وبلاگ نویسی حرفه ای: الگوبرداری از غرب؟!

پیش از این طی پستی به موضوع “وبلاگ نویسی حرفه ای” پرداخته بودم که دوستان عزیز لطف کردند و در قسمت نظرات همان پست به تبیین برخی مسائل در همین رابطه پرداختند و باعث روشن تر شدن هر چه بیشتر موضوع شدند. در همین جا لازم می دانم از همه این دوستان خصوصاً علی نیکوئی عزیز و آرش افراسیابی گرامی قدردانی کنم.

یکی از بحثهایی که در زیر پست مذکور در گرفت، “لزوم یا عدم لزوم الگوبرداری از غرب در پدیده وبلاگ نویسی” بود. که تمایل دارم برای دقیق تر شدن روی این موضوع، آنرا جداگانه مطرح کنم تا بیشتر درباره اش فکر کنیم.

موضوع از آنجا شروع شد که آرش خان برای اینکه ثابت کند وبلاگهای ترکیبی نمی توانند وبلاگهای حرفه ای خوبی محسوب شوند، از من خواست تا یک نمونه موفق وبلاگ حرفه ای خارجی را معرفی کنم (+). اما من نظر متفاوتی داشتم:

به نظر من جامعه مجازی شمه ای از جامعه حقیقی ای است که در آن زندگی می کنیم. همانگونه که آداب و رسوم و فرهنگ جامعه ایرانی با سایر ملل متفاوت است و نوع زندگی حقیقی آنها نیز دگرگونه می باشد، لذا شکی نیست که در دنیای مجازی نیز تفاوت اساسی بین این فرهنگها وجود دارد و نمی توان تنها به این بهانه که چون غربیها در پدیده هایی چون وبلاگ نویسی پیشرو بوده اند، همان نسخه ای را برای ایرانیها پیچید که آنها از آن بهره می برند. (+)

آرش در پاسخ می نویسد:

وقتی پدیده ای متعلق به ما نیست الگوهای آن نیز طبیعتا ارتباطی با ما ندارد و به همان علت که وقتی از تمدن باستان، هنرهای دستی سنتی و فراورده های مختص این مملکت همچون پسته و خاویار صحبت می شود، همه دنیا به ایران فکر می کنند، وقتی ار پدیده ای غربی همچون اینترنت و وب لاگ نیز سخن می رانیم می بایست به الگوهای پایه ای این مبحث بپردازیم…

وقتی که وب لاگ های حرفه ای در ایران از تعداد انگشت های یک دست نیز فراتر نمی رود چگونه انتظار دارید به نمونه های ایرانی این ماجرا اکتفا نمائیم؟ اینجاست که من برخلاف شما به شدت به این موضوع اعتقاد دارم که امری که ساخته و پرداخته ما نیست، نسخه پیچیده شده و من درآوردی وطنی در مورد آن جواب نمی دهد، کما اینکه جواب نداده است و ما همچنان در اولین ایده ایجاد وب لاگ یعنی روزانه نویسی، مانده ایم و بر حرفه ای بودن آن تاکید هم داریم!  (+)

اما من همچنان مخالف این نظریه هستم:

به نظر من پدیده هایی چون دنیای مجازی فرا ملیتی هستند. همه جوامع با هم شروع به ساختن این دنیا کرده اند. اینجا مثل دنیای حقیقی با فرآیند چندین هزار ساله کشف قاره روبرو نیستیم که صحبت از تمدنها کنیم.

اگر دنیای مجازی غربی به دلیل صنعتی بودن جوامع حقیقی آنها شکل صنعتی تر و تخصصی تری به خود گرفته اند، نمی تواند دلیل آن باشد که دنیای مجازی ما با فضای شرقی گونه تر غیرحرفه ای است!

بلاگستان فارسی که امروز شاهدش هستید توسط چندین میلیون وبلاگ فارسی بنا نهاده شده است، نه توسط وبلاگهای غربی. بستر و تکنولوژی با آنچه که دنیای مجازیش می نامیم، متفاوت است. (+)

آرش همچنان با من اتفاق نظر ندارد و میگوید:

به نظر شما نقش کشورهای کاملا عقب افتاده عربی در دنیای مجازی تا چه اندازه است؟ (البته منظور از کشورهای عربی همین نمونه های حاضر در جنوب ایران است چرا که من کشورهایی مثل لبنان، مصر و سوریه را که همانند ایران مورد تهاجم عرب ها واقع شده اند را عربی به حساب نمی آورم) و یا کشوری مثل ایران که تا پیش از پدیده ای به نام hoder وب لاگ را نمی توانست معنی کند در میانه این بازی تا چه اندازه سهم داشته است. همانطور که اتوموبیل ساخت کشورهای غربی ست و در استفاده از آن خواه ناخواه می بایست به سبک غربی ها متوسل شد، دنیای مجازی نیز با وجود تفاوت های محسوسی که با دنیای واقعی دارد بعلت گسترده بودن آن در فضائی فراتر از مرزها قابل تسویه نمودن و اعمال فرهنگی خاص به آن را ندارد. در مورد بلاگستان فارسی نیز بعلت عدم تعریف صحیح از پدیده وب لاگ، این میلیون ها وب لاگ قالبا روزنوشته های پراکنده ای هستند که دو گزینه حیاتی یک نوشتار حرفه ای یعنی دوام و تولید محتوا در آنها جائی نداشته و برخلاف دنیای پیشرفته که وبلاگ ها انقلابی را در دنیای مجازی بوجود آورده اند، حرکت در سطح در آنها بشدت به چشم می خورد. (+)

من معتقدم که فیزیک وبلاگ از روحش جداست:

با یک مثال سعی میکنم تا منظورم را بهتر بیان کنم:

اتومبیل یک وسیله غربی است. لذا ما برای ساخت آن ناچاریم از نمونه های غربی الگوبرداری کنیم و برای ساخت ابزارهای جانبی از آنها کمک بگیریم. اینها قسمت فیزیکی قضیه هستند. اما برای کاربریهایی که با ان می کنیم لزومی ندارد حتماً از غربیها الگوبرداری کنیم. این بخش مربوط به فرهنگ جامعه است که فرهنگ اتومبیل رانی را می سازد.

وبلاگ بعنوان یک تکنولوژی تحت وب از غرب آغاز شد. ما از آنها یادگرفتیم که وبلاگ چه شکل و شمایل و قالبی دارد. به چه وسیله ای می توان آنرا اداره کرد. ابزارهای جانبی آن چه چیزهایی هستند. اما اینکه در آن چه بنویسیم لزومی به الگوبرداری از غرب ندارد.

فیس بوک یک شبکه اجتماعی غربی است. ما از طریق غربی ها آنرا یافتیم و در آن عضو شدیم و با ابزارهای آن آشنایی پیدا کردیم. تمام بسترهای نرم افزاری و سخت افزاری فیس بوک را غربیها فراهم کرده اند. اما هدف اصلی فیس بوک تشکیل شبکه های اجتماعی از انسانهاست. نحوه ایجاد روابط ما و نحوه بکارگیری آن به هیچ وجه نیاز به الگوبرداری از غرب ندارد. ما با توجه به فرهنگ جامعه خودمان آنرا ناخودآگاه می سازیم. (+)

اما نظر شما چیست؟! فکر می کنید برای وبلاگ نویسی لازم است که از غرب الگوبرداری کنیم یا نه؟

دعوت می کنم ضمن ارائه دلائل تان دراین باره در نظرسنجی زیر نیز شرکت کنید:

16 دیدگاه در “وبلاگ نویسی حرفه ای: الگوبرداری از غرب؟!

  1. اصولا به کاری حرفه ای گفته میشود که فرد حالا در هر حوزه ای که فعالیت میکند از طریق آن حرفه درامد زندگیش را تامین کند. اگر بلاگری از طریق وبلاگش منبع درآمدی داشته باشد که به شغل دیگری احتیاج نداشته باشد به آن وبلاگ میگویم حرفه ای که فکر نمی کنم در وبلاگستان ایرانی بلاگری باشد که تنها از طریق وبلاگش سدجوع کند. اما من به موضوع طور دیگری نگاه میکنم. برای عده ای از جمله خودم وبلاگ یک رسانه جدی است. خب هرچیزی را که جدی گرفتی انرژی و نیرویی برای آن میگذاری. عده ای هم وبلاگ برایشان حالت تفننی دارد که فکر میکنم درصد بالایی هم دارند. در ضمن من نمیدانم چرا دوستان این همه اصرار دارند که بنویسند وبلاگ نویس و نه بلاگر البته در فرصتی در این مورد در وبلاگم خواهم نوشت.

  2. بحث خیلی جالبی هست و ممنون از شما و آرش.
    اعتقاد من اینه که اول باید ببینیم منظورمون از حرفه ای بودن یک وبلاگ چیه. شما به چه وبلاگی میگی حرفه ای؟ آیا یک پزشک حرفه ای است؟ بلاگ نوشت حرفه ای هست؟ یا عصر نوشتن؟ شایدم دهکده آی تی؟ باید اول تعریف ما از یک وبلاگ حرفه ای مشخص شود و بعد تصمیم بگیریم که آیا الگو برداری کنیم یا خیر.
    و موضوع بعدی این است که شاید فیزیک وبلاگ از روحش جدا باشد، اما هیچ کدام از این دو مورد ربطی به غربی و شرقی بودن ندارند. با قسمت اول حرفت که گفتی امکانات فیزیکی اینترنت توسط غربی های تامین میشه که مشکلی ندارم. اما اینکه میگی در مورد محتویات این خودمون هستیم که باید تصمیم بگیریم چی بنویسیم، زیاد قانع کننده نیست. علتشو با یه سوال ازت می پرسم؟ تو چی می خوای تو وبلاگ بنویسی، که اولا الگو برداری از غرب نباشه و ثانینا مناسب با فرهنگ ما؟ اگه وبلاگت کامپیوتری باشه، همون چیزیو مینویسیم که غربی ها می نویسن. نه به این خاطر که تکنولوژی مال غربه. واسه اینکه کل دنیا دارن از یه نوع تکنولوژی کامپیوتری استفاده می کنن.
    بنابراین نظر شخص من اینکه که در وبلاگ نویسی و به نوعی اینترنت الگو برداری معنی خاصی نمیده. غیر از اینکه به چیز هایی مثل قالب وبلاگ و این موارد گیر الگو برداری کردن و یا نکردن بدیم. یک پزشک وبلاگ عالی داره. تو و آرشم همین. اما آیا شما از وبلاگ خاصی الگو برداری کردین واسه نوشتن؟ به نظرم این حرف اصلا در اینترنت معنی خوب و کاملی نمیده.
    سوال نظر سنجی هم زیاد واضح و مفهم نیست. واقعا نمی دونم هدف سوال چیه که بخوام جوابشو بدم.
    اما بازم از اینکه موضوع خوبی رو مطرح کردین ممنون. حتما باید روش بیشتر بحث بشه.

  3. البته موضوع سخن ما در این سلسله بحثها “حرفه ای” از نظر “اشتغال” نیست. همانگونه که قبلاًهم گفتم به نظر من وبلاگ نویس حرفه ای صرفاً نباید به وبلاگ نویسی بعنوان شغل نگاه کند. یا لزومی ندارد که برای وبلاگ نویس حرفه ای بودن، بتوان از آن کسب درآمد کرد. وبلاگ نویس حرفه ای حتماً کسی نیست که فقط در وبلاگش درباره موضوع خاصی مطلب می نویسد یا روزانه حتماً مطلبی در بلاگش می نگارد.
    در حقیقت بنده معتقدم وبلاگ نویس حرفه ای کسی است که علاوه بر رعایت اخلاق حرفه ای، چارچوب مشخصی را برای وبلاگش در نظر می گیرد و در همان چارچوب به فعالیت می پردازد. یا به قول شما کسی است که وبلاگ نویسی را جدی بگیرد و جدی عمل کند.

  4. ۱. من سر قولم هستم و همین الآن دارم رو نخستین قسمت کار می‌کنم.
    ۲. ببین ما یه بحثی داریم به عنوان «محلی‌سازی» که این تو هر پدیده‌ی «جامعه‌ی جهانی» مطرحه. یعنی چی؟
    دموکراسی آمریکا و ژاپن و فرانسه رو در نظر بگیرید. توی ژاپن نخست‌وزیر و … تو آمریکا حزب دو قطبی و الکترال و … و تو فرانسه یه چیزی تو مایه‌های شورای نگهبان و …
    اما همه باور داریم که یه قالب از دموکراسی هست که برای خودشون تعریف شده. شما فرض کنید که می‌خواید تو ایران دموکراسی تعریف کنید و با مدل آمریکا باشه… اون موقع می‌گیم صد رحمت به دیکتاتوری و …
    تو این موضوع هم همین‌جوره. نمی‌شه عین الگوی غربی رو گرفت و گفت که هیچ راهی نیست که فلان کنیم و بهمان کنیم. نمی‌شه من از غربی‌ای تبعیت کنم که ۵ روز کار می‌کنه. از کسی که غرق در تبلیغ و بازار آزاد و … هست. ما تو ایرانیم. فرهنگ داریم و اگه بخوایم دوام بیاریم باید بهش احترام بذاریم و این یعنی ایرانی کردن یه پدیده‌ی جهانی.

  5. اگر مطلب قبلی و قسمت نظراتش را مطالعه کرده باشید، در خواهید یافت که ما درباره “وبلاگ حرفه ای” و وِیژگیهای آن به طور مفصل بحث کرده ایم. البته در آینده نیز قصد دارم در این باره بیشتر صحبت کنم.
    در مورد الگوبرداری از غرب شما بحث را کمی پیچیده کرده اید! آرش خان معتقدند که اکثر وبلاگهای غربی تخصصی نویس هستند و به همین دلیل هم اکثرشان حرفه ای اند. اما وبلاگهای ایرانی اغلب ترکیبی هستند و به همین دلیل هم حرفه ای نمی شوند. اما من با این نظر مخالفم و معتقدم که چون اغلب وبلاگهای غربی تخصصی نویس هستند دلیلی نمی شود که ما هم از آنها الگوبرداری کنیم و بگوئیم که فقط وبلاگهای تخصصی می توانند حرفه ای عمل کنند. من معتقدم که گرچه وبلاگ را غربیها برای اولین بار راه اندازی کرده اند و ما هم از آنها یاد گرفته ایم که وبلاگ چیست، اما این دلیل نمی شود که هر سبکی که آنها در نوشتن دارند، ما هم عیناً داشته باشیم و قانون بگذاریم که هرکس مثل غربیها نبود پس حرفه ای نیست!
    موضوع این بحث هم همین است، سوال نظرسنجی هم همین طور، که آیا برای حرفه ای بودن وبلاگستان، حتماً باید اکثر وبلاگهایمان تخصصی نویس باشند یا اینکه نه اگر وبلاگهای ترکیبی زیادی هم داشته باشیم، میتوانیم وبلاگستانی حرفه ای داشته باشیم؟!
    امیدوارم توانسته باشم بخوبی منظورم را بیان کنم.

  6. موافقم. البته بحث درباره پدیده جدیدی مثل دنیای مجازی کمی متفاوت است. ما در دنیای مجازی با یک دنیای بدون مرز سرو کار داریم، و آنچه که بیشتر تاثیرگذار است فرهنگ جوامع حقیقی است.
    ما مسائل فنی وبلاگها را از غربیها گرفته ایم و هنوز هم می گیریم، اما روحی که در کالبد وبلاگها می دمیم (مطالب) به نظر من نباید لزوماً برگرفته از فرهنگ آنها باشد. ما با توجه به فرهنگی که در دنیای حقیقی خود داریم درباره ترکیبی که به وبلاگهایمان می دهیم تصمیم گیری می کنیم. و لذا معتقدم که لزومی ندارد از غربیها در این باره الگوبرداری کنیم.

  7. خوشحالم که فیس آف مورد توجه شما قرار گرفته است. از لطفتان بخاطر حمایت از این پروژه هم سپاسگزارم. لینک وبلاگتان را به قسمت حامیان فیس آف اضافه کردم. پیروز باشید

  8. من تا حدودی با شما و تا حدودی هم با آرش خان موافقم. اما نظرم حد میان شما و آرش است.
    مثل شما اعتقاد دارم صرف تخصصی نوشتن باعث حرفه ای شدن یک وبلاگ نمیشه. خیلی از وبلاگ های مینیمال نویس هستند که از نظر من واقعا حرفه ای هستند. مثل شما من هم معتقدم که هم حرفه ای بلاگ خوندن، هم مرتب به روز کردن، هم استفاده از تکنیک های موثر برای جست و جو ی راحت تر و .. عوامل موثر بر حرفه ای شدن یک وبلاگ هستند.
    اما در مورد نظر آرش. اول ما باید روشن کنیم آیا یک بلاگر، به هر صورتی که در مورد مسائل تخصصی مطلب بنویسد، حرفه ای قلمداد می شود؟ به این معنا کسی مثل من از شبکه هیچ سر رشته ای ندارد، اما به صورت حرفه ای مطالبی را در ارتباط با شبکه در وبلاگش مینویسد. مرتب وبلاگش را به روز می کند و به وبلاگ های دیگران هم سر میزند. و از این طریق کسب درامد نیز می کند. آیا تعبیر ما از این فرد، یک بلاگر حرفه ای است؟
    نظر شخضی من این است که فردی بلاگر حرفه ای محصوب می شود که قبل از وبلاگ نویسی، در زمینه ی مربوطه دارای اطلاعات کامل و جامعه ای باشد، و سپس از نظر استفاده از تکنیک های وبلاگ نویسی نیز حرفه ای عمل کند. این قضیه حتی برای فردی که مینیمال نیز می نویسد صدق می کند. چون این فرد باید قبل از وبلاگ نویسی، دایره ی کلمات خوب، قدرت نگارشی بالا و … را بلد باشد.
    بنابراین از این نقطه نظر، نظرات آرش هم برایم قابل قبول است. چون معتقدم هر فردی که یک وبلاگ نویس حرفه ای شده است، حتما در اون زمینه ای که می نویسد حرفه ای بوده است. اگر آرش می گوید باید حتما تخصصی نوشت شاید منظورش همین باشد که نمی شود فردی در چند زمینه کاملا حرفه ای باشد.
    اگر هم دقت کنیم میبینم بیشتر افرادی که حتی در ایران حرفه ای قلمداد می شوند بیشتر بر یک موضوع تمرکز دارند. یا مینیمال، یا سیاست و یا آی تی.
    اما ما یک مشکل بزرگ نیز داریم و آن این است که بر خلاف غرب، متاسفانه و متاسفانه افرادی که در زمینه ای حرفه ای هستند و در حال کار در شرکت های مختلف و در نتیجه کسب درامد هستند، اصلا مایل نیستند توانایی های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. در خیلی از مواقع از مطالب بلاگر ها استفاده می کنند، اما خودشان محتوایی تولید نمی کند. و این هم دلیلی دیگری است که ما هنوز یک وبلاگ نویس کاملا حرفه ای نداریم.
    امیدوارم بابت طولانی شدن و اشتباهات احتمالی نگارشی بنده را ببخشید.

  9. صادق جان سلام
    دوست نداشتم دیگر در اینگونه مباحث سلیقه ای که عموما بدلیل نوع برداشت انسان ها از جامعه پیرامون شان کاملا با دیگران متفاوت است شرکت کنم. اما چه کنم که بدلیل اینکه شما متاسفانه بار دیگر از بنده اسم برده اید و عقیده اینجانب را با برداشت شما از عقیده من به منظر مقایسه خواننده گان خود گذاشته اید، و این چاره ای جز دفاع از عقیده من بر جای نمی گذارد.
    دوست عزیز استفاده از الگوها با الگو برداری و بحث شیرینی به نام تهاجم فرهنگی مفاوت است وقتی که من از رانندگی بعنوان یک مثال استفاده کرده ام و آن را با دنیای مجازی مقایسه نمودم قصدی جز نشان دادن واجب بودن تبعیت از اصول در استفاده از وسیله ای که سازنده اش ما نیستیم نداشته و ندارم. البته نگفته پیداست که ما می توانیم از هر راسانه ای آن گونه که می پسندیم و دوست می داریم استفاده کنیم و آن را حرفه ای، پیشرفته، وطنی و هر آنچه دوست می داریم بنامیم ولی این با تعریف جهانی که مورد قبول همگان از یک رسانه است لزوما یکسان نیست.
    صادق جان من با نفس اینگونه مقایسه هائی که در انتها به نتیجه کاربردی و ملموسی منجر نمی شود به هیچ عنوان موافق نیستم و آن را بیش از پیش عملی پوپولیسیتی و مدد از خرد جمعی افراد هم رای با خود برای اثبات چکشی درستی یک برداشت و غلط بودن برداشتی دیگر می دانم و انتظار من از شما برای نتیجه گیری از بحثی چنین گسترده کپی پیست های کامنت های مطلب قبلی و سیاه و سفید دیدن جامعه مجازی ایرانی در دو کلمه آری یا خیر نبود…
    موفق باشید آرش

  10. آرش عزیز سلام و عرض ارادت بنده رو پذیرا باش.
    از فضای کلی نظر شما اینگونه برداشت میشد که شما از قرار دادن بحثهای کامنتی مون در پستی جدا و مهمتر از اون گذاشتن نظرسنجی برای این بحث ناراحت شده اید، که اگر اینطور است بنده از شما عذر می خوام، گرچه شاید اینکار کافی نباشه.
    برخلاف شما بنده بیان اینگونه بحثها را مفید می دانم. اینها بحثهای کلیدی هستند که می توانند برای پیشرفت بلاگستان ما مفید واقع شوند، اما متاسفانه بااینکه تاکنون اکثر ما دغدغه های زیادی را در رابطه با بلاگستان مطرح کرده ایم ولی هیچکدام تاکنون دست بکار نشده ایم تا معمولی ترین و اولین بحثهایی را که باید روشن شوند را مطرح کنیم!
    ممکن است افکار زیادی در ذهن داشته باشیم که به ظاهر از دید خودمان بدیهی به نظر برسند، اما زمانی که مجبور به بیان انها و ارائه ادله برایشان می شویم، تازه می فهمیم که آنقدرها هم که فکر می کردیم بدیهی نیستند! این بحثها نه تنها موجب می شود که بتوانیم افکارمان را مرتب کنیم بلکه از سوی دیگر باعث می شود تا با همفکری یکدیگر آنها را متعادلتر نمائیم. همانگونه که احساس می کنم با انتشار این پست، چنین امکانی حداقل برای شخص من بوجود امده است. گرچه سایرین نیز در نظراتشان چنین نگاهی را ابراز کرده اند.
    اینهایی که در این پست از من و شما نقل قول شده است، همه عیناً حرفهایی است که زده ایم. از آن روز تابحال با بحثهایی که صورت گرفته است هنوز من به خیلی هایشان معتقدم و خیلیهای دیگر را به اعتدال رسانده ام.
    من در این بحثها هیچگاه موضوع تهاجم فرهنگی را مطرح نکرده ام،در مورد رانندگی و رعایت اصول آن و حتی تهیه وسائل جانبی اتوموبیلها نیز کاملاً با شما موافقم!
    هدف بنده از مطرح کردن این بحثها هرگز یارکشی یا اثبات چکشی عقیده ام نبوده است. از کپی پیست کردن این بحثها بیشتر درصدد بودم تا دیگران را نیز وادار به شرکت کردن در بحث کنم و از ایشان کسب نظر نمایم تا به نتیجه روشنتری برسیم.
    اگر توجه کنید در پست بعدی نیز بنده عقیده ام را در رابطه با گذار از روزانه نویسی به توئیترینگ مطرح کرده ام، اما با مخالفت اکثریت که چه عرض کنم همه مخاطبان روبرو شدم و با نظراتی که ارائه کردند بنده نیز قانع شدم، روزانه نویسی در وبلاگها بحثش جداست و باید همچنان ادامه داشته باشد. اما مسلماً این کار بدین خاطر نبوده که یارکشی کنم و به همه ثابت کنم که نظر من درست بوده است!!
    به هر حال شاید این کار از نظر شما پوپولیستی باشد، اما حداقل برای شخض بنده نتایج مثبتی را در بر داشت و چیزهایی را از این بحثها یاد گرفتم.
    اما با اینکه نگاهم در این پست و پست توئیتر سیاه و سفیدی بوده، موافقم و امیدوارم که در آینده کمی خاکستری تر نگاه کنم.
    بار دیگر از اینکه موجبات رنجش خاطرتان را فراهم آورده ام صمیمانه عذرخواهی می کنم.

  11. خیلی بحث جالبی بود اما..
    زیاد اهمیتشو نفهمیدم
    فقط اینو درباره خودم میدونم٬ روزی که کامپیوتر خریدم بعد به فکر نت افتادم تا به امروز اوضاع سوادم خیلی بهتر شده بخدا. دلخوشی و سرگرمی جالبی هم میبینمش اما وبلاگ نویس یا همون بلاگر نشد که نشد بشیم
    زنده باشید

  12. با سلام
    بحث بسیار جالبی بود من نمیخوام بحث را بیش از این طولانی کنم اما نکته ای که اینجا بهش رسیدم این بود که تقریبا تمام صحبتهای دوستان تایید کننده سخنان قبلی بود و در آخر هم تقریبا این بحث به انتهای خود رسید.
    در کل با سخنان هردو نفر یعنی آقا صادق و آقا آرش موافقم .
    به نظر من هم این بحثها با تمام خوبی و اطلاعات مفیدی که در اختیار بقیه میگذارد از جمله خودم اما نمی توان به صورت تخصصی تر موضوع را باز کرد چرا که بحث کردن به صورت مستقیم و رودرو بسیار بهتر میتواند باشد تا بحث کردن به این صورت
    موفق باشید

  13. باید بعضی از قسمت ها را تقلید کنیم
    و به نظر من خود انسان ها مخصوصا این ایرانی ها اگه از خودشون خلاقیت بدهند صد در صد خیلی الگوهاشون بهتر از غربی ها میشه اما متاسفانه اکثر ایرانی ها خصوصیتشون اینه که حال ندارند حتی با خلاقیت فکر کنند .

    http://www.majnon.dortinblog.com سایت جنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *