دهشال

“دهشال” دهستانی است از توابع شهرستان آستانه اشرفیه در استان گیلان. و البته زادگاه مادرم.

“شال” در زبان محلی هم به معنی “شغال” است و هم به معنی “شالیزار”. شغل اصلی مردم این روستا کشاورزی است و یکی از مرغوبترین برنجهای آستانه در این منطقه کاشت میشود. از همین رو آنجا را “دهشال” یعنی “ده شالیزار” گویند. از سوی دیگر در ایام قدیم، شغال که حیوانی است در زمره سگ سانان، در این منطقه به وفور یافت میشد، لذا میتوان “دهشال” را به ” ده شغال” هم معنا کرد که البته امروزه این معنی منسوخ شده است!

بعد نوشت (۱۹/۲/۸۷): یکی از خوانندگان عزیز تذکر داده اند که وجه تسمیه هایی که برای “دهشال” آورده ام صحیح نیستند. ایشان گفته اند “شال” نام قبیله ای است که در زمانهای قدیم در این “ده” اقامت داشته اند.

بد نیست بدانید که سالها پیش از آنکه بقعه سیدّ جلال الدّین اشرف (ع) در آستانه اشرفیه بنا گردد، و “کوچان” به برکت وجود این امامزاده به “آستانه اشرفیه” بدل گردد، خود یکی از توابع دهستان بزرگ دهشال بوده است. اما امروزه با وجود گذشت سالها، بدلیل کم توجهی مسئولان همچنان به صورت روستایی بی بضاعت باقی مانده است که مردم آن حتی از داشتن آب آشامیدنی سالم هم محرومند.

عکسهای زیر را از اطراف خانه پدربزرگم در دهشال گرفته ام:

شالیزارهای برنج حالا دیگر سبز هستند

شالیزراهای برنج حالا دیگر کاملاً سبز شده اند، و میروند که در تابستان به بار بنشینند

این میوه ها را اینجا انبه می خوانند

این میوه ها را اینجا “انبوه” میخوانند!

تا حالا شنیدید میگن بوقلمون صفت

شنیدید میگن بوقلمون صفت؟!

این جوجه تازه چند روزه که به دنیا اومده. و البته ماشینی هم نیست

این جوجه تازه چند روز است که بدنیا آمده و البته ماشینی هم نیست!

اینها هم درست مثل ما، با وجود طبیعت زیبایی که در اطرافشان هست دربندند

اینها هم درست مثل ما، با وجود طبیعت زیبایی که در اطرافشان هست، دربندند…

لاهیجان: عروس گیلان

همیشه که نمیشه جمعه ها بریم راههای دور! اینبار هم رفتیم پنج کیلومتری آستانه خودمون. شهرستان زیبا و سرسبز لاهیجان.

اونچه که لاهیجان رو به یکی از مناطق ویژه گردشگری و توریستی تبدیل کرده، استخر بزرگ و زیبایی است که در کنار کوه سرسبزش آرمیده. و تازگیها هم که تله کابینش به بهره برداری رسیده و به گردشگر این اجازه رو میده تا از بالا نظاره گر مناظر زیبای شهر باشه.

عکسهای زیر به حد ناچیزی بازگو کننده زیبایی های این شهر از دریچه دوربین گوشی همراه هست:

استخر زیبای لاهیجان از فراز کوه

خانه های لاهیجانی از بالای کوه

پله هایی که در دل کوه و بین طبیعت زیبایش جهت صعود به بام سبز لاهیجان تعبیه شده اند

نمایی از تله کابین لاهیجان از دور

و اما منظره ای از داخل تله کابین در هنگام غروب آفتاب

سیزده بدر در اسپیلی

به برکت ازدواج با حدیث جون، فامیلهای زیادی در منطقه ییلاقی اسپیلی و دیلمان پیدا کردم. و همین امر موجب شد تا سیزده امسال رو در این مناطق بهشت گونه بدر کنیم.
اسپیلی و دیلمان از بخشهای وابسته به شهرستان سیاهکل از توابع لاهیجان واقع در شرق گیلان هستند. آنچه که به این مناطق کوهستانی رونق می بخشد، کوهستانهای جنگلی بکرش هست که واقعاً زیبایی خارق العاده ای دارند. تا تجربه نکنید نمی تونید بفهمید که در این بهترین روزهای عید امسال من چقدر حال کردم!

خونه خاله حدیث

اینجا خونه خاله حدیث جون بود که ما در اون اقامت داشتیم

شیرینی های خوشمزه محلی

اینها شیرینی های خوشمزه محلی هستند که با آرد برنج و گندم پخت می شوند

کلبه ای قدیمی در اسپیلی

یکی از کلبه های قدیمی که با کاه و گل و چوب بنا شده

خونه های اسپیلی

دور و بر همه خونه های این منطقه پوشیده از درخت و سبزه است

درخت آلوچه وحشی

میگن این درخت آلوچه وحشی هست که ان شاء الله تابستون ازشون خواهم خورد!

اسپیلی برفی

آب و هوای منطقه ییلاق هم استثنائیه! برف بی هیچ مقدمه ای شروع به باریدن کرد و در عرض نیم ساعت همه جا رو سفید پوش!

پ.ن: همه عکسها رو با گوشی جدید خودمون (SonyEricsson W700i) گرفتیم.

سفر به شاهین دژ

این چند روز که پیدام نبود به همراه همسرم سفری به شاهین دژ رفته بودم. شهری کوهستانی در جنوب استان آذربایجان غربی که لهجه مردمش چیزی بین ترکی و کردی است.

معماری شهر با معماری های شمال خیلی فرق داشت اما به نظر می رسه که از نظر وسعت و جمعیت مثل شهر خودمون -آستانه اشرفیه- بود. از نظر معماری و ساخت و سازها نه میشه گفت از آستانه بهتر بود نه بدتر. ولی فرهنگ و آداب و رسوم اونها و ما شمالی ها خیلی باهم تفاوت داشت.

مردم این شهر از یکی از مهمترین امکانات رفاهی که همون گاز شهری باشه محروم بودند به همین خاطر و با توجه به کوهستانی بودن منطقه، بویژه در زمستون ها با مشکلات عدیده ای مواجه میشن.

بطور کلی شاهین دژ برفی، سرد و دلگیر بود و سفر زمستونی زیاد بهمون نچسبید. شاید هم شرایط فصلی عامل این نتیجه گیری بوده باشه، امّا اونجا که بودیم دلم برای خونه خیلی تنگ شده بود!

پ.ن (۱۷/دی/۱۳۸۶): از زمان انتشار این پست تا امروز، هر از چندگاهی ایمیلی در این رابطه به من میشود، یا اینکه نظری به نظرات اضافه میگردد. لذا لازم دیدم تا درباره این پست توضیحاتی را اضافه نمایم.

من هرقدر این پست را خواندم، مطلب توهین آمیزی در آن نیافتم. آنچه که در این پست آمده است، تنها گزارشی از وقایعی است که در شاهین دژ بر من گذشته است! درباره بافت شهری و معماری هم، تنها نظر غیر کارشناسانه خود را از آنچه که دیدم نوشته ام.  اما با این حال، چنانکه برداشت توهین آمیز از این پست میشود، عذرخواهی میکنم و امیدوارم که دوستان عزیز شاهین دژی مرا به بزرگواری خویش عفو نمایند.