گمشدگان – اپیزود موضوعی ۲: شناخت

فرض کنید که با دو فرد به تازگی آشنا شده اید و از هیچکدام شناخت درستی در دست ندارید. یکی از این افراد عکسی را به شما نشان می دهد که در آن فرد دیگر لباس زندانی ها را به تن کرده است. و به شما می گوید که به وی اعتماد نکنید که او فرد بسیار خطرناکی است.

در چنین موقعیتی شما چه می کنید؟

معمولاً در وحله اول دو راه به ذهن خطور می کند: قطع رابطه با فرد مظنون، یا محدود کردن رابطه با وی.

سوال اینجاست که این راهها از کجا نشأت گرفته اند؟! از شناختی که از فرد بدست آمده است. اما شناخت چگونه بدست می آید؟

شناخت از طریق ارتباط انسان با محیط در دو مرحله حسی و منطقی بدست می آید. یعنی احساس و سپس ادراک موجب استنتاج و نتیجه گیری می گردند.

عموماً استنتاج نهایی از طریق استقراء و قیاس به دست می آید. استقرا بدین معنا که با دیدن نمودهای جزئی به نتیجه کلی می رسیم. مثلاً در یک بیمارستان، با دیدن رنگ آبی دیوارهای اتاقهای طبقه اول، نتیجه می گیریم که همه اتاقهای بیمارستان آبی رنگ هستند. یا در موقعیت فوق با توجه به این موضوع که هر کس لباس زندانیها را پوشیده است پس بزهکار است، نتیجه می گیریم که فرد مظنون نیز خلافکار می باشد.

ولی قیاس عبارت است از شامل کردن یک مفهوم کلی بر مصادیق آن. برای مثال با دانستن این موضوع که معلم نقش تعلیم و تربیت را بر عهده دارد، نتیجه می گیریم که شغل هر معلم آموزش دانش آموزان است. در موقعیت فرضی بالا نیز با توجه به این موضوع که افراد خلافکار و خطرناک زندانی می شوند، نتیجه می گیریم که فرد مزبور خلافکار و خطرناک است.

از سوی دیگر در هر شناختی دو عنصر ادراک و عاطفه نقش دارند. ادراک انعکاس واقعیت خارجی است و عاطفه انعکاس درون است.

از این تعاریف و مثالها بر می آید که شناخت یک موضوع نسبی است، که در خیلی از موارد امکان بروز اشتباه در آن وجود دارد. آنچه که این امکان را کاهش می دهد کسب جزئیات بیشتر از محیط است که در اغلب موارد با گذشت زمان بدست می آید.

در مثال فوق و در اکثر موارد مشابه آنچه که از انجام کارهای غیرعاقلانه جلوگیری می کند عدم تصمیم گیری عجولانه و تحقیق و تفحص بیشتر است که متاسفانه خیلی از ماها آن را رعایت نمی کنیم.

در اپیزود سوم از فصل اول سریال لاست، برای جک، که به تازگی با کیت آشنا شده است چنین موقعیتی پیش می آید. جک در پاسخ به درخواست کیت برای ارائه توضیحات درباره مسائل گذشته چنین می گوید:«نمی خوام بدونم. اصلاً مهم نیست که کی چه شخصیتی بوده. هر کاری که قبلاً کردیم واقعاً مهم نیست.»

شما چه راهکارهایی برای اینگونه موقعیتها که به شناخت نیاز دارند پیشنهاد می کنید؟

5 دیدگاه در “گمشدگان – اپیزود موضوعی ۲: شناخت

  1. دوست عزیز؛ سلام
    شما که به کسی لینک نمی دهید؛ ولی من از وبلاگتان خوشم آمد(بی تعارف)؛ اگر اجازه می فرمایی یه لینک از شما گوشه صفحه اینترنتی ام بگذارم?!

  2. همانطور که در پست ذکر شده شناخت نیاز به زمان دارد.
    یکی از بهترین راه های “شناخت” توجه حتی سطحی به محیط اطراف شخص است. به عنوان مثال دوست اون شخص ملاکی بسیار خوب برای این است که شناختی هر چند کم از شخص مد نظر کسب کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *