بایگانی دسته: سفر و سیاحت

تور کشتی تفریحی میرزا کوچک خان

سفر با کشتی یکی از علاقمندی‌های من است. حتی در فانتزی‌های ذهنم دوست دارم که با کشتی، مسافرت‌های طولانی مدت را تجربه کنم. ولی پر واضح است که زندگیِ این روزها فعلاً فرصت چنین ماجراجویی‌هایی را نمی‌دهد. اما همین بغل گوش ما در بندرانزلی یک کشتی مسافری – تفریحی هست که متاسفانه به دلیل عدم تبلیغات مناسب تاکنون نمی‌دانستم که چطور می‌توان تجربه‌اش کرد. تا اینکه به لطف آژانس مسافرتی اشکوری توانستیم بلیط یک گردش دو سه ساعته را تهیه کنیم و ساعات خوشی را روی عرشه‌ی کشتی میرزا کوچک خان بر روی دریای زیبای خزر بگذرانیم.

کشتی میرزا کوچک خان

کشتیِ قدیمی ولی زیبا و سرحالِ میرزا کوچک خان با ۵ طبقه، ۲۶ کابین برای اقامتی در حد و اندازه‌‌ی هتل‌های ۳و۴ ستاره، و گنجایش ۲۵۰ مسافر  که با سرمایه‌ی بخش خصوصی در اسکله‌ی بندر انزلی کناره گرفته، یکی از بهترین فرصت‌های جذب توریست و ارائه‌ی خدمات تفریحی در منطقه‌ی شمال کشور می‌تواند باشد که متاسفانه به دلایل مختلف از جمله بی‌مهری مسئولان و عدم تبلیغات مناسب، بِکر و مظلوم باقی مانده است.

این کشتی حتی می‌تواند از نقش یک اتوبوس دریایی تفریحی نیز فراتر رفته و برای سفرهای دریایی داخلی و خارجی بکار گرفته شود که به نظر می‌رسد طرفداران زیادی نیز خواهد داشت. اما واقعاً عقل من قد نمی‌دهد که چرا با همه‌ی این اوصاف این‌طور بلااستفاده مانده! آن هم در روزگاری که هموطنان‌مان، حین مسافرت به کشورهای همسایه، مبالغ گزافی هزینه می‌کنند تا ساعاتی را با قایق‌ها و اتوبوس‌های دریایی روی آب بگذرانند. به هر حال امیدوارم که تنگ‌نظری‌ها از بین بروند و شاهد شکوفایی تفریحات دریایی در استان گیلان باشیم.

اما در خصوص تور کشتی میرزا کوچک خان، باید بدانید که کشتی هر زمان مسافر کافی داشته باشد لنگر جمع می‌کند. معمولاً در روزهای تابستان و علی الخصوص روزهای پایان هفته این امکان فراهم می‌شود. گویا در سال‌های گذشته این امکان فراهم بود که مدت بیشتری را روی کشتی بگذرانید و در کنار موسیقی شاد، شام هم سرو می‌شد، اما به دلایلی حالا با پرداخت ۷۰۰هزار ریال به ازای هر نفر، که مبلغ کمی هم نیست، بیش از سه ساعت روی کشتی نخواهید بود، و خبری هم از پذیرایی و شام نیست! اما با این حال، روی عرشه‌ی میرزا کوچکِ روان بر دریای خزر تجربه‌ای بی‌نظیر خواهید داشت…

دیورش و بره‌سر

بعد از امامزاده هاشم، وقتى وارد اتوبان رشت-قزوین مى‌شوید و در جاده زیبایى که میان کوه و دره و با چشم انداز زیباى پوشیده از درختان سیر مى‌کنید، اگر از خروجى رستم آباد به سمت توتکابن بروید، پا به مسیر ییلاقاتى مى گذارید که مناظرى از کوههاى درفک را در پس‌زمینه‌ى خود دارند.

از توتکابن به سمت ارتفاعات، به دو راهى خواهید رسید که از یک سو به شیرکوه و دیورش مى‌رسد و از سوى دیگر به بره‌سر.

دیورش در ٧ کیلومترى توتکابن قرار دارد، و سرچشمه‌ی سفیدآب در آن قرار دارد. روستا کوهستانى‌ست، پوشیده از درخت که رودى روان از میان درختانش مى‌گذرد.

به نظر مى رسید که برخلاف مناطق ییلاقى شلوغ، پاى گردشگران، کمتر به این منطقه باز شده و به همین دلیل خبرى از آشغال‌هاى فراوان در دل طبیعت نبود! سکوت دل انگیزى هم حکمفرما بود که موجب می‌شد نشستن در میان درختان و گوش دادن به صداى رود لذتبخش‌تر باشد.

divrash1

divrash2

divrash3

اما مسیر بره‌سر، برای من شبیه دشت‌های دیلمان بود. البته بره‌سر و دیلمان همسایه همدیگر هم محسوب می‌شوند و چنانچه از بره‌سر به سمت شاه شهیدان بروید، به دیلمان خواهید رسید.

جاده‌ی توتکابن – بره‌سر مناظری از دشت‌های سرسبزی دارد که اینجا و آنجایش را گندم، جو و عدس کاشت کرده‌اند. بره‌سر مرکز بخش خورگام محسوب می‌شود که در آن هم مناظر جنگلی را خواهید دید و هم مراتع سرسبز را. علاوه بر این‌ها، استخر طبیعی ویستان هم در این بخش قرار دارد.

Baresar1

Baresar2

Baresar3

Baresar4

موزه میراث روستایی گیلان

چند سالی است که مد شده شهرداری‌های شهرهای مختلف گیلان، ماکت خانه‌های روستایی را در بخش‌های مختلف شهر عَلَم می‌کنند تا علاقمندان و علی‌الخصوص مسافران در کنارش بیاستند و عکس و سلفی بیاندازند. که البته آن‌گونه که دیده می‌شود، این ابتکار مورد استقبال قرار گرفته است.

اما اگر به این گونه فضاهای روستایی علاقمندید و دوست دارید قدم زدن در میان خانه‌های روستایی واقعیِ مناطق مختلف گیلان را از نزدیک تجربه کنید، پیشنهاد می‌کنم حتماً سری به موزه میراث روستایی گیلان بزنید. فضای این پارک-موزه‌‌ی رو باز که نزدیک ۱۵۰۰ هکتار مساحت دارد، برای منی که سال‌ها در گیلان زندگی کرده‌ام، آن‌قدر جذاب بود، که مطمئنم هر بیننده‌ی دیگری را هم به وجد خواهد آورد:

gecomuseum

1

2

3

4

5

6

برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت موزه میراث روستایی گیلان به آدرس gecomuseum.com مراجعه کنید.

طبیعت دیلمان، قربانی کارخانه سیمان

دیلمان، از مناطق کوهستانی جنگلی و سرسبز و دیدنی استان گیلان است. جاده‌ی سیاهکل – دیلمان هم یکی از زیباترین و رویایی‌ترین جاده‌های ایران به شمار می‌رود که در ایام تعطیلات مملو از مسافرین و گردشگرانی‌ست که برای دیدن طبیعت زیبا و تاحدودی بکر آن هجوم می‌آورند.

deylaman1

اما چند سالی است که احداث کارخانه سیمان در ارتفاعات دیلمان، عبور در این جاده زیبا را به کابوس بدل کرده است. آن‌گونه که از ظواهر امر و شنیده‌ها بر می‌آید، عبور ماشین‌های سنگین کارخانه سیمان، با تناژ بالاتر از حد استاندارد موجب خرابی آسفالت جاده شده است. علاوه بر آن خودتان تصور کنید که عبور متعدد و شبانه‌روزی ماشین‌های سنگین چه آسیبی می‌تواند به محیط زیست این منطقه بزند.

آخرین باری که این مسیر را طی می‌کردیم، چند تا عکس از خرابی‌های جاده گرفتم، البته معتقدم که این عکس‌ها نمی‌توانند عمق فاجعه را نمایش دهند، اما برای جلب توجه‌ها آن‌ها را در این مطلب با شما به اشتراک می‌گذارم. لطفاً شما هم برای جلب نظر کسانی که می‌توانند کاری کنند، به اشتراکش بگذارید.

deylaman2

deylaman3

deylaman4

deylaman5

deylaman6

از “یزد”ی که دیدیم

توفیق شد تا دو سه روزی رو به همراه حدیثه بانو به یزد سفر کنیم. با اینکه در ابتدای امر بخاطر ۱۰۰۰ کیلومتری که رفته بودیم، کمی احساس تردید و پشیمانی داشتیم اما در نهایت به لطف منیره خانوم خاطره‌ای خوش از یزد توشه کردیم.

در نگاه اول، خیابان‌های بزرگ و خلوت یزد نظرم رو به خودش جلب کرد. خیابان‌های اصلی شهر، تقریباً از اتوبان‌های بین شهری گیلان هم عریض‌تر بودند. همین موضوع هم باعث شده بود تا شهر بیش از پیش خلوت به نظر بیاد و ترافیک تقریباً معنای خودش رو از دست بده. این‌طور به نظر می‌رسه که بخاطر کویری بودن زمین، هیچ خِسّتی در خیابون‌کشی‌ها بکار نبردند. و البته مسیرهای مستقیم و عریض و هموار، جون می‌داد برای پا به گاز رانندگی کردن! کاری که حداقل ما ندیدیم یزدی‌ها بکنن، ولی در عوض خودمون بالاترین رکورد سرعت‌مون رو در یزد شکوندیم!!

در کل رانندگی در یزد روی اصوله. صدای بوقی شنیده نمی‌شه و همه به حقوق همدیگه احترام می‌زارن. شاید به همین خاطر هم هست که در شهر پلیسی به اون صورت حضور نداشت و بین مسیرهای بین شهری هم دوربین کنترل سرعت، کمتر وجود داشت.

خب یزد کویریه! و این یعنی اینکه روزهاش گرم و شب‌هاش سرده. شاید اگه توی آفتاب و سایه‌ای که کنار هم بودند دماسنج می‌ذاشتیم، تقریباً ۱۰ درجه با هم اختلاف دما داشتند. و این برای منِ معتدل‌نشین واقعاً عجیب بود! غیر از اون، نفس‌کشیدن هم در هوای خشک برامون سخت بود. تقریباً بینی بلااستفاده شده بود و بیشتر با دهان هواگیری می‌کردیم!

روز اولی که برای گشتن به یزد رفتیم مصادف شده بود با عید غدیر. معمولاً در اینجور ایام، شهرهای گیلان شلوغ‌تر از همیشه میشن و سیل مسافرها در شهر قابل رویت هستند. اما یزد کاملاً برعکس بود. گویی که در شهری خالی از سکنه دور می‌زدیم! حتی برای خوردن یک آب‌میوه، ساعت‌ها خیابون‌های مختلف رو گز کردیم. اما در حقیقت نکته‌ی اصلی اینجا بود که «یزد رو باید با یک یزدی بگردید!» در غیر این‌صورت شاید اصلاً یزد چیزی براتون نداشته باشه!

یکی از جنبه‌های قابل توجه در نقاط گردشگری یزد اینه که اغلب کافی‌شاپ‌ها در هتل‌های سنتی واقع هستند. این هتل‌ها در حقیقت عمارت‌های قدیمی هستند و لابی‌شون هم حیاط‌ها و نارنجستان‌های عمارت است که به شکلی زیبا و سنتی برای پذیرایی از بازدیدکنندگان مهیا شده‌اند. و نکته‌ی خوب این سفره‌خانه‌های سنتی اینه که قلیون در اون‌ها سرویس‌دهی نمی‌شه، اما در عوض می‌تونید از اینترنت مجانیش کلی استفاده ببرید. در این چند روز، هر کجا که برای استراحت یا صرف ناهار مستقر شدیم، اینترنت هم به‌راه بود و کلی کیفور کننده بود!

در ادامه تصاویری از یزد که به چشمم اومد رو می‌تونید ببینید…

برای دیدن اندازه‌ی واقعی تصاویر، روز آن‌ها کلیک کنید

آب انبار رستم گیو در یزد
آب انبار رستم گیو

  ادامه خواندن از “یزد”ی که دیدیم