامی افراد برنده شده به هیچ وجه فاش نمی گردد و در تمام مراحل لاتاری، مشخصات افراد بطور کامل پنهان نگاه داشته می شود.

بخش فارسی وزارت امور خارجه آمریکا، درباره این قرعه کشی بطور مفصل توضیح داده است که با مراجعه به آن می توانید اطلاعات جامع و کاملی را کسب کنید.

توجه داشته باشید که ثبت نام در این لاتاری و پر کردن فرمهای آن بسیار بسیار راحت می باشد و نیاز به هیچ گونه تخصص و مهارتی ندارد، و تنها چیزی که به کارتان می آید داشتن اندک سواد انگلیسی است. لذا به انواع و اقسام تبلیغاتهایی که وعده پر کردن صحیح فرمها یا بالابردن درصد موفقیت در لاتاری را می دهند به هیچ وجه توجه نکنید که سرابی بیش نیستند!

سایت رسمی ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا www.dvlottery.state.gov می باشد و تمام سایتهای مشابه با هدف کلاهبرداری راه اندازی شده اند.

قبل از انجام ثبت نام لازم است که عکس اسکن شده ای از خود و افراد همراه تان آماده کنید. مشخصات تصویر اسکن شده در این صفحه موجود می باشد. توجه داشته باشید که اندازه تصویر بایستی ۶۰۰×۶۰۰ pixel باشد.

در هنگام ثبت نام دقت کنید که تاریخ های میلادی را به درستی وارد نمائید. چنانکه پاسپورت دارید، تاریخ ها را دقیقاً از روی آن وارد کنید. اما اگر پاسپورت ندارید برای تبدیل تاریخ های شمسی به میلادی می توانید از این سرویس کمک بگیرید.

بار دیگر توصیه می کنم، قبل از ثبت نام این صفحه را بطور دقیق مطالعه فرمائید.

با جنگ مخالفم

معمولاً افراد ضعیف النفسی که بعد از تلاشهای مستمر از پس حل کردن مسئله ای بر نمی آیند، تلاش می کنند تا صورت مسئله را پاک کنند! این مشکل نه تنها در مسائل شخصی نمود دارد که در سطح وسیعی چون جامعه بین المللی نیز بارها اتفاق می افتد. یکی از نمونه های بارز آن هم انتخاب گزینه نظامی برای به اصطلاح از بین بردن مشکلات جهان، و در واقع غالب کردن تفکر خود است.

جنگ از نظر من نوعی پاک کردن صورت مسئله است. ابتدایی ترین و ناکارآمدترین راه حلی که میتوان برای حل یک معضل پیشنهاد داد! این راه حل اغلب از سوی افرادی که قدرت پیش بردن کارها از مسیر درست را ندارند، مطرح می گردد.

در روزهای اخیر شاهد آن هستیم که آمریکا و اسرائیل و برخی دیگر از متحدانشان که از پس حل کردن مشکلاتشان با ایران بر نیامده اند، مدام تهدید می کنند که گزینه نظامی را برای حل کردن مسئله انتخاب خواهند نمود. از سوی دیگر حکومت ایران نیز، در پاسخ به این تهدیدات، ضمن انتخاب روشی مشابه، شروع به رجزخوانی نموده و از این تهدیدات به نوعی استقبال کرده است!

اصلاً برایم مهم نیست که حاکمان ایران و یا آمریکا و اسرائیل چه می خواهند! چرا که هر دو طرف تنها نماینده گروه اندکی از جامعه شان هستند که به چیزی جز زر و زور تعلق ندارند. اما آنچه که این بار مرا به نوشتن این سطور واداشته است، خطری است که کشور عزیزمان ایران را تهدید می کند.

ایران کشوری است متمدن که زادگاه بسیاری از تمدن های امروزی بوده است. ایران مهد مردمی دانا و صاحبنظر است که در طول تاریخ همواره با ظلم و استبداد و استعمار مبارزه کرده اند و همیشه کوشیده اند تا وضعیت خود را بهبود ببخشند. هرچند که شاید به دلایل استراتژیکی، همیشه مورد طمع زورگویان داخلی و خارجی قرار گرفته اند و به همین دلیل هم در جایگاه واقعی خویش قرار نگرفته اند. اما با این حال مردمش در طول دست و پنجه نرم کردن با همه مشکلات سالهای پیش، تجارب زیادی اندوخته اند، و مستحکمتر و قویتر شده اند.

روند روئیدن دانه مردم ایران، از زیر صخره ای عظیم و سخت، با اینکه کند است، اما طبیعی است. اینکه امروز زورگویان و فرصت طلبان داخلی و خارجی می خواهند تا با عنوان تسریع کردن این رویش، صخره را منفجر کنند، نه تنها مطلوب نیست که نتیجه ای کاملاً معکوس دربرخواهد داشت. و شاید کلاً موجب نابود شدن ساقه نازکی شود که هنوز زیر خاک آرمیده است.

امروز نه آمریکا و اسرائیل توانایی حذف کامل حکومت ایران را دارند، و نه ایران توانایی مقابله قدرتمند در برابر حملات نظامی آنها را دارد. لذا نتیجه حرکت احمقانه جنگ، تنها کشته شدن بسیاری دیگر از جوانان و از بین رفتن بسیاری از آبادی هایی است که به کندی و با مشقت های فراوان بنا شده اند.

بنابراین با شدّت و حدّت هرچه تمامتر مخالفت خودم را با هرگونه عملی که موجب تجاوز نظامی به ایران و هر کشور دیگری گردد، اعلام می دارم و شما را نیز به پیوستن به این حرکت دعوت می نمائم.

Harsh Times

Harsh Timesفیلم “ساعات خشن” ساخته David Ayer درباره رنجری است به نام جیم (Christian Bale) که به ارتش آمریکا در کشتار عراق یاری می رسانده است، و حالا که به زندگی عادی خود برگشته، دچار مشکلات روحی ناشی از جنگ شده است.

جیم و بهترین دوستش مایک (Freddy Rodriguez) هر دو بیکار هستند و بیشتر وقتشان را به دور از چشم سیلویا، همسر مایک (Eva Longoria Park) به خوش گذرانی و بطالت می گذرانند. تا اینکه سیلویاپی به حقیقت می برد. و پس از آن تلاش برای یافتن شغل مناسب آغاز می گردد.

مایک در یک شرکت معتبر با حقوق ساعتی ۱۲ دلار برای خود شغلی دست و پا میکند. جیم نیزاز طرف اداره امنیت برای مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر در کلمبیا دعوت به همکاری می شود. اما او علاوه بر خاطرات بد کشتار گذشته که در ذهن دارد، به دختری مکزیکی هم دلبسته است و با قبول این شغل باید از او نیز چشم پوشی کند…

DV Lottery ۲۰۰۹

طبق روال همه ساله، بخت آزمایی واگذاری ویزای آمریکا برای سال ۲۰۰۹، از چندی پیش آغاز شده و تا ۱۱ آذر ماه ادامه خواهد داشت.

روال ثبت نام تفاوتی با سالهای پیش ندارد، تنها نکته ای که سالهاست با وجود همه تذکرها، گریبان گیر خیلی از افراد می باشد، آدرس درست سایت رسمی این بخت آزمایی می باشد. آدرس این سایت www.dvlottery.state.gov است و ثبت نام در آن کاملاً رایگان می باشد.

علاوه بر وارد کردن مشخصات در فرمهای مربوطه، به تنها چیزی که برای ثبت نام نیاز دارید، اسکن عکس پرسنلی اعضای خانواده تان است. عکسهای اسکن شده باید شرایط مندرج در این صفحه را دارا باشند.

بد نیست بدانید که از کل ۵۰۰۰۰ ویزای اهدایی در سال ۲۰۰۷، تعداد ۱۳۶۱ ویزا به ایرانیان تعلق گرفت، که بعد از بنگلادش و نپال، بیشترین تعداد ویزای اهدایی به تابعین کشورهای آسیایی محسوب میگردد.