کتاب صوتی شبهای ورامینِ صادق هدایت + بررسی مفهومی داستان

“شبهای ورامین” یکی از داستان های کوتاه صادق هدایت است که در سال ۱۳۱۰ در شماره ۳۲ نشریه افسانه منتشر شده بود. درون مایه های اصلی این داستان، اعتقاد به روان آدمی و به نمایش کشیدن کارزار قشر روشنفکر جامعه در برابر قشر سنتی و نسل آتی است.

نسخه کتاب الکترونیکی (PDF) شبهای ورامین را از اینجا می توانید دانلود کنید. این نسخه به همت سایت سخن تهیه شده است، همچنین شما می توانید سایر نسخه های الکترونیکی آثار هدایت را از این سایت دانلود کنید.

همچنین می توانید این داستان کوتاه را بعنوان نخستین پادکستی که تهیه کرده ام، با صدای بنده گوش کنید. البته پیش از آن لازم است که کاستی های موجود را به دلیل آماتور بودن بنده به بزرگواری خودتان ببخشید.

نسخه های صوتی داستان شبهای ورامین از طرق زیر قابل بارگذاری هستند:

[display_podcast]

سرور Parsa Spaceسرور boxسرور کمانگیر

نسخه ZIP (کلمه عبور: www.blognevesht.com)

در ادامه برداشتهای شخصی بنده از داستان شبهای ورامین هدایت را می خوانید، که البته بسیاری از آنها را وامدار اطلاعاتی هستم که از اساتید بزرگوارم فرا گرفته ام:

در شبهای ورامین، با سه شخصیت روبرو هستیم که نماینده سه قشر از جامعه ایران می باشند:

فریدون: به اعتقاد بنده خود صادق هدایت است! روشنفکری که در فرنگ تحصیل کرده و به دلیل علاقه ای که به ایران دارد، به میهن باز می گردد تا در جهت اصلاح آن همت بگمارد. شاید فریدون داستان، تحصیلکرده رشته کشاورزی باشد، اما وی در حقیقت یک جامعه شناس است. و از آن رو در داستان کشاورزی خوانده که نشان دادن جامعه ایران یک جامعه فئودالیته و کشاورزی است.

فرنگیس: نماینده اکثریت جامعه سنتی ایران است که تحت تاثیر آموخته های سنتی نسل پیشین قرار داشته و ناخودآگاه به خرافات دل بسته است.

گلناز: نسل جوان جامعه که فریدون می کوشد تا جلوی انتقال آموخته ها از نسل پیشین به وی را بگیرد، اما آماج خرافه های موجود در جامعه آنقدر قوی است که فریدون نمی تواند کاری از پیش برد، و همین موضوع نیز موجب می شود تا به مرز دیوانگی برسد.

دستگاه همایون که فرنگیس همیشه آنرا می نواخت، از دستگاههای شاهانه و اشرافی و باوقار ایرانی است که به دلیل گامهای بالا رونده و پائین رونده اش منحصر به فرد است. این دستگاه می تواند نماینده اعتقادات گاه خرافی ای باشد که در اکثریت جامعه سنتی ایران رسوخ دارد، فریدون با آنکه از این اعتقادات دل خوشی ندارد، اما به دلیل علاقه ای که به مام وطن دارد، در اندورنش احساس خوبی نسبت به این دستگاه دارد. ولی از سوی دیگر شدیداً معتقد است که این ساز نباید به نسل بعد منتقل شود.

مهمترین اختلافی که فریدون با فرنگیس دارد، اعتقادات مذهبی است که فرنگیس از مادربزرگ املش به ارث برده ولی وی از بیخ عرب شده و به هیچ چیز اعتقاد نداشت. حتی معتقد بود که همه فتنه ها زیر سر آدمهای مذهبی است! در این گیر و دار اندیشه ها، هدایت از یک سو ارزشهای قومی خود را می کاود و از سویی دیگر ارزشهای تفکر غرب را می سنجد.

در بخش دوم داستان، پس از مرگ فرنگیس و مالیخولیائی شدن فریدون، تردید به جانش می افتد! تصویرهایی که پیش از این برای وی خنده آور بودند، انگار حالا جان گرفته اند و می خواهند به او ثابت کنند که افکار توده جامعه که وی آنها را خرافات می پندارد، حقیقی هستند! در همین حال و هوا رویایی از روان فریدون نمایان می شود که به اعتقاد من نمایانگر عرب ستیزی هدایت است. گویا وی با به تصویر کشیدن این رویا قصد دارد تا همه تقصیرها را به گردن اعراب بیاندازد. اما از سوی دیگرِ روان فریدون پلیسهای ششلول به دست وارد می شوند تا بیزاری وی از «فتنه ها» بر خواننده نمایان شود.

به هر روی فریدونِ شبهای ورامین نیز مانند صادق هدایت، که همه امیدهایش را برای جلوگیری کردن از انتقال خرافات به نسلهای آینده، نقش بر آب می بیند، در حالی که به صحنه تار زدن گلناز قهقه می زند، چاره ندارد جز اینکه راه به دیوانگی برد!

مسلماً بررسی دست و پا شکسته من از این داستان، کاستی های بسیاری دارد، که آشنایان با کارهای صادق هدایت، به بزرگواری خود آنها را خواهند بخشید.

خوشحال خواهم شد نظر شما را درباره این داستان و البته نخستین داستان خوانی صوتی بنده بدانم.

27 دیدگاه در “کتاب صوتی شبهای ورامینِ صادق هدایت + بررسی مفهومی داستان

  1. چند سال پیش این کتاب رو خونده بودم ولی این دفعه یه تجربه ی متفاوت بود، قشنگه
    هم صدا‌ت رو که خیلی دوست داشتم بشنوم شنیدم هم مرور خاطرات شد
    مرسی

  2. سلام صادق جان. جالبه که قبل از این‌که توئیتت رو ببینم، خودم توی اون سایت باکس دات نت بودم. برام جالب بود که بعدش دیدم تویئتت رو. هر چند ظاهرآ از اون سایت استفاده نکردی برای پادکست.
    من که نتونستم برای بلاگر ازش استفاده کنم. ولی از «شب‌های ورامین»ت لذت بردم. مرسی.
    پانوشت: شرمنده اینجا سوال می‌کنم، کمرت بهتره؟

    1. @میثم الله‌داد, خب من قبل از انتشار پست، اول فایل پادکست رو روی باکس نت آپلود کرده بودم :)
      به هر حال خوشحالم که از این داستان لذت بردی. و شرمنده از اینکه با صدام داستان رو خراب کردم :دی

      پ.ن: راستش از دیروز بهترم. اما گویا هنوز تا بهبودی کامل زمان باقیست. به هر حال ممنونم که به فکرم هستی.

  3. به به داستان صادق هدایت با صدای صادق جم…خوب بود
    میگم کاستی هایش را نشنیدیم(!)اما صدایتان خوب بود،خوشمان آمد
    کلا به نظرم استعداد بالقوه ای در ساخت پادکست دارید که ظاهرا داره شکوفا میشه فقط خواهشا تو همین زمینه ی ادبیات و اینا باشه ها نرید سراغ وب۲ ،وبلاگستان ،دنیای مجازی و این جور صحبتا
    پس ما منتظر دومیش*هستیم/هیچ جا نمیریم همین جا هستیم
    * (توضیح غیر ضروری) : پادکست

    1. @طاهره, از اینکه پادکست به کام شما بود خوشحالم. تشویقهای شما موجب میشه که به ادامه این راه امیدوار بشم. هرچند خودم رو لایق این همه محبت نمیدونم.
      سعی می کنم که نصیحت شما رو درباره پرداختن به ادبیات آویزه گوشم کنم، اما چه کنم که به هر حال یه علائق خاص وبلاگی هم توی وجودم هست! :دی

  4. فوق العاده زیبا وجالب بود تا کنون نظیرش را مشاهده نکرده بودم۰با ارزوی موفقیت بیشتر ارادتمند کاظمیان

  5. این جور مطالعه خیلی خوبه, انگار آدم داره رادیو گوش میده، مثلن شب ها بزاریش پخش بشه و خودت تو تخت چشماتو ببندی تا خوابت بگیره، لالایی وب ۲ :)

    1. @عباس, آره! خودمم کتابهای صوتی رو خیلی دوست دارم. اما متاسفانه تعداد کتابهای صوتی فارسی زیاد نیست. باید خودمون همت کنیم و چندتاشونو بصورت آماتوری تبدیل کنیم :)

  6. ممنون از پادکست
    حقیقتش من پادکست ها رو خیلی دوست دارم و از مشتریای همیشگی سایت راوی هستم. شنیدن این داستان با صدای شما خیلی خوب بود، هم داستان خیلی طولانی نبود و هم صدای خوب راوی و انتخاب دقیق آهنگ شنیدنش رو لذت بخش تر می کرد. فقط گاهی صدای ورق زدن یا چیزی شبیه به این همراه صدای شما می شد. من چند تایی از کلمات رو نشنیدم، یا یکی دوتا کلمه نامأنوس بودند، که با نوشته داستان مطابقت دادم و متوجه شدم.
    ایده خیلی خوبی بود، فکر می کنم سایت راوی این داستان رو نداشته باشه، همونطور که می دونین این سایت مال نابینایان و کم بینایان هست و خوب خیلی آدمهای دیگه هم که علاقه مند به شنیدن داستانها هستند به سراغش میان، بد نیست آدم های دیگه ای رو به شنیدن این داستان خوب مهمون کنین.
    راستی ممنون از تحلیل، بدون اون فهم پایان داستان کار ساده ای نبود.

    1. @نیلگون, از اینکه آماتوری بنده شما رو اذیت کرد عذر میخوام :-)
      راستی خوشحالم که تصمیمم برای ساختن این پادکست همزمان شد با روز جهانی نابینایان.
      ضمناً باید متذکر بشم که مسلماً تحلیل من از این داستان اشکالات زیادی داره. توصیه می کنم تحلیل اساتید دیگر رو در این باره از دست ندید.

  7. سلام دوست عزیز سایت جالبی داری اگه با تبادل لینک موافقی منو به عنوان بزرگترین تفریح گاه ایران لینک کن وخبر بده تا من هم همین کار کنم موفق باشی

  8. سلام صادق جان
    با اینکه با بعضی افکار و عقاید صادق هدایت مشکل دارم، ولی نمی‌تونم منکر تاثیر داستان‌هاش بر سیر داستان نویسی ایران و حتی جهان بشم. چند روز پیش مطلبت رو خوندم و پادکست رو دانلود کردم اما تا امروز فرصت نشد گوش بدم. برای اینکه تاثیر صدات رو برای قرار گرفتن توی فضای داستان تجربه کنم، تصمیم گرفتم اول پادکست رو گوش بدم بعد متن داستان رو بخونم. تصمیم ندارم داستان رو نقد کنم چون تخصصش رو ندارم. اما چند تا نکته درباره پادکست به ذهنم می‌رسه که جسارتاً عرض می‌کنم.
    انتخاب داستان خیلی خوب بود. فواصل بین داستان برای پخش موسیقی و همچنین موسیقی بدون کلامی که انتخاب کردی مناسب بود. اما کاش اون جاهایی که از صدای تا و تار زدن صحبت می‌شد از صدای تار استفاده می‌کردی. بدون شک شنونده احساس بهتری پیدا می‌کرد و بهتر در فضای داستان قرار می‌گرفت. اگر اشتباه نکنم حدود دقیقه ۳۰ به بعد توی یکی از فواصلی که موسیقی پخش می‌شد اسم وبلاگت رو گفتی و یه توضیح کوتاه دادی که فکر می‌کنم بهتر بود اول یا آخر پادکست کار می‌شد چون باعث می‌شه رشته فکر و تحلیل شنونده درباره قسمتی که قبل از موسیقی شنیده شد، پاره بشه. اگر کیفیت صدای ضبط شده بهتر بود و صداهای اضافی هم در حین خوندن داستان بوجود نمی‌اومد قطعا نتیجه بهتر بود. کاش کمی بیشتر وقت می‌ذاشتی و اون قسمت‌هایی که تپق زدی یا بعضی کلمات خوب ادا نشدند رو دوباره ضبط می‌کردی. یک نکته مهم که شاید کمتر بهش توجه کردی این بود که داستان خوانی با خوندن انشا یا یک مقاله خیلی تفاوت داره. در داستان خوانی بر خلاف تئاتر یا هنرهای مشابه دیگه، شما برای برقرای ارتباط با مخاطب هیچ ابزاری جز صدا نداری و هنگام خوندن دیالوگ شما باید احساس گوینده دیالوگ رو هم در صدات بگنجونی و به شنونده منتقل کنی. یک تُن ِ صدای یکنواخت ممکنه شنوده رو خسته کنه. با همه این اوصاف تلاشت قابل تقدیر و ستایشه. من به سهم خودم ازت تشکر می‌کنم. پیشنهاد می‌کنم اگر امکانش هست با ضبط مجدد پادکست برخی اشکالات قابل اصلاح رو برطرف کنی. باز هم ممنون. ببخش که طولانی شد. برات آرزوی موفقیت دارم صادق جان.

    1. @محمد, محمد جان! بابت وقتی که صرف پادکست آماتوری من کردی صمیمانه ممنونم. همین طور بخاطر راهنمایی های ارزنده‌ت کمال تشکر رو دارم و بابت مشکلاتی که پادکست داشت شرمنده ام.

      مثل شما عقیده دارم که بهتر می بود در خلال پادکست از صداهایی که در داستان وجود داشت، استفاده می شد، ولی خب این کار نیاز به پیدا کردن فایلهای صوتی داشت که مستلزم صرف وقت بود که متاسفانه بنده نداشتم. از سوی دیگه می ترسیدم، تاکید بر این گزینه ها موجب بشه که از روی تنبلی اصلاً قید پادکست ساختن رو بزنم، پس گفتم شاید بهتر باشه همین طور آزاد و بی قید و بند کار کنم!
      در مورد پخش تبلیغ وسط داستان هم، وقتی یکبار دیگه داستان رو گوش دادم، دیدم حق با شماست و رشته افکار شنونده پاره میشه. این مورد رو هم بزارید به حساب بی تجربگی بنده.
      در مورد کیفیت هم متاسفانه، مجبور شدم با موبایلم کار ضبط رو انجام بدم و به همین دلیل کیفیت مناسب نداشت. با اینکه خیلی سعی کردم تا محیط کاملاً آروم بشه ولی باز هم یه جاهایی صدای محیط دخیل شد و نتونستم جلوش رو بگیرم. که از اون بابت هم متاسفم. البته میشد بعضی جاها رو هم دوباره خوانی کرد که از روی تنبلی نشد! :دی
      در مورد یکنواختی تن صدا هم سعی می کنم، اگه باز هم در آینده توفیقی نصیبم شد، بیشتر دقت کنم و دیالوگها رو بهتر ادا کنم.

      یکبار دیگه بخاطر راهنمایی های خوبت ممنونم و برات آرزوی بهترین ها رو دارم :)

  9. با سلام بنده اتفاقی وبلاگ شمارا پیداکردم بسیار خوشحال شدم . دستتان درد نکند کار بسیار جالبی انجام می دهید. من تمام اثار صادق هدایت را .خواندام بجز یکی دو مورد . داستان های کوتاه بسیاری دارد که میشود انهارا بصورت داستانهای گویا دراورد. اگر میشود از این داستانهای کوتاه و بسیار زیبا استفایده کنید شما با این کار به فرهنگ ایرانزمین خدمت شایانی میکنید . باز هم دستتان درد نکند متشکر و ممنون… با سپاس فراوان nemat bik

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *