خودکشی مجازی یک فتحی !

پیش از این یکبار درباره «رفتارشناسی دنیای مجازی» مطلبی نوشتم و در آن پدیده‌ای با عنوان «خودکشی مجازی» را حول نمونه رفتاری حدیثه در حدود یکسال پیش مورد سوال قرار دادم. در آن مطلب نوشته بودم:

شاید پیش از این بسیاری از رفتارهای بشری در دنیای مجازی برایم قابل توجیه بودند، اما به تدریج شاهد رفتارهایی هستم که هیچ توجیه منطقی یا غیر منطقی نمی‌توانم برایشان پیدا کنم. یکی از این رفتارها «خودکشی مجازی» با حفظ حالات دنیای حقیقی است… خیلی دوست دارم که بتوانم دلائل این نوع رفتارها را بشناسم…

و پرسیده بودم که:

به راستی چه می شود که فرد دست به از بین بردن تمام تلاش هایش در دنیای مجازی می زند و همه خاطراتش را به ورطه نیستی می کشاند؟

اگر اهل وبلاگ‌خوانی بوده باشید، حتماً باید نام «یک فتحی» به گوشتان خورده باشد. فتحی از بلاگ‌نویسان پویا و کاردرست بلاگستان فارسی بود که محتوای ارزنده‌ای را در طول سال‌های فعالیت خود، خصوصاً در زمینه IT در وب منتشر نمود. علاوه بر این ایشان یکی از اعضای فعال و پویای شبکه‌های اجتماعی نظیر فرندفید نیز محسوب می‌شدند و دوستان زیادی در جامعه‌ی مجازی و حتی حقیقی داشتند. به طور کلی می‌توان گفت که یک فتحی معروف به شروین فتحی، از افراد موفق دنیای مجازی فارسی زبان محسوب می‌شدند.

اما به تدریج اکتشاف به عمل آمد که وی دیگر در شبکه‌های مجازی فعالیت ندارد. کمی بعدتر وبلاگش که برای مدتی طولانی به روز نشده بود هم از دسترس خارج شد. و بالاخره در کمال ناباوری معلوم شد که وی قید دنیای مجازی را بطور کامل زده است و کلیه پل‌های ارتباطیش را با این دنیا قطع نموده است! گویا این تصمیم،حتی ارتباطات حقیقی که از دنیای مجازی نشأت گرفته بودند را نیز در بر می‌گرفت. بعنوان شاهد مثال، من یکبار با ایشان ملاقات حضوری داشتم و چندین بار هم تلفنی با هم تماس داشتیم. ولی بعد از این ماجرا دیگر جواب تلفن‌هایم را نمی‌دادند!

خیلی از دوستانش در فضای مجازی، نگرانی‌شان را ابراز کرده‌اند و جویای احوالش شده‌اند. گاهی هم بصورت جسته و گریخته خبر می‌رسید که حالش خوب است و مشغول زندگی‌ست! عده‌ای هم گفته‌اند که Busyست و وقت ندارد به وب سر بزند! اما به نظر من، این‌ها توجیهات خوبی نیستند! راستش را بخواهید من حتی از دست فتحی ناراحت هم هستم.

به هر حال آنچه مسلم است اینکه «یک فتحی»، خودکشی مجازی کرده است، و با این‌که من هنوز هم دلیلی برای رخ دادن این نوع رفتارها نیافته‌ام، اما امیدوارم که حداقل برای خودش توجیه قابل قبولی برای این کار داشته باشد.

شما چه فکر می‌کنید؟! واقعاً دلیل «خودکشی‌های مجازی» چیست؟

15 دیدگاه در “خودکشی مجازی یک فتحی !

  1. به تو چه مربوطه که برای دیگران تکلیف تعیین می کنی؟

    تو از دستش ناراحتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    به تخمش

    اصلا شعور نداری فکر کنی که کسی ممکنه ۱۰۰۰ دلیل برای کاری که انجام می ده داشته باشه

    1. @منصور, خب فکر نکنم برای کسی تعیین تکلیف کرده باشم! مسلماً اینکه کسی بخواد در دنیای مجازی فعالیت داشته باشه یا نه، به خودش مربوطه و نه به کس دیگری.
      و همانطور که در انتهای مطلبم آوردم “امیدوارم که حداقل برای خودش توجیه قابل قبولی برای این کار داشته باشد”. که بدون تردید هیچ‌کس بدون دلیل چنین کاری نمی‌کنه و دلایل خودش رو داره.

      اما از طرف دیگه من، خودم رو دوست فتحی می‌دونم و لذا به خودم حق می‌دم که نگران غیبتش بشم. و از طرف دیگه از اونجائی که این بی‌خبری از طرف فتحی نشأت گرفته، پس من این حق رو دارم که از فتحی ناراحت بشم. اما اینکه آیا او به این موضوع اهمیت میده یا نه، چیزیه بین من و ایشون و مسلماً همون طور که موضوع خودکشی مجازی کسی، به دیگری مربوط نیست، این موضوع که چرا من از دستش ناراحتم، موضوعی‌ست بی ربط به شما! و قضیه وقتی گستاخانه‌تر می‌شه که شما درباره این موضوع اظهارنظر بی‌ادبانه و دور از نزاکت هم داشته باشید!

      :)

      1. @صادق,

        ممنون از شما، من گمان کردم شما صحبتتون حالت کلی دارد. اما به نظر صحبتتون در مورد افراد قدیمی در فضای مجازی می باشد.

        در هر حال، شما صحیح می فرمایید، من هم به شخصه شیوه شما را می پسندم. اما متوجه هستم که برخی نسبت به خداحافظی و چنین اموری بی نهایت حساس هستند، و ترجیح می دهند ول کنند و بروند. هر چند من این را موجب دلخوری اطرافیان والبته بی احترامی به آنها می دانم. اما آن را به عنوان یک تفاوت شخصیتی می پذیرم.

        سپاس،

  2. به نظر من شاید دلیلش ارضا شدن بیش از حد باشه
    مثلا طرف به اون جایگاهیی که میخواسته رسیده
    چه جوری بگم
    یه استادی داشتیم
    میگفت همیشه ۵ تا ارزو داشته باشین دست نیافتنی باشه
    میگفت سعی کنید به همه ارزوهاتون برسید اما ۵ تا داشته باشین که نرسین بهش که مدام تلاش کنید چون بودن کسانیکه به همه ارزوهاشون رسیدن و یه هویی به یه پوچی عجیبی میرسن
    البته ما از دلایل ایشون مطلع نیستیم به هر حال ایشون این حق انتخاب رو داشتن و فقط مارو از وجود خودشون بی نصیب کردن.
    ممنون

    1. @محمد نصیری, یا شاید بشه گفت که می‌خواسته در اوج خداحافظی کنه.
      خب به هر حال این هم ایده‌ایه و انجام دادنش هم به خود شخص مربوطه.
      اما کاش فتحی عزیز، نگرانی ما رو هم در نظر می‌گرفت. اینکه نمی‌خواد دیگه در فضای مجازی فعالیت داشته باشه نظر شخصیشه و کاملاً هم محترم. اما جائی که روابطش از حالت عادی به حالت دوستانه رسیده، به هر حال باید یک سری ملاحضات رو هم در نظر بگیره.

  3. این رفتار رو باید متاثر دید از همون عواملی که در خودکشی واقعی تاثیر دارند.
    رسیدن به یک جور پوچی می تونه یکی از عواملش باشه .
    نمونه این رفتار رو در کسایی دیده می شه که تو یک بازه کوتاه مدت انرژی زیادی صرف می کنند در اون وبلاگ و بعد از تخلیه ، هر روز این سوال مطرح می شه که “هدف نهایی چیه؟”
    عین همین رفتار رو اگه یادتون باشه سعید نویسنده وبلاگ “گیلیران” داشت .. و یهو محو شد .

  4. من یه بار اکانت تویترم رو پاک کردم که به نظرم کار درستی بود در اون شرایط ولی چیزی که حس کردم بعد از برگشتن به تویتر این بود که این اکانتم دیگه اکانت قبلیم نیست! باید دوستای جدید پیدا کنم با روابط جدید … با این که مسلما یه سری افراد هستن که بعد از برگشتن از خودکشی مجازی ما رو به جا می آرن و می مونند به عنوان دوستمون (البته تو مورد من فقط تویتر رو پاک کرده بودم تو فرندفید بودم یه سری گیر دادن برگردم که به خاطر اونا برگشتم بیشتر :) ) یه عده یادشون میره ما رو … یعنی ممکنه یه سری ها یک فتحی رو اگه با یه سایت دیگه بیاد (مثلا یک فتحی ۲ :پی ) به جا نیارن یا وجودش رو حس نکنن – البته حوزه ی کاری وبلاگ نویسی و تویتر فرق داره ولی بالاخره یه مدت لازمه که یک فتحی یک فتحی سابق بشه! – یا باهاش قهر کنن مثلا تو شبکه های اجتماعی بلاکش کنن :) ولی در کل شرایطی پیش میاد که آدم حس میکنه دنیای واقعی لازمش داره یا مثلا به کاری مشغول میشه که تعهدش به اونجا جوریه که نمیخواد از کارش بزنه و فعالیت کنه توی شبکه های اجتماعی و یا بدتر از اون وبلاگ نویسی رو بگذاره کنار (موردی که برای خودم پیش اومده کنار گذاشتن وبلاگ نویسیه در اثر شبکه های اجتماعی مثال هایی که فعالیت های وبلاگ نویسی جلوی فعالیت در شبکه های اجتماعی رو میگیره هم زیاده … البته خوشبختانه یه موجی راه افتاده که وبلاگ نویسا به فرند فید و این جور جا ها میان که خوب میتونه باشه!-چقدر توضیح نوشتم :دی- ) به نظر من کنار گذاشتن جفت این دو تا خیلی نا متعارفه! به هر حال فعالیت در جامعه ی مجازی برای کسی که موضوع کارش آی تیه در حدی واجبه!
    در کل به نظرم باید به تصمیم یک فتحی احترام گذاشت ولی باید تلاش کرد “حضوری” ملاقاتش کرد و حداقل “دلایل” خودکشی مجازیش رو به اطلاع رسوند …

  5. سلام صادق جان
    به نظر من خودکشی در هر حالتی نشان از ضعف خود آدمه. معمولا هم به خاطر یه سری مشکلاتیه که سر راه قرار میگیره و شخص در لحظه اول قادر به حل کردنش نیست و در همون لحظه اول راه حل آخر رو انتخاب میکنه . یعنی پاک کردن صورت مسئله.
    خود من تو یه دوره ای قید همه چیز رو می خواستم بزنم اون هم به خاطر ربط داده شدن اشتباهات دنیای واقعی به دنیای مجازی بود. ولی زمان همه چیز رو حل کرد . هزاران شاید میشه مطرح کرد ولی امیدوارم هر جا هست موفق باشه .
    در ضمن : معرفت درّ گرانی است که به هر کس ندهند/پر طاووس قشنگ است و به کرکس ندهند

  6. گاهی وقتا زیاده روی باعث دلزدگی و شاید هم نفرت بشه. در مورد فضای مجازی هم فکر می کنم یه همچین قضیه ای وجود داشته باشه که وقتی شخصی زیاد با فضای مجازی ارتباط برقرار کنه یا به عبارتی ارتباطاتش با دنیای مجازی بیش از یه حدی بشه و البته زندگی حقیقی اون رو تحت تاثیر قرار بده ممکنی دلزدگی و نفرت پیش بیاره و بعد مدتی اون شخص به کل بخواد که از هر چیزی که مربوط به اون دنیای مجازی میشه دوری کنه

  7. سلام صادق جان مطلبت رو خوندم من واسه فتحی خیلی ناراحتم خب بالاخره همیشه مطالبش رو دنبال میکردم.
    من خودم چند ماه پیش بعد از دوسال کار روی وبلاگم دیگه خسته شدم و دامنه رو آزاد کردم خیلی برام سخت بود اینکه خیلی براش وقت گذاشتم اما دیگه برام بی معنی بود.
    چند ماه وفکر کردم دیدم نمیتونم اینجوری بمونم دوباره دامنه جدید ثبت کردم و میخوام دوباره بنویسم اما الان برام یه حالت دوگانگی ایجاد شده چون فکر میکنم بعد این چند وقت تازه کارم و خیلی طول میکشه مثل قبل بشم.
    به هر حال برای فتحی عزیز که همیشه جز بهترینهای وب فارسی بوده آرزوی سلامتی میکنم امیدوارم هر جا هست شاد و مفق باشه .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *