وبلاگ نویسی حرفه ای

اصفهان که بودیم دیداری با چند تن از مجازی نگاران اصفهانی داشتیم که پیش از این پرهام به آن اشاره کوتاهی کرده بود. یکی از موضوعات مورد بحث در این جمع “وبلاگ نویسی حرفه ای” بود. در جمع حاضر به نظر می رسید که آرش خان بیشترین دغدغه را در مورد وبلاگ نویسی حرفه ای داشته باشد. ایشان شغل اصلی خود را وبلاگ نویسی می دانستند و از کلامشان اینگونه بر می آمد که قصد دارند از وبلاگ نویسی منبع درآمد خوبی دست و پا کنند. اما یکی از موانع مهم پیش روی خود را عدم حرفه ای بودن اکثریت وبلاگ نویسان می دانستند. ایشان معتقد بودند که اکثر وبلاگ نویسان فارسی زبان به این کار بعنوان یک تفریح نگاه می کنند و از همین روی آنگونه که باید و شاید حرفه ای عمل نمی کنند.

به همین بهانه قصد دارم نگاه شخصی خود را به پدیده وبلاگ نویسی و خصوصاً وبلاگ نویسی حرفه ای تشریح کنم.

پیش از این بارها درباره تعریف وبلاگ نویسی نوشته ام:

از نظر من، «وبلاگ» رسانه‌ای است شخصی و دوسویه بر پایه وب که در آن نویسنده یا نویسندگان دیدگاههای خود را در رابطه با موضوعات مختلف (با توجه به علائق و تخصص‌های خود) بیان می‌کند و همزمان این امکان وجود دارد که از نظرات خوانندگان و مخاطبین خویش در آن رابطه مطلع گردند.

اصول وبلاگ نویسی

همچنین در مطلبی تحت عنوان “تبیین جایگاه لینکهای روزانه در وبلاگها” به تعریف چند تن از پایه گذاران وبلاگ نویسی درباره پدیده وبلاگ اشاره کرده ام.

علاوه بر اینها طی پستی با عنوان “وبلاگستان: جامعه ای پر از خوبی ها و بدی ها” به این موضوع اشاره کرده بودم که:

آنان که برای نخستین بار کلید وبلاگ نویسی را میزدند اهداف والایی در سر داشتند و به خیال خود می خواستند وبلاگستان فقط خروجی مثبت و مفید داشته باشد. اما امروز وبلاگستان به یک جامعه وسیع بدل شده است، پر از انواع و اقسام آدمها، با سلیقه ها و رفتارهای مختلف. حالا دیگر وبلاگستان نیز مثل همه جوامع بشری به سمت بینهایت میل می کند و در این گستره عظیم چاره ای نیست جز اینکه به آنچه که باب میل مان است بپردازیم و از خیر بقیه بگذریم. مثلاً شاید مطالب زرد از نظر بار اطلاع رسانی، مفید نباشند، اما عده بسیاری هم هستند که فقط دنبال اطلاعات مفید نیستند، و به جنبه های سرگرم کننده آنها نیز توجه دارند، لذا نه تنها خودشان به تولید اینگونه مطالب می پردازند بلکه از مطالب زرد دیگران نیز استقبال می کنند. و هیچ ایرادی نه به اینگونه افراد و نه به کسانی که صرفاً به تولید علم و دانش توجه دارند، وارد نیست.

اما حرفه ای بودن در عرصه وبلاگ نویسی به چه معناست؟

متاسفانه در جامعه مجازی تعریف درستی از وبلاگ نویسی حرفه ای در دست نیست. گاهاً این موضوع را با تخصصی نویسی اشتباه می گیرند و وبلاگ نویسان تک موضوعه را به عنوان وبلاگ نویسان حرفه ای در نظر می گیرند. گاهی هم آنهایی که بصورت مرتب وبلاگ می نویسند را حرفه ای می نامند.

اما به نظر من وبلاگ نویس حرفه ای صرفاً نباید به وبلاگ نویسی بعنوان شغل نگاه کند. یا لزومی ندارد که برای وبلاگ نویس حرفه ای بودن، بتوان از آن کسب درآمد کرد. وبلاگ نویس حرفه ای حتماً کسی نیست که فقط در وبلاگش درباره موضوع خاصی مطلب می نویسد یا روزانه حتماً مطلبی در بلاگش می نگارد.

در حقیقت بنده معتقدم وبلاگ نویس حرفه ای کسی است که علاوه بر رعایت اخلاق حرفه ای، چارچوب مشخصی را برای وبلاگش در نظر می گیرد و در همان چارچوب به فعالیت می پردازد.

لذا کسی که گل و بلبل می نویسد، یا کسی که از روزانه هایش می گوید، یا حتی کسی که فقط لینک می کند هم می تواند وبلاگ نویس حرفه ای باشد. به شرط آنکه حقوق سایرین را رعایت کند و آنچه را که مخاطبین عامش می پسندند ارائه کند.

وبلاگ نویس حرفه ای کسی است که برای مطالبش وقت می گذارد، اگر از مطالب دیگران استفاده می کند منابعشان را ذکر می کند، به نظرات دیگران احترام می گذارد و امانتدار است.

برای حرفه ای بودن لازم است مطالب وبلاگ درست دسته بندی شوند و درست برچسب گذاری گردند تا جستجوی آنها سریعتر امکان پذیر باشد. باید لینکها را به موقع و در جای خود قرار داد تا ارتباطات مطالب به طور صحیح شکل گیرند. لحن کلام مطالب باید روان باشد و نویسنده سبک خاصی را برای نوشته هایش در نظر بگیرد و خود را به همان سبک به خوانندگان بشناساند.

لازمه اینکه وبلاگ نویس حرفه ای باشیم، این است که بطور حرفه ای وبلاگ بخوانیم. این کار به اجتماعی شدن نویسنده کمک می کند و باعث می شود که بهتر و بیشتر با قوانین زندگی جمعی آشنا شویم و راحتتر با هم زندگی کنیم. امروزه شبکه های اجتماعی بیش از هر زمان دیگری بسترهای اجتماعی شدن را فراهم کرده اند.

از آنجائی که این روزها در بلاگستان با خیل کثیری از سلیقه ها روبرو هستیم، لذا ارائه ملاکهای خاص برای حرفه ای بودن آسان نیست، و تقریباً نسبی است. آنچه که در بالا آمد گوشه ای از آنچه بود که من در این باره می اندیشم. خوشحال خواهم شد شما هم به این لیست ملاکهای تان را بیافزائید.

24 دیدگاه در “وبلاگ نویسی حرفه ای

  1. با تعریف وب‌نویسی حرفه‌ای شما موافق نیستم. من تفننی وب‌گردی می‌کنم و وب می‌نویسم اما خودم رو از خیلی‌ها حرفه‌ای‌تر می‌دونم. چرا؟
    ۱٫ توی تعریف رسانه ما رسانه‌ی زرد داریم و قبول ندارم که رسانه‌ی زرد حرفه‌ای جز کلاه‌برداری داره.
    ۲٫ رسالت رسانه یا آموزش هست، یا اطلاع‌رسانی و بیان دیدگاه.
    ۳٫ تبلیغ (به هر شکلی) نقطه‌ی حیاتی پایداری رسانه هست.
    چیز دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه اما می‌دنم که اونی که تو وب‌نوشتش مسائل جنسی (نه برای منافع مالی) یا … رو می‌نویسن با روزی چند هزار تا بازدید حرفه‌ای نیست. می‌دونم اون دختری که خیلی شخصی می‌نویسه (بی هیچ انگیزه‌ای) و هنوز نوشته‌اش منتشر نشده، ۱۰۰۰۰ تا پیام براش می‌یاد حرفه‌ای نیست. می‌دونم اون شخص معرفی که می‌نویسه حرفه‌ای نیست.
    تعبیر من از حرف شما از حرفه‌ای بودن مثل این هست که شما فیلم آبگوشتی x رو با میلیاردها تومن فروش با فیلم y که نتونسته بیشتر از چند میلیون که هزینه‌ی کرایه‌ی دوربینشون هم نمی‌شه رو حرفه‌ای می‌دنی و اون رو هم حرفه‌ای.
    اگه تعبیرت از واژه‌ی حرفه‌ای شغل بود که نیست بازم برام قابل هضم‌تر بود. اما این جوری که وب‌نویسی حرفه‌ای رو تعبیر می‌کنی به شعورم توهین می‌شه حتا با وجود این که خودم رو حرفه‌ای نمی‌دونم.
    شاید شما هم مثل خیلی‌ها دچار توهم حرفه‌ای بودن «یک پزشک» شده باشید. به نظرم اون بیشتر یه وب‌گرد حرفه‌ای و یه مترجم خوب هست تا وب‌نویس حرفه‌ای…
    ببخشید که زیاد و تند و بی‌پرده خیلی چیزها رو گفتم… اما مدت‌ها بود که می‌خواستم اینا و یه چیزای دیگه‌ای رو بگم اما جور نمی‌شد.
    ممنون که بهانه‌اش رو دادی

  2. مطلب مفیدی بود خود من هم با این که ۳ ماهه که وبلاگ مینویسم دوست داشتم بتونم مطالب رو دسته بندی کنم یا اینکه هر مطلب واسه خودش یه صفحه جدا گانه داشته باشه ولی نمیدونم چطوری میشه این کارها رو کرد. ممنون میشم اگه در این مورد راهنماییم کنید
    در مورد وبلاگ خوندن به طور حرفه ای هم به نظر من بعیده که به اجتماعی شدن نویسنده کمکی بکنه چون دو مقوله متفاوته ولی مطمئنا به وبلاگ نویسی کمک میکنه.

  3. از نظر شما ممنونم. اما متاسفانه من درست نتونستم منظور شما رو درک کنم.
    شما فرمودید “با تعریف وب‌نویسی حرفه‌ای شما موافق نیستم.” و در ادامه این دلیل را می آورید: “من تفننی وب‌گردی می‌کنم و وب می‌نویسم اما خودم رو از خیلی‌ها حرفه‌ای‌تر می‌دونم.” فکر نمی کنم که بنده جائی آورده باشم که افرادی که تفننی می نویسند حرفه ای نیستند!
    به نظر من رسانه زرد نمی تونه حرفه ای باشه، چرا که تمام هم و غمش جذب مخاطب و بالا بردن تیراژ است و این به نظر من به دور از اخلاق حرفه ای است.
    من فکر می کنم که وب نوشتهای جنسی هم می تونن حرفه ای باشند، و دلیل شما برای غیر حرفه ای بودن اونها رو بخاطر بازدید بالاشون قبول ندارم، همین طور وب نوشتهای دخترانه و نوشته های افراد مشهور هم می تونن حرفه ای باشن، چرا که نه؟! البته عرض کردم که “میتونه” حرفه ای باشه، و بازدید بالا تنها دلیل حرفه ای بودن از نظر من و اونطور که مسلمه از نظر شما نیست.
    به نظر من ملاک قرار دادن کمیّت به تنهایی برای تعیین کیفیت نمی تونه عامل مناسبی باشه. اینکه بگیم چون فیلم X فروش بیشتری داشته پس حتماً از فیلم Y بهتره، از نظر من قانع کننده نیست.
    همونطور که در متن پست هم اشاره کردم، برای حرفه ای بودن باید چندین عامل دست به دست هم بدن، وجود یکی از عوامل یا عدم وجود یکی از آنها نمی تونه دلیلی بر حرفه ای بودن یا نبودن باشه. به نظرم این موضوع تا حدود زیادی نسبی است و نمیشه قانونمندش کرد، اما امیدوارم تونسته باشم منظورم رو درست برسونم. احیاناً اگه تعریف من موجب رنجش خاطر شما هم عذر میخوام. بدون شک چنین قصدی نداشتم.
    از اینکه این مطلب ناقص موجب باز شدن سفره دل شما شد، خوشحالم. منتظر نظات تکمیلی شما در این باره هستم :-)

  4. در مورد دسته بندی کردن مطالب، من دقیقاً در مورد امکانات بلاگفا اطلاع ندارم. اما فکر کنم بتونین در این سرویس دهنده به هر مطلبتون موضوع خاصی رو اختصاص بدین.
    در مورد اینکه هر مطلب صفحه جداگانه ای داشته باشه هم که فکر کنم اگه درست منظورتون رو متوجه شده باشم، این از بدیهیات وبلاگهاست و در وبلاگ شما هم این امکان وجود داره، بطوری که اگه روی عنوان هر مطلب کلیک کنید وارد صفحه جداگانه آن مطلب خواهید شد!
    اما در مورد وبلاگ خوانی!
    وبلاگ خوانی حرفه ای موجب میشه که فرد با نظرات دیگران آشنا باشه و نظر خودش رو با اونها در میون بگذاره. و در صورتی که در کنار این کار از شبکه های اجتماعی مانند فرندفید یا گوگل ریدر استفاده کنه موجب ایجاد تعاملی چند سویه با سایرین میشه و همین امر موجب شکل گیری بعد اجتماعی شخصیت مجازی نویسنده خواهد شد.
    امیدوارم تونسته باشم منظورم رو درست برسونم.

    پیروز باشید

  5. صادق عزیزم سلام
    من از لحاظ وبلاگ نویسی هنوز خیلی کم تجربه ام ولی کم تجربگی دلیل بر بی تجربگی نیست :) ، همون طور که تو هم اشاره کردی بسیاری از اهالی وبلاگستان فارسی حرفه ای بودن رو در نوشتن مطالب تک بعدی و تخصصی می دونند ، و اگر کسی روزنوشت بنویسه یا شعر بنویسه به زرد نویسی محکوم میشه! در صورتی که به نظر من تاثیر اون مطلب نوشته شده زندگی افراد مهمه ، این مهمه که شخص خواننده بعد از خواندن یه مطلب در دنیای مجازی
    احساس کنه چیزی یاد گرفته که بتونه توی دنیای واقعی برای بهتر زندگی کردن استفاده کنه.
    متشکرم از مطلب مختصر و مفیدت

  6. صادق جان سلام
    از اینکه نظرات ابزار شده در جمع دوستانه مان در اصفهان را نقد نمودی متشکرم. اما فارغ از محتوای اشاره شده در بالا مشتاقم بدانم چرا رودرو در این مورد کمتر صحبتی انجام نگرفت؟
    در هر حال با خواندن متن فوق چند نکته به ذهنم می رسد که باید حتما به آنهااشاره کنم.
    نکته اول اینکه صادق جان منظور من از اینکه شغل اصلی من وب لاگ نویسی ست به معنای انتظار “منبع درآمد خوب” از این شغل نیست، چر که پر واضح است که از جامعه کاربران مجازی ایرانی که متاسفانه به سرویس و محتوای رایگان به طرز قلدرانه ای عادت کرده اند نمی توان انتظار “درآمد خوب” داشت. قصد من از این کلام توجه به این مطلب بود که بسیاری از بزرگان وب فارسی بعلت مشغله های مرتبط با کسب درآمد که البته کوچکترین ارتباطی با دنیای مجازی ایشان ندارد، احترام به مخاطب و خط اصلی وب گاه خویش را فراموش کرده و هر از چند گاهی به فراخور زمان تغییر رویه می دهند.
    نکته دوم از میان صحبت های شماآنجائی ست که رعایت یک خط محتوای مشخص برای یک وب لاگ را از لازمه های وب لاگ نویسی حرفه ای ذکر نکرده اید و همانطور که در این رابطه پیش از این هم صحبت نموده اید، متفرقه نویسی و پرداختن به موضوعات مختلف را نه تنها نشانه ای از ضعف در نوشتار نمی دانید بلکه از آنها بعنوان لازمه های وجود یک وب لاگ حرفه نام برده اید. در این رابطه و بازهم در میان کلام شما در چند سطر پائین تر به این جمله بر می خوریم:
    “در حقیقت بنده معتقدم وبلاگ نویس حرفه ای کسی است که علاوه بر رعایت اخلاق حرفه ای، چارچوب مشخصی را برای وبلاگش در نظر می گیرد و در همان چارچوب به فعالیت می پردازد”
    به نظر شما این چارچوب مشخص در حوزه محتوا نیز صادق است یا خیر و آیا شخصی که از وب لاگی با طراحی حرفه ای و استادانه برخوردار است صرفا بعلت نوع طراحی وب لاگ خود، حرفه ای تلقی می شود؟ مشتاقم با یک نمونه از وب لاگ های غیر ایرانی که خط سیری مشابه نمونه های داخلی در پراکنده نویسی داشته اما در عین حال با حفظ خط حرفه ای و چارچوب مشخص به فعالیت می پردازد، آشنا شوم
    با دیگر دیدگاه های شما در رابطه با رعایت امانتداری، دسته بندی درست مطالب و خواندن وب لاگ های دیگران کاملا موافقم اما دوست دارم مهمترین ملاک در حرفه ای بودن یک وب لاگ از دیدگاه من یعنی “تولید محتوا” را نیز به آن اضافه کنم. از نظر من وب لاگ نویس حرفه ای همانند یک نویسنده حرفه ای در درجه اول باید قادر به تولید محتوا باشد و استفاده از مطالب دیگران حتی اگر در منتهی الیه امانتداری نیز صورت بگیرد نمی تواند بار مثبتی برای شخص داشته باشد.
    با تشکر از شما. آرش

  7. کاوه جان!
    از نظر پر مهرت سپاسگزارم
    همانگونه که اشاره کردم، داشتن آرشیو بلند بالا و سابقه طولانی دلیل بر بی تجربگی یا غیر حرفه ای بودن نمی تواند باشد!
    من هم مانند شما معتقدم که تنها تک بعدی نویسان نیستند که حرفه ایند، اما متاسفانه این دیدگاه از آنجا ناشی می شود که اکثر روزانه نویسان حرفه ای عمل نمی کنند و به این دیدگاه دامن می زنند.
    تاثیر نوشتار در زندگی بدون شک یکی از دلائل حرفه ای بودن است، اما این تنها عامل نیست و باید به مسائل دیگر هم به همین اندازه توجه داشت.

  8. نه صادق جان!
    من از این که گفتم حرفه‌ای نیستم تنها قصد اطلاع‌رسانی داشتم نه این که بهم برخورده یا …
    ببین. سال‌ها کار روزنامه‌نگاری دانش‌آموزی و دانش‌جویی رو انجام دادم و سال‌ها درگیر کار فرهنگی بودم. خوب می‌دونم اگه از چی بگم و از چی بنویسم مخاطب جمع می‌شه اما نگفتم ننوشتم چون برای قلم و زبانم ارزش قائلم. فکر کنم که تا این‌جا من و شما اختلافی نداریم.
    اما شما معتقدید که یه هرزه‌نگار می‌تونه حرفه‌ای باشه یا یه دل‌نویس غیرتخصصی (منظورم دور از شعر و داستان هست) هم می‌تونه حرفه‌ای باشه یا یه آدم مشهور یا یه بازیکن ورزشی یا … (من هم استثناءها رو کنار می‌ذارم و بحث کلی می‌کنم، مثل نوشته‌ی قبلم). پس به نظر شما رسالت قلم (و این‌جا صفحه‌کلید) چی می‌شه؟
    یه زمانی شاملو، سهراب رو محکوم می‌کرد که تو دوره‌ای که همه دارن درد رو لمس می‌کنن اون داره از گل و بلبل می‌گه و به نظرش سهراب یه رفتار غیرحرفه‌ای انجام می‌داد. اما چرا شاملو این رو به بقیه‌ی شاعرها نمی‌گفت؟ مگر تنها شاعر اون زمان که از گل و بلبل می‌گفت سهراب بود؟ به نظرم شاملو این رو به کسی گفت که حرفه‌ای به معنای فنی خودش بود اما رسالت حرفه‌ای بودن رو به جا نمی‌آورد. شاید همین بود که سهراب گفت: «من قطاری دیدم که سیاست می‌برد و چه خالی می‌رفت» یا در کل شاعر بودن خودش رو تفننی دونست: «اهل کاشانم / پیشه‌ام نقاشی است»…
    پس به نظر من حرفه‌ای بودن تو دو بخش هست: ۱- حرفه‌ای به معنی فنی ۲- حرفه‌ای به معنی گسترده‌تر از اون. از نوع دوم بودن نیازمند نوع یکم بودن هست. پس نوع دوم یه پیش‌نیاز داره.
    ببین هر کسی قلم به دست می‌گیره و فراتر از دفتر خاطراتش (فراتر از خودش و دوستان خیلی نزدیکش و فراتر از احساس لحظه‌ای) می‌نویسه نسبت به مخاطب‌هاش مسئولیت داره…
    امروز جامعه‌ی غرب خودش رو محکوم می‌کنه به این که از اصل انسانی خودش دور شده و این رو تو قالب مذهب بیان می‌کنه. یه نگاه ساده بندازیم به تاریخ معاصر اروپا. چی شد؟ چرا هر حافظ فرهنگ و سنتی رو با چوب مرتجع و مخالف مدرنیزم زدند؟ البته این رو بذار کنار سرنوشت مدرنیزم که رسید به پست مدرنیزم و رسالت پست مدرنیزم.
    الآن ما کجاییم؟ من فکر می‌کنم که ما داریم راهی رو که اونا رفتن دوباره می‌ریم. به خدا منم برای آزادی جنگیدم و می‌جنگم. منم مجازات مخافت‌هام رو کشیدم. منم اخراج شدم. منم … اما آزادی قید و شرط داره (ارجاع به تعریف آزادی… برای مطالعه: کتاب‌های آزیا برلین یا تعریف ساده‌ی داریوش آشوری توی کتاب فرهنگ واژگان سیاسی). نمی‌شه هر حرفی رو به حکم آزاداندیشی زد (البته انتقاد، بیان دیدگاه و … با هر حرفی فرق داره). منظورم به معنی دقیق کلمه هرزه‌نگاری هست. حکومت کریمه‌ی ما اگه کسی بگه بالا چشم فلانی ابرو هست پدرش رو در می‌یاره اما هزار نفر دارن به اسم دفاع از این فرهنگ، لهش می‌کنن اما کک جکومتون هم نمی‌گزه. من بهش حق می‌دم چون نمی‌رسه که تو هر سوراخی سر بکشه. این وظیفه‌ی من، شما و دیگری هست که «هدف» داره. برنامه داره. آرمان داره. اعتقاد داره و تعهد داره.
    دیروز یه نفر از دخترعموی من ایراد گرفت که «چرا با فلش تو موزه عکس گرفتی. کار بدی هست و …» اما خودش هر روز تو فیس‌بوک کلیپ فلان خواننده رو می‌ذاره و … این می‌شه چی؟ این آدم تو فیس‌بوک کلی برو و بیا داره. فلان شخصیت سیاسی هر روز بهش پیام می‌ده. ابراهیم نبوی و … قبولش دارن و جالب‌تر این که چند روز پیش به من زنگ زد که من رفتم تو ستاد دانشجویی میرحسین، تو هم بیا. خیلی خب، این رو شما حرفه‌ای می‌دونید؟ (من کیفیت مطالبش رو تضمین می‌کنم. همه‌اش درباره‌ی فرهنگ ایران باستان هست.)
    نه صادق جان!
    حرفه‌ای بودن بدون داشتن رسالت حرفه‌ای معنا نداره (البته یه جایی اشاره کرده بودی اما نه به طور دقیق). نمی‌شه هر چیزی نوشت و فرهنگ رو خواسته یا ناخواسته از یه پله بردش پایین‌تر اما حرفه‌ای بود.
    در ضمن نمی‌شه همه چیز رو به حکم نسبی بودن در جریان گذاشت. من ۴ سال هست که وب‌نوشته دارم. تمام مطالب این ۴ سالم به ۲۰۰ تا نمی‌رسه که تازه چون دوست داشتم اتفاق‌های مهم زندگی‌ام رو بنویسم فکر کنم بیشترش شخصی هست. خیلی از مطالبم درباره‌ی فرهنگ و سیاست و حقوق بشر و حقوق زن و صلح و … هست. حرفه‌ای نیستم و خودم رو هم حرفه‌ای نمی‌دونم چون از نظر کمی چایگاه خوبی ندارم.
    پس من فکر می‌کنم حرفه‌ای بودن نه تنها به کیفیت، که به کمیت هم بستگی داره. دیشب چند ساعتی گیر این موضوع بودم. ذهنم رو مشغول کرده بود. یه چند تا معیاری که تونستم براش برچینم اینا هست (از نظر کیفی):
    ۱- تعهد به جامعه‌ی هدف و آرمان و عقیده. البته آرمان و عقیده و هدفی که از سر آگاهی حاصل شده نه پی‌روی کورکورانه یا هیجان و …
    ۲- تفکیک محتوا از تبلیغ (البته ممنکه که یه نفر این اختلاط رو ماهرانه انجام بده یا صادقانه اعلام کنه که برای هر نوشته چه قصدی داره)
    ۳- رفتن سراغ موضوع‌هایی که فراموش شده یا منحط شده… و یا بسط و ترویج و بازتعریف و … موضوع‌های رایج.
    ۴- انتقاد به آن چه که خوب نیست و ترویج آن چه که خوب است.
    ۵- حرکت در راستای نقش شهروندی و نه آنارشیستی یا کلی‌نگری یعنی بگه من می‌خوام آسفالت کوچه‌ی ما از کیفیت خوبی برخوردار باشه یا به نظرم پارک باید فلان امکان رو داشته باشه و … در غیر این صورت نقشی معادل یه شهروند فعال یا یک فعال مدنی (واسط بین حکومت و مردم) و نه شهروند معمولی (مردم) و یا حکومت. منظورم اینه که آرمانی-احساسی-هیجانی حرف نزنه که فردا رپیس‌جمهور رو می‌کشم یا چنان می‌کنم و … (موضع خود رهبردانی به هر انگیزه‌ای) و به عکس مرگ بر x و درود بر y و … (شهروند مفلوک و بدبخت و رنج‌دیده و ناامید)
    ۶- نمود واقعی یه وب‌نویس حرفه‌ای فرهنگ‌سازی یا فرهنگ‌گستری هست. این منطبق هست با اصل‌های ۳ و ۴ و ۵. قرار نیست ما الزامن فرهنگ تعیین کنیم. می‌تونیم گسترش‌دهنده‌ی فرهنگی تبیین شده باشیم. (از موازین اخلاقی مثل راستگویی گرفته تا گسترش فرهنگ فارسی‌نویسی و کپی‌رایت و …) نباید الزامن دست بذاریم رو مسائل سیاسی (دقت کنید که مشکل جامعه‌ی ما فرهنگی هست نه سیاسی).
    بازم هست اما دیگه ذهنم یاری نمی‌کنه. شاید بهتر باشه دیگر دوستان هم کمک کنند.
    ———-
    من اونی نیستم که فکر می‌کنی، صادق جان. خیلی صریحم و شاید این رو تداعی کنه که ناراحتم یا عصبانی یا … اما عصبانیتم تو دنیای وب جا نمی‌گیره :)

  9. چون پاسخم طولانی بود و ممکن بود به پاسخ شما هم نیاز باشه. در زیر نوشتم چون پاسخ‌های تو در تو فضا رو هی تنگ می‌کنه و این خفقان حال آدم رو می‌گیره و ذهن رو محدود می‌کنم D:
    نه این که من خیلی ذهنم بازه و خیلی از اینا… ترسیدم…

  10. آرش عزیز از توجهت ممنونم :)
    قبل از هر چیز باید عرض کنم که به هیچ وجه قصد نقد گفته های جلسه مذکور را نداشتم. فکر نکنم جایی هم در متن بالا اینگونه به موضوع پرداخته شده باشد!
    راستش در مورد ملاقاتی که در اصفهان داشتیم، خودم هم نمیدونم چرا اون روز اونقدر ساکت بودیم! اتفاقاً بعد از اینکه از اون جمع جدا شدیم خودم هم به حدیث اشاره کردم و گفتم نمیدونم چرا با اینکه در مورد موضوعات مورد علاقه من بحث شد، اما حس صحبت کردن نداشتم! اونقدرها هم که به نظر اومد، آدم ساکتی نیستم، همین چند وقت پیش که با بچه های رشت دیداری داشتیم، با پر حرفیم خسته شون کرده بودم! شاید به خاطر خستگی راه بود یا شاید هم بخاطر بیماری بود که یکی دو روز قبل از دیدارمون دچارش شده بودم و هنوز آثارش باقی بود. اما به هر حال متاسفانه نشد که اونجا بحث رو باز کنم.
    در مورد اینکه به “شغل وبلاگ نویسی” اشاره کردید، از گفته هاتون اینجور برداشت کردم که از کنار هم قرار دادن “شغل وبلاگ نویسی” در کنار “منبع درآمد خوب” در جمله ای که در تعریف شما آوردم، احساس خوبی نداشته اید. اما بنده قصد جسارت نداشتم و تنها جهت اشاره به این موضوع که کلید اصلی این بحث از شما شروع شد، به این موضوعات پرداختم. به هر حال از توضیح تکمیلی شما سپاسگزارم.
    از کلام آن روز شما و نظرات شما در اینجا همچنان اینگونه برداشت می شود که شما وبلاگ نویسی حرفه ای را در پرداختن وبلاگ به موضوعی مشخص می دانید، که بنده شدیداً با این نظر مخالفم. بنده پرداختن نویسنده وبلاگ به موضوعات مختلف را نه ضعف در نوشتار می دانم و نه از لازمه های حرفه ای بودن! حرف من این است که وبلاگ نویسی که در زمینه های مختلف قلم می زند هم می تواند حرفه ای باشد. و لزومی ندارد که مثلاً فقط درباره IT مطلب بنویسد تا بتواند حرفه ای باشد. من فکر می کنم یک روزنگار هم می تواند حرفه ای باشد. همانگونه که یک روزنامه غیرتخصصی هم می تواند حرفه ای عمل کند.
    منظور من از چارچوب مشخص، تا حدودی محتوا را نیز در بر می گیرد. اما این بدین معنا نیست که نویسنده حتماً باید تک بعدی نگار باشد و در وبلاگش به موضوعات مختلف نپردازد. من فکر نمی کنم اگر یک وبلاگ ترکیبی هم از IT بنویسد و هم هر از گاهی از سیاست، و گاهی هم از اتفاقات روزمره اش، نتوانیم بگوئیم که وبلاگش حرفه ای است! البته برای حرفه ای بودن عوامل دیگری نیز باید در کار باشند که از آنجمله می توان به سبک و سیاق نوشتار، نحوه پرداختن به موضوع و… اشاره نمود.
    بنده هیچگاه قالب و ظاهر وبلاگ را بعنوان تنها عامل حرفه ای بودن قبول ندارم، البته این عامل در حرفه ای بودن بی تاثیر هم نیست، اما عامل مکفی نمی باشد.
    یکی دیگر از نکاتی که در صحبتهای شما برایم جالب بود، اینکه شما مدام برای اثبات سخنان تان دست به دامان ساکنین سایر کشورها می شوید! البته شاید این کار چندان هم غیر اصولی نباشد، اما بنده این نوع استدلال را نمی پسندم.
    به نظر من جامعه مجازی شمه ای از جامعه حقیقی ای است که در آن زندگی می کنیم. همانگونه که آداب و رسوم و فرهنگ جامعه ایرانی با سایر ملل متفاوت است و نوع زندگی حقیقی آنها نیز دگرگونه می باشد، لذا شکی نیست که در دنیای مجازی نیز تفاوت اساسی بین این فرهنگها وجود دارد و نمی توان تنها به این بهانه که چون غربیها در پدیده هایی چون وبلاگ نویسی پیشرو بوده اند، همان نسخه ای را برای ایرانیها پیچید که آنها از آن بهره می برند. البته این سخن به معنای تائید این مطلب نیست که در وبلاگهای غربی کارهای ترکیبی حرفه ای وجود ندارد اما ترجیح میدهم یک مثال بومی بزنم!
    “عصیان” – وبلاگ نیما اکبرپور – دارای موضوعات مختلفی است. نیما گاهی از IT می نویسد، گاهی دیده هایش در لندن را و گاهی هم شمه هایی از سرگرمی و ادب و هنر در وبلاگش دیده می شود. حتی تعداد مینیمالهایی هم که در وبلاگ عصیان دیده می شود چشمگیر است! با اینکه شاید برخی از موضوعات در این وبلاگ چشمگیرتر باشند اما از نظر من وبلاگ عصیان یک وبلاگ ترکیبی حرفه ای است. در عصیان علاوه بر نکاتی که در مطلبم به آنها اشاره کردم، نکته جامانده “تولید محتوا” نیز بخوبی مشاهده می شود و نیما اکبرپور با قدرت قلمش بخوبی مطالب را می پروراند و در اختیار مخاطب قرار می دهد.
    امیدوارم در این کوته کلام توانسته باشم، منظورم را بخوبی برسانم.
    از حسن توجه شما بار دیگر صمیمانه سپاسگزارم.

  11. از توجه شما به نظرات ارائه شده متشکرم.
    احساس می کنم موضوعاتی که ما درباره انها بحث می کنیم با اینکه ظاهراً شبیه به هم هستند، اما از دو جنس مختلفند.
    من بین “روزنامه نگاری حرفه ای” و “رسالت حرفه ای روزنامه نگار” تفاوت قائلم. گرچه یک روزنامه نگار حرفه ای لازم است که رسالت حرفه ای بودن خود را بجا آورد، اما موضوع سخنم در مطلب بالا رسالت وبلاگ نویس حرفه ای نبود، که اگر چنین می بود، سخنان شما کاملاً متین و قابل قبول هستند.
    از نگاه دیگر شما بحث فرهنگی را پیش کشیدید اما بنده درباره عامل کاربردی سخن راندم.
    حرفه ای بودن دارای مراتبی است و طیف وسیعی را در بر می گیرد و وبلاگ نویسی که رسالت حرفه ای بودن را نیز در نظر می گیرد، بدون شک دارای مراتب عالی تر است و به اصطلاح حرفه ای تر است. همانگونه که گفتید چنین وبلاگ نویسی قبل از اینکه رسالت حرفه ای بودن را بر دوش کشد، بایستی ابتدا از نظر عملی حرفه ای شده باشد. و موضوع این مطلب همان مرحله اول است.
    در نظر داشته باشید که “وبلاگ” پیش از آنکه رسانه باشد، وابسته به فرد است و قوانین فردی بر آن حاکم است. ممکن است شخصی رسالتی فرا فردی بر دوش خود احساس کند و بخواهد در راستای آن گام بردارد، اما هزاران نفر دیگر به وبلاگ بعنوان یک دفتر خاطرات شخصی بنگرند و بخواهند ساده و بدون قید و بند در آن قلم بزنند. این موضوع بدین معنا نمی تواند باشد که حتماً شخص اول حرفه ای عمل می کند. چه بسا وبلاگ نویسان با مسئولیتی را می بینیم که به دلیل اینکه از نظر فنی حرفه ای عمل نمی کنند مورد اقبال قرار نمی گیرند و نمی توانند مسئولیت شان را به انجام برسانند. و چه بسا کسانی که آنقدر حرفه ای عمل می کنند که دیگران پیشنهاد کشیدن بار رسالت را به ایشان می دهند.

    به هر حال از توضیحاتتان ممنونم

  12. با سلام مجدد
    صادق جان به هیچ عنوان قصد ادامه این بحث را بعلت سلیقه ای بودن آن و تکیه بر مثال های دلخواه طرفین ندارم ولی بعلت اینکه این بحث بر پایه سخنانی که من نیز در آن شرکت داشتم شکل گرفته است باید چند نکته دیگر را دوباره یادآور شوم.
    نکته اول اینکه من از نظر شما در مورد وب لاگ نویسی حرفه ای کاملا آگاهم و در کامنت قبلی نیز در چندین مورد به آن اشاره کردم و از شما علت حرفه ای نامیدن وب لاگ نویسی که پراکنده می نویسد را جویا شدم و همچنان منتظر پاسخ شما هستم. در ضمن توجه به این نکته نیز مهم است که به نظر من همه می توانند حرفه ای باشند و لزومی ندارد که یک وب لاگ زرد هم حرفه ای عمل نکند حرف من این است که همانطور که یک دوچرخه سوار لزوما نمی تواند فوتبالیست خوبی باشد یک وب لاگ نویس پرا کنده گو نیز نمی تواند بعلت شاخه به شاخه پریدن های متعدد در حوزه ای که به تولید محتوا در آن مشغول است، حرفه ای شود. به معنی دیگر برای آنکه یک شخص در حوزه کاری خود به کسب تجربه پرداخته و از این طریق روز به روز به معلومات و تجارب وی افزوده شود، می بایست در یک زمینه متمرکز گردد و اگر در کنار موضوع اصلی خود مثلا به روزانه نویسی نیز علاقه داشت، به سایتی دیگر یا بلاگی دیگر در سایت خود مراجعه نماید نه اینکه همه چیز را در هم و یکجا به کاربر ارائه کند. نمونه ای دیگر در این زمینه شاید مفید باشد، بعنوان مثال یک کاربر برای دستیابی به اطلاعات دوربین های عکاسی به سایت Dpreview.com می رود و برای اطلاعات موبایل به Mobile-review.com مراجعه می کند. برای خرید کتاب آمازون را بر می گزیند و برای جستجو از گوگل استفاده می کند. لحظه ای را تصور نماید که مثلا صفحه اصلی گوگل بخواهد همه این اطلاعات را در خود جای دهد، به نظر شما در آنصورت گوگل دیگر همان قدرت همیشگی و اهمیتی که در نگاه کاربران امروری دارد را پیدا می نماید؟
    در مورد محتوای تخصصی و تک بعدی بودن من ارتباطی نمی بینم. برعکس هر رسانه می تواند بعدهای متفاوتی داشته باشد اما در کانال های مختلف. (مثلا وجوه مختلف گوگل مثل پیکاسا، یوتیوب، فیدبرنر و… را در نظر بگیرید).
    در مورد متوسل شدن به ساکنین کشورهای خارجی باید بگویم که وقتی پدیده ای متعلق به ما نیست الگوهای آن نیز طبیعتا ارتباطی با ما ندارد و به همان علت که وقتی از تمدن باستان، هنرهای دستی سنتی و فراورده های مختص این مملکت همچون پسته و خاویار صحبت می شود، همه دنیا به ایران فکر می کنند، وقتی ار پدیده ای غربی همچون اینترنت و وب لاگ نیز سخن می رانیم می بایست به الگوهای پایه ای این مبحث بپردازیم کاری که شما نیز به حق در لینکی که در ابتدای این متن آمده است، انجام داده اید. وقتی که وب لاگ های حرفه ای در ایران از تعداد انگشت های یک دست نیز فراتر نمی رود چگونه انتظار دارید به نمونه های ایرانی این ماجرا اکتفا نمائیم؟ اینجاست که من برخلاف شما به شدت به این موضوع اعتقاد دارم که امری که ساخته و پرداخته ما نیست، نسخه پیچیده شده و من درآوردی وطنی در مورد آن جواب نمی دهد، کما اینکه جواب نداده است و ما همچنان در اولین ایده ایجاد وب لاگ یعنی روزانه نویسی، مانده ایم و بر حرفه ای بودن آن تاکید هم داریم! من همچنان منتظر مشاهده وب لاگی غیر ایرانی با ترکیبی از موضوعات مختلف که چارچوب خود را نیز حفظ کرده است می باشم.
    در مورد عصیان و نیمای عزیز نیز بعلت آنکه ممکن است سوء برداشت ایجاد شود ترجیح می دهم صحبتی ننمایم
    با تشکر آرش

  13. در عوض من واسه وبلاگم فک کنم تو این یه سال ۴ یا ۵ بار پیشنهاد واسه تبلیغات شد که همشون رو رد کردم! هرچند خداییش دلم میخواست تبلیغ بگیرم کی بدش میاد منتهی انتهاش ! آخرش که چی؟! واسه من این کار حداقل واسه من که ۱۸ سالمه بدرد نمیخورد! مخصوصا با وضعیت کنکور!

  14. سلام خیلی خوشخالم که با وبلاگ شما آشنا شدم . در رابطه با وبلاگ نویسی حرفه ای من فکر می کنم بسیاری از دلایلی را که شما مطرح کرده اید درست است . من معتقدم که دنیای وبلاگ و وبلاگ نویسی دنیایی ساده اما در عین حال پیچیده است و طبعا قوانین خاص خود را دارد . کاملا موافقم که یک وبلاگ نویس باید وبلاگ های زیادی را بخواند و با اندیشه ها ی دیگران آشنا شود . شاید می توان گفت از یک موضوع واحد به تعداد آدمهای مختلف دیدگاه وجود دارد و آشنایی با نقطه نظرات دیگران به بالا بردن فهم و دانش و تجربه کمک زیادی می کند . همان طور نویسنده ای موفق است که زیاد کتاب بخواند و یا بازیگر و کارگردانی در عرصه کار خود موفق هستند که زیاد فیلم ببینند . و این برای وبلاگ نویس هم کاملا صادق است .

  15. آرش جان! از مشکل پیش آمده معذرت میخوام. متاسفانه نظرات شما اشتباهاً توسط آکیسمت بعنوان اسپم شناخته شده بود، که همین الان متوجهش شدم و از حالت جفنگ در آوردمش.
    در مورد بحث پیش آمده، بنده جداً خواهان روشن شدن دلائل و رسیدن به پاسخی روشن هستم، و در این راه از هیچ کوششی دریغ نخواهم کرد. اما فکر کنم مشکل از آنجا ناشی می شود که من از وبلاگ نویسی حرفه ای سخن می گویم و شما از وبلاگ تخصصی! از همین روی هم نمی توانیم با هم کنار بیائیم!
    بگذار کمی بیشتر از وبلاگ بگویم. بنده بین وب سایت و وبلاگ تفاوت قائلم. معتقدم که از یک جهت وب سایت حالت رسمی تر دارد و وبلاگ کمی غیررسمیتر است. به همین دلیل هم هست که در کنار اکثر وب سایتهای معروف شاهد وبلاگی هستیم که فضای خودمانی تری دارند. اصولاً فلسفه ایجاد وبلاگ نیز جز این نیست. بشر در وب به دنبال جایی بود که در نوشتن عقایدش از قید و بند آزاد باشد ، به همین دلیل به وبلاگ روی آورد. بعدها بودند که وبلاگها شکل تخصصی هم به خود گرفتند. حالا نمی توان وبلاگهایی را که حالت شخصی شان را حفظ کرده اند محکوم به عقب ماندگی کرد!
    شخصی را در نظر بگیرید که مهندس کامپیوتر است و حرفه اصلیش شبکه های کامپیوتری است. وی در وب سایتهای مختلف یا حتی وبلاگهای تخصصی متعددی قلم می زند و دانشش را در اختیار دیگران قرار می دهد. اما این فرد مسلماً یک شخصیت تک بعدی ندارد! وی در عرصه اجتماعی نیز فعال است و به مسائل اطرافش واکنش نشان میدهد. حتی شاید فعالیتهای اجتماعی هم داشته باشد و مثلاً در فعالیتهای انتخاباتی شرکت کند و نظراتش را بیان دارد. یا حتی عضو گروه کوهنوردی آماتوری باشد. و… او در این زمینه ها نیز حرفهایی برای گفتن دارد. آیا به نظر شما بهتر است که او برای هر یک از این فعالیتهایش وبلاگ جداگانه ای داشته باشد تا بتواند حرفه ای عمل کند؟! آیا اگر او در یک وبلاگ شخصی از همه فعالیتهایش سخن بگوید هرگز نمی تواند یک وبلاگ نویس حرفه ای تلقی شود، حتی اگر سایر عوامل را رعایت کرده باشد؟!
    بنده منکر آن نیستم که اگر وبلاگ نویس تمرکز موضوعی داشته باشد می تواند قوی تر عمل کند، اما این موجب نمی شود بپذیرم که پرداختن به موضوعات مختلف در یک وبلاگ موجب شود که وبلاگ نویس نتواند حرفه ای عمل کند، و محکوم باشد!
    تعریف من از حرفه ای بودن، تنها از بعد علمی و تخصصی نیست. اگر به وبلاگ بعنوان تخصص و حرفه (شغل) بنگریم، ناچاریم که در آن متمرکز عمل کنیم تا بتوانیم حرفه ای باشیم. برای اینکه یک وبلاگ تخصصی در زمینه تلفن همراه داشته باشیم، بایستی که روی تلفن همراه تمرکز کنیم تا گفته شود که این وبلاگ تخصصی و حرفه ای است. اگر در چنین وبلاگی گاه و بیگاه از روزنوشتهای نویسنده بخوانیم، مسلماً وبلاگ نویسش حرفه ای نیست.
    اما یک وبلاگ شخصی، بیانگر تمام عقائد و افکار و دانشهای نویسنده اش است. اگر یک وبلاگ شخصی مدام از شبکه های کامپیوتری بنویسد، نمی تواند یک وبلاگ حرفه ای باشد. البته ایرادی ندارد که در چنین وبلاگی نویسنده از تجربه های شخصیش در مورد شغل حرفه ایش هم بنویسد، اما نه مدام! من معتقدم که اینچنین وبلاگ نویسی هم می تواند حرفه ای عمل کند و وبلاگش می تواند تفننی صرف نباشد.
    بگذارید مثال دیگری بزنم. برنامه های تلویزیون را در نظر بگیرید. ما برنامه های تخصصی زیادی داریم، مثل برنامه ۹۰ که تنها به مسائل فوتبال می پردازد. اما برنامه هایی چون “صبح عالی بخیر” هم داریم که ترکیبی محسوب می شوند و به همه موضوعات می پردازند. نمیتوان گفت که چنین برنامه هایی چون موضوع صرف ندارند، حرفه ای نیستند. (نظرشخصی من در مورد این دو برنامه این است که صبح عالی بخیر بسیار حرفه ای تر عمل می کند!)
    مثالهای شما در مورد گوگل و آمازون و… به نظرم ربطی به وبلاگها پیدا نمی کنند! اینگونه است که بخواهیم فروشگاه کتاب را با دفتر خاطرات مقایسه کنیم!
    و اینکه فرمودید باید در این موارد به الگوهای کشورهای غربی متوسل شویم بنده مخالفم. به نظر من پدیده هایی چون دنیای مجازی فرا ملیتی هستند. همه جوامع با هم شروع به ساختن این دنیا کرده اند. اینجا مثل دنیای حقیقی با فرآیند چندین هزار ساله کشف قاره روبرو نیستیم که صحبت از تمدنها کنیم.
    اگر دنیای مجازی غربی به دلیل صنعتی بودن جوامع حقیقی آنها شکل صنعتی تر و تخصصی تری به خود گرفته اند، نمی تواند دلیل آن باشد که دنیای مجازی ما با فضای شرقی گونه تر غیرحرفه ای است!
    بلاگستان فارسی که امروز شاهدش هستید توسط چندین میلیون وبلاگ فارسی بنا نهاده شده است، نه توسط وبلاگهای غربی. بستر و تکنولوژی با آنچه که دنیای مجازیش می نامیم، متفاوت است.
    در انتها از اینکه موجب باز شدن این مبحث شده اید از شما ممنونم.
    پیروز باشی

  16. صادق جان سلام
    برخلاف میلم بازهم باید به نکاتی اشاره کنم.
    اول اینکه علیرغم دوبار توضیح این مطلب شما مجددا من را به اطلاق لفظ حرفه ای تنها به وب لاگ های تخصصی متهم نموده اید. من واقعا متوجه نمی شوم چرا موضوع به این روشنی را اینقدر بد توضیح می دهم. حرف من این است که هر کس فارغ از محتوای خود می تواند حرفه ای باشد و این اصولا کوچکترین ارتباطی با مطلبی که به آن می پردازد ندارد یک شخص می تواند در رابطه با فوائد عمو پورنگ بنویسد و حرفه ای باقی بماند. امیدوارم این بار حداقل منظورم را درست بیان کرده باشم.
    نکته دوم اینکه من همانطور که بارها به آن اشاره کردم کاملا به این نکته معتقدم که یک وبلاگ نویس یا خط موضوعات خود را در ابتدا مشخص می کند یا آنکه با پراکنده نویسی از دایره حرفه ای جدا می شود و همانطور که قبلا هم گفته شد یک شخص برای تشریح وجوه مختلف خود می بایست از کانال های متعددی وارد شود. همان مثال تلویزیون که شما اشاره کردید کاملا مثال خوبی ست فرضا اگر در برنامه ۹۰ بخش آشپزی و یا باغبانی بعلت آنکه آفای فردوسی پور به آنها علاقه دارد، گنجانده شود، حرفه ای عمل شده است یا خیر؟ دقیقا همین نقطه آن جائی ست که مشکل از آن آغاز می شود چرا که تلویزیون بعنوان یک رسانه، بخش های های حرفه ای خود را در قالب برنامه های مختلف و شبکه های متعدد به نمایش می گذارد و مثلا انتظار مشاهده برنامه کودک از شبکه چهار و یا پخش مستقیم فوتبال از شبکه آموزش را نداریم.
    در رابطه با مثال های گوگلی، نمونه های ملموسی راانتخاب کرده بودم که بوسیله آنها بتوانم مقصودم را تشریح کنم. مثال هایی از اینگونه در رابطه با وب لاگ های حرفه ای در زمینه های مختلف بسیار فراوان و کاملا در دسترسند.
    در رابطه با نقش کشورهای مختلف جهان در ساخت دنیای مجازی باز هم اتفاق نظر چندانی با شما ندارم. به نظر شما نقش کشورهای کاملا عقب افتاده عربی در دنیای مجازی تا چه اندازه است؟ (البته منظور از کشورهای عربی همین نمونه های حاضر در جنوب ایران است چرا که من کشورهایی مثل لبنان، مصر و سوریه را که همانند ایران مورد تهاجم عرب ها واقع شده اند را عربی به حساب نمی آورم) و یا کشوری مثل ایران که تا پیش از پدیده ای به نام hoder وب لاگ را نمی توانست معنی کند در میانه این بازی تا چه اندازه سهم داشته است. همانطور که اتوموبیل ساخت کشورهای غربی ست و در استفاده از آن خواه ناخواه می بایست به سبک غربی ها متوسل شد، دنیای مجازی نیز با وجود تفاوت های محسوسی که با دنیای واقعی دارد بعلت گسترده بودن آن در فضائی فراتر از مرزها قابل تسویه نمودن و اعمال فرهنگی خاص به آن را ندارد. در مورد بلاگستان فارسی نیز بعلت عدم تعریف صحیح از پدیده وب لاگ، این میلیون ها وب لاگ قالبا روزنوشته های پراکنده ای هستند که دو گزینه حیاتی یک نوشتار حرفه ای یعنی دوام و تولید محتوا در آنها جائی نداشته و برخلاف دنیای پیشرفته که وبلاگ ها انقلابی را در دنیای مجازی بوجود آورده اند، حرکت در سطح در آنها بشدت به چشم می خورد. یک آمار واقعی در این زمینه می تواند خیلی از نکات تاریک این وبلاگ نویس های میلیونی را مشخص کند، احتمالا قبول دارید که یکی از مهمترین عوامل حرفه ای بودن یک وب لاگ در رده طراحی و ساختار حضور خروجی فید در آن وب لاگ است که در این زمینه همانطور که به خوبی اطلاع دارید با ابتکار آرش کمانگیر عزیز لیستی برای شمارش فیدهای وبلاگستان فارسی تهیه شده که نگاه کوتاهی به این لیست نکات اسف باری را نشان می دهد جائیکه تعداد وبلاگ های لیست شده در این سایت که از خروجی فید در وبلاگ خود استفاده می کنند به زحمت از ۵۰۰ وبلاگ می گذرد که از آن میان بیش از ۲۰۰ وبلاگ در این لیست از آماری تنها دو رقمی برخوردارند که این خود میزان حرفه ای بودن این وبلاگ نویسانی که شما از ساخت فرهنگ توسط آنها سخن می گوئید، را نشان می دهد. قصد سفسطه و چسباندن حقایق از این سو و آن سو برای محق نشان دادن خود را ندارم اما تنها نیم نگاهی به دنیای مجازی فارسی که پیش روی ما گسترده است این حقیقت را همانند روز برایم روشن کرده است که وب فارسی بجز چند نمونه کاملا انگشت شمار جای روزانه نویس های غیر حرفه ای و سارقان ادبی حرفه ای و با پشتکاری ست که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود.
    در کل به نظر من هر کسی می تواند تعریف خود را از تمامی موارد پیرامون خود داشته باشد که این تعریف از منتهی الیه درجه اهمیت برای شخص برخوردار است.
    با تشکر آرش

  17. آرش عزیز از پیگیری شما بار دیگر ممنونم. از وقتی هم که برای شرکت کردن در این بحث گذاشتید سپاسگزارم.
    فکر نمی کنم در فهم منظور شما دچار مشکل شده باشم. شما می فرمائید که وبلاگ در صورتی می تواند حرفه ای باشد که در آن فقط به موضوع خاصی پرداخته شده باشد و چند موضوعه نباشد.
    اما فکر کنم شما منظور مثال قبلی مرا در رابطه با برنامه های تلویزیونی درست متوجه نشده باشید. در آن مثال بین دو برنامه مقایسه شده بود: برنامه ۹۰ بعنوان یک برنامه تلویزیونی تک موضوعه و تخصصی و برنامه “صبح عالی بخیر” بعنوان یک برنامه تلویزیونی چند موضوعه. اگر در برنامه ۹۰ که یک برنامه تک موضوعه است به موضوعات دیگر پرداخته شود می توان گفت که این برنامه حرفه ای نیست. اما این دلیل نمی شود که برنامه “صبح عالی بخیر” را که موضوعات ترکیبی دارد را غیرحرفه ای بنامیم. جنس این برنامه پرداختن به موضوعات مختلف است و به نظر من بسیار هم حرفه ای عمل می کند.
    اگر اکثریت وبلاگهای ترکیبی (یا به اصطلاح شما پراکنده نویس) فارسی زبان ضعیف عمل می کنند، دلیل نمی شود نتیجه بگیریم که وبلاگهای پراکنده نویس از دایره حرفه ای بودن خارج هستند.
    بنده نیز همانگونه که قبلاً اشاره کرده بودم معتقدم که تمرکز موضوعی در وبلاگ موجب می شود که نویسنده بتواند حرفه ای تر عمل کند. اما این بدین معنا نیست که روی وبلاگهای ترکیبی خط بطلان بکشم!
    بگذارید با چند گزاره ساده منظورم را قانونمند کنم:
    – وبلاگهایی حرفه ای هستند که چارچوب مشخصی داشته باشند و چارچوب شکنی نکنند.
    – وبلاگهای ترکیبی نیز چنانچه چارچوب مشخصی داشته باشند و قوانین حرفه ای بودن را رعایت کنند میتوانند جز وبلاگهای حرفه ای محسوب شوند.
    – وبلاگهای تک موضوعه و تخصصی، به دلیل محدود بودن راحتتر می توانند قوانین حرفه ای بودن را رعایت کنند.
    – اکثریت وبلاگهای ترکیبی یا پراکنده نویس یا روزانه نویس فارسی زبان متاسفانه ابتدائی ترین قوانین حرفه ای بودن را رعایت نمی کنند.

    اما در رابطه با الگوگیری از غربی ها؛
    با یک مثال سعی میکنم تا منظورم را بهتر بیان کنم:
    اتومبیل یک وسیله غربی است. لذا ما برای ساخت آن ناچاریم از نمونه های غربی الگوبرداری کنیم و برای ساخت ابزارهای جانبی از آنها کمک بگیریم. اینها قسمت فیزیکی قضیه هستند. اما برای کاربریهایی که با ان می کنیم لزومی ندارد حتماً از غربیها الگوبرداری کنیم. این بخش مربوط به فرهنگ جامعه است که فرهنگ اتومبیل رانی را می سازد.
    وبلاگ بعنوان یک تکنولوژی تحت وب از غرب آغاز شد. ما از آنها یادگرفتیم که وبلاگ چه شکل و شمایل و قالبی دارد. به چه وسیله ای می توان آنرا اداره کرد. ابزارهای جانبی آن چه چیزهایی هستند. اما اینکه در آن چه بنویسیم لزومی به الگوبرداری از غرب ندارد.
    فیس بوک یک شبکه اجتماعی غربی است. ما از طریق غربی ها آنرا یافتیم و در آن عضو شدیم و با ابزارهای آن آشنایی پیدا کردیم. تمام بسترهای نرم افزاری و سخت افزاری فیس بوک را غربیها فراهم کرده اند. اما هدف اصلی فیس بوک تشکیل شبکه های اجتماعی از انسانهاست. نحوه ایجاد روابط ما و نحوه بکارگیری آن به هیچ وجه نیاز به الگوبرداری از غرب ندارد. ما با توجه به فرهنگ جامعه خودمان آنرا ناخودآگاه می سازیم.
    بنده نیز مانند شما به عقب ماندگی دنیای مجازی فارسی زبان از سایر کشورها اذعان دارم و انها را می پذیرم. فکر کنم همه ما در این مورد متفق القول هستیم. اما این دلیل نمی شود بگوئیم که چون اکثریت وبلاگ نویسهای ناشی ما پراکنده نویس و روزانه نویس هستند، لذا باید قانون بگذاریم که وبلاگهای ترکیبی نمی توانند حرفه ای باشند. مشکل ما این است که اکثریت وبلاگ نویسان ناشی اینگونه وبلاگ می نویسند، نه اینکه ترکیبی نویسی مشکل دارد!
    به هرحال از نظرتان ممنونم.
    احساس می کنم که اینبار نظراتمان به هم نزدیکتر شده است. من تعداد وبلاگ نویسان حرفه ای را بیشتر از تعداد انگشتهای دست می دانم، البته هنوز به نسبت کل وبلاگستان ناچیز هستند. هر چه که باشد همه ما باید دست به دست یکدیگر دهیم تا بتوانیم فرهنگ حرفه ای نویسی را در وبلاگستان فارسی ترویج کنیم.
    به امید روزهای بهتر

  18. وااااای خیلی خیلی خوشحالم که این‌جا بحث خوبی در گرفته :)
    این آقا آرش خیلی تند حرف می‌زنه. بد و خوب داره اما برتابیدن نظر مخالف یه لطف دیگه‌ای داره‌هاااا… به هر حال صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

    اما بحث شیریم وب‌نویسی حرفه‌ای:

    صادق جم عزیز!
    می‌خوام بحث رو این جور تکمیل کنم که یه وب‌نویس جدای از رسالتش چه ویژگی‌هایی رو باید داشته باشه تا به گمان من حرفه‌ای باشه. پیش از اون یادآوری می‌کنم که بیشتر اینا تو متن شما و پیام‌ها آورده شده و چند تا رو خودم نوشتم و در ضمن ذهنم من یاری همین‌ها رو می‌ده و به یقین بیش از این‌ها هست:
    ۰۰- داشتن چشم‌انداز و هدف:
    (فکر نکنم که نیازی به توضیح درباره‌ی تفاوت هدف و چشم‌انداز باشه) یه چشم‌انداز نیاز هست و یک یا چند تا هدف که به نظرم چشم‌انداز باید متعالی باشه اما هدف می‌تونه خیلی هم متعالی نباشه و حتا اقتصادی و … . به هر حال با هر دیدگاهی این دوتا نیاز هست.
    .- انتخاب قالب مناسب:
    به نظرم خیلی درست نیست یه قالب با عکس «چه‌گوارا» رو بذاریم برای یه وب‌نوشت ورزشی. به هر حال قالب هر وب‌نوشت یه بخشی از شخصیت، دیدگاه وب‌نگار و موضوع وب‌نوشت رو نشون می‌ده.
    ۱- انتخاب دسته‌ی مناسب:
    دسته‌بندی موضوع‌ها هم ایجاد نظم می‌کنه و هم ذهن خواننده رو آماده می‌کنه که با چه نوشته‌ای مواجه خواهد شد. این شاید برای وب‌نگاری مثل من و اونم برای شروع خیلی اساسی نباشه اما برای کسی که روزی چند تا متن می‌نویسه یا برای آدمای مثل من تو دراز مدت تبدیل به یه نیاز اساسی می‌شه. خب آشکاره که وابستگی شدیدی به بند ۰۰ (دو صفر) داره.
    ۲- انتخاب موضوع مناسب:
    واضح هست که هر چه موضوع اجتماعی‌تر و دربرگیرنده‌ی نیازهای خوانندگان باشه وب‌نگار رفتار حرفه‌ای‌تری رو پیش گرفته. باز به نظرم این موضوع باید فراتر از ارائه‌ی گزارش قرار با دوست پسر/دختر یا … باشه اما به هر حال اونم یه موضوعه. البته این رو هم بگم که ما متاسفانه به دو موضوع خیلی خیلی خوب می‌پردازیم: الف) مخالفت با حکومت که از اتنقاد گرفته تا حرکت انقلابی. ب) هرزه‌نگاری که از پورنوگرافی گرفته تا خاطرات و مسائل خیلی شخصی تنها برای (به هدف) جذب مخاطب (توضیح نمی‌دم که شخصی‌نویسی علیه رفتار حرفه‌ای نیست و به همین بسنده می‌کنم که منظورم رو بدون در نظر گرفتن هدف نگارنده‌ی وب برداشت نکنید). پرداختن به این دو موضوع فضای وب فارسی رو یه فضای نهیلیستی-تفریحی بدل کرده (نهیلیستی به تعریف داریوش آشوری یعنی دید بدبینانه به جامعه و حکومت و ایجاد حس ناامیدی به آینده). ما نیاز داریم که هر کسی با توجه به توان و تخصصش مطلب بنویسه. شما وقتی واژه‌ی “Iran” رو جست و جو می‌کنید چی می‌بینید؟ مسئله‌ی هسته‌ای، در و گوهرهای رئیس‌جمهور، زندانی و محاکمه و اعدام و … این ضعف وب‌نویسی و ۱۰۰ البته فرهنگ ما ایرانی‌ها هست که از فوتبال نوشتنمون سیاسی هست تا … و این یه رفتار نادرسته که هر موضوعی رو با چوب سیاست بزنیم.
    ۲.۵- گزارش مستند و با برهان:
    نمی‌شه ما یه متنی رو بنویسیم و کسی رو محکوم کنیم یا موضوعی رو مطرح کنیم و دلیلی برای اون نیاریم. برای نمونه بنویسیم که «رئیس‌جمهور بده» اما نگیم که به چه دلیل بده یا عنوان کنیم که «بیشتر مردم طرف‌دار x هستند» اما توضیح ندیم که چه جوری به واژه‌ی «بیشتر» رسیدیم و …
    ۳- شیوه‌ی نگارش درست:
    نیازی نیست که «آیین نگارش» رو توضیح بدم. بدیهی هست که باید تمام اصول نگارشی (وابسته به زبان نگارش وب‌نوشت و در این‌جا بیشتر فارسی) رعایت بشه. نمی‌شه یه متن نوشت با کلی غلط املایی، نگارشی و … . ما هنوز فرق بین کاما و نقطه و جای اونا رو نمی‌دونیم. ما هنوز داریم بیش از اندازه از واژه‌های غیرفارسی استفاده می‌کنیم. ما هنوز هم که هنوز «علیه» رو به اشتباه «بر علیه» می‌گیم و می‌نویسیم. ما هنوز جای استفاده از واژه‌ی «به قول معروف» رو نمی‌دونیم.
    دلم از این دوستایی که با دست خودشون ادبیات فارسی رو لگدمال می‌کنه و سنگ فرهنگ رو به سینه می‌زنن خیلی گرفته. بگذریم… از شیوه‌ی نگارش تو دنیای وب گفتن مثنوی هفتاد من کاغذه. کاش یاد می‌گرفتیم که شیوه‌ی نگارش هم هر روز و بنا به شرایط اجتماعی-فرهنگی عوض می‌شه. دوره‌ی این گذشته که بنویسیم: «بخاطر»، «کتابها»، «میروم» و … ما هنوز تو نگارش دهه‌ی چهل موندیم. (البته ببخشید آق صادق :) ). یه خاطره‌ی بی‌ربط: تو نمایشگاه کتاب رفتم غرفه‌ی انتشارات نگاه (سال ۸۰). کتاب شاملو رو برداشتم دیدم وای که چقدر غلط داره. گفتم آقا این چه وضعشه؟ گفت شاملو این جوری نوشته. گفتم نگارش شاملو قدیمی بوده. امروز دستور نگارش جدید اومده و … چند سال بعد که کتاب رو خریدم خدا رو شکر مشکلش حل شده بود. نیازی هست نتیجه‌گیری کنم؟؟؟!!؟!؟!؟!؟
    ۴- برچسب‌زنی (Meta Keyword)، توضیح جست و جویی (Meta Description) و تیتر (Title) مناسب:
    این رو به عنوان یه نفر می‌گم که کارم تجارت الکترونیک هست. اشتباهی که خیلی از ما می‌کنیم نگذاشتن برچسب و توضیح هست اما بدتر از اون انتخاب برچسب نادرست هست. برای نمونه چند روز پیش یه دوستی (http://baharpix.ir) چندتا عکس گذاشته بود درباره‌ی «عشایر فارس» و برچسب‌ها رو جور گذاشته بود: «فارس»، «عشایر» و … که خب رسا نیست و ربط آن‌چنانی با عکس‌هایی که گذاشته نداره. این خوبه اما این خیلی خیلی خیلی از نظر فنی غلطه که برای متن درباره‌ی «دستور پخت کباب» تیتر «دختری در مزرعه» با برچسب‌های «دختر کبابی»، «دلم کبابه»، «منقل» یا … رو انتخاب کرد. بدتر از اون اینه که دانسته یا ندانسته برای اون متن این تیترهایی رو انتخاب کنیم مثل «فیلم جدید زهرا امیرابراهیمی» یا … و برچسب‌هایی مثل «داستان …»، «عکس دختر» یا … این‌ها هیچ کمکی نمی‌کنه.
    اگه یه کم اطلاعات عمومی‌مون به روز باشه این جوری کارها رو نمی‌کنیم تا فضای وب‌فارسی با این همه مشکل یه فضای درپت و بی‌کاربرد بشه. از اینم بگذریم (ارجاع به منبع فارسی نه چندان بد: http://www.iranseo.com/book). بد نیست به روز باشیم.
    برای نمونه بد نیست که به تیتر و برچسب‌های همین نوشته نگاه کنیم. به نظرم خوب انتخاب شدن هر چند که یه ایرادی داره و اون انتخاب نکردن تیتر نوشته به عنوان تیتر صفحه هست (البته این ایراد طراحی هست نه ایراد وب‌نگاری).
    ۵- اجتماعی بودن:
    اجتماعی بودن به مفهوم مجازی یعنی تو فضای مجازی با خیلی از اجتماع‌ها در رابطه باشیم: فیس‌بوک، فیدبرنر، فرندفید، توییتر، فلیکر، یوتیوب، گوگل ریدر، دیگ، دلیشیوز و … نه این که اون‌جا هرزه‌گردی کنیم، نه. باید حضور مفیدی داشته باشیم: دوستان هم‌فکر پیدا کنیم، در گروه‌های مورد علاقه شرکت کنیم یا ایجادشون کنیم و …
    ۶- رعایت اخلاق:
    هر کسی نظری داره و نظرش محترمه. مخالف یا موافق فرقی نداره. فحش و توهین مستقیم یا غیرمستقیم (به هدف تخریب) کار غیراخلاقی هست. استفاده از واژه‌های رکیک توی وب‌نوشت‌های غیر پورنو بده و رفتارهای غیراخلاقی دیگه.
    یه رفتار بسیار بسیار بسیار بدی که خیلی بین ایرانی‌ها و چینی‌ها و روس‌ها مد هست سرقت هست. متن یکی رو می‌برن یه جایی استفاده می‌کنن انگار که نه انگار که طرف برای نوشتن این زحمت کشیده. بابا نوشتن اسم که دیگه کار سختی نیست. نمی‌تونی بنویسی، ننویس. می‌دزدی، بدزد اما نوشتن ۴ تا کلمه که دیگه سخت نیست. بگو اینو از فلان جا دزدیم. از اون بدتر دزدی چیزی هست که بقیه از طریق اون زندگی‌شون رو می‌گذرونن. یارو پدر خودش رو در می‌آره و با هزار بدبختی فیلم/آهنگ/نرم‌افزار می‌سازه یا کتاب می‌نویسه که زندگی‌اش رو بگذرونه اما یه عده خیلی راحت دزدی می‌کنن. توجیه‌شون اینه که ما نمی‌تونیم بخریم و … قبول. استفاده کن. دیگه چرا تو وب‌نوشتت لینک دریافت می‌ذاری؟؟؟؟!؟!!! به هر حال وب‌نگاری بدون پایبندی به اخلاق درست نیست (ارجاع به دیدگاه بزرگان -که نامشون تو تاریخ جاوید هست- درباره‌ی اداره‌ی جامعه. این‌جا «جامعه» رو بذارید «وب‌نوشت»).
    ۷- استفاده‌ی مناسب از وب و امکاناتش:
    ما هنوز هم که هنوزه برامون خیلی خیلی جالبه که می‌شه از تو وب نقشه‌ی شهر رو دید. هنوزم برامون غیرقابل باوره که ویکی‌پدیا بزرگ‌ترین مرجع هست. هنوزم …
    اینا به کنار خیلی دور از ذهنمونه که می‌شه یه راهی برای ارتباط وب‌نوشت و فیس‌بوک یا وب‌نوشت و توییتر یا … پیدا کرد. ما هنوز نمی‌دونیم که چه تاثیری داره این «به اشتراک بذاریم‌»ها. ما هنوز اندر خم کوچه‌ی «خوراک‌وب» روانیم. ما هنوز…
    آقا به خدا دنیای وب خارج از ویندوز و مایکروسافت هم هست. به پیر که به جز IE مرورگرهای دیگه‌ای هم هست. والله که یاهو در مقابل جی‌میل حرفی برای گفتن نداره. به کی قسم بخورم که باور کنی آخر دنیا چت یاهو نیست و …
    از اینا لازمه بازم بگم؟؟؟!؟!؟!؟
    ۸- استفاده از آمار و تحلیل اون:
    امیدوارم هر کسی به طریقی آمار بازدیدهاش رو پایش کنه و تحلیلشون کنه. حالا از «پرشین استت» استفاده کنی یا «گوگل آنالاتیک» یا … مهم نیست. مهم اینه که این کار انجام بشه.
    ۹- تبادل‌های وبی:
    اگه به هم نون قرض ندیم حرفه‌ای نیستیم. برای نمونه همین لینک دادن به هم‌دیگه یا این بازی‌هایی که مد شده و صادق خان هم تو نوشته‌ی آخرش (نوشته‌ی بعد از این) تو یه همچین بازی‌ای شرکت کرده و از کسانی خواسته که تو بازی شرکت کنند. که البته این جور نو قرض دادن‌ها خیلی خیلی مدرن و حرفه‌ای هستند.
    ۱۰- به روز بودن:
    به نظرم خیلی منطقی نمی‌یاد که توی عصر وب۲ کسی هنوز از طراحی ایستا استفاده کنه. خیلی جالب نیست که کسی ندونه که جاوا چه ویژگی‌ای داره و چه عیبی و … یا حتا یه کم حرفه‌ای‌تر ندونه که جی‌میل یه بخشی به نام «Google lab» داره یا قراره فلان چیز اضافه بشه یا … اینا رفتارهای غیر حرفه‌ای هست که ما پی‌گیرشون نیستیم.

    اینا یه سری ویژگی‌های حرفه‌ای‌ها هست و رفتاراشون. تکراره دوباره‌ی یه نکته: بیشتر اینا تو همین متن (از بالای صفحه تا پایین) اومده و شاید تکراری باشه اما خواستم کنار متن قبلی که بیشتر رو رسالت وب‌نگار بحث شد، روی وب‌نوشت حرفه‌ای هم (از نظر فنی و نه کارکردی) بحث بشه.
    بازم تکرار می‌کنم که رعایت اینا یه وب‌نوشت حرفه‌ای درست نمی‌کنه. فقط یه رفتار حرفه‌ای و پیش‌نیاز هست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *