بلاگ‌ننوشت !

دهم آذر ماه، برای من روز مهمی است. تاریخی است که اولین پست را در بلاگ‌نوشت منتشر کردم. چه روز خوبی بود!

نوشته بودم «و آن کس که در راه حق به خدا اعتماد کند. خداوند او را بس است. خدا فرمان و حکم خود را به نتیجه می‌رساند». قصدم این بود که از هیچ‌کس جز خدا نترسم و همیشه حق را بگویم و حق را کنم. چه دوران خوبی است دوران دانشجویی! دورانی که به هیچ‌کس وابسته نیستی، از هیچ‌کس هم نمی‌ترسی! اگر آن زمان بلاگ‌نوشت را دیده باشید، تقریباً پست‌های اینجا هم همین شکلی بودند.

اما حیف که چرخه‌ی زندگی، آنچه را با من کرد که فکرش را نمی‌کردم! اسیر نان شدم! قلمم به اسارت رفت. حتی بسیاری از بلاگ‌نوشت‌های قدیمی هم حالا اسیرِ منتشر نبودن شده‌اند.

سال‌هاست که اینجا دیگر رنگ و بوی درستی ندارد. نه این‌که حرفی برای گفتن نباشد، و نه اینکه همه‌چی آروم باشد! اما دیگر نای گفتن نیست. خستگی چیره است. باز باید شکر کرد که حداقل هر از چند گاهی کنتور اینجا یکی می‌اندازد! این بلاگ‌نوشت‌ها، حداقل امید من است به رسیدنِ روزی که بلاگ‌ننوشت‌هایم را اینجا منتشر کنم. به همین امید هم هشتمین آغاز اینجا را گرامی می‌دارم…

7 دیدگاه در “بلاگ‌ننوشت !

  1. بازتاب: Linkpad
  2. این روز را بهت تبریک می‌گم. دقیقا احساست را درک می‌کنم، در پی نان بودن و ملاحظه‌کاری‌ها باعث شده، خیلی از ماها انبوهی از سوژه‌ها و ذهنیات خودمون را در خودمون انبار کنیم، برای من که خشصا این حالت آزاردهنده است، آزاردهنده است که خیلی چیزها را نمی‌تونم بنویسم و به نوعی دچار خارش مغزی می‌شم وقتی نمی‌تونم این مطالب را منعکس کنم.
    اما هنوز هم کارهایی می‌شه کرد، می‌شه از وقت فیلم دیدن و سریال و حتی خواب زد و نوشت و می‌شه به سبک‌هایی ویژه نوشت که برای همه خوب باشه. همیشه موفق و پیروز باشی.

  3. سلام
    کمتر نظر دادن تو بلاگ نوشت ولی با خوندن این نوشته گفتم بد نیست من هم نظم رو در مورد این سایت که هشتمین سالگرد اون است بگم. در سال دوم کار این سایت با آن آشنا شدم و می شه گفت یکی از اولین سایت های آی تی بود که با اون شروع به کار در اینتنرت کردم. اونوقت ها بیشتر از هر وبلاگی و حتی وبلاگ خودم دوستش داشتم تا اینکه فیلتر شد. بله حدود ۱ ماه افسرده شدم نه بخاطر خودم بلکه به خاطر کاربران ایرانی که از خواندن نوشته های این سایت خوب در صورتی که کار با خبرخوان گوگل و … را بلد نباشند محروم شده اند. خلاصه که دنیا چرخید و چرخید تا امروز …

    1. سلام :)
      از این همه لطفی که به بنده و اینجا داشتی سپاسگزارم.
      خوشحالم که در این مدت، اندک تلاش بنده به کار شما و عده‌ای آمد. و به همین امید هم هست که اینجا هنوز پابرجاست. با اینکه کار خاصی از پیش نمی‌برد.
      امیدوارم بتوانم در آینده پست‌های به درد بخور تری تقدیم‌‌تان کنم.
      پیروز باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *