این روزهای پر ز حزن

این روزها حرفهای زیادی برای نوشتن داشتم که متاسفانه خودسانسوری اعمالی نگذاشت که اینجا درجشان کنم. این موضوع خیلی عذابم می دهد، به اندازه ای که حالی برای نوشتن در باب موضوعات دیگر هم برایم نمانده است. امروز بیش از هر زمان دیگری خود را بخاطر پیوند دادن شخصیت حقیقم با دنیای مجازی لعن می کنم، شاید بیش از حد به آزادی بیان در کشورم معتقد بودم!

کاش هر چه زودتر حسین درخشان، محمدعلی ابطحی، سمیه توحیدلو، وحید آنلاین و همه آزاداندیشان وبلاگ نویس دیگر آزاد شوند تا این فضای پر از حزن وبلاگستان رنگ شادی به خود گیرد.

منتشرشده توسط

10 دیدگاه در “این روزهای پر ز حزن”

  1. ممنون صادق جان..امیدوارم تو و حدیث خانوم هم به ما ملحق شید.یا لا اقل از لحاظ ایدولوژیک اعلام همبستگی کنید.در هر دو صورت خیلی مخلصیم.

  2. دقیقا حرف دل من رو زدید هیچ وقت به اندازه اینروزها از ننوشتن هزاران فکر ناراحت نشده ام و دقیقا به همین اندازه ناراحتم که چرا برای خود هویتی مجازی در این دنیای مجازی درست نکردم .

  3. سلام
    اگر بنویسید خیلی بهتره چون الان فقط همین نوشتن هاست که یادمون میاره دوستامون کجا هستن مطمینا شما که همیشه نویسا بودید ترفندهایی برای بقای نوشته هاتون دارید
    به امید آزادی همه درست اندیشان که کر بودن را به خاطر سکوتش دوست ندارند
    سپاس

  4. ای آزادی! هنگامی که تو نیستی برای آزادگان برای آنها که تو را می پرستند زندگی روزمره نیز دسوار می شود
    در کشوری که خویشاوندی جرم است همه بیگانه پرستند

  5. زندگی همه اینها را دارد زندان مبارزه دوستی همبستگی استبداد زمانی میرسد که قدرت را از آنها خواهیم گرفت و به اهلش خواهیم سپرد باید باز هم مواظب باشیم که آن اهل نا اهل نشود و… حالا اگر ابطحی و …. باشند یا نه مهم این است که ما هستیم.

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.