Face Off 5 : آرش کمانگیر vs جادی

امروز ۱۵ تیر ماه نیست! خوب بعضی وقتها همه کارها طبق روال پیش نمی روند. البته مقصر اصلی این تاخیر خودم هستم. اما این ماجرا می تواند تجربه ای باشد برای اینکه در دوره های بعدی زودتر بجنبم و کمی آینده نگرتر باشم.

البته سعی کرده ام تا تاخیر پیش آمده را با مهمانان ویژه ای که در این فیس آف شرکت کرده اند، جبران کنم. گرچه همه مهمانان فیس آف خاص هستند، اما مهمانان این دوره، دوست داشتنی هستند. و افتخاری است برای من و فیس آف، که میزبان این دوستان عزیز هستم.

Face Off 5 : آرش کمانگیر   vs   جادی

Face Off –  Post RSS –  Comments RSS

آرش کمانگیر: آرش آبادپور، دانشجوی ایرانی است که همراه با همسرش در کانادا زندگی می کند، و فعلاً “د” دکترایش را گرفته است! در وبلاگش بنام “کمانگیر” و به آدرس www.kamangir.net همه چیز پیدا می شود، الا دروغ. حتی برای پیدا کردن دروغ در آن، یک جایزه ۱۰۰۰ دلاری هم گذاشته است! آرش یکی از مفیدترین کارها را در وبلاگستان انجام میدهد، و آن ارائه آمارهای تحلیلی از جنبه های مختلف است (دیدیش ـ کی به کیه ـ خوراک شمار). اخیراً هم پروژه ای را با عنوان “صدای وبلاگستان” آغاز کرده تا وبلاگستان را به سمت پادکست سازی تشویق کند.

جادی: اسم اصلیش “امیر” است، اما خودش می گوید که حتی همسر و خانواده اش هم او را با نام “جادی” صدا می زنند.  وبلاگش “کیبرد آزاد” است به آدرس  www.freekeyboard.net که در آن سعی دارد تا به دفاع از آزادیهای دیجیتال بپردازد، اما چیزهای خوب دیگر هم زیاد در آن پیدا می شود. جادی خوشتیپ ترین و باحالترین پسر است، اگر باور ندارید از گوگل بپرسید! صدایش هم خیلی گوشنواز است، این را اخیراً از کتاب صوتی ای که تهیه کرده کشف کرده ام. جادی در ترویج فرهنگ درست استفاده از IT و ابزارهای آن نقش پررنگی در وبلاگستان دارد. او واقعاً یک گیک کامپیوتر و خصوصاً کدنویسی است.

۱- انگیزه اولیه تان از راه انداختن وبلاگ چه بود؟ آیا آن انگیزه هنوز در شما وجود دارد؟

آرش: وبلاگ نویسی رو به زبان انگلیسی شروع کردم و برای تقویت زبان. هر چند هنوز وبلاگ انگلیسی را زنده نگه می دارم، اما بخش عمده وقت وبلاگی را در وبلاگستان می گذرانم. بنابراین، بنظرم جواب «خیر» باشه. انگیزه ام عملا تغییر کرده.

جادی: انگیزه؟ انگیزه دیگه چیه؟ (: من کارها رو می کنم چون اون لحظه احساس می کنم که این کار درسته و لذت بخشه. کارها رو هم قطع می کنم چون احساس می کنم دیگه درست نیستن یا دیگه لذت بخش نیستن. من همیشه کامپیوتری و عاشق ارتباط بودم و وبلاگ پیوند این دو تا بود (: هنوز هم عاشق اون دو تا هستم و وبلاگ هم هنوز پیوند این دو تا مانده.

۲- چرا این اسم را روی وبلاگتان گذاشته اید؟

آرش: اسم «آرش» چی به ذهن شما می آره؟ چاکریم.

جادی: بعد از فیلتر شدن دامنه jadi.net برای یکی دو سال توش وبلاگ نوشته بودم، احساس خیلی بدی داشتم. احساس سانسور، احساس خفگی و احساس قطع شدن ارتباط. از سال ها قبل از رسیدن اینترنت به ایران، عبارت Freedom of the Keyboard به ذهنم رسیده و به دلم نشسته بود این بود که تصمیم گرفتم اسم وبلاگ جدیدم رو بذارم FreeKeyboard که فارسیش هم می شه «آزادی کیبرد».
البته از این اسم برداشت های متنوع شده. من که این اسم رو انتخاب کردم، آزادی رو در مقابل سانسور می دیدم ولی بعضی ها آزادی رو در مقابل محدودیت به موضوع خاص تفسیر می کنن و می‌گن کیبرد آزاد وبلاگیه که آزادانه از چیزهایی که می‌خواد می‌نویسه. البته برداشت مووبل تایپ کاملا متفاوته، مووبل تایپ گاهی کامنت‌های من رو حذف می‌کنه چون حدس می‌زنه کیبرد آزاد جایی است که سعی می‌کنه کیبرد مجانی به آدم‌ها «بفروشه».

۳- ایده مطالب وبلاگتان از کجا می آیند؟

آرش: وبگردی، وبلاگ خوانی، مطالعه، زندگانی، کلا.

جادی: از زندگی روزانه‌ام. من روزی حدود دویست تا سایت و وبلاگ رو می خونم و با خیلی‌ها گپ می‌زنم و خودم رو توی کارهای بامزه‌ای که ببینم داخل می‌کنم. نتیجه‌اش این است که روزی چندین و چند مطلب وبلاگ پیش می‌یاد که البته متاسفانه بسیاری اوقات ترجمه از منابع خارجی جالب است. سعی می‌کنم همیشه منبع رو بگم. گاهی ترجمه می‌کنم، گاهی از سانسور می‌نویسم، گاهی تجربیات لینوکسی رو می‌نویسم و این روزها هم که کتاب مورد علاقه‌ام رو می‌خونم و می‌ذارم روی وب.

۴- وبلاگتان را چقدر دوست دارید؟ آیا می توانید روزی وبلاگ نویسی را کنار بگذارید؟

آرش: خیلی و خیر. دلیلی برای دروغ گویی نمی بینم: کمانگیر بخش بزرگی از زندگی روزانه ام شده و ناراحت نیستم از این موضوع.

جادی: وبلاگم رو؟ (: وبلاگم بخشی از شخصیت من است. البته از این تیپها نیستم که بگم بدون این وبلاگ یا بدون فلانی می‌میرم یا افسرده می‌شم. در نتیجه دیدگاهم اینه که الان توی این وبلاگ می نویسم چون به نظرم درسته و لذت بخشه. هر لحظه‌ای که نبود نمی‌نویسم ولی بعید می‌دونم پیش بیاد. اگر روزی پیش اومد معنیش اینه که جای دیگه کار درست‌تری می‌کنم یا کار لذت‌بخش‌تری یا هر دو که احتمالا مایه خوشحالی همه است (:

۵- به نظر شما محدوده آزادی در وبلاگستان تا کجاست؟

آرش: وبلاگستان دنیای مجازیی ه که خطهای قرمزش رو محدوده های کاملا حقیقی تعیین می کنن. برای وبلاگ نویسی که در خارج از ایران زندگی میکنه، محدوده آزادی، مسولیت های انسانی/شهروندی ه. برای وبلاگ نویسان داخل، که به اسم واقعی می نویسند، البته خط قرمز زیاد ه.

جادی: در سطح اخلاقی مثل هر رفتار دیگه‌ای دقیقا تا جایی است که در کل به دیگران صدمه نزنیم. بحث پیچیده است و بدون جواب قطعی ولی به نظرم همین جمله کلیت ماجرا رو می‌رسونه. اگر هم بحث نویسنده‌ها است که آزادی دقیقا تا جایی است که نویسنده‌ها پیش برن. اگر کسی دوست داره از رابطه جنسی‌اش می‌نویسه. اگر کسی دوست داره عقاید سیاسی‌اش رو تبلیغ می‌کنه و کسی هم که دوست داره شعرهاش رو بنویسه، آزاده هر چیز در پیتی رو جای شعر جا بزنه (:

۶- فکر میکنید امروز وبلاگستان چقدر بر جامعه ایرانی تاثیرگذار است؟ به نظر شما این مقدار تاثیرگذاری کافیست؟

آرش: اگر جامعه ایرانی یعنی «حسن قلی زاده» کارگر پالایشگاه نفت اراک، ایشون عملا خبر از داستانی به نام وبلاگ هم نداره. با این حساب فکر می کنم جواب سوال دوم واضح باشه.

جادی: جمعیت ایران چقدر است؟ هفتاد و خورده‌ای میلیون. وبلاگستان در بهترین حالت روی آن «خورده ای میلیون» تاثیر گذار است. مشکل اصلی اینجاست که مثل یک مجله روشنفکری کار می‌کند؛ توسط روشنفکران برای روشنفکران نوشته می‌شود. وبلاگستان هم توسط وبلاگ نویسان برای وبلاگنویسان فعالیت می‌کند. در مواقع خاص مثل یک اعتراض دسته جمعی وبلاگستان تا حدی روی رسانه‌های دیگر هم تاثیر می‌گذارد اما این نوع از تاثیر به خاطر کم شدن جذابیت وبلاگستان، کمتر و کمتر شده است. این روزها بیشترین تاثیر وبلاگستان روی جهان خارج است که با بیشتر شدن وبلاگ های انگلیسی، این تاثیر بیشتر و بیشتر هم خواهد شد.
در مورد کافی بودن به نظرم اصولا سوال غیرقابل جواب دادن است. بدون شک هیچ چیزی کافی نیست؛ دست به دست هم دادن چیزها است که تغییر به وجود می‌آورد. اما کافی نبودن،‌ چیز بدی نیست. درست همانطور که صحبت من با یک نفر در مورد ناصحیح بودن اعدام بدون شک کافی نیست ولی لازم هست (:

۷- به نظر شما آیا سیستمهایی مثل توئیتر و فرندفید را هم باید جزئی از ابزارهای وبلاگستان به حساب آورد؟

آرش: اینطور بگیم، وبلاگ نویسی فقط نیمی از زندگی آنلاین ه. نیم دیگه ایجاد ارتباط و شرکت در شبکه های وبلاگی ه. اما صادقانه بگم، توییتر رو ابزاری می دونم که مفیده برای وبلاگستان، بجهت فیلتر کردن چیزهایی مثل «امشب می خوام برم دوش بگیرم»  و بالا بردن ارزش پستهای وبلاگی. اما فرندفید. و تو چه می دانی که چیست فرندفید. شخصا، بخشهای اساسی ِ زندگی وبلاگی ام اینهاست: وبلاگ خوانی در خوراک خوان، وبلاگ خوانی در فرندفید و وبلاگ نویسی. البته کارهای دیدیش و غیره هم هست و گپ و گفتگو با وبلاگستانی ها، اما برام فرندفید ابزار منحصر بفرد ارتباط با وبلاگستانی هاست.

جادی: «ابزار وبلاگستان» یعنی چی؟ این ها هم یکسری ابزار هستند که افرادی که دوستشان دارند از آن‌ها استفاده می‌کنند. چیزهایی مثل توییتر حالت وبلاگ دارند و اگر کسی بخواهد وبلاگستان فارسی را بررسی کند غیرمنطقی نیست که سراغ آن برود ولی «ابزار» بودن برای وبلاگستان برایم گنگ است (:

۸- چرا همسرتان به اندازه شما در وبلاگ نویسی جدی نیست؟!

آرش: و تو چه می دانی که چه بلایی داری سر من میاری با این سوال؟ :))

جادی: چرا باشد؟ هر کس یک چیزی دوست دارد و برای یک چیزی وقت می‌گذارد. لیلا وبلاگ دارد ولی به اندازه من در نوشتنش جدی نیست. ‌در بعضی‌ چیزها هم ماجرا برعکس است. مثلا لیلا کلی درباره شبکه‌های کامپیوتری اطلاعات دارد و من خیلی کمتر (: قشنگی زندگی و دنیا هم همین است که آدم‌ها بدون آزار دیگران، کارهای متنوع بکنند.

۹- تاحالا پیش آمده است که بخواهید سر وبلاگ نویسی را بکنید!

آرش: رفیقی دارم که پسر خوبی ه، جز دو تا ایراد اساسی، یکیش این ه که دو سال ه دارم می کشمش (از کشیدن، نه کشتن) به وردپرس نمی آد. اگر آدمکش خوب سراغ دارید نشونی بدم. اول اسمش «م» ه.

جادی: نه هرگز (: من آدم خوش اخلاقی هستم که خیلی کم عصبانی می‌شوم. با شکنجه، اعدام و سانسور هم شدیدا مخالفم. هیچ وقت احساس نکرده‌ام می‌خواهم کسی ساکت شود یا ننویسد یا سرش را از دست بدهد.

۱۰- هر چه میخواهد دل تنگت…!

آرش: چاکریم رفیق. و چاکر شما که این رو می خونی. همیشه آخرش رفاقت باید باشه. جز این بود درش رو تخته کنیم.

جادی: خوشبختانه خیلی کم پیش می‌یاد دل تنگ داشته باشم اما حالا که میکروفون رو در اختیار من قرار دادین استفاده می‌کنم و می‌گم که آدم باید مثل شکارچیان اژدها، با خوشحالی و خنده با اژدها مبارزه کنه (: برای اطلاعات بیشتر، جمعه صبح حوالی ده و یازده برنامه کودک، کارتون شکارچیان اژدها رو ببینین.

و اما سوال آخر:

۱۱- فکر میکنید طرف فیس آفی شما چه کسی باشد؟

آرش: این هم شد سوال؟ خب واضح که …….. (حضرت خواننده، چاکریم برادر/خواهر، پر کن اینجا رو ضایع نشیم!)

جادی: اوه… از کجا بدونم؟ چه کلیدهایی داریم؟ باید ازدواج کرده باشه، اهل آزادی باشه و فعالیت‌های اجتماعی… کیه؟ (:‌ روبو؟ خورشید؟ فمنیست؟ نمی دونم !

و اما به رسم همه فیس آفهای دیگر، لطفاً پس از خواندن سوالات و پاسخها، بفرمائید که جوابهای کدام وبلاگ نویس با ذائقه شما بیشتر سازگار است؟

نتیجه نظرسنجی Face Off 5:  جادی  wins  آرش کمانگیر

پس از گذشت یک هفته از انتشار فیس آف پنجم، خوانندگان آن، جادی را با کسب ۱۶۱ رای و مجموع ۵۸% آرا بعنوان برنده برگزیدند.

Face Off 4 : میلاد احرامپوش vs شروین فتحی

بعد از برگزاری سه دوره Face Off برای انجام مدیریت بهتر و فراهم آوردن امکان پیگیری راحتتر برای خوانندگان، پروژه به این زیردامنه منتقل شده است.

اگر هنوز از اهداف و نحوه برگزاری این رو در رویی ها آگاه نیستید، پیشنهاد می کنم، ابتدا صفحه «درباره» را بخوانید.

اما نتیجه Face Off سوم که یکی از فیس آفهای پر تنش و جنجالی بود. و اگر از خستگیهای ناشی از بحثهای پی در پیش بگذریم، باعث شد تا ما بیشتر روی اهدافمان پافشاری کنیم و به گونه ای به اصل خود باز گردیم.

نتیجه Face Off 3: زهرا اچ بی و لوا زند هر دو برنده هستند

با توجه به اینکه در زمان تعیین شده برای نظرسنجی، هر دو شرکت کننده تعداد ۹۸ رای از کل آرا را به خود اختصاص دادند، لذا هر دو بانوی بزرگوار جز برندگان سومین Face Off می باشند.

این برابری، یادآوری می کند که هدف اصلی ما در Face Offها به هیچ وجه مقایسه کردن دو وبلاگ نویس نمی باشد، و لذا از آنجائیکه ما در این Face Offها با صنف وبلاگ نویسان بصورت تخصصی و گاهی حاشیه ای روبرو هستیم، لذا لزومی ندارد که شرکت کنندگان در یک فیس آف، حتماً دارای عقاید و دیدگاههایی یکسان باشند.

آنچه در Face Offها مهم است، اینکه نظر دو “وبلاگ نویس” را درباره سوالی یکسان بدانیم و با عقاید جامعه وبلاگ نویسان بیشتر آشنا شویم.

این بار به سراغ دو وبلاگ نویسی رفته ایم که در جشن پرشین بلاگ اسکرین شات وبلاگهایشان روی پرده به نمایش در آمدند. اما در انتهای جشن فقط یکی از آنها جز برندگان معرفی شد و نماینده اش روی سن رفت. و آن دیگری با اینکه در لیست اعلام شده، مقامی برتر داشت، فرصتی نصیبش نشد! خوب این هم یک جورش است، که شاید فقط در پرشین بلاگ نمونه اش یافت می شود!

Face Off 4: میلاد احرامپوش  vs   یک فتحی

Face OffRSSComments RSS

Face Off – Twitter

Face Off – Friend Feed

Face Off – Gtalk

میلاد احرامپوش: نویسنده وبلاگی با نام خودش در آدرس www.imilad.com که روی هاست شخصی مدیریت می شود. میلاد از آن دسته وبلاگ نویسانی است که همه نوع سیستم وبلاگ نویسی را تجربه کرده است: بلاگر، بلاگفا، موویبل تایپ و حالا هم که وردپرس. او از همه چیز می نویسد، اما وبلاگش بیشتر مزه IT میدهد. او را در توئیتر و فرندفید هم زیاد می توان یافت، و آنگونه که خبرگزاری توئیتر و فرندفید می گوید، توئیتهای او خنده بر لبانتان خواهد نشاند!

شروین فتحی: مشهور به یک فتحی که وبلاگش نیز به همین نام در آدرس http://1fathi.wordpress.com قرار دارد، که اخیراً دامنه www.itpedia.net نیز به آن ریدایرکت شده است. شروین از همه چیز از جمله IT می نویسد. او را در TTFF News بعنوان پدر آلکسای ایران و همچنین معرف شکست خورده فرندفید به جامعه ایرانی معرفی کرده اند. اما زیاد در توئیتر و فرندفید آفتابی نمی شود. فتحی دوست دارد که بدون دلیل با او موافق نباشید، و همیشه از شما می خواهد تا دنبال دلیلی برای مخالفت کردن با او بگردید.

همکاران Face Off 4

زهرا اچ بی: نویسنده وبلاگ «زهرا» و شرکت کننده دوره سوم فیس آف

فرشاد: نویسنده وبلاگ «شاخ به شاخ» و شرکت کننده دوره دوم فیس آف

فواد: نویسنده وبلاگ «راه من» و شرکت کننده دوره دوم فیس آف

۱- زهرا اچ بی: نوشتن با هویت واقعی را ترجیح می دهید یا هویتی مجازی؟ آیا تابحال اتفاق افتاده است که کسی در دنیای حقیقی شما را از روی هویت مجازی تان تشخیص دهد؟

میلاد: خوب همانطور که همینک در وبلاگم مینوسم با اسم حقیقی خودم هستم اما مسلما یک هویت مجازی میتونه دست آدم را در نوشتن باز تر بگذارد هرچند که در زمینه IT به نظرم اکثر وبلاگ نویسان با اسامی حقیقی خودشان وبلاگ نویسی میکنند , در مورد بخش دوم سوال تا به حال اتفاق نیفتاده اما از روی هویت حقیقی ام یکی از دوستان قدیمیم که شاید ۱۵ سال همدیگر را ندیده بودیم هویت مجازی من را شناخت که بسیار هم سبب خوشحالیم شد.

یک فتحی: با هویت مجازی را بیشتر ترجیح می دهم چون با این هویت بیشتر به خود محتوا توجه می شود. یک تفکری هم دارم که شاید درست نباشد اما وقتی خواننده یک اطلاعاتی را نداشته باشد یک ایده آل در نظر خودش می سازد و آن را متصور می شود که کمی دلپسندتر است! در حال نوشتن با اسم واقعی زیاد اشکال ساز نیست چون به علت شغلم اکثرا اطرافیانم از وجود یک هویت مجازی بی خبر هستند اما بیشتر از این حد را نمی پسندم.

۲- فواد: به پربیننده بودن مطالبتان بیشتر فکر می‌کنید یا به آموزنده بودنشان؟

میلاد: همیشه سعی کرده ام که اگر پستی مینویسم در ابتدا چیزی را به مخاطبم اضافه کند اما هیچ وقت پربیننده بودن به عنوان هدفم نبوده , اگر یک مطلب واقعا خوب و آموزنده باشه خود به خود آن مطلب پربیننده میشه و مخاطبان زیادی را به سمت خودش جذب می کند.

یک فتحی: آموزنده بودن تاثیر بهتری دارد و البته در دراز مدت تاثیر مثبتی روی پربیننده بودن هم می گذارد.وبلاگ نویس می تواند مثلا هر روز یک سری مطالب خاص ( این خاص را خودتان بهتر متوجه هستید منظورم چه مطالبی است ) منتشر کند که باعث بشود آمار بازدید تا یک حد بسیار فوق العاده ای رشد داشته باشد اما در درازمدت هیچ گونه تاثیر مثبتی ندارد.

۳- فرشاد: چرا اکثر وبلاگ نویسان IT لا به لای نوشته هایشان، روزمره نویسی نمی کنند؟ آیا فکر نمی کنید روزمره نویسی باعث تعامل بیشتر با خوانندگان شود؟

میلاد: مسلما چرا , شاید تصوری که از یک IT نویس یک مخاطب داشته باشد , یک فرد خشک و بی احساس ! باشه که قطعا به دلیل این است که اکثر IT نویسان فقط به حوزه IT توجه دارند و این تصور را به وجود می آورد که در طول روز در حال کار با کامپیوترشان هستند و کامپیوترشان تنها همدم آنها است ! , به نظر من روزمره نویسی سبب تعامل بیشتر با خوانندگان و شناخت بیشتر مخاطب نسبت به نویسنده می شود. من شخصا در وبلاگم گاهی اوقات حرف های خودمونی خودم را تحت موضوعی به همین نام قرار میدم.

یک فتحی: خواننده وبلاگ IT معمولا تقاضای یک مطلب IT دارد و زیاد پراکنده نویسی را نخواهد پسندید و وبلاگنویس IT هم بر اساس این تقاضا مطلب منتشر می کند. البته این اصلا خوب نیست چون مخاطب علاقه مند است به برقراری ارتباط و آشنایی بیشتر با بلاگر . این را می شود مانند یک روزنوشت مانند روزنوشتهای دکتر مجیدی و کمانگیر جدا از مطالب روزانه وبلاگ به مخاطب ارائه کرد که بسیار جالب خواهد بود. شاید در اینده با تحولاتی من هم بیشتر توانستم روزنوشت بنویسم.

۴- زهرا اچ بی: بعضیها معتقدند که ITنویسان وبلاگستان در جهت تولید محتوای خودجوش موفق نبوده اند و بیشتر ترجمه می کنند. نظر شما در این رابطه چیست؟ فکر نمی کنید لازم باشد کمی به بومی سازی IT با توجه به موقعیت فناوری اطلاعات در کشور توجه شود؟

میلاد: به نظرم وقتی به تولیدمحتوا باید بپردازیم که بدانیم محتوایی که توسط وبلاگهای معروف خارجی تولید می شود خوانده می شوند , الان هنوز شاید خیلی از وب گردها با واژه فید حتی با این حجم از پست های مرتبط آشنا نباشند و هنوز از روش های سنتی برای خواندن وبلاگ ها استفاده میکنند , ضمنا در مورد تولید محتوا بسیاری از وبلاگ های معتبر IT دنیا خبرهایی که قرار است از تحولات دنیای وب در روزهای آینده منتشر شود باخبرند و به منابع و اشخاص قوی تری دسترسی دارند.

یک فتحی: زیاد به این اعتقادی ندارم. باید نگاه کرد که چه چیزی قرار است به مخاطب ارائه بشود. اگر محتوا حالت خبری داشته باشد اصلا ترجمه بسیار ارزشمند می شود چون منابع خارجی خودشان رانتهای اطلاعاتی خاصی را در چنته دارند که IT نویس ایرانی ندارد.
در زمینه مطالب تحلیلی هم بازخورد خوبی را نمی شود انتظار داشت. مخاطب وبلاگ هنوز نمی تواند قبول کند که یک IT نویس روی مطلبش فکر می کند و یک آینده ای درخشانی را می خواهد به آن برسد و فکر می کند اگر یک IT نویس یک تحلیلی می کند می خواهد خودش را رهبر یا یک همچین چیزی جا بزند!
در زمینه مطالب آموزشی چه به صورت ترجمه ای و چه به صورت «دسته اول» خلا وجود دارد و به مسئله ترجمه زیاد مربوط نیست. کلا باید میزان محتوای آموزشی زیاد بشود و این ایراد وارد است.

۵- وضعیت وب۲ و شبکه های اجتماعی را در ایران چگونه می بینید؟

میلاد: مسلما با ورود بالاترین تحول مهمی در دنیای وب ۲ فارسی انجام شد که قدم خیلی خوبی بود , البته پیش از آن هم سایت هایی نظیر وی ویو , جکس بلاگ که یک نوع توییتر ایرانی بودند به وجود آمدند که به آن صورت نتوانستند جای توییتر را بگیرند , در مورد شبکه های اجتماعی هم فکر کنم سایت کلوب الان یکی از فعال ترین شبکه های اجتماعی ایرانی باشد که جمعیت زیادی از ایرانیان در آن عضو هستند.در مجموع سایت هایی نظیر فرندفید , توییتر , یوتیوب , فلیکر و فیس بوک ,… را می توان از محبوب ترین سایت های وب ۲ و شبکه های اجتماعی در بین ایرانیان نام برد.

یک فتحی: این سرویسها معرفی می شود اما عمدتا درست استفاده نمی شود. هنوز یک ITنویس نمی تواند یک تاثیر عمیق بگذارد و خیلی با سرعت کم باید این کار را بکند. نمونه آن می شود به توییتر و فرندفید اشاره کرد. توییتر یک سرویسی است که دیگر دارد وارد مقوله کارکردهای حرفه ای می شود اما در ایران هنوز هم یک سرویس بیشتر تفریحی قلمداد می شود.
مشکل دیگر نبود کلونی های مشابه سرویسهای خارجی و بومی شده است (مثل بالاترین برای دیگ ). کاربران به سرویسهای داخلی بی اعتماد هستند و کسانی هم که توانایی دارند هنوز از چنین کارهایی ترس داشته و حتی از ایجاد ایده های جدید اما با پتانسیل رشد بالایشان واهمه دارند. دلایل بیشتر به سرویس دهندگان و مسئولان مربوط است که آزادی ها و زیرساختهای لازم را مهیا نمی کنند.

۶- بعضی ها با خوراک خوانی مخالفند و ترجیح می دهند که بجای خواندن خوراک وبلاگها، مستقیماً به آنها سر بزنند. چنین تصوری از کجا نشأت می گیرد؟ شما چقدر با آن موافقید؟

میلاد: یکی مهم ترین هدف های فیدخوانی صرفه جویی در وقت و زمان هست , بطوریکه شما می توانید به سرعت به آخرین پست های وبلاگ های مورد علاقتون به صورت یکجا دست پیدا کنید و حتی آنها را با دوستانتان به اشتراگ بگذارید اما هنوز هم هستند کسانی که دوست دارند به وبلاگهای مورد علاقه اشان تک تک سر بزنند , خوب این کار مسلما وقت بیشتری از آنها میگیرد اما به نظرم باید به عقاید آنها هم احترام گذاشت.

یک فتحی: این که از کجا نشات می گیرد به چند المان بر می گردد. کامنت گذاری راحت تر کاربر را به مرور مستقیم تشویق می کند که باعث ازدیاد کامنتهای ضعیف و اصطلاحا رفاقتی! می شود. درحالی که کاربری که نیاز به مطالعه حجم بالا دارد عملا با سرعت کم قادر به رسیدن به این هدف نیست و باید حتما از فید استفاده کند. و یکنواختی و سادگی محتوای نمایش داده شده در فید و نبود جلوه های بصری که باعث میشه تمرکز را روی محتوا زیاد می کند و دلایلی از این دست.
این که نظر من در اینباره چیست را باید خلاصه عرض کنم که شخصا فید را معجزه ای می دانم که باعث رشد سریع سطح وبلاگستان خواهد شد چون حجم مطالب مطالعه شده به شدت بالا رفته و طبیعتا هم بلاگر و هم خواننده بلاگ سطح توقعشان از وبلاگ بالاتر خواهد رفت. تعداد زیادی از وبلاگهای ما بدون فید از بین خواهد رفت.

۷- زهرا اچ بی: آمارهای وبلاگتان را هر چند وقت یکبار چک می کنید؟ آمارها چه تاثیری روی محتوای وبلاگتان می گذارد؟

میلاد: آمار هم وسیله ای برای شناخت ذائقه بینندگان وبلاگ می تواند باشد اما به هیچ وجه نباید به عنوان هدف قرار گیرد , به نظرم آمار یک وبلاگ هم فقط به خود وبلاگ نویس مربوط می شود و دلیلی ندارد که وبلاگ نویس هر چند پست یک بار پستی را در زمینه افزایش آمارهای وبلاگش اختصاص دهد به نظرم این کار ذهنیت خوبی را در مخاطب ایجاد نمی کند. به نظرم یک وبلاگ نویس باید سعی کند ذائقه مخاطب خود را تشخیص دهد و طبق آن ذائقه مطلب بنویسد.

یک فتحی: یک موردی که باید اشاره کنم این است که من تمام آمارم در یک صفحه قرار دارد و وقتی یکی را چک می کنم متوجه بقیه هم می شوم. معمولا هر چند روز یک بار این لیست لینکهای ورودی را حتما چک می کنم. برایم مهم است که وبلاگهای دیگر چرا به من لینک داده اند و آیا مثبت بوده است یا منفی؟ سعی می کنم اگر منفی بوده است نقیصه های خودم را متوجه بشوم و در صدد رفع مشکلات وبلاگ تلاش کنم. کلا بررسی آمار به رشد وبلاگ و شناخت مخاطبین کمک شایانی می کند اما در وبلاگ های شخصی نویسی سلیقه مخاطب زیاد هم نمی تواند موثر باشد چون در هر حالت تابعی از احساسات همان لحظه وبلاگنویس است.

۸- فرشاد: فکر می کنید دوستان وبلاگ نویستان به شما چگونه می نگرند؟

میلاد: مطمئننا با دو چشم D:

یک فتحی: به شدت منفی :) اکثرشان من را فردی به شدت جمع گریز، وابسته به آمار ، مغرور و خودپسند و نچسب و بداخلاق می دانند. کلا دوست دارم دوستان بلاگر دلایل نگرششان را روراست به من بگویند تا من دیگر این رفتارها را نکنم در صورت امکان خودم را اصلاح کنم و یا آنها قانع شوند که این گونه نیست و ترجیح میدهم کمتر در مورد وبلاگ صحبت بشود چون من دوست دارم قبل از یک وبلاگنویس برای آنها یک دوست خوب باشم. اگر این طور نیستم شرمنده.

۹ – زهرا اچ بی: اگر قرار باشد شما مسئول برگزاری یک قرار وبلاگی باشید، چطور برگزارش می کنید؟

میلاد: اول از همه سعی می کنم یک جو صمیمی بین وبلاگ نویسان در آن قرار راه بیندازم هرچند که اصولا همه با هم صمیمی هستند , در پایان مراسم هم یک عدد خودرو به وبلاگ نویسان اهدا میکنیم که با همان به خانه هایشان بازگردند ! البته من قائدتا هیچ وقت همچین مسئولیتی را قبول نخواهم کرد !

یک فتحی: سعی می کنم اگر نتوانم قرار را با امکانات خوبی برگزار کنم حداقل امکان برخورد بلاگرها با هم را فراهم کنم. وقت زیادی را برنامه ریزی کنم تا دچار کمبور وقت نشویم. بلاگرها معمولا انسانهای با فهم و شعوری هستند و عین من نیستند که به شکمشان بیشتر از فهمشان ارزش قائل بشوند اما کلا یک نیم نگاهی هم به تدارکات خواهم داشت!

۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت…!

میلاد: در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست عهد با هر کس ببندیم جانمان در دست اوست .
شاد باشید دیگران را هم شاد کنید.

یک فتحی: دوست دارم بلاگرها همیشه محکم و مطمئن و مطمئن بنویسند و مطمئن باشند که یک روز نوشته هایشان خوانده خواهد شد. همیشه کسانی مثل من هستند که دوستشان داشته باشند چون آنها واقعا دوست داشتنی هستند.
اگر جسارت نباشد دوست دارم دوست خوبم، جناب آقای امیر بیت اللهی سریعا حالشون رو به بهبودی برود. یک انرژی مثبت در وبلاگستان جایشون خیلی خالی است.

و اما سوال آخر…

۱۱- در قلمروی IT، جمله ای بگو که رقیب فیس آفیت از آن سر در نیاورد!

میلاد: من چون میدانم در این قلمرو اصولا طرف مقابل چیزهایی می داند که من نمی دانم فقط این جمله را می توانم بگویم : ما رابرت اسکوبل را هم پرسپولیسی کردیم شما چطور ؟! D:

یک فتحی: سوال خیلی عجیبی بود! به خاطر اینکه حدس می زنم رفیق فیس آفی ام یک فرد به شدت با دانش باشد فکر به چالش کشیدن دانش ایشان را به ذهنم هم راه نمی دهم :) در ضمن هر چند نمی دانم ایشان کی هستند اما به خاطر افتخاری که به خاطر اصطلاحا رقابت فیس آفی به من دادند ازشان ممنونم.

و اما به رسم همه فیس آفهای دیگر، لطفاً پس از خواندن سوالات و پاسخها، بفرمائید که جوابهای کدام وبلاگ نویس با ذائقه شما بیشتر سازگار است؟


پ.ن:

۱- نظرسنجی بمدت یک هفته از زمان انتشار ادامه خواهد داشت.

۲- منتظر، نظرات، انتقادات و پیشنهادات شما برای هر چه بهتر شدن فیس آفهای بعدی هستیم.

۳- لطفاً با قرار دادن لوگوی Face Off در وبلاگهایتان از این حرکت حمایت کنید. (کد را از سایدبار می توانید بردارید)

نتیجه نظرسنجی Face Off 4 : میلاد  wins   یک فتحی

پس از پایان مهلت نظرسنجی، میلاد احرامپوش با کسب ۶۶ رای و مجموع ۵۹% از ۱۱۱ رای اخذ شده، از نظر خوانندگان، بعنوان برنده فیس آف انتخاب گردید.

Face Off 3 : زهرا اچ بی VS لوا زند

روزی که Face Off را شروع کردم، هرگز فکر نمی کردم چنین کار سخت و وقت گیری باشد! از یک سو طراحی سوالات و انتخاب نامزدها، و از سوی دیگر هماهنگی بین شرکت کنندگان و ارسال سوالات برایشان و دریافت پاسخ از آنها، انرژی و زمان زیادی لازم دارد. خصوصاً اگر نامزد پیشنهادی سرش شلوغ باشد و دیر به دیر به ایمیلهایش سر بزند، که در این صورت استرس نرسیدن به موقع پاسخها هم به تمام مشکلات دیگر اضافه می شود.

گرچه این بار تنها نبودم و دوستان عزیزم دکتر مجیدی، فواد و فرشاد در پیشنهاد نامزدهای این دوره و طرح سوال برای آنها کمک زیادی کردند. که از همه آنها صمیمانه سپاسگزارم. اما با این حال، یکی از عواملی که می تواند در بهتر شدن برگزاری این رویارویی ها کمک کند، داشتن زمان بیشتر است. به همین دلیل با مشورت دوستان تصمیم گرفته ایم تا Face Off را از این پس در روزهای اول و پانزدهم هر ماه برگزار کنیم. البته مدت نظرسنجی ها برای هر Face Off به همان یک هفته محدود می ماند.

نتیجه Face Off 2: آق فری چاقوکش wins فواد

در دومین فیس آف، رقابت تا ساعات آخر بسیار نزدیک به هم بود و واقعاً معلوم نبود که کدامیک از شرکت کنندگان برنده خواهند بود. اما به هر حال، وقت نظرسنجی به اتمام رسید و فرشاد یوسفی با ۸۱ رای از مجموع ۱۴۸ رای و با کسب ۵۵ درصد از کل آرا از سوی خوانندگان بعنوان نفر برتر رویارویی انتخاب شد.

این اصلاً انصاف نیست که همیشه شرکت کنندگان Face Off مرد باشند! به هر حال، زنان وبلاگستان هم پا به پای مردان عمل می کنند و در خیلی از موارد حتی از آنها پیشی می گیرند.

(نامها به ترتیب حروف الفبا مرتب شده اند. نام جلوی هر سوال، مربوط به طراح سوال می باشد.)

سویمن فیس آف

Persian Bloggers Face Off – Gtalk

Persian Bloggers Face Off – Twitter

Persian Bloggers Face Off – FriendFeed

زهرا اچ بی: نویسنده وبلاگ زهرا در آدرس www.zahra-hb.com که با قدرت وردپرس مدیریت می شود. از وبلاگ نویسان قدیمی است که گویا آرشیوش را پنهان کرده! اما لوگوی وبلاگش همیشه تصویر همان دخترک کوچک کلاه به سری بوده که گلی را پشت سرش پنهان کرده است. زهرا روزانه می نویسد، از تمام ماجراهایی که در روز ممکن است برای یک زن اتفاق بیافتد.

لوا زند: نویسنده وبلاگ بلوط به آدرس www.balootak.com که با قدرت موویبل تایپ مدیریت می شود. قالب وبلاگش از آغاز همینی بوده که هست. یادم هست خیلی از قالبش خوشم آمده بود. سادگی در عین کامل بودن. لوا روزانه هایش را از آمریکا می نویسد، درباره جامعه، مهاجرت و خصوصاً کتابهایی که می خواند و دوستانی که دارد.

۱- فواد: روز اولی که شروع به وبلاگ نویسی کردید، چه تصوری از این کار داشتید، و امروز چگونه به آن می نگرید؟

زهرا: روز اول فکر میکردم یه جاییه که راحت میتونم حرفامو بزنم و دیگرن هم بشنوند. اون موقع هیچ وقت فکر نمی کردم تبدیل به همچین جای شلوغی بشه. الان هم فکر میکنم یه جایی که باید حرفامو بزنم ولی خوب به علت اینکه دوستان، خانواده، همکاران و برخی آشنایان میخونن دیگه مثل اون موقع ها راحت نیستم و بیشتر خودمو سانسور میکنم. اون موقع از جزئی ترین حوادث زندگیم هم می نوشتم، الان عمرا جرات اینکارو ندارم…

لوا: روز اول برای پر کردن تنهایی بود. الان بخش مهمی از زندگی است.

۲- فواد: فکر می کنید وبلاگ نویس معروفی هستید یا محبوب؟

زهرا: نسبتا معروف. اما اگه قشر عمده وبلاگ خونها و یا استفاده کنندگان اینترنت رو در نظر بگیریم نه اصلا محبوب نیستم.

لوا: هیچکدام.

۳- فرشاد: برخی می گویند وبلاگ نویسی اگر کار بیهوده ای نیست، کار مفیدی هم محسوب نمی شود. نظرتان در این باره چیست؟

زهرا: به نظر من نه تنها بیهوده نیست، که مفید هم هست. من خودم خیلی چیزها رو از وبلاگ نویسها یاد گرفتم و خیلی خوشحالم که با دنیای وبلاگستان آشنا شدم. البته خوب وبلاگ داریم تا وبلاگ. بستگی به محتوای تولیدی وبلاگ نویس هم داره. اما در کل حتی خواندن یک وبلاگ نامفید هم بهتر از نخواندنش هست. حداقلش اینه که با یک ایده متفاوت و با یک آدم متفاوت آشنا میشید اونم صرفا با یک کلیک و با هزینه اندکی. شما دیگه کجا میتونین این حجم بالای از افکار و اطلاعات مختلف رو به صورت فارسی و یکجا بخونین؟ دیگه کجا میتونین اینقدر راحت با افراد دیگه آشنا بشید، راجع بهشون بخونید؟ خیلی کم اتفاق می افته شما در دنیای واقعی با یک کسی از جنوب ایران و یا چه میدونم فردی در عربستان آشنا بشید. اما در دنیای مجازی محدودیتی وجود نداره و شما راحت میتونین همه جا سرک بکشید.

لوا: نه بیهوده است نه نا مفید. برای پر کردن تنهایی خوب است. برای تمرین نوشتن خوب است. برای دوست پیدا کردن خوب است. برای دق دلی خالی کردن خوب است. برای غر زدن خوب است. مزیتهایش برای من از ضررهایش بیشتر بوده.

۴- فواد: گویا وبلاگ شما در ایران بصورت مقطعی فیلتر شده است! این موضوع چه تاثیری بر آن داشته و شما چگونه با آن روبرو شده اید؟

زهرا: وبلاگم در برهه هایی فیلتر شده بود و الانم تا جایی که میدونم تو برخی جاهای دولتی (مثلا شرکتهای تابعه وزارت نفت) فیلتر شده که البته اینم سیاست ISP های مربوط به برخی وزارت خونه هاست که کاربران دولتی رو از وبگردی و وبلاگ خونی معاف کنند. به طور اخص میدونم برخی دامنه های مشهور مربوط به وبلاگ نویسی رو فیلتر کردند. اما اگه فکر میکنین وبلاگی فیلتر شده و ویزیتور براش مهمه به ایمیل filter@dci.ir بزنین و توی موضوع ایمیل آدرس وبلاگ/سایت فیلتر شده رو قرار بدید و علت رو بپرسید خیلی سریع جواب میدن بهتون. اگه دیدید اصلا چاره ای ندارید راهی نیست جز استفاده از پراکسی و VPN و نیز فید و گوگل ریدر.

لوا: زیاد نگران نیستم. چون تقریبا هرکسی که از قبل میخواند الان با این فیدخوانها میخواند. راستش حالم یک مقدار گرفته شد اما من از اول هم زیاد خواننده نداشتم که نگران از دست دادنشان باشم. همان هایی هم که بودند لطف دارند یا با فیلتر شکن یا با فید خوان هنوز بلوط را دنبال می کنند.

۵- از نگاه شما آیا وبلاگ نویسی تاثیری هم بر جامعه ایرانی داشته است؟

زهرا: شاید جامعه ایرانی و اتفاقاتش روی وبلاگ نویسی تاثیر داشته باشه اما برعکسش رو در حال حاضر فکر نمی کنم. من اعتقاد دارم شکاف زیادی بین کاربران مجازی اینترنتی و جامعه واقعی ایرانی وجود داره. (اگه استثناءات رو بذاریم کنار و قشر عمده رو در نظر بگیریم).
کمااینکه اینم در نظر بدید که ترجیح اکثر وبلاگ نویسان اینه که مجازی بمانند و دامنه فعالیتهاشون رو تا دنیای واقعی گسترش ندن. خیلی به اون صورت اتفاقات دسته جمعی وبلاگی و یا قرارها و برنامه های دسته جمعی وبلاگی نداریم که مثلا عموم مردم ازش آگاه بشند و یا در جریان قرار بگیرند و بخوان مشارکت کنند و یا اصلا نهادهای وبلاگی و یا وب ۲٫۰ ای خاصی هم نداریم که بخوان در دنیای واقعی هم توی زمینه هایی فعالیت کنند و مثلا افکار عمومی رو راهبری کنند. اگه تاثیری هم داشته باشه به نظرم خیلی کمرنگه.

لوا: نه خیر.

۶- گویا مدتی است که در وبلاگ انگلیسی تان نمی نویسید؟ آیا این بخاطر عدم استقبال از آن است؟

زهرا: این سوال فکر میکنم بیشتر به فرد مقابل برمیگرده که ظاهرا وبلاگ انگلیسی معروفی هم دارند. چون برای من خیلی معروف نیست و ضمن اینکه خیلی فرصت نمی کنم آپدیتش کنم و در کل چیز مهمی هم نیست :-)

لوا: نه . به خاطر تنبلی است در درجه اول و بعد هم هدف من یک مدل هایی حفظ ارتباطم با ایران بود. چون در هر حال تمام نوشته های دیگرم به انگلیسی است . البته روزمره نوشتن به انگلیسی هم تمرین خوبی است که متاسفانه تنبلی و کمبود وقت اجازه اش را خیلی نمی دهد.

۷- آیا مشکلات خاصی که زنان در دنیای حقیقی با آن مواجه هستند، در دنیای مجازی هم نمود دارد؟

زهرا: متاسفانه بله. غیر از موارد فیزیکی به نوعی سایر مشکلاتش کاملا نمود داره و برخی مواقع خیلی هم آزار دهنده است. همون متلکها، همون برخوردها، همون طرز تفکرات منفی و …

لوا: نه در آن حد دنیای واقعی. ولی وجود دارد. زیاد هم وجود دارد.
سکسیزم مخصوصا به شدت رواج دارد.

۸- زنان وبلاگستان را در مقایسه با مردان چگونه می بینید؟

زهرا: سوال خیلی کلی بود. از چه نظر چه چگونه میبینیم؟
از نظر شغلی و درجات اجتماعی یا فعالیتهاشون؟ یا نوع وبلاگ نویسی؟ یا منظور سوال چیز دیگری بوده. در هر صورت ، روحیات، دغدغه ها و نوع چیزهایی که زنان و مردان می پسندند، خوب با هم متفاوته. طبیعیه که وبلاگهاشون هم متفاوت باشه. اما در کل هر دو گروه در زمینه های خاصی موفق تر از گروه دیگر هستند. زنان در حوزه فعالیتهای اجتماعی موفق تر عمل کرده اند و مردان در حوزه فناوری اطلاعات موفق تر هستند. اما خوب توی هر دو گروه هم بد و خوب داریم:)

لوا: هیج وقت با این دید به وبلاگستان نگاه نکردم. وبلاگ وبلاگ است. مگر زنانه و مردانه دارد. (‌عرض نکردم سکسیزم وجود دارد)

۹- فواد: چقدر وب ۲یی هستید؟ رابطه تان با شبکه های اجتماعی تحت وب چطور است؟

زهرا: اسمایلی معتاد به فرند فید:دی
من حقیقتش خیلی اهل شبکه های وب ۲٫۰ ای نیستم غیر از فرندفید که این خودش اکثر اونها رو در برداره. منظورم از شبکه های وب ۲٫۰ ای سایتهای دوستیابی و چه میدونم آپلود عکس و فیلم و ویدئو و آهنگ و اینهاست…

لوا: فیس بوک هم وب ۲ است؟ اگر هست که آنجا فعالم. اگر نه. که نیستم. در حال ترک بالاترین هم هستم. خیلی خوب است. آدم معتاد میشود. دیگر وب ۲ بلد نیستم.

۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت…!

زهرا: کاش بیشتر همدیگه رو تحمل می کردیم و این آزادی رو به همه میدادیم که چیزهایی که دلشون میخواد رو راحت بنویسند و ما بهشون برچسب هایی نظیر متحجر و عقب مونده و مزدور و اینها نمی دادیم… کاشکی فضا هرچی بود غیر از این حالت که آدم مجبور نشه اینقدر خودش رو سانسور کنه فقط برای اینکه مثلا فحشهای بیشتری روانه اش نشه و یا به شخصیتش توهین نشه… خیلی از مواقع طرف حتی فکر نمی کنه کسی که پست این سطور نشسته ممکنه دلی، قلبی، احساسی چیزی داشته باشه…
من راستش حتی برای جواب دادن به این پرسشنامه تردید داشتم و حتی تا آخرین لحظه هم گفتم که میخوام انصراف بدم و ترجیحا بهتره من نباشم. بیشتر به خاطر اینکه از فیدبکهای احتمالی منفیش می ترسیدم و میترسم…

لوا: زیاده عرضی نیست.

و اما سوال آخر!

فرشاد: بعضی ها می گویند یکی از هم و غمهای زنان، پیدا کردن یک شوهر خوب و جنتلمن است! نظر شما چیست؟

زهرا: ما هم میگیم یکی از هم و غمهای مردان، پیدا کردن یک زن خوب و جنتلوومن هست.
مشکلی در هیچ کدام از دو گزاره فوق نمی بینم. راستش به نظر من دغدغه یافتن یک همسر مناسب اصلا چیز بدی نیست به شرطی که تمام افکار و اعمال شب و روز آدم مربوط به این مورد و یا در این راستا نباشه:)
یعنی اگه الان کسی بگه من توی زندگیم به یک ثبات نسبی رسیدم ولی دنبال همسر/شوهر نیستم به نظر من چاخان میکنه! مگه میشه کسی به همچین موضوعی فکر نکنه و یا زیرش بزنه؟! اما این به معنی نیست که لزوما خانومها وبلاگ مینویسن که شوهر پیدا کنند! میان توی فرند فید که مخ بزنن و یا چه میدونم جملاتی از آن قبیل:دی

لوا: آدمها زیاد گاهی حرف می زنند. نباید جدی گرفت. این هم از همان موارد بود.

نظر شما چیست؟

نتیجه Face Off 3: با توجه به تعداد آرای برابری که هر دو شرکت کننده کسب کرده اند، هر دوی آنها بعنوان برندگان Face Off معرفی می شوند.

لذا برندگان فیس آف سوم، زهرا اچ بی و لوا زند می باشند. که ضمن تبریک از اینکه دعوت بنده را پذیرفتند، از ایشان سپاسگزارم.

Face Off 2: آق فری vs فواد

چنانکه مستحضر باشید، هفته گذشته رویارویی را بین وبلاگ نویسان فارسی زبان آغاز نمودیم، با نام Face Off. که در افتتاحیه آن دکتر مجیدی و دکتر مزیدی را رو در روی یکدیگر قرار دادیم.

در طی برگزاری Face Off قبلی، دوستان لطف کردند و نظرات و پیشنهادات خود را برای بهتر برگزار شدن این رویاروییها، بیان کردند. با بررسی نظرات داده شده و مشورت اهل فن، تاکنون برای برگزاری Face Off به جمع بندیهای زیر رسیده ایم:

۱- در هر Face Off، دو وبلاگ نویس تقریباً هم سطح انتخاب می شوند و سوالات مشترکی بصورت جداگانه برای هر کدام از آنها، از طریق ایمیل ارسال می گردد.

۲- شرکت کنندگان در هر Face Off از نام و مشخصات رقیب خود تا زمان انتشار، اطلاع نخواهند داشت.

۳- در انتهای هر Face Off یک نظرسنجی به کمک سیستم Polldaddy قرار داده می شود، تا خوانندگان از طریق آرا، برنده Face Off را انتخاب کنند.

۴- شرکت کنندگان هر دوره Face Off، در طرح سوالات برای شرکت کنندگان دوره بعد همکاری خواهند داشت.

پیشنهادات دیگری نیز مطرح شده اند که هنوز بصورت خام باقی مانده اند و باید بیشتر روی آنها بحث شود. برای مثال بسیاری پیشنهاد داده اند که برای این رویارویی ها جوایزی هم در نظر گرفته شود، که همانطور که گفتم هنوز تصمیم قطعی درباره آنها گرفته نشده است.

به هر حال، خوشحال خواهیم شد، چنانکه شما هم پیشنهاد یا انتقادی دارید، بر ما منّت گذاشته و برای بهتر برگزار شدن فیس آفها، آنها را با ما در میان بگذارید.

در ضمن لازم به ذکر است که فعلاً روزهای سه شنبه هر هفته برای انتشار Face Offها در نظر گرفته شده است. و نظرسنجی هر فیس آف تا زمان برگزاری فیس آف بعدی (به مدت یک هفته) باز خواهد بود.

و اما قبل از پرداختن به دومین Face Off، به اطلاع می رسانم که

در فیس آف قبلی دکتر مجیدی با کسب ۱۴۲ رای از مجموع ۲۰۱ رای اخذ شده، و با دارا بودن ۷۱ درصد از آرا، از سوی خوانندگان بعنوان برنده رویارویی اعلام می شوند.

البته قابل تاکید است که این نظرسنجی ها تنها جنبه هیجانی موضوع را تشکیل می دهند، و همگان واقفیم که دکتر مزیدی یکی از بزرگان عرصه وبلاگ نویسی می باشند.

و اما این بار به سراغ دو تن از وبلاگ نویسان می رویم که اگر اهل توئیتر و فرندفید باشید، حتماً آنها را می شناسید. چرا که آنها یک پای ثابت این دو سیستم میکروبلاگینگ هستند:

Face Off2: آق فری vs فواد

Persian Bloggers Face Off – Twitter

Persian Bloggers Face Off – FriendFeed

Persian Bloggers Face Off – Gtalk

فرشاد یوسفی: ملقب به فری چاقوکش! نویسنده وبلاگ شاخ به شاخ به آدرس http://shakh.wordpress.com. آن طور که بالای سر برگ وبلاگش نوشته شده است وبلاگش جایی است برای شاخ بازی! به طنزنویسی علاقمند است و اگر سری به وبلاگش بزنید، حتماً این موضوع را در خواهید یافت. در خبرگزاری تازه تاسیس توئیتر و فرندفید علاقمندی های وی اینگونه اعلام شده اند: سیگار، جنس مونث، چاقویش و فواد!

