پایان گمگشتگی…

در هر زمان، مکان یا حالی که هستید، بیائید لحظه‌ای، به اختیار، افکار را ساکن کنیم و زندگی خارج از زمان و مکان‌مان را نظاره‌گر باشیم.

بیائید ببینیم کجا هستیم و به کجا می‌رویم؟

اینجا – دنیایی که ساخته‌ایم – قرار بود جائی باشد برای یافتن خویشتن خویش‌مان؛ قرار بود جائی باشد برای اینکه یافته شویم. اما حالا در عوض محلی شده برای سردرگمی و گمگشتگی‌مان.

اگر خوب بنگریم در می‌یابیم که همه‌ی ما – چه آن‌ها که مرده‌اند و چه مائی که خواهیم مرد – در سفری هم‌داستانیم. و مهمترین بخش این سفر، لحظاتی است که با یکدیگر می‌گذرانیم. همه‌ی ما به همدیگر نیازمندیم و بدون یکدیگر نمی‌توانیم زندگی کنیم.

و یادمان باشد که فقط «عشق» به خاطر می‌ماند و «نفرت»، هر اندازه هم شدید باشد، از یاد خواهد رفت.

و ممنونم از Lost که به من این فرصت را داد تا پی به گمگشتگی و حیرانیم ببرم و لحظاتی را به چرائی و کجائی زندگیم بیاندیشم.

Let’s go and moving on to find out where we going…

پی‌نوشت: اگر هنوز Lost را ندیده‌اید، پیشنهاد می‌کنم که حتماً برای دیدنش عجله کنید! از اینجا می‌توانید نسخه‌ی کامل سریال را بصورت پستی خریداری کنید.