شمارش قرن‌ها

آیا سال ۱۳۹۹ پایان قرن چهاردهم است؟

همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد! توییت فرانک بانوی مجیدی را خواندم:

من معمولاً آدم پیام بازی نیستم! یعنی خیلی به ندرت به دوستان و آشنایان پیام می‌فرستم. فکر کردم شاید الان زمان مناسبی باشد که در آخرین بهار قرن برای‌شان بهترین‌ها را آرزو کنم:

سلام، امروز آخرین روز از بهار قرن چهاردهم شمسی است. زندگی‌تون همیشه بهاری باد… 🌹

این پیام را برای یکی از اساتید دوران مدرسه و دانشگاه هم فرستادم و ایشان متذکر شدند که:

هر قرن صد سال هست و چهارده قرن می شود ۱۴۰۰ سال، و سال۱۴۰۱ شروع قرن پانزدهم خورشیدی است.

طی اصلاحیه‌ای موضوع را به اطلاع کلیه‌ی دوستانم رساندم. اما دوست عزیزی در پاسخ گفت:

از نظر ریاضی کاملاً‌ منطقی به نظر می‌رسید لذا نیاز شد که گوگل کنم. نتیجه در این تصویر کاملاً واضح بود:

شمارش قرن‌ها
شمارش قرن‌ها

در مدخل ویکی‌پدیای انگلیسی اشاره شده است که دو دیدگاه برای شمارش قرن‌ها وجود دارد، نگاه سخت‌گیرانه و عمومی.

نکته از نگاه من اینجاست که عدد اولین سال «۱» بوده و ما اصولاً سال صفر نداشتیم. لذا اولین قرن از سال ۱ تا ۱۰۰ بوده و دومین قرن از سال ۱۰۱ تا ۲۰۰ و همین طور تا قرن چهاردهم که از سال ۱۳۰۱ تا ۱۴۰۰ است.

ولی به گمانم عموم مردم تصمیم گرفتند برای این‌که شمارش قرن‌ها راحت‌تر باشد، قرن اول را استثنا کرده و ۹۹ ساله حسابش کنند!

اما براساس علم و منطق همان سال بعد، یعنی سال ۱۴۰۰ را باید پایان قرن چهاردهم بدانیم.

جشنواره کتاب‌های صوتی فیدیبو

این روزها که اغلب وقت و حوصله کتاب خواندن نداریم، حداقل بیاییم عادت کنیم که کتاب گوش دهیم.

البته گوش کردن هم وقت و حوصله می‌خواهد اما به هر حال راحت‌تر می‌توان شرایطش را مهیا کرد.

برای مثال خودِ من در حال ممارست هستم تا در مسیرهای رفت و آمد به پادکست‌ها و کتاب‌های صوتی گوش دهم و اتفاقاً لذت‌بخش هم هست.

و اما فیدیبو اپلیکیشن کاربردی است که می‌توانید آن را روی تلفن‌های هوشمند یا تبلت‌ها و رایانه‌های‌تان نصب کنید و بدین‌ترتیب به هزاران کتاب الکترونیک همواره دسترسی داشته باشید.

و خبر خوب اینکه فیدیبو در جشنواره پاییزی خود هر روز یک کتاب صوتی رایگان هدیه می‌دهد و این فرصت خوبی است برای گوش دادن به ندای کتاب‌ها…

جنایاتی با شعار پاکی!

جرمی هست بنام «جنایت علیه بشریت». وقتی این اصطلاح را می‌شنویم، جنایاتی مثل شکنجه، بردگی، جنگ، کشتار و چیزهایی از این قبیل به ذهن‌مان خطور می‌کند. اما جنایات دیگری که بر علیه یک ملت روا می‌شود را چه کنیم؟!

وقتی عده‌ای بنام پاکی و بنام مستضعین و با شعار ساده‌زیستی، آرا را جلب می‌کنند و وقتی بر سر کار آمدند حق عمومی جامعه را به تاراج می‌برند، یا با سوءمدیریت باعث عقب‌گرد همه جانبه یک کشور در تمام سطوح می‌شوند، و با اینکه درآمدهای عمده کشور در دوره‌شان در بالاترین حد ممکن بود، شکاف طبقاتی را به حد اعلا می‌رسانند، آیا مرتکب جنایت علیه بشریت نشده‌اند؟!

آیا روا نیست که ایشان و حامیان‌شان در محضر مردم پاسخگو باشند بجای آن‌که آزادانه بگردند و باز هم با عوامفریبی قصد لاف زدن کنند؟!

آدم‌های درونِ مه

بعضی فیلم‌ها شاید شاهکار محسوب نشوند اما مفاهیم مهمی را به خوبی نشان دهند. در بین فیلم‌هایی که در ماههای اخیر دیده‌ام، به نظر من The Mist یکی از همین فیلم‌هاست که موضوع و داستان بسیار جالبی دارد و حتی شاید پتانسیل تبدیل شدن به یک سریال خوب را هم داشت!

