وجوه فرمانروایی سیاسی

فرمانروایی سیاسی دو وجه دارد. یک وجهش این است که عموم مردم روایی فرمانش را می پذیرند، یعنی می پذیرند که فرمانروا حق دارد به آنها بگوید که چگونه رفتار کنند. به عنوان مثال وقتی مردم از قانون اطاعت می کنند، معمولاً به این دلیل است که فکر می کنند کسی یا هیئتی که این قانون را وضع کرده حق داشته که چنین کاری بکند و خود مردم هم متقابلاً وظیفه دارند که از قانون اطاعت کنند.

وجه دیگر فرمانروایی سیاسی این است که کسانی که از اطاعت قانون سر باز بزنند، با تهدید به مجازات مجبور می شوند که از قانون اطاعت کنند. و این دو وجه مکمل هم هستند. اگر اطاعت اکثریت مردم از قانون در اکثر مواقع به دلیل باور به مشروعیت قانون نباشد، چرخ نظام سیاسی نمی چرخد: در وهله اول، به تعداد زیادی مامور مجری قانون نیاز داریم ، و بلافاصله این سوال پیش می آید که چه کسی قانون را در مورد همین ماموران اجرا خواهد کرد؟ به همین سان کسانی که از سر احساس تکلیف از قانون اطاعت می کنند با دانستن اینکه قانون شکنان مجازات خواهند شد.، انگیزه بیشتری برای اطاعت از قانون پیدا می کنند.

فلسفه سیاسی – نوشته دیوید میلر – ترجمه بهمن دارالشفایی

3 دیدگاه در “وجوه فرمانروایی سیاسی

  1. درود بر مدیر محترم وبلاگ.
    این دعوت‌نامه‌یی اسن از انجمن وبلاگ‌نویس‌های مبارز. این انجمن با این هدف که وبلاگ‌نویس‌ها در یک جمع کاملن مستقل، با صدایی رساتر، حرف خود را به گوش آنان که باید برسانند. خواهشمندم با مراجعه به آدرس وبلاگ و مشاهده‌ی دعوت‌نامه، تصمیم خود را بگیرید.

  2. عشق قدرت، مخصوصاً وقتی که در حال از دست رفتن باشد آدم ها را دیوانه می کند. من این را در اجتماعات خیلی کوچک تر و حتی در جنگ قدرت خانواده ها شاهد بوده ام… وای به حال قدرت سیاسی!
    آن ها که نمی خواهند قدرت سیاسی را از دست بدهند نمی توانند به این تئوری های سیاسی توجه کنند.
    حق هم دارند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *