بایگانی دسته: جامعه مدنی

سرنوشت خود از دولت بستانیم

اینکه به کسی مسئولیتی بدهیم، پیگیریش نکنیم و در حالی که او را به حال خودش گذاشته‌ایم، انتظار داشته باشیم که کارها به نحو احسن پیش بروند، انتظار گزافی است! حتی اگر کارها، همان‌گونه که فکر می‌کنیم هم پیش بروند، باز هم یک طرف معامله، که ما باشیم، کوتاهی کرده و وظایفش را به نحوی که باید انجام نداده است و در این رابطه اصلاً مشخص نیست که طرفِ دیگر کارها را آن‌گونه که می‌توانسته انجام داده باشد.

در دنیای مدرن امروز، هیچ چیز بیشتر از انتخاب حاکمان بر سرنوشت آدمی تاثیر غیرمستقیم ندارد! اینکه «هر کس بر صندلی حکومت تکیه دهد، فرقی به حال من نمی‌کند»، حتی در دیکتاتورترین حکومت‌های دنیا هم، احمقانه‌ترین سخن ممکن است. آنچه را که امروز بنام کشورهای دنیا می‌شناسیم و آن‌گونه که هر کدام از آن‌ها را می‌بینیم، همه را مدیون عملکرد حاکمان‌شان هستند، و نکته حایز اهمیت اینکه آن کشورهایی به توسعه یافتگی رسیدند و زبان زد شدند که مردم، حاکمان را به حال خود رها نکردند. اصلاً مگر می‌شود کسی سرنوشت خود را به دستان دیگری بسپارد و پاپی نشود که با سرنوشتش چه می‌کند؟! اگر چنین کند مسلماً از نااهلان است و تنش همواره در عذاب!

منی که فقط پشت کامپیوترم می‌نشینم و داد سخن می‌دهم که باید از دولت مسئولیت خواست و او را پاسخگو نمود، و شمایی که تنها لایک پای این مطلب می‌گذارید و یا شاید بازنشرش می‌دهید، وقتی در عمل کاری نکنیم که مسئولین فشار نظارت را احساس کنند، با این تن‌پروری و تنبلی، بیش از همه به خودمان و آینده‌مان ظلم کرده‌ایم.

جامعه‌ای که برای به چنگ آوردن صندلی حکومتی‌اش، معامله‌گران و دلالان به صف می‌شوند و برای پیشی گرفتن از هم سر و دست می‌شکنند و پول خرج می‌کنند، نشان از آن دارد که مردم آن جامعه نظارتی بر منتخبین خود ندارند، و صاحب آن صندلی آزاد است تا هرگونه که بخواهد مرکب براند و جیب پر کند و شاید حداکثر گزندی که بیند غر شنیدن باشد! و بدا به حال آن جامعه! و عجیب‌تر آن‌که مردم چنین جامعه‌ای مدام در زمین و زمان به دنبال مقصر بدبختی‌ها و بدبیاری‌ها هستند، غافل از اینکه پیش از همه به خودشان باید رجوع کنند.

شاید دور از دسترس و رویایی باشد که فکر کنیم عادت چندین ساله را بتوان براحتی تغییر داد و همه کس و همه چیز را مسئولیت‌پذیر و پاسخگو کرد، اما این فکرِ دور از دسترس بودن، خودش بزرگترین سد است، که اگر با همتی قوی به بدنه‌اش بکوبیم، فرو خواهد ریخت و آن‌گاه خواهیم دید که هیچ نشدی را یارای ایستادن در مقابل سیل اراده ما نیست. و اگر خود افسار سرنوشت‌مان را به دست گیریم، و بجای سوداگران، اندیشمندان را مسند قدرت دهیم، با همت و تلاش و البته اندکی صبر می‌توان کشوری آزاد و آباد ساخت…

نهادمردمیِ جلوگیری از نادان محوری !

وقتى نگاهی به اتفاقات سال‌های گذشته ایران میاندازم و نحوه مملکت‌داری در آن سال‌ها را به یاد می‌آورم، تنها توصیفی محترمانه‌ای که برایش به ذهنم می‌رسد این است :

«کنار گذاشتن دانایان و روی کار آمدن عده‌ای ناآگاه که ظرفیت مدیریت در سطح کلان را نداشتند و تصمیمات کاملاً اشتباهی گرفتند که ضررهای جبران ناپذیری به کشور وارد کرد»!

اما اکثریت ما، حتی بعد از آن‌که به شرایط وخیم مملکت پی بردیم و خطر بهره نجستن از فکر و تجربه دانایان را درک کردیم، باز هم فقط منتظر نشستیم تا انتخابات بعدی برسد!

و در این مدتی که ما فقط انتظار می‌کشیدیم، عمق خرابی‌ها تا آنجا پیش رفت که حالا آرزومان برگشتن به دهه قبل است!

به نظر من این ساز و کار عیب دارد. حالا که نمایندگان مجلس به هر دلیلی از پس انجام وظایف نظارتی‌شان برنمی‌آیند و رسانه‌ها هم محدودیت‌های خاص خودشان را دارند، و سایر نهادها هم کاری به کار ماجرا ندارند، باید نهادی مردمی باشد تا خارج از زد و بندها و جایگاه‌های سیاسی، از کارگروه‌هایی با متخصصین واقعی تشکیل شود و ضمن ارائه مشورت در زمینه‌های مختلف، بر تصمیمات گرفته شده هم نظارت کند تا اگر مسیر کاملاً به بیراهه است، مردم را آگاه کند! حالا این نهاد NGO باشد یا حزب یا جبهه و یا هر تشکل دیگرى، فرقى نمى‌کند، مهم این است که مردمی باشد نه حکومتی!

اما چرا مردمی؟! چون در دوره قبل دیدیم که نه مجلس و نه شورای نگهبان و نه مجمع تشخیص مصلحت و … هیچکدام یارای جلوگیری از قهقرا رفتن مملکت را نداشتند، اما اگر جایی باشد که به مردم آگاهی بدهد، مردم می‌توانند زودتر به نجات خاک خویش بکوشند.

این کار در ایران تقریباً نشدنی به نظر می‌رسد، اما روند فعلی هم که هر دولت، کارگروه‌های تخصصی خودش را می‌آورد و آن‌طور که خودش می‌خواهد برای مملکت تصمیم می‌گیرد و دیگران را هم با خود همراه می‌کند، راهی بسیار ناعاقلانه است و خاکش فقط به چشم ما مردم می‌رود!

کاش حداقل دولت تدبیر و امید که پس از یک تجربه بد زمام امور را بدست گرفته، فکری به حال این ماجرا بکند تا دیگر بار شاهد تکرار چنان دوران نادان محوری نباشیم.

به هر حال حرفی بود که باید زده می‌شد!

عید را هدیه کنیم…

در شروع هفته احسان و نیکوکاری و در آستانه عید باستانی نوروز، وبلاگستان فارسی و فعالان این حوزه دعوت شده‌اند تا مخاطبین خود را متوجه کمک به کودکان و نیازمندان  نمایند. اهمیت توجه و کمک کردن به نیازمندان برکسی پوشیده نیست. قصد من هم از نوشتن این متن فقط یادآوری است.

charity93

شمایی  که هم‌اکنون منت گذاشته و این متن را می‌خوانید، می‌توانید در همین حالی که نشسته‌اید و وب‌گردی می‌کنید، تنها با چند کلیک از بین بنگاه‌های خیریه‌ای که لیست شده‌اند، انتخاب کنید و بصورت آن‌لاین به آن‌ها کمک کنید. 

همچنین بیایید با تشویق دیگران به شرکت در این حرکت بشردوستانه همه با هم سعی کنیم که نیاز را در جامعه‌مان کمرنگ‌تر کنیم…

کمپین صبحانه برای کودکان محروم ایران

sadeghjam_donation_poster

بنیاد کودک و شرکت دنت کمپین مشترکی با نام “من هم هستم” راه انداخته‌اند که هدف آن جلب حمایت برای راه‌اندازی پروژه “صبحانه‌ی کودکان محروم” است. قضیه از این قرار است که ۵۰هزار نفر لازم است تا در صفحه‌ی اینترنتی کمپین ثبت نام کنند، تا شرکت دنت به ازای هر نفر ۱۰۰۰ تومان به پروژه خیریه تهیه صبحانه کمک کند، که جمعاً می‌شود ۵۰ میلیون تومان.