فواد: وبلاگش راه من است به آدرس www.rah-e-man.com . 15 خرداد امسال، پنجمین سال وبلاگ نویسی فواد است. به شعر و شاعری علاقمند است و سربرگ وبلاگش نیز گویای این موضوع است: «ترانه مال مردم نت به نت، پیدا ولی گم بود». فواد را در توئیتر و فرندفید، لیدر خطاب می کنند. وی از بنیانگذاران گروه مافیایی بالالابی است! TTFF News علاقمندی های او را این گونه اعلام کرده است: شهیار قنبری، مهرداد، شعر و فرشاد!

۱- چرا اسم وبلاگتون اینه؟ اگه این نبود چه اسمی براش انتخاب می کردین؟

فرشاد: چون بنده کلاً آدم شاخ و قدری هستم و روی دست من در چاقوکشی کسی نیست یعنی جرات ندارد که باشد وگرنه قلمع قمع می‌شود و به سزای اعمال وقیحانه‌اش می‌رسد فلذا اسم شاخ به شاخ بیانگر شاخ بودن و قدر بودن بنده است و از سوی دیگری برای خودم تعاریف خوبی از این اسم دارم همچون با من درنیفت. شاخ نشو. برو کنار بگذار باد بیاد. شاخ بازی داری درمیاری؟ ها؟ حرفی داری؟ یعنی اگه رای نیارم من می‌دونم با شما؟ برید بپرسید فری‌چاقوکش کیه؟

فواد: خب باید یه اسمی می‌بود که به مطالب و نوشته‌های من بیاد یعنی حال و هوای خودم باشه، راه من داریوش و شهیار چند ماهی بود بیرون اومده بود و من دوستش داشتم، به پیشنهاد یکی از دوستام همین اسم رو واسه‌ی وبلاگ و دومین شخصی‌م انتخاب کردم. قبل از مستقل شدن سه تا وبلاگ عوض کردم که ۱۵ خرداد می‌شه پنجمین سالگرد وبلاگ نویسی من، اول گربه‌ی قرمز بودم! بعد طوفان و بعدش هم موقتآ سرگیجه تا که توی راه من قدم گذاشتم. اما اگه این اسم وبلاگم نبود مطمئنآ با دوستم مشورت می کردم و اسمشو یه چیزی می‌ذاشتم مثلآ “جرج” یا “کریستینا” مهم نیست اسمش چی باشه مهم اینه که سالم باشه!

۲- چی باید تو وبلاگتون باشه که الان نیست؟

فرشاد: در مورد وبلاگ‌نویسی من سعی کرده‌ام در زمینه‌هایی که سررشته ندارم و توانایی پرداختن به آن را ندارم از آن دوری کنم و مواقعی که حرفی برای گفتن ندارم چیزی هم نمی‌نویسم چون می‌دانم حاصل کار بازخوردی هم نخواهد داشت. به طنزنویسی علاقه دارم و از این موضوع هم خوشحال هستم که در وبلاگستان به عنوان طنزنویس مورد پذیرش واقع شدم وهیچ موقع نسبت به این سوال تو غبطه نخوردم چون می‌دانم مضمون مطالب وبلاگم باید همینی باشد که الان هست و غیر از این قطعاً در وبلاگ‌نویسی دچار رکورد و رخوت می‌شدم.

فواد: شکر خدا به همت مسئولین همه چی داریم، آب، برق، تلفن، گاز، نفت و حتی جدیدآ توی دهاتمون هم اینترنت‌کشی شده. اما فکر می کنم تنها چیزی که جاش خالیه توی وبلاگ منبع درآمده که حالا حالاها باید سماقشو بمکیم.

۳- در روز تقریباً چند تا فید می خونین؟ چند تا Share می کنین؟

فرشاد: نمی‌دانم فیلم دورافتاده با بازی تام هنکس را دیده‌اید یا نه. در این فیلم تام هنکس تک و تنها در جزیره‌ای می‌افتد با هزار سختی و مصیبت بعد از پنج سال جان سالم به در می‌برد و بعد از اینکه نجات پیدا می‌کند در هتل فندک گازی را هی روش و خاموش می‌کند برق اتاق را روش و خاموش می‌کند حالا حکایت ماست مایی که از چنگال بلاگرولینگ بی‌رحم و مروت و قیلطر شده نجات یافته‌ایم و از وارد کردن لینک به صورت دستی جهت لینک روزانه به ستوه آمده‌ایم و گوگل‌ریدر و امکان به اشتراک گذاری که می‌توان از آن به عنوان وسیله‌ای ابزاری جهت لینکدانی روزانه استفاده کرد برای‌مان جذابیت وافری دارد مثل تام هنکس که بعد از ۵ سال که نجات می‌یابد آتش فندک برای‌ش جذابیت دارد.
فیدخوانی ارتباط مستقیم با حس و حال بنده دارد یعنی اگر حوصله داشته باشم ممکن است هر چه فیدنخوانده باشد را برملا کنم وگرنه دکمه مارک آل چاره‌ساز است در ادامه سوالت عرض کنم چون من از شیر استفاده ابزاری می‌کنم(لینکدانی روزانه) حتی‌المقدر سعی می‌کنم اعتدال را در شیرکردن رعایت کنم مثال نقض: اسمایلی مزیدی!

فواد: داغ دل دوستان رو تازه نکن، زیاد فید می‌خونم، مطالب وبلاگ‌ها و شیرهای دوستان به طور متوسط ۲۰۰ تا هست رو به بالا! منم خیلیاشو شیر می‌کنم. باید از دوستان پرسید فکر می‌کنم ۳۰-۴۰ درصدی شیر می‌کنم از این مطالب رو.

۴- ترجیح میدید بیشتر مینیمال بخونید یا پستهای کامل و بلند؟

فرشاد: اجازه بده که این سوال تو را باز کنم و با این جمله جواب بدهم که من با مینیمال به پست‌های بلند رسیدم یعنی اینکه چند وقت تصمیم گرفتم طنزی را در خبرگزاری توییتر و فرندفید منتشر کنم سه چهار تا ایده به ذهن مبارکم خطور کرد که ایده‌ها را به صورت مینیمال در توییتر منتشر کردم به این نیت که هر ایده لایک بیشتری بگیرد آن را به پست بلند درمیاورم. ضمن اینکه در توییتر به خاطر لایک یک حس رقابت هم بین اعضا به وجود آمده که منجر شده همه برای خودشان پرویز شاپور شوند و خواه ناخوه می‌نیمال می‌خوانیم در توییتر. در مورد پست بلند هم اگر مطلب ارزشش را داشته باشد و در آخر نکته‌ای اندرزی عایدمان شود چرا که نه، حتمن می‌خوانیمش.

فواد: چون من دست به شیرم خوبه، دوستان ترجیح می‌دن من مینیمال بخونم، اما متاسفانه یا خوشبختانه، ۳-۴ خط اول مطلب که منو بگیره دیگه تا آخرش ولم نمی‌کنه! پس برام فرقی نمی‌کنه که مطلب مینیمال باشه یا بلند. البته مطالب دوستان رو احتیاط مرامی هست که خونده بشه.

۵- چند ساعت از وقتتان را در وبلاگستان می گذرونید؟

فرشاد: بستگی دارد. یک موقع است که سوژه و ایده های جالبی برای نوشتن مطلب هست که طبعاً ممکن است در روز بیش از حد معمول در وبلاگستان باشید و بچرخید یک موقع هم هست که بلاگر چنته اش خالی است و هیچ چیز برای گفتن ندارد و ترجیح میدهد بخواند تا بنویسد.

فواد: بهتره سؤال عوض بشه، اینکه چند ساعت از وقتمو توی وبلاگستان نمی‌گذرونم. اینقدر این جامعه‌ی مجازی صمیمیتش رکه، این صمیمیت رک که می‌گم یعنی چه دوستی و چه خدای نکرده دشمنی‌هاش قابل تشخیصه و این خیلی مهمه. البته به دلیل اینکه ارتباط‌ها آزاده حتی دشمنی‌ها هم به راحتی می‌تونه به دوستی منجر بشه با یک گفتگوی مسالمت‌آمیز. ضمن اینکه من مطالعه رو دوست دارم و این مطالعه می تونه خوندن یه کتاب باشه یا مطلب یه وبلاگ، مطالعه‌ی هر چیزی قابل ستایشه. اما جواب سؤال رو از پدر و مادرم بپرسین بهتر متوجه می‌شین.

۶- در وبلاگستان به چی شهرت دارید؟ دوست دارید به چه چیز دیگری مشهور باشید؟

فرشاد: من در وبلاگستان به فری چاقوکش معروف هستم اما نمی‌دونم این مهران چرا هر بار که من رو در وبلاگش اسم می‌بره می‌گه فرشادچاقوکش که قافیه نداره! و موجب سرخوردگی بنده می‌شود. ضمن اینکه فری جکسون، فری فرفره و اینها هم بد نیست البته به منتقد بی رحم هم معروف هستم.

فواد: توی وبلاگستان به چیز خاصی شهرت ندارم، یا اینکه نشنیدم که به چیزی شهرت داشته باشم، اما در توییتر و فرندفید تا دلتون بخواد لقب دارم: لیدر، فؤاد شب‌پره، فؤاد کولا، تیم روث (راث) و … اسامی‌ای که خاطرم نیست. اما دوست داشتم یک ترانه‌ی اجرا شده داشتم تا به ترانه‌سرای وبلاگستان شهرت پیدا کنم. البته هستند ترانه‌سراهای وبلاگ‌نویس مثل مونا برزویی و افشین مقدم و دیگران، اما هیچ کدوم وبلاگ‌نویس معروفی نیستند، البته اگه من خودم رو وبلاگ‌نویس معروف حساب کنم که کار بیجایی می‌کنم.

۷- بیشتر به وبلاگ نویسی معتقدید یا فرندفیدیسم و توئیتریسم؟

فرشاد: به نظرم فرندفید باعث بازتاب بیشتر وبلاگستان می‌شود و ملت را به راه و روش اصولی وبلاگ‌نویسی آشنا می‌کند. به نظرم  فرندفید می‌تواند مکمل خوبی برای وبلاگستان باشد و محل خوبی باشد برای اینکه شما متوجه شوید دوستان‌تان از کدام دسته از مطالب وبلاگتان بیشتر خوش‌شان می‌آید ضمن اینکه توییتر هم جهت پیوند دوستی‌ها در وبلاگستان محل خوبی‌ست من دوستان بلاگر بسیار زیادی تواستم به واسطه توییتر پیدا کنم و که با وجود آنها و تبادل اطلاعات با آنها در زمینه وبلاگ‌نویسی در پیشرفت وبلاگم کمک شایانی داشت.

فواد: اینایی که گفتی مکتبن دیگه؟ فرندفیدیسم و توییتریسم و درستش اینه وبلاگیسم! باید بگم من به هر سه تا معتقدم چون هر سه تا در یک راستا هستند: تولید محتوا و چقدر خوبه که این تولید محتوای فارسی هست بدون نظارت و ممیزی. هر کدوم از این سه مکتب کاربرد خاصی برای من دارند و من به هر سه تا به یک اندازه معتقدم. اما چون ما ایرانی ها به قدمت احترام بیشتری می‌ذاریم، پس وبلاگ برای من از احترام بیشتری برخورداره.

۸- شما با مافیای وبلاگستان هم نسبت دارید؟!

فرشاد: اگر منظور همان حلقه‌های وبلاگی‌ست که دوستان بلاگر معروف یا غیرمعروف هوای هم را دارند و در جریان منازعات و چیزهای دیگر به هواخواهی هم بلند می‌شود واگر منظور از مافیا این باشد باید بگوییم بعله به واسطه همین توییتر و فرندفید و قدیمی‌بودنم دوستان بلاگر نام آشنایی دارم که همه با هم دوست هستند و هوای هم را دارند و کارهای زیادی از دست‌مان برمی‌آید از برتربودن در پروژه‌های دیدیش بگیرید تا داغ کردن لینک مطالب‌مان در بلاترین. من خودم از سرکرده‌های مافیا در وبلاگستان هستم. حرفیه؟

فواد: از شما چه پنهون داریم دو تا فیلمنامه می‌نویسیم با بچه‌ها بر همین اساس. برای دو دسته مافیای وبلاگستان: مافیای آی‌تی و مافیای فمنیسم. اسامی‌ش رو هم موقتآ گذاشتیم پدرخوانده و مادرخوانده. برای نقش اول پدرخوانده دکتر مجیدی رو در نظر گرفتیم با تشکر از خانواده‌ی مزیدی، و نقش اول مادرخوانده رو هم صنم دولتشاهی بازی می‌کنه البته اگه شرایط تهیه‌کننده رو قبول کنه وگرنه باید یه تصمیم دیگه براش گرفت. به نظرم فیلم تجاری موفقی می‌شه!
و اما جواب سؤالی که پرسیدی…خب نسبت که دارم، من فؤادشونم.

۹- به ازدواج وبلاگی اعتقاد دارید؟

فرشاد: در مسئله ازدواج چیزی که مطرح است و همیشه ذکر و خیرش هست مسئله مهم و حیاتی تفاهم و علائق مشترک می‌باشد. یقین دارم که تفاهم و علاقه دو طرف به وبلاگ‌نویسی و دنیای مجازی به تحکیم رابطه زناشویی‌شان کمک مثمرثمری خواهد کرد. بدیهی‌ست که وبلاگ‌نویس مذکری که عاشق وبلاگ‌نویس مونثی می‌شود در مطالب وبلاگ‌نویس مونث چیزهایی یافته که به علائق و خصوصیات خودش نزدیک بوده و به دلش نشسته و در نهایت او را پسندیده و به مونث مورد نظر گفته و او را حضوری دیده و و تمامی شرایط را سنجیده چه حقیقی چه مجازی چه واقعی چه خارجی و بعد با خانواده‌ها در میان گذاشته و به خواستگاری رفته و خانواده‌ها راضی بوده و مبارکا باشه.
خود بنده اگر قسمت شد با یک مونث بلاگر مزدوج شدم یک وبلاگ دونفره به اسم زندگی دیجیتالی من و فلان(اسمش) درست می‌کنیم و دو تایی آن تو عشقولانه می‌لاگیم. مثال) زندگی دیجیتالی من وسارا !

فواد: اعتقاد که دارم اما قصدشو ندارم. به نظر من ازدواج وبلاگی موقعی خوبه که باعث تعطیل شدن وبلاگ نویسی نشه، برای مثال شما و خانمت خیلی خوبه که وبلاگ نویسی رو ادامه می دین. وبلاگ‌نویسایی هم بودن که بعد از ازدواج وبلاگشون تعطیل شده. به عقیده‌ی من وبلاگ باید جزئی از زندگی آدم باشه و کنار گذاشتنش بی‌رحمیه، مگر اینکه جبر زمانه باعثش بشه.

۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت…!

فرشاد: نیدونم اسمایلی لوس شدن

فواد: اگه دل تنگی مونده باشه! قسمتی از یک ترانه‌مو تقدیم می کنم به تمام دوستان نادیده، اگر ضعفی داره ببخشید:

این لحظه‌ها که می گذره، چقدر حرومه به چشام
دارم می‌میرم بیخودی، وقتی که مرگو نمی‌خوام
یکی بریده رگمو تا اعتراضی نکنم
تا تو خماری بمونم، موقع بیدار شدنم
کاش می دونستم اون کیه، تا بازی رو عوض کنم
داوریا رو تا ابد، بی‌قصد و بی‌غرض کنم
نمی‌تونم! خوب می‌دونم قصه‌ی بید و باد نیست
تو دست یکی افتادیم، ترانه‌هاش که شاد نیست
یکی داره بی‌دغدغه، سر می‌بره حقیقتو
دلم گرفت از این قفس، کجاست پس این حق وتو

و اما درخواست آخر:

یه چیزی بگو که طرف مقابلت آتیش بگیره!

فرشاد: بنده فقط چاقوکشی می‌کنم اسید پاشی در مرام ما نیست حالا بگذار ببینیم که طرف مقابل‌مان کیست شاید در کامنتها اسیدپاشی هم کردیم.

فواد: والله من که همچین جسارتی به کسی که نمی‌شناسم نباید بکنم، اما چون جزء سؤالاته باشه میگم: امیدوارم صفار هرندی از شما به عنوان وبلاگ‌نویس نمونه‌ی سال تقدیر و تشکر کنه و جایزه‌تو از دست رئیس جمهور بگیری.

شما کدامیک از دو شرکت کننده را برنده Face Off 2 می دانید؟

نتیجه Face Off 2:  آق فری چاقوکش  wins   فواد

در دومین فیس آف، رقابت تا ساعات آخر بسیار نزدیک به هم بود و واقعاً معلوم نبود که کدامیک از شرکت کنندگان برنده خواهند بود. اما به هر حال، وقت نظرسنجی به اتمام رسید و فرشاد یوسفی با ۸۱ رای از مجموع ۱۴۸ رای و با کسب ۵۵ درصد از کل آرا از سوی خوانندگان بعنوان نفر برتر رویارویی انتخاب شد.

Face Off 1: دکتر مجیدی vs دکتر مزیدی

خواندن سری مطالب مفید Bloggers Face off مرا بر آن داشت تا چنین Face Offهایی را بین وبلاگ نویسان فارسی زبان هم راه بیاندارم. از نکات مثبتی که چنین رویارویی هایی در بر دارد، می توان به توسعه فرهنگ وبلاگ نویسی و ارتقای سطح علمی آن اشاره کرد.

اما اصلاً این رویارویی ها چطور برگزار می شوند؟!

در هر سری دو وبلاگ نویس تقریباً هم سطح و موفق انتخاب می شوند و یک سری از سوالات بصورت جداگانه از طریق پست الکترونیک در اختیار آنها قرار داده می شود تا به آنها پاسخ دهند. سپس سوالات و پاسخها را در بلاگ نوشت منتشر خواهم نمود.  (غیر از اولین رویارویی که در این پست شاهدش هستید، بقیه وبلاگ نویسان رقبای خود را قبل از انتشار پاسخها نمی شناسند!) سعی کرده ام تا سوالات را به گونه ای انتخاب کنم که ضمن ترغیب خوانندگان به پدیده وبلاگ نویسی، حاوی نکاتی باشند که در مسیر توسعه این رسانه مجازی کمک کنند.

در انتهای هر رویارویی، یک نظرسنجی قرار داده خواهد شد تا خواننده نظرش را درباره دو وبلاگ نویس از طریق رای اعلام کند. این نظرسنجی ها توسط سیستم Polldaddy طراحی و مدیریت می شوند و با وجود تمام کنترلها، هنوز راههای تقلب کردن در آنها بسیار است! اما به هر حال بنده که دلیلی برای تقلب کردن نمی بینم!

شاید لازم به توضیح نباشد که این نظرسنجی ها بیشتر جنبه هیجان و سرگرمی این رویاروییها را تشکیل می دهند، و نتیجه آنها به هیچ وجه نشانی از برتری یکی از این دو وبلاگ بر دیگری نیست. و هدف اصلی همان تجاربی هستند که این دو ابر مرد وبلاگ نویس با ما به اشتراک می گذارند.

و اما اولین رویارویی را با کسانی آغاز می کنیم که به پزشکان وبلاگستان معروفند. این دو عزیز از فعالان عرصه وبلاگ نویسی هستند. اما خوب، همیشه فعالان سرشان شلوغتر از بقیه است. قرار بود کلید افتتاحیه Face Off وبلاگ نویسان فارسی را روز گذشته، مصادف با پنجمین سال تولد وردپرس بزنیم، اما به هر حال یکروز از برنامه عقب افتادیم:

(ترتیب اسمها به حروف الفبا بر می گردد!)

دکتر مجیدی نویسنده وبلاگ یک پزشک به آدرس www.1pezeshk.com آنگونه که بر سربرگ وبلاگش حک شده است از پزشکی، اینترنت، ادب و هنر می نگارد. سبک وبلاگ نویسی وی مرا به یاد دانشنامه هایی چون ویکی پدیا می اندازد. به هر موضوعی که می پردازد بصورت کامل و جامع درباره اش داد سخن سر می دهد. شک نکنید که وبلاگ پرخواننده دکتر مجیدی، یکی از مهمترین پایگاههای تولید مطلب به زبان فارسی در دنیای مجازی است.

دکتر مزیدی نویسنده وبلاگ وب۲ که به دلیل فیلتر شدن وبلاگ قبلیش اکنون در آدرس http://mhmazidi2.wordpress.com قلم می زند. پدیده وب۲ یکی از مهمترین علایق وی محسوب می شود، و سعی بسیاری در ترویج این فناوری در جامعه مجازی ایرانیان دارد. مزیدی به زبان ساده می نویسد و سعی می کند از هر فرصتی برای معرفی یکی از سرویس های مفید اینترنتی استفاده کند. گزاف نیست اگر او را لیدر توسعه و ترویج وب۲ و پدیده های مرتبط با آن در خیل وسیعی از ایرانیان بنامیم.

۱- چند وقت است که وبلاگ می نویسید؟

دکتر مجیدی: سه سال و چند ماه

دکتر مزیدی: حدود یک سال و نیم

۲- چرا وبلاگ می نویسید؟

دکتر مجیدی: دلیلش را می‌تونم در اشتراک علایق خلاصه کنم! قبل از اینکه وبلاگ بنویسم، حالت کسی را داشتم که موقع خوندن یه روزنامه، کتاب یا مجله جالب، چیزای جالبی می‌‌خونه، سرش را بلند می‌کنه که بگه : «ببین چی خوندم!»، ولی می‌بینه تو یه اتاق، تنهاست! من موقع وب‌گردی دقیقا احساس چنین آدمی را داشتم، پیش خودم فکر می‌کردم این مطالب باید برای خیلی‌ها جالب باشه. این شد که تصمیم گرفتم، یه وبلاگ باز کنم. اول در بلاگر می نوشتم، بعد چند ماه، دومین ابتیاع کردم، ام‌تی روش نصب کردم و وبلاگم شد، همین ناقابلی که الان می‌بینین.

دکتر مزیدی: می میزنم برای اینکه فراموش کنم می زدن را

۳- تاکنون از وبلاگ نویسی چه چیزی عایدتان شده است؟

دکتر مجیدی: فکر نکنم هیچ وبلاگ‌نویس فارسی پیدا بشه، که بگه درآمد مالی خوبی از محل وبلاگ‌نویسی داشته. اما صرف‌نظر از انگیزه‌های اقتصادی، وبلاگ‌نویسی فواید زیادی برای من داشته، قبلا هم گفتم که وبلاگ نوشتن برای من یه نوع تسکینه، یه نوع خلاص شدن از زندگی روزمره غالبا تکراری و نوعی تمدد اعصاب.
گذشته از این وبلاگ‌نویسی در این مدت باعث شده، یه تمرین مستمر نوشتن داشته باشم، فکر نکنم اگه ۴ سال قبل از من می‌خواستیم در مورد یه موضع مطلبی بنویسم، می‌تونستم در کمتر از یه ساعت، ماده خام مقاله را پیدا کنم، بخونمش و درباره‌اش بنویسم.
از اونجا که یه وبلاگ‌نویس تعهدی نانوشته به خواننده‌هاش در مورد صحت و درستی نوشته‌هاش داره، من در خیلی از موارد مجبور شدم در مورد بعضی از مسائل تعمق بیشتری کنم  و دانش شخصی‌ام را اضافه کنم.
به علاوه وبلاگ‌نویسی من را با دوستانی خوبی، هم آنلاین و آفلاین آشنا کرد!
و خوشبختانه پایم را به نشریات کاغذی هم باز کرد.

دکتر مزیدی: لذت؛ دوستی

۴-بزرگترین اشتباهی که در زمینه وبلاگ نویسی تاکنون داشته اید چه بود؟

دکتر مجیدی: نمی‌دونم در جواب این سؤال چی بگم، گاهی پیش خودم فکر می‌کنم، نوشتن با اسم حقیقی و مستعار ننوشتن، چون در این صورت می تونستم، محافظه‌کاری کمتری داشته باشم و در محیط وبلاگستان فعال‌تر باشم. گاهی هم فکر می‌کنم که نوشتن با اسم واقعی گرچه محدودیت‌هایی به همراه می‌یاره، ولی یه تعهد خوب به نوشته‌ها در آدم ایجاد می‌کنه.

دکتر مزیدی: نمی توانم وبلاگ نویسی را در خودم کنترل کنم

۵- آیا شما به رتبه بندی های وبلاگتان (مثلاً در گوگل یا آلکسا و…) هم توجه دارید؟

دکتر مجیدی: مطمئن باشین که هیچ بلاگر فعالی نیست که ترافیک و لینک های ورودی به بلاگش را مرتب چک نکنه. هیچ کسی هم نیست که نخواد رنک بالایی داشته باشه. رنک بالا ثمره ده‌ها و صدها لینکی هست که از وبلاگ‌ها و سایت‌هایی می‌یاد که نوشته‌های آدم را پسندیدین.
اما باید بگم من نه برای ترافیک می‌نویسم و نه رنک، برای من داشتن خواننده‌هایی که وفادارانه وبلاگم را دنبال می‌کنن، مطالبم را با دقت می‌خونن و نظر می‌دن، بسیار مهمتره.

دکتر مزیدی: بله

۶- بیشتر فید (خوراک، خبرمایه) میخوانید یا بلاگ؟

دکتر مجیدی: در مجموع بیشتر فید می‌خونم، شاید بیشتر از ۹۰ درصد موارد، وبلاگ‌ها را با فید می‌خونم و مستقیما وارد صفحه‌شون نمی‌شم. اما، خوب در مواردی ترجیح می‌دم برای نظر گذاشتن یا دیدن کامنت‌های یک نوشته، وارد وبلاگ بشم.
اگه خواننده وبلاگم باشین، می‌دونین که من یه «خوراک‌پرست» تمام‌عیار هستم!

دکتر مزیدی: فید

۷- دیگ، بالاترین، دنباله، یا بلاگ نیوز؟

دکتر مجیدی: خوب، بالاترین معتبرترین سایت لینک‌پراکنی اجتماعی ایرانی هست و یه وبلاگ‌نویس ایرانی باید به اون توجه خاصی داشته باشه. گرچه انتقاداتی هم به بالاترین وارده، اما خیلی اوقات من موفقیت نسبی نوشته‌هام با داغ شدنشون در بالاترین ارزیابی می‌کنم.
اما در کل اگر در نظر بگیرین، دیگ معتبرترین سایت لینک‌پراکنی اجتماعی در وب هست، بنابراین برای مطلع شدن، از اخبار داغ فناوری و یا حوزه‌های دیگه من به طور روزانه از این سایت استفاده می‌کنم، البته باز بیشتر از طریق فید.

دکتر مزیدی: بالاترین

۸- رمز موفقیت تان در وبلاگ نویسی چیست؟

دکتر مجیدی: البته شما به صورت پیش فرض من را وبلاگ‌نویس موفقی ارزیابی کرده‌این، ولی بدون تعارف من معیارهای شخصی‌ای دارم که بر اساس اون، نمی تونم خود را بلاگر کاملا موفقی بدونم.
اگه بخوام به سؤالتون جواب بدم، باید بگم سعی کرده‌ام همیشه مطالب دست اول را در وبلاگم بیارم، به عبارت دیگه اوریجینال باشم.
هیچ وقت سعی نکرده‌ام، برای بالا بردن ترافیک وبلاگ، مطالب سطحی بنویسم و مبدل به یه نشریه آنلاین تابلوئید بشم.
و همیشه تعهد خاصی به خواننده‌های وبلاگم داشته‌ام و سعی کرده‌ام به شعور اونها احترام بذارم.
پر واضحه که نقاط ضعف زیادی هم این مدت داشته‌ام.

دکتر مزیدی: رفیق ناباب؛ زغال خوب هم بی تاثیر نبود

۹- آینده وبلاگستان فارسی را چگونه می بینید؟

دکتر مجیدی: راستش الان در مرحله‌ای قرا گرفته‌ایم که دیگه تب چند سال اولیه وبلاگ‌نویسی از بین رفته، دیگه کسی به خاطر مد یا اینکه بگه من هم وبلاگی دارم نمی‌نویسه، خواننده‌های وبلاگ‌ها هم دقیق‌تر و نکته‌بین‌تر شده‌اند و خودشون دسترسی مستقیم به خیلی از منابع معتبر وب دارن، دیگه نوشتن یه سری مطالب روتین توجه اونها را جلب نمی‌کنه.
همه اینها در کنار افزایش دانش تکنیکی وبلاگ‌نویس‌ها، می‌تونه برایند مثبتی ایجاد کنه.
من انتظار دارم رفته رفته، افرادی با سطح بالای تحصیلات رو به وبلاگ‌نویسی بیارن و وبلاگ‌نویسی را تخصصی‌تر کنن.
انتظار دارم در کنار وبلاگ‌نویسی سیاسی، آی‌تی و روزمره‌نویسی، اشکال قدرتمند دیگه وبلاگ‌نویسی هم ظهور کنن. نشانه های پیدایش این انواع متفاوت وبلاگ‌نویسی را هم تا حالا شاهد بوده‌ایم، مثلا الان گروهی از وبلاگ‌نویس‌ها هستن که در مورد محیط زیست می نویسن.
انتظار دارم وبلاگستان فارسی، واقعا به جایگاه خودش به عنوان یک رسانه معتبر محتواساز برسه و از سوی دیگه بتونه تعامل مثبتی با رسانه‌های سنتی دیگه برقرار کنه.
در کنار اینها می‌شه آرزوهای بلندپروازانه‌تری هم داشت، مثل حرفه‌ای شدن وبلاگ‌نویسی و احترام به کپی‌رایت!

دکتر مزیدی: افزایش کمیت و کیفیت در آن

۱۰- هر چه میخواهد دل تنگت بگو…!

دکتر مجیدی: از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود/ زنهار از این بیابان، وین راه بی‌نهایت

نمی‌دونم چرا این بیت الان تو ذهنمه!

دکتر مزیدی: دلتنگم

و اما سوال آخر:

۱۱- فکر میکنید شما بهتر جواب داده اید یا طرف مقابلتان؟!

دکتر مجیدی: راستش سوالهات چندان چالش‌برانگیز نیست که تفاوت زیادی در پاسخ‌های من یا مزیدی عزیز ایجاد کنه. ولی فکر می‌کنم مزیدی تونسته باشه، بهتر جواب بده و با توجه به اینکه روابط عمومی بهتری هم داره و در وبلاگستان محبوبیت خاصی داره، بی‌شک من در این دوئل بازنده هستم و دستهام را به نشانه تسلیم بالا می‌برم.

دکتر مزیدی: این هم از ان سوالهایی است که جوابش هیچ مقبول خواننده نخواهد بود.چون وقتی می‌گویم معتقدم دکتر مجیدی در این موارد بهتر جواب می‌دهد، ان را به حساب شکسته‌نفسی می‌گذارند یا چاپلوسی. پس اجازه دهید نگویم که جواب دکتر مجیدی البته که بهتر خواهد بود!

نتیجه Face Off 1: در این رویارویی دکتر مجیدی با کسب ۱۴۲ رای از مجموع ۲۰۱ رای اخذ شده، و با دارا بودن ۷۱ درصد از آرا، از سوی خوانندگان بعنوان برنده رویارویی اعلام می شوند.