آخرین چهارشنبه سال ۸۶

جاتون خالی شب گذشته برای برگزاری مراسم چهارشنبه سوری رفته بودیم گلسار رشت. محل تجمع امسال خیابان ۱۲۲ بود.

تقریباً از ساعت ۹ شب جشن کامل شده بود. از هر سمت و سویی صدای انفجار به گوش می رسید. و هر گروهی سعی داشت تا صدای انفجارش بلندتر و مخوفتر به نظر آید. دود ناشی از انواع و اقسام مواد منفجره هوا رو مه آلود کرده بود. مه هایی به رنگهای فسفری، سیاه و دودی! سوت و جیغ هم چاشنی صداهای مهیب مواد منفجره شده بود. همه آمده بودند تا بی برنامگی سال پیش را که بخاطر مصادف شدن نوروز با چهارشنبه پیش آمده بود، جبران کنند.

آنچه که من شنیدم نشان میداد که تکنولوژی چهارشنبه سوزی بسیار فراتر از قبل رفته بود و صدای انفجارها بسی مهیبتر و دودها بسی جری تر بودند. اما نیروی انتظامی نیز بیکار ننشسته بود. در حر کت اول ماشینهای گشتی در محل مانور دادند و مرتب از مردم می خواستند که متفرق شوند. دوربینهای اطلاعاتی هم برخلاف جهت دوربین موبایلها، مردم را از نظر می گذراند و روی آنها زوم کرده بود.

پس از آن مامورهای لباس شخصی با متانت تمام محل حادثه را گز کردند، و مختصات محل را با بی سیم اعلام نمودند. پس از آن در یک حرکت غافلگیرکننده، پلیسهای ضد شورش، از جلو و عقب با محاصره گاز انبری، عوامل اصلی را گرفتند و بقیه را با باتومهای سنگین شان از محل دور کردند. و در عرض سیم ثانیه، جمعیت هزارنفری به کمتر از چند صد نفر تقلیل یافت!

اما باز جای شکرش باقیست که نیروهای نظامی برای طی همه مراحل فوق به چندین ساعت زمان نیاز داشتند و در این بین مردم یک دل سیر ترکوندند!

پ.ن: فعلاً نتونستم توی این وردپرس جدید فیلمهای یوتوب رو بزارم. شما میتونید فیلم چهارشنبه سوری ۸۶ در گلسار رشت رو هم ببینید.

چهارشنبه سوری

ای آتش! در آخرین چهارشنبه سال، برمی‌افروزمت، به این امید که زردی من از تو باشد و سرخی تو از من.
ای سوزان! بسوزان گناهانم را که به سبب آن زرد رویم و از پاکیت به من ده تا سروخ گون گردم.
ای پاک کننده! در آخرین روزهای سال، زشتی‌هایم را با خود آورده‌ام تا به تو بسپارم که در خود ذوبشان کنی و مرا نیز پاک گردانی.

ای مام طبیعت!
امروز روز توست!
زشتی‌های زمین را نمی‌بینی؟!
در برشان گیر،
بسوزان‌شان،
زمین را پاک کن،
تا نوروز که رسید، روزی نو برای زمین گردد. روزی عاری از زشتی و پلیدی…

باشد که چنین باشد…

(راستش، هر چی فکر کردم، نفهمیدم انواع ترقجات چه نقشی در چنین روزی می‌تونن داشته باشن؟!)

یلدا، شبی برای چله نشینی

یلدا
کلمه سریانی به معنی میلاد، وقت ولادت، به معنی زمان ولادت حضرت عیسی هم گفته‌اند. در فارسی یلدا شبی را گویند که از آن شب درازتر نباشد و آن شب آخر پاییز و شب اول زمستان است. شب اول دی‌ماه که شب اول چله و درازترین شبها و قریب ۱۴ ساعت است.

شب یلدا
شبی دوست داشتنی و به یادماندنی. شبی با حال و هوای شبهای عید. شبی برای تفال حافظ. شبی برای شیطنت‌های کودکانه. شبی برای دل پیچه گرفتن از فرط خوردن تنقلات جورواجور. شبی برای دور هم نشستن. شبی برای ورق زدن خاطرات خوش گذشته. شب تنازع هندوانه با هفت جنگجو، هفت ماندگار، هفت سین. شب…

و…
با توجه زندگی جامعه امروزی ما که به سرعت به سوی ماشینی شدن و فاصله گرفتن از یکدیگر خصوصاً نزدیکان می‌گردیم، این سنت‌های بسیار نیکو و پسندیده به ارث گذاشته شده از نیاکان مهر آئین ما، فرصت مناسبی برایمان فراهم می‌آورد تا با حضور در جمع صمیمی بزرگان خانواده و فامیل هم دیدارها تازه شود و هم مروری بر خاطرات خوش گذشته داشته باشیم. به هر حال صرفنظر از علت پدیداری اینگونه مراسم‌ها و آئین‌ها که تحقیق و تتبع در آنها نیازمند فرصت و بررسی همه جانبه می‌باشد یادآور نیازهای شادی بخشی است که نیاکان ما با درک ثمرات چنین سنت‌هایی ما را در پاسداشت آن فرا می‌خوانند و چه زیباست به دور از مرزبندی بخشی از حکومت گران که در پی سنجیدن آئین‌های ملی، با ارزش گذاری‌های سلیقه‌ای خود مانع نشاط جامعه می‌گردند همواره و همیشه در جای جای این کشور کهن و تمدن ساز شادمانه برگزار گردد.