Face Off 12 : نیما اکبرپور vs پژمان دشتی نژاد

بیش از چهار ماه از آخرین فیس آف منتشر شده می گذرد. در این مدت با مشورت دوستانی که قبلاً در فیس آفها شرکت کرده بودند و پرس و جو از صاحب نظران بر آن بودیم تا شکل جدید و حرفه ای تری به فیس آف بدهیم. نتیجه بررسی های به عمل آمده این شد که فیس آف از این پس با شرایطی جدید برگزار شود:

  • برخلاف نسخه قبلی، این بار Face Off به معنای واقعی کلمه برگزار می شود. بدین صورت که دو وبلاگ نویس به یکدیگر معرفی می شوند و برای همدیگر سوال طرح می کنند و حتی به پاسخهای یکدیگر گیر می دهند!
  • پرسش و پاسخها منتشر می شوند و مخاطبین با توجه به سوالات طراحی شده و پاسخهای ارائه شده، از طریق نظرسنجی برنده فیس آف را تعیین می کنند.

امیدوارم این تغییرات به بهتر شدن فیس آفها کمک کند و رضایت مخاطبین عزیز را نیز فراهم آورد.

بعنوان نخستین مهمانان نسخه جدید فیس آف، میزبان نیما اکبرپور (نویسنده وبلاگ عصیان) و پژمان دشتی نژاد (نویسنده وبلاگ یه وجب خاک اینترنت) هستیم.

طراح لوگو: حدیث

نیما اکبرپور (نویسنده وبلاگ عصیان)

خودش را اینگونه معرفی می کند:

“نیما اکبرپور، بلاگر، خبرنگار، برنامه‌ساز تلویزیونی و مجری شغل‌هاییه که این روزها بهش مشغولم. قبلش هم شغل‌های متعددی داشتم. از کافی‌نت تا مدیر فروش و طراح وب و این جور چیزها. مهندسی کامپیوتر و نرم‌افزار خوندم توی دانشگاه آزاد لاهیجان. با دیپلم تجربی رفتم یه رشته فنی مهندسی. این خودش به اندازه کافی مخ درب و داغون می‌خواد. رفتم دانشگاه در حالی که تا اون موقع دست به یه کامپیوتر هم نزده بودم. اون موقع‌ها مثل الان کامپیوتر توی هر خونه نبود. عرض کنم که مجردم و ۳۴ سالم تازه تموم شده و فعلا هم قصد ادامه تحصیل دارم (از این کلاس‌ها که می‌ذارن دخترهای دم بخت. این از اونا بود). توی وبلاگم هم توی این  هفت هشت سال همه چیز نوشتم. از غرغر و روزنوشت و شعر و داستان کوتاه و خاطره بگیر تا آی تی و موسیقی و کتاب و فیلم. هر تجربه قابل گفتنی رو که توی زندگیم داشتم ریختمش اون تو. “

پژمان دشتی نژاد (نویسنده وبلاگ یه وجب خاک اینترنت)

سایبرپژمان برای معرفی خودش، ما را به صفحه “درباره من” وبلاگش ارجاع داد:

“من پژمان هستم. از نخستین وبلاگ نویس های زبان فارسی. همان زمانی که تعداد وبلاگهای فارسی به تعداد انگشتهای دو دست می رسید! وبلاگ من همیشه تحت نام یه وجب خاک اینترنت نوشته شده است…

سه سال و نیم در کشور امارات زندگی کرده ام و مدرک لیسانس فن آوری اطلاعات را با درجه بسیار ممتاز دریافت کرده ام… قبل از اتمام تحصیلات لیسانس در دوره فوق لیسانس دانشگاه سلطنتی استکهلم قبول شدم و چندی نگذشت که برای همیشه کوله بارم را از ایران بستم. رشته فوق لیسانس من شبکه های کامپیوتری است و در زمینه امنیت اطلاعات کار کرده ام. من دارای تحصیلات بازرگانی هم هستم و در واقع بیش از آنکه به مهندسی علاقه مند باشم به دنیای بازرگانی و تجارت آنلاین و وب ۲.۰ علاقه مندم از این رو اخبار مربوطه را کاملا پیگیری می کنم.

من از تاریخ ماه مه ۲۰۰۷ در شرکت آرزوهایم (گوگل) مشغول به کار شدم و مهمان مردم دوبلین. شغل من در گوگل نگاهداری و مراقبت از سیستم های کنفرانس از راه دور بوده است.  پس از حدود یک سال کار در گوگل و تاثیر عمیق آن بر بینش کاری من، به دلایل بسیار به استکهلم باز گشتم. از جمله اصلی ترین این دلیل ها، رغبت بسیار زیاد من برای تاسیس شرکت و استارتاپ خودم بوده است. این در حالیست که در همین بین بعد از دوماه چانه زنی با شرکت اریکسون موفق شدم که پروژه ای که در سر داشتم را با آنها به مذاکره بگذارم و در حال حاضر هم چند ماهیست که در شرکت اریکسون به عنوان پژوهشگر در مقر اصلی آن در استکهلم مشغول به کار هستم. زمینه تحقیق من امنیت تلفن های هوشیار یا همان “اسمارت فونها” و چگونگی هک کردن آنهاست!”

*   *   *   *   *   *   *   *   *

همانگونه که در ابتدا اشاره شد، ما از نیما و پژمان خواستیم تا از همدیگر سوالاتی بپرسند و به سوالات یکدیگر پاسخ بدهند:

نیما اکبرپور: پژمان از موقعی که وبلاگ‌نویسی رو شروع کردی، کلی تغییر کردی. قبلا بیشتر از خودت می‌نوشتی و الان بیشتر از کارت. قبلا یه پسر شیطون پشت اون وبلاگ نشسته بود و الان یه جنتلمن! اسمش خودسانسوریه؟ یه کم توضیح بده درباره‌ش.

پژمان دشتی نژاد: دغدغه هایم تغییر کرده اند. سنم بالاتر رفته است و پر تجربه تر شده ام. شاید کمی محتاط تر در نوشته هایم شده ام و بعله راجع به بسیاری از احساسات درونیم نمی نویسم. همچنین دیدم نسبت به وبلاگ نویسی عوض شده است.

پژمان دشتی نژاد: آیا تحصیلات دانشگاهی به درد زندگی کاری تو خورده است؟

نیما اکبرپور: تحصیلاتم تو رشته کامپیوتر تأثیر مستقیم نذاشته توی کاری که دارم انجام می‌دم. درس خوندن اما می‌تونه جهت کلی مسیر زندگی رو تعیین کنه. این که توی این رشته درس خوندم به هر حال باعث شد تا بیشتر وقتم با کامپیوتر پر بشه و در نهایت هم بتونم خبرنگاری رو باهاش تلفیق کنم.

نیما اکبرپور: مدت‌هاست که می‌گن توی گوگل بودی. چند ماه اونجا بودی؟ چرا رفتی گوگل و اصلاً چرا اومدی بیرون؟ آیا دوره آموزشی، کارآموزی یا چیزی شبیه این بود یا رسماً کارمند گوگل بودی؟ اونجا چی‌کار کردی؟

پژمان دشتی نژاد: به اندازه کافی راجع به گوگل و احوالاتم در وبلاگم نوشته ام. یه مدت من گوگل رو ول نمی کردم حالا مثل اینکه گوگل نمی خواد من رو ول کنه. فعلا دغدغه من استارتاپم هست تا پیشینه گوگل و یا تجربه کاری در اریکسون و تحصیلاتم در دانشگاه!

پژمان دشتی نژاد: سخت ترین شکست کاریت تا کنون چه بوده است؟

نیما اکبرپور: توی کارهایی که قبلاً انجام دادم اتفاقات بدی برام افتاد. اما اسمشون رو شکست نمی‌ذارم. من یک سال و نیم کافی‌نت داشتم که به خاطر سرقت همه چیزم از دست رفت. بعدش هم با یکی از دوستام شرکت طراحی سایت رو هاستینگ راه انداختیم که به خاطر اتفاقاتی مجبور شدم بعد از یک سال و نیم از اونجا بیام بیرون بدون این که سرمایه‌ای باهام همراه شده باشه. اما همه‌شون تجربه‌های تلخ اما مفیدی بودن. خیلی چیزها یاد گرفتم. اصلاً می‌تونم بگم که اگه اون اتفاقات برام نمی‌افتادن، به مسیری که دوست داشتم و دارم کشیده نمی‌شدم و الان اینجا نبودم.

نیما اکبرپور: یه چند تا نوشته داشتی که از خواننده‌هات خواسته بودی تا مشکلاتی رو که درباره گوگل فارسی به نظرشون می‌رسه، بهت بگن تا انتقالشون بدی به مسؤولان. چی شد نتیجه‌ش؟

پژمان دشتی نژاد: من تا آنجا که تونستم کار رو پیگیری کرده ام. در شرکتهای بزرگ پروسه یک کار یا بازخورد به آن سرعتی نیست که فکر می کنید. از سویی احتمالا قضیه پیگیری مصادف با بیرون آمدن من از گوگل بوده که دیگه امکان دسترسی من رو به مورد مربوطه نمی داده.

پژمان دشتی نژاد: سخت ترین پروژه ای که تاکنون به تو پیشنهاد شده و با موفقیت انجام داده ای چه بوده؟

نیما اکبرپور: بین کارهایی که انجام دادم، سخت‌ترین‌هاش اونهایی هستن که الان دارم انجام می‌دم. توی کار جدیدم مدیوم، تصویره و من چندان تجربه‌ای درباره اون نداشتم تا پیش از این. اما الان که چند ماه گذشته فکر می‌کنم دیگه انجام این کارها به سختی قبل نیست. معمولاً همه کارها این‌طورن. اولش سختن و به تدریج راحت‌تر می‌شن. تا زمانی که کلاً جهت رو عوض می‌کنی.

نیما اکبرپور: تو حوزه کامپیوتر بیشتر دوست داری یه نویسنده – معلم باشی؟ خبرنگار باشی؟ یا تاجر؟

پژمان دشتی نژاد: هیچکدام. من دوست دارم کارآفرین باشم. هدف اصلی من هم پول نیست بلکه ارزش آفریدن است.

پژمان دشتی نژاد: اگر قرار باشد یک نامزد مجازی درست کنی، آواتارش چگونه شکلی خواهد داشت؟

نیما اکبرپور: عجب سؤال پیچیده‌ای! من ترجیح می‌دم نامزد قابل لمس درست کنم تا مجازی. اما از نظر شکل و قیافه به نظرم یه جوری طراحی می‌کنم که عاشقش نشم.

نیما اکبرپور: کدوم یکی از این جملات رو برای نوشتن تو وبلاگت انتخاب می‌کنی؟
الف- یه سر رفتیم کرمان. کلی با بلاگرهاش حال کردیم.
ب- برای برگزاری یک نشست در زمینه کارآفرینی به کرمان رفتیم و از مصاحبت با دوستان کرمانی کلی لذت بردیم.
ج- کرمان خوش گذشت در حد تیم ملی. برو بکسش اند باحالن.

پژمان دشتی نژاد: بسته به حال و هوام داره اما اصولا جمله الف رو می پسندم. کلا با جملات عصا قورت داده سنخیتی ندارم.

پژمان دشتی نژاد: آیا وبلاگ مخفی داری که با اسم مستعار در آن بنویسی؟

نیما اکبرپور: نه هیچ وقت وبلاگ مخفی‌ای نداشتم. چند باری وبلاگ‌های دیگه ساختم که توشون به انگلیسی یا فرانسه نوشتم اما بعد از چند پست تعطیلش کردم.

پژمان، دو سوال بیشتر از نیما اکبرپور پرسید!

پژمان دشتی نژاد: چرا به فارسی می نویسی؟ چرا به انگلیسی نه؟

نیما اکبرپور: اتفاقاً چند وقتی هست که در انتهای نوشته‌های وبلاگم یک خلاصه به انگلیسی هم می‌نویسم. اما هنوز راه زیادی دارم تا روان نوشتن به انگلیسی. اما دارم سعی خودم رو می‌کنم.

پژمان دشتی نژاد: ۵ وبلاگ مورد علاقه ات رو بگو و دلیل هر کدام رو هم ذکر کن.

نیما اکبرپور: وبلاگ‌های مورد علاقه من در طول زمان تغییر می‌کنن. در حال حاضر یکی از وبلاگ‌های مورد علاقه من وبلاگ آقا اجازه هست به خاطر نگاه سفرنامه‌ای یک آدم دنیادیده. یکی دیگر وبلاگ یک پزشک به خاطر این که برای من مثل یک مجله پر از اطلاعات مختلفه. کیبرد آزاد چون جادی بدون این که خودش رو مخفی کنه درباره آزادی بیان می‌نویسه و البته روزنوشت‌هاش رو هم دوست دارم. گارفیلد دات آی آر که البته وبلاگ محسوب نمی‌شه اما رفتار این گربه و صاحبش برای من بسیار جذابه مخصوصاً وقتی که داره توسط یه آدم خوش‌ذوقی به فارسی ترجمه می‌شه. و وبلاگ خواب بزرگ سروش روحبخش که هم همکارم بوده و هم این که توش می‌شه از افکار پراکنده اما خوش یه آدم کنجکاو چیزهای زیادی خوند که دوست داره اونها رو با بقیه به اشتراک بذاره.

نظرسنجی:

به نظر شما کدام وبلاگ نویس پرسشهای بهتری طرح کرده است و پاسخگوتر بوده است؟ شما وبلاگ کدامیک از شرکت کنندگان در فیس آف دوازدهم را بیشتر می پسندید؟ و…

با توجه به پرسشهای بالا و شرکت در نظرسنجی زیر، برنده Face Off 12 را انتخاب کنید.

این نظرسنجی به مدت یک هفته از تاریخ انتشار فیس آف باز خواهد بود، و نتایج آن در پایان هفته قابل روئت خواهد شد.

نتایج نظرسنجی FaceOff 12


Face Off را دنبال کنید

منتشرشده توسط

82 دیدگاه در “Face Off 12 : نیما اکبرپور vs پژمان دشتی نژاد”

  1. خیلی جالب بود. این طرح جدید خیلی جذاب تره نسبت به طرح قدیمی ! یه خسته نباشید به صادق عزیز می گم و همین طور نیما و پژمان. به شخصه با نیما خیی حال می کنم. تو روزای اولی که وب نامرئی رو راه انداخته بودم جزء اولین کسانی بود که به من لینک داد. از شیطنتش خوشم میاد. واسه هر دو عزیز آرزوی موفقیت می کنم .

  2. جالب بود، هم شکل کار فیس آف جدید و هم سوال و جواب های رد و بدل شده.
    خیلی بیشتر از اون که فکر میکردم این دو نفر با هم تفاوت دارن!!

  3. ممنون از پیشنهادت. سعی می کنم از این به بعد شرکت کننده ها رو وادار کنم که سوالات بیشتری بپرسند و البته کوتاه به سوالات جواب بدن.

  4. خیلی جالب بود. بازم ممنون از شبنم که سبب آشنایی من با فیس‌آف شد. رای دادن سخت بود و من جدا مجبور شدم دوباره سوال ها و جواب ها رو بخونم تا رای بدم. بعد فکر کردم کاش برم، به اون یکی بلاگر هم دوباره رای بدم:) ولی خلاف قاعده ی رای دادن است. سوال‌ها اگر بیشتر بود، بهتر بود. دلم می‌خواست بدونم وبلاگ های مورد علاقه‌ی پژمان کدوم وبلاگ‌ها هستند. کاش یکی پرسیده بود:)

    صادق جان و بقیه‌ی دست‌اندرکاران، دستتان رو می‌فشارم از راه دور و ممنون :)

  5. نازخاتون عزیز از این همه لطفتون ممنونم.
    سعی می کنم از این پس از شرکت کننده ها بخوام که سوالات بیشتری بپرسند.
    در مورد رای دادن هم باید عرض کنم که رای گیری توسط کوکی و آی پی کنترل میشه تا از رای دادن چند باره جلوگیری کنه. البته هیچ چیز نشد نداره! :دی
    از پژمان عزیز هم خواهش خواهم کرد که به این سوالی که پرسیدید جواب بدن.

  6. با نیما اکبرپور عزیز ارتباطی نداشته ام ولی خوب از ایشون تعریف زیاد شنیدم.
    با پژمان عزیز خیلی دوست هستم ، واقعا پسر خوب و با توجه به اینکه در شرکتهای بزرگ بوده ولی خیلی افتاده و به قول معروف راحت هستش.
    امیدوارم دو عزیز ذکر شده موفق و شاد باشند

  7. اینکه وبلاگهای مورد علاقه من چی هستند باید بگم که من مدتیه که وبلاگ به صورت مداوم نمی خونم چون حقیقتا دیگه آن چیزی که عطش اطلاعاتی من رو در زمینه آی تی بخواد بخوابونه در فضای وبلاگ نویسی فارسی نمی بینم. اون وبلاگهایی هم که دوست داشتم خیلی بی رمق شدند، یکیشون عاشق شده و ماهی یه بار یه جمله تو وبلاگش می نویسه، یکی انداخته تو کار معرفی لیکنهای دانلود، یکی چپیده تو خونش از صبح تا شب مشغول سریال دیدنه، یه سری فقط مطالب وبلاگهای انگلیسی رو بدون کمترین سلیقه ای کپی می کنن در وبلاگ خودشون، و بقیه هم وبلاگ نویسی رو جدی نمی گیرن و بعد از این همه مدت فکر میکنن از سر بیکاری مثلا باید یه چیزی بنویسن و مداوم و با پشتکار نمی نویسن. هرچند مطمئن هستم وبلاگهای خوب اجتماعی و تخصصی در زمینه های دیگر وجود دارند ولی من به دلیل کمبود وقت نمی تونم دنبالشون کنم.

  8. پژمان اصلا صادق نیست. مخصوصا تو جواب این سوال تو وبلاگش خیلی واضح اون زمان نوشته بود که می ره اونجا برای کارآموزی. کار سختی نیست که کپی اون پستش را نو اون زمان پیدا کرد.
    اما نیما خیلی صادقتر به نظر می رسه جواب هاش.

  9. صادق جان به شما و سایر بچه ها که برای آماده کردن فیس آف زحمت کشیدید خسته نباشید می گم.
    فیس آف بسیار جالبی شده. من فعلآ رای ندادم. :دی

  10. متاسفانه احساس میکنم پژمان شدیدا دچار جو گرفتگی شده. نه به خاطر این فیس‌آف ، این رو مدت‌هاست از تو وبلاگش میشه حس کرد. این فیس‌آف و مخصوصا پستی که در مورد این فیس‌آف زده هم این حس رو در من تشدید کرد.

    درسته استخدام ( و البته بعدش خروج ) در گوگل برای ماهایی که در ایران هستیم چیز مهمی ( و البته برای خیلی ها فقط جالب ) هست ولی نه اونقدر که باعث بشه یک نفر خودش رو از تمام ایرانی‌های موجود در این حوزه یه سرو گردن که چه عرض کنم ۱۰۰ تا بالاتر بدونه !

    من پاسخ‌های نیما رو شدیدا بیشتر می‌پسندم. نیما ( حداقل تو همین لحظه‌ای که هستیم ) از موقعیت اجتماعی خیلی خیلی خوبی ( و حتی از نظر من بالاتر از پژمان ) برخورداره ولی تابحال هیچ جایی ( نه توئیتر، نه فرندفید و نه وبلاگش و در نهایت هم همین فیس‌آف ) حس نکردم که داره خودش رو میگیره یا از بالا به مردم نگاه میکنه … حسی که از تمام پست‌های یک سال اخیر پژمان در وبلاگش و این فیس‌آف بهم دست میده.

  11. احساس میکردم که طولانی بودن باعث کلافه شدن مخاطب میشه اما گویا اشتباه می کردم. سعی می کنم در سریهای بعدی جبران بشه.

  12. پژمان عزیز لطف کردند و به پرسش شما درباره وبلاگهای مورد علاقه شون پاسخ دادند. شما می تونید در ادامه نظرات فیس آف پاسخ ایشون رو ببینید.

  13. با تشکر از فیس آف برگزار شده و آرزوی موفقیت بیشتر برای پژمان و نیما عزیز.
    من یه پیشنهاد دارم که سوالات و جوابها به نحوه ای باشه که خوانندگان از آن بیشتر استفاده کنن نه اینکه برای مقایسه دو طرف بخوننش.
    سربلند باشید

  14. ضمن عرض سلام و تبریک سال نو به شما و همسر محترم،خوشحالم بار دیگر فیس آف راه افتاد و بنده چون سری های قبلتر مزاحم شما و دیگر دوستان شم.
    لوگوی شما رو بدلیل تعطیلی فیس آف از گجمو۲ برداشته بودم که بزودی خواهم گذاشت ” با توجه به ف / ی / ل /…..جدید برای ورود به مدیریت مشکل دارم ” ضمن اینکه در صورت امکان مجله خبری Gajamoo را به لیست حمایت کننده های فیس آف بیفزایید. / متشـــــــــــکرم

  15. ممنون از پژمان به خاطر وقتی که گذاشت و جواب سوال من رو داد و ممنون از تو صادق جان به خاطر پیگیری.

    راستی من از این روشی که جواب کامنت به صورت ای‌میل برای ،من فرستاده میشه خیلی خوشم میاد. ممنون…

  16. خیلی جذاب تر شده :) قبلا شرکت کردن توی همچین برنامه ای راحت تر بود چون سوالات تا حد زیادی مشخص بود و میشد روش فکر کرد. الان شده مثل مسابقه یا گفتگوهای زنده … تبریک میگم به کارتون

  17. به نظرم نیما جواب‌های بهتری داده ولی پژمان سوال‌های بهتری پرسیده.
    حالا به کدوم رای بدم؟

  18. به نظر من سوالهای نیما خیلی هوشمندانه بود اما پژمان خیلی هوشمندانه تر مبهم بهشون جواب داد
    سوالهای پژمان خیلی معمولی بود و جوابهای نیما خیلی صریح و شفاف.

  19. سلام، وقتی دیدم فیس آف دوباره شروع شده خیلی خوشحال شدم…من هم جواب های نیما رو بیشتر پسندیدم و …امیدوارم دفعات بعدی شرکت کنندگان هم سوالات جذاب تر و هم بیشتری از هم بپرسند.

  20. صادق جان خسته نباشی.فیس آف جدید خیلی بهتره ولی خیلی کوتاه بود به نظرم! تا اومدم گرم یشم به خوندن تموم شد :( در کل خیلی بهتره به این شکل ادامه بدید ولی به نظرم یه مقدار طولانی تر بشه بهتره :)

  21. سلام
    خیلی خوشحالم که بعد از یه وقفه طولانی فیس آف دوباره برگشت، همه با هم موافق بودن که سوالا رو بیشتر کنی بهتره :)
    در ضمن صادق جان متشکرم که با همه دردسر های کاری که داری فیس آف رو ادامه دادی.

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.