بلاگ‌نوشت ۷ ؛ برای بودن با شما…

امروز آغاز هفتمین سال حضور من در نت، زیر لوای بلاگ‌نوشت است. گرچه شش سال گذشته است، اما هنوز هم  با اینکه خیلی دوستش می‌دارم، آن‌گونه که شاید از گذشته‌اش راضی نیستم! شاید به این خاطر باشد که هنوز هم از پتانسیل‌هایی که هست، درست استفاده نمی‌کنم. توجیهش هم می‌تواند این باشد که از یک طرف چون از مرفهین بی‌درد نیستم، می‌باید درد نان بکشم و از طرف دیگر تاوان حرف‌هایی که زده می‌شوند تا آن‌جا زیاد است که حتی اگر در دل خودت هم نگه‌شان داری، باز هم دچار فیلتر می‌شوی، چه برسد به اینکه بخواهی مطرح‌شان کنی و درباره‌ش حرف بزنی!

خودم هم نمی‌دانم که به کجا می‌روم و چه خواهد شد، اما این را می‌دانم که از تنهایی می‌ترسم! پس می‌نویسم و می‌خوانم تا دور هم باشیم. باشد که همین با هم بودن‌، دردها را قابل تحمل‌تر کند…