من هم با کمال میل به این کمپین پیوستم و امیدوارم که هر چه زودتر این عدد به ۵۰٫۰۰۰ برسد تا سفره صبحانه کودکان محروم هرچه سریعتر پهن شود.

اما این روزها شاهد بعضی مخالفت‌ها با این پروژه هستیم. همان‌طور که می‌دانیم شرکت‌ها و سازمان‌های تجاری قبل از هر چیز به فکر منافع خود هستند. حتی وقتی که بازارچه یا گردهمایی خیریه هم راه می‌اندازند، آنجا را پر از بنرها و فیلم‌های تبلیغاتی‌شان می‌کنند تا در کنار پولی که برای خیریه هزینه می‌کنند، بهره‌برداری تجاری و تبلیغاتی هم داشته باشند. پس شاید تصور اینکه دنت بخواهد بدون هیچ چشمداشتی ۵۰ میلیون پول بپردازد و کسی هم از ماجرا خبردار نشود، کمی دور از ذهن باشد! چاره این شد که یک کمپین اینترنتی راه بیافتد و حداقل به ازای هر ۱۰۰۰ تومانی که شرکت دنت می‌پردازد، ۱ نفر از ماجرای کار خیر دنت باخبر شود! گرچه این کار خیرِ جالبی نیست، اما به هر حال اگر قرار باشد با پر کردن چهار خط فرم توسط من، یک شکلات صبحانه دنت به کودکی محروم برسد، من مشکلی با این کار ندارم!

همچنین بخوانید : نگاهی متفاوت به کمپین اینترنتی «من هم هستم» از بنیادکودک

سیر تکوین فلسفى مفهوم جامعه مدنى

نویسنده: رامین جهانبگلو

مفهوم جامعه مدنى در تاریخ اندیشه سیاسى از نقشى دیرینه برخوردار است. ما نخستین بار به این مفهوم در نوشته‌هاى سیاسى رُم باستان بر می‌خوریم. سپس با شکل گرفتن ذهنیت مدرن در عصر رنسانس و گسست با سیاست کلیسایى قرون وسطى مفهوم جامعه مدنى حیات و سرنوشت فلسفى جدیدى مى‌یابد. اندیشمندانى چون هابز، لاک و روسو براى دادن تعریف جدیدى از سامان سیاسى در دوران مدرن از مفهوم جامعه مدنى در تعارض با واژه “وضع طبیعى” استفاده مى‌کنند. جامعه مدنى بعنوان گستره همگانى اقتصادى در نوشته هاى مکتب اقتصاد سیاسى انگلستان الویت می‌یابد. هگل با الهام گرفتن از نظریه‌هاى متفکرانى چون آدام اسمیت و استوارت، جامعه مدنى را نظام نیازها و احتیاجات مى‌شناسد و واقعیت هستى شناختى آن را جداى از دولت مى‌داند. ولى هگل دولت و نه جامعه مدنى را به منزله تحقق مطلق روح در تاریخ جهان ارزیابى مى‌کند. مارکس با نقد بر فلسفه سیاسى هگل، جدایى دولت از جامعه مدنى را پایه و اصل از خود بیگانگى انسان مدرن تلقى مى‌کند. اما از نظر مارکس “جامعه مدنى بورژوایى” بخشى از یک فرایند تاریخى کلى است که با سقوط سرمایه‌دارى و پایان گرفتن جدایى میان فرد خصوصى و شهروند سیاسى شکل ناکجاآباد جدیدى را به خود مى‌گیرد. نقد مارکسى میان فرد خصوصى و شهروند سیاسى در اندیشه منتقدان نظامهاى توتالیتر قرن بیستمى از زاویه جدایى میان زندگى عمومى و زندگى خصوصى مورد بررسى قرار گرفته است. امروز بار دیگر به عنوان یکى از مفهومهاى محورى اندیشه سیاسى مدرن در مقابل واژه دولت و قدرتهاى ایدئولوژیکى مطرح مى شود.

ادامه خواندن سیر تکوین فلسفى مفهوم جامعه مدنى