The Mist

اگر دوست دارید بدانید وقتی که دید انسان‌ها محدود می‌شود و از محیط پیرامون خویش بی اطلاع می‌شوند، چه رفتارهایی از خود نشان می‌دهند،

یا اگر برایتان جای سوال است که آیا انسان با همه پیشرفتش و به اصطلاح متمدن شدنش، صفات اجداد اولیه خویش را از دست داده یا نه،

یا حتی اگر می‌خواهید ببینید که در شرایط وحشت، چگونه از دین برای حکومت بر مردم بهره برده می‌شود و…

پیشنهاد می‌کنم که حتماً فیلم The Mist را ببینید، تا بدانید که حفظ ارزش‌های انسانی و خصوصاً حفظ امید در همه شرایط، تنها راه نجات است.

مقایسه آموزش‌های الکترونیکی در دانشگاه تهران و دانشگاه گیلان

پیش از این نوشتم که آموزش آنلاین را باید جدی بگیریم. اما چه می‌شود اگر خودِ متولیان آموزش‌های الکترونیکی یا مجازی آن را جدی نگیرند؟! شاید تصورش سخت باشد اما برای روشن‌تر شدن موضوع می‌خواهم دو دانشگاه بزرگ و دولتی ایران که دوره‌های الکترونیکی برگزار می‌کنند و مدارک رسمی دانشگاهی به فارغ‌التحصیلان می‌دهند را در نحوه اجرای آموزش آن‌لاین با هم مقایسه کنم تا راحتتر بتوان در این باره اظهارنظر نمود. لازم به ذکر است که شخصاً حدود یکسال است که از نزدیک شاهد نحوه برگزاری دوره‌های الکترونیکی در این دو دانشگاه می‌باشم.

elearning

دانشگاه تهران و دانشگاه گیلان، هر دو از طریق آزمون سراسری و آزمون داخلی که با مجوز سازمان سنجش برگزار می‌شود، اقدام به جذب دانشجو برای تحصیل در مرکز آموزش‌های الکترونیکی خود می‌کنند. البته با توجه به وسعت بیشتر دانشگاه تهران و دارا بودن تعداد زیادی پردیس دانشگاهی در شهرهای مختلف، پردیس‌های این دانشگاه نیز بصورت مجزا به جذب دانشجو می‌پردازند اما آموزش‌های الکترونیکی همه آن‌ها بصورت متمرکز در یک آدرس اینترنتی صورت می‌پذیرد.

دانشگاه تهران برای دانشجویان دوره‌های الکترونیکی خود انواع خدمات مرتبط مانند دسترسی به پست الکترونیکی دانشگاهی، دسترسی به پایگاه‌های علمی معتبر دنیا، دسترسی به کتابخانه دیجیتال و… را فراهم آورده است. همچنین با توجه به آن‌لاین بودن دوره‌ها و حضور دانشجویان از مناطق مختلف جغرافیایی، سعی کرده تا همه انواع دسترسی‌های لازم به ادارات و دفاتر مختلف دانشگاهی مرتبط مانند امور دانشجویی، امور آموزشی، امور فنی و… را بصورت الکترونیکی فراهم کند. مثلاً دانشجو می‌تواند درخواست یا سوال آموزشی خود را در سامانه مربوطه ثبت نماید و پاسخ خویش را از همانجا دریافت کند. همچنین امکان ارسال پستی مدارک و انواع گواهی‌نامه‌های آموزشی را نیز فراهم کرده است. انواع اطلاع‌رسانی‌های مربوطه نیز از طریق پست الکترونیکی و پیامک به دانشجو صورت می‌پذیرد و بصورت کلی دانشجو جز در زمان برگزاری امتحانات پایان ترم نیازی به مراجعه به دانشگاه پیدا نمی‌کند. از دیگر کارهای خوب دانشگاه تهران برای ارتباط بیشتر دانشجویان با یکدیگر ایجاد شبکه اجتماعی و تالار گفتگو می‌باشد که محل مناسبی برای رفع دغدغه‌های دانشجویان در دوره‌های مجازی است، خصوصاً اینکه در این دوره‌ها هم‌کلاسی‌ها زیاد یکدیگر را نمی‌شناسند و نمی‌توانند از کمک‌های یکدیگر بهره ببرند. لذا ایجاد این بخش‌ها خلا بزرگی را توانسته برطرف کند.

در دانشگاه گیلان، دسترسی‌ به پایگاه‌های کتابخانه‌ای و علمی مانند آنچه که در دانشگاه تهران وجود دارد، فراهم نشده، همچنین ایجاد پست الکترونیکی دانشگاهی نیز مانند آنچه که در دانشگاه تهران الزام می‌شود، فراهم نیست. دسترسی آسان و اینترنتی به بخش‌های مختلف دانشگاه و دریافت پاسخ‌های شفاف و کارگشا از انواع درخواست‌های دانشجویی نیز فراهم نشده است. بصورت کلی می‌توان گفت که دانشجو نمی‌تواند از طریق سامانه‌های اینترنتی انواع درخواست‌های خود را ارائه دهد و امیدوار به دریافت پاسخ مقتضی باشد. اطلاع رسانی‌های آموزشی نیز فقط در سامانه آموزشی قابل مشاهده است و خبری از ارسال ایمیل یا پیامک نیست.

اما در بخش اصلی که همان آموزش آن‌لاین می‌باشد نیز تفاوت‌های زیادی بین دو دانشگاه تهران و گیلان وجود دارد. در دانشگاه تهران، حداقل تعداد جلسات آموزشی ۱۲ جلسه تعیین شده که به هر ترتیب، استاد مکلف است تا این تعداد جلسات آنلاین را برگزار نماید. در تقویم آموزشی هر دانشجو از ابتدای ترم تاریخ و ساعات برگزاری هر درس مشخص شده و در صورت نیاز به کلاس‌های فوق برنامه نیز زمان مربوطه در این تقویم درج می‌شود و از طریق ایمیل و پیامک به اطلاع دانشجو می‌رسد. مدیریت کلاس آن‌لاین به کمک سامانه Adobe Connect صورت می‌پذیرد و حضور یک مسئول فنی، علاوه بر استاد و دستیار وی در همه کلاس‌ها الزامی است تا احیاناً مشکلات فنی پیش‌آمده را مرتفع نماید. استاد در حین تدریس می‌تواند علاوه بر انتشار صدا و تصویر خویش، انواع فایل‌ها را نیز به اشتراک بگذارد یا اینکه به کمک وایت‌برد، مطالبی را یادداشت کند. در سامانه آموزش آن‌لاین دانشگاه تهران، همچنین امکان ارسال پرسش درسی برای استاد، ارائه تکالیف آن‌لاین، ایجاد وبلاگ درسی، ارائه محتوای آموزشی و گفتگوی آنلاین نیز فراهم است. بعد از برگزاری هر جلسه آنلاین نیز، علاوه بر آنکه دانشجو قادر خواهد بود تا بصورت آفلاین کلاس را بازبینی کند، می‌تواند فیلم یا صدای کلاس برگزار شده را نیز دانلود نماید تا بعداً مورد بازبینی قرار دهد.

اما در دانشگاه گیلان تعداد جلسات آنلاین نه تنها مشخص نیست که برای هر کلاس شاید به ۵ جلسه هم نرسد! اساتید ممکن است برنامه کلاس‌ها را در ابتدای ترم اعلام کنند یا اینکه در طول ترم این کار را انجام دهند. سامانه آموزش آنلاین دانشگاه گیلان از Open meetings نیرو می‌گیرد. اما برخلاف دانشگاه تهران، این کلاس‌ها تنها با حضور استاد صورت می‌گیرد و هم اوست که باید همه مشکلات را حل کند و اگر هم نتوانست که تشکیل کلاس منتفی می‌شود! البته در این سامانه هم امکان انتشار صدا و تصویر و اشتراک‌گذاری فایل‌ها و استفاده از وایت‌برد فراهم است. اما اکثر اساتید به انتشار پاورپوینت و روخوانی آن اکتفا می‌کنند. بیشتر کلاس‌های آن‌لاین در دانشگاه گیلان، حالت رفع اشکال دارند، گویی که دوره آموزش الکترونیکی بصورت خودخوان برگزار می‌شود! امکان بازبینی آفلاین کلاس‌ها فراهم نشده و دانلود فیلم و صدای کلاس‌های برگزار شده نیز در صورتی امکان پذیر است که استاد مربوطه کلاس را ضبط کند و بعداً آن را مجدداً  در سامانه بارگذاری نماید. پرسش‌های درسی شما یا ایمیل‌هایی که به اساتید می‌فرستید هم هیچ ضمانت پاسخ‌گویی ندارند، گویی هیچ نظارتی بر آنچه که در بخش آموزش‌های الکترونیکی دانشگاه گیلان می‌گذرد نیست!

جالب اینجاست که شما در هر دو دانشگاه تهران و گیلان، شهریه تقریباً یکسانی برای شرکت در دوره‌های آموزش الکترونیکی و استفاده از امکانات آن می‌پردازید ولی اگر خودتان وارد سامانه‌های آموزشی این دو دانشگاه شوید در همان نگاه اول در خواهید یافت که این کجا و آن کجا! گویی متولیان دانشگاه گیلان، خودشان هم آموزش آن‌لاین را جدی نمی‌گیرند چه برسد به دانشجویانی که با صد امید، این نوع تحصیل را انتخاب کرده‌اند. بنابراین توصیه بنده این است که اگر تصمیم دارید آموزش‌های الکترونیکی آکادامیک را برای ادامه تحصیل انتخاب کنید، حتماً قبل از آن مطمئن شوید که متولیان مربوطه در کارشان جدی باشند، چون تنها در این صورت است که حرف بنده را تایید خواهید کرد که دوره‌های مجازی یکی از بهترین انواع روش‌های آموزشی هستند و در خیلی از موارد بهتر از دوره‌های حضوری می‌توانند عمل کنند و بهره‌وری داشته باشند.