Face Off 10 : جوزف vs کاپیتان بدون هواپیما

کی گفته ما فقط سراغ  وب۲یی ها یا پربازدیدها میریم؟! مگه وبلاگ نویسی به وب۲یی بودنه؟! مگه کسایی که برای دل خودشون می نویسن، تازه شروع کردن، رفت و آمد ندارن، وبلاگشون، وبلاگ نیست؟! اصلاً کی گفته وبلاگ رو باید با این ترازوها، وزنید؟! حداقل ما توی Face Off به این چیزا اهمیت نمیدیم!

اینا رو گفتم که منتشر نشدن فیس آف ۱۵ مهر رو لاپوشونی کنم!

مهمانان فیس آف دهم، یه روزایی خیلی پرکار بودن اما الان مدتیه که وبلاگاشون رو دیر به دیر آپ میکنند. البته دنیای مجازی رو ترک نکردن، وبلاگها رو هم، همچنان دنبال می کنند، فقط خودشون کمتر می نویسند.  شخصاً دلایلی که در اینجور مواقع بیان میشن رو، فقط بهونه میدونم، شما رو نمیدونم! امیدوارم این فیس آف بهوونه ای بشه برای اینکه دوباره شاهد حضور فعال جوزف و کاپیتان عزیز در وبلاگستان باشیم!

طراح لوگو: چشم غمگین
طراح لوگو: چشم غمگین

J.O.Z.E.P.H

جوزف صداش می کنند! من که نتونستم اسمش رو از زیر زبونش بکشم. همه دور و بری هایی هم که ازش می شناسم اسم مستعار دارند! چهاردهم آذر دهه شصت متولد شده (متوجه شدید که چطور ما رو پیچوند؟!). دانشجوی ترم آخر کامپیوتره، مجرده و تهران زندگی می کنه.

متال بازان بدانند که جوزف همه نوع موسیقی دوست داره، به جز متال! The Professional یا همون لئون فیلم مورد علاقشه. پیتزا هم دوست داره (خوش بحال همسرش که دیگه نیاز نیست غذا بپزه!). استقلالی هست یا نه با خودش، اما آبی و نارنجی از رنگهای مورد علاقه جوزف محسوب میشن.

“مهم نیست که کی هستم و کجای این روزگار دارم دنبال آرزوهام میگردم. مهم اینه که وبلاگی دارم و تونستم خوانندگانی رو با نوشته های خودم سر گرم کنم که دوستان خوبی برای من شدند. همین که به خودم ثابت کردم و تونستم به نوعی شخصیت سازی کنم و جوزف رو توی دنیای مجازی بین گروهی از شماها جا بدم، برام ارزشمنده. تو وبلاگم از همه چی مینویسم و در کنارش عکاسی هم هست… بیشتر دوست دارم روی خوش زندگیم رو با دوستانم قسمت کنم و از غم و غصه هایی که کم هم نیستن، ننویسم. عکسهایم را هم دوست میدارم. عکاس حرفه ای نیستم ولی به قول دوستان چشم های خوبی دارم که صحنه ها رو خوب میبینند. البته با عینک”

آدرس وبلاگ: www.jozeph.blogfa.com – (خوراک وبلاگ)

کاپیتان بدون هواپیما

از زیر زبون کاپیتان هم نتونستم اسم واقعیش رو در بیارم. حتی یه آواتر هم بهمون نداد و همچنان در اون قسمت هم اصرار داشت که “کاپیتان بدون هواپیما” باقی بمونه. کاپیتان جوان، دهم مهر ماه ۶۳ متولد شد، دانشجوی ترم آخر مکانیکه، مجرده و در شیراز سکونت داره.

کاپیتان از اونجایی که وقت خوندن درسای خودش رو هم نداره، زیاد اهل مطالعه نیست اما اگه وقت کنه دوست داره رمان بخونه. از موسیقی های آروم خوشش میاد اما معتقده که هر لحظه موسیقی خاص خودش رو می طلبه. همانطور که هر رنگی یه جایی قشنگه! (روانشناسی رنگ من میگه که کاپیتان از اوناییه که طرفدار تیم برنده است!)

غذای مورد علاقه، شکرپولوی شیرازی هاست، و به دلیل تنبلی، حیوون موردعلاقه تنبل! (که البته ایشون اشتباهاً تنبل رو با کوآلا مترادف دونستند!)

“من عاشق پروازم، عاشق سفر به جاهای دور دست، البته دارم تلاش میکنم به آرزوم برسم. وبلاگم هم خیلی دوسش دارم، وقایع مهم زندگیمو مینویسم، یه جور سنگ صبورمه که شاید نتونم همتایی واسش توی زندگیم پیدا کنم گاهی اوقات هم از وقایع روزگار مینویسم، گاهی هم راجع به پرواز”

آدرس وبلاگ: www.captainos.blogspot.com – (خوراک وبلاگ)

۱- وبلاگ کجای زندگی شما جای دارد؟ حاشیه است یا اصل؟!

J.O.Z.E.P.H: گاهی اصل و گاهی حاشیه… همه چیز از یک تجربه شروع شده است. در زندگیم زمانی وجود دارد که به “تنهایی” معروف است. من شاید به نوعی تنهاییم را با وبلاگ پر کرده ام! اوایل خیلی برایم مهم بود اما مدتیست دارد به حاشیه میرود و این خیلی خوب است. چون مجال زندگی در دنیای واقعی را به من خواهد داد.

کاپیتان: هیچ کدوم، وبلاگ در جای خودشه، یه قسمتی از زندگیم.

۲- به نظر می رسد وبلاگتان را بارها تا آستانه متروک شدن پیش برده اید. چرا دیر به دیر وبلاگتان بروز می شود؟

J.O.Z.E.P.H: وبلاگ من آینه ی احوالات من است. اینکه مسافرتی میروم. چیزی میخوانم. فکری میکنم و..و..و… خودشان را در وبلاگ نشان میدهند. شاید تکراری شدن بزرگترین دلیل متروک ماندن و ترک وبلاگ نویسیم باشد. برای من به شخصه وجود خوانندگان و حمایت هایشان بزرگترین مشوق و عامل ایجاد انگیزه برای ادامه ی کار وبلاگ بوده است. البته درگیری های روزمره و بخصوص این روزهای اخیر فرصتی برای به روز بودن باقی نمیگذارد.

کاپیتان: اولاً بیشتر ترجیح میدم خواننده باشم تا بنویسم اما خوب این سوال جواب طولانی داره، اما اینطور میتونم بگم مشغله نتونسته جلوی وبلاگ نوشتم رو بگیره، هرچند کم بنویسم، یه دلیلم میتونه فیل.تر.ینگ و همینطور سرعت پایین اینترنت باشه، اما اکثر اوقات برای تنبیه کردن خودم ننوشتم، میتونم بگم از دست خودم ناراحت بودم.

۳- چرا مستعار می نویسید؟ هیچ وقت شده آرزو کنید که کاش با نام واقعی وبلاگ نویسی می کردید؟

J.O.Z.E.P.H: به ندرت. زمانی تصمیم گرفتم با هویت واقعی بنویسم که با عکس العمل هایی از خوانندگان مواجه شدم که من رو از این تصمیم منصرف کردند. مستعار بودن هم ماجرای ساده ای دارد و بر میگردد به قول و قرار های دوران دبیرستان و انتخاب نام هایی جایگزین که “یوسف” نصیب من شد. به هر حال لذتی در مستعار بودن هست که در واقعی بودن نیست و برعکس!

کاپیتان: خوشبختانه از همون اول تصمیم به نوشتن با نام مستعار کردم اما همونطور که میگن ماه پشت ابر پنهان نمیمونه، لو رفتن هویتم مجبورم کرد که دوبار آدرسمو عوض کنم، اما این پایانی نداشت و دوباره با وجود اینکه دلم میخواست از دیدٍ آشنایان مخفی بمونم، پیدا شدم، اما دیگه واسم عادی شده، البته این باعث خود سانسوری میشه که من کاملاً احساسش میکنم اما راجبه نوشتن با نام واقعی خودم، راستش آره دلم میخواد و این تصمیم و دارم اما زمانی که از ایران برم.

۴- به نظر شما وبلاگ نویس چقدر آزاد است؟

J.O.Z.E.P.H: راستش رو بخواید تا بحال زیاد بهش فکر نکردم. اما همیشه سعی کردم از همه چیز بنویسم و مطالبی رو که مینویسم از فیلتر وجدان خودم عبور بدم. به زبان ساده تر اینکه، طبق یک چهار چوب خاص نمینویسم. اما خیلی چیزها رو هم که بد میدونم بیان نمیکنم.

کاپیتان: از چند جنبه میشه برسی کرد، سیاسی که کاری ندارم، اما از جنبه ی اجتماعی میتونه کاملاً آزاد باشه، اما نمی تونه آزاد بنویسه، به هر حال مشکلاتی هم وجود داره.

۵- چه وبلاگهایی را دنبال می کنید، به سراغ کدامها نمی روید؟

J.O.Z.E.P.H: معمولا طبق عادت و سلیقه اولین چیزی که توی وبلاگ چشمم رو میگیره رنگ بندی قالب و ترکیب قرار گرفتن مطالب هستش که شاید خیلی کم اهمیت به نظر بیاد ولی به نظر من اون چیزی که به یه مطلب خوب و پر محتوا، بیننده میده، همین نکته های ظریف و دقیق طراحی وبلاگ هستش. معمولا عکس بلاگها ، آی تی نویس ها و همچنین اونهایی که از تجربیات زندگی روزمره شون مینویسند رو بیشتر از بقیه میپسندم. مینیمالیست ها رو هم دوست میدارم. به سراغ بقیه هم اگر بروم، زود بر میگردم…

کاپیتان: در کل میونه خوبی با وبلاگ های شعر و شاعری و عاشقانه ندارم، از وبلاگ هایی که هم که با قلم ساده تجربیاتشون رو مینویسن خوشم میاد. در ضمن اینو هم اضافه میکنم از وبلاگ هایی هم که دنبال مطرح شدن و بالا بردن آمار وبلاگشون به هر نحوی هستن هم کاملاً متنفرم یا اینکه وبلاگو جایی برای پول ساختن میدونن.

۶- خوراک خوان هستید یا دم در وبلاگها می روید؟

J.O.Z.E.P.H: مسلما دم در میروم. ترجیح میدهم محتویات وبلاگ را با شکل و شمایلی که نویسنده میخواهد، ببینم.(همون قضیه ی قالب و رنگ و لعاب)

کاپیتان: راستش چند بار سعی کردم از خوراک استفاده کنم. بنظرم هم خیلی خوب اومد. اما ترجیح میدم به وبلاگا سر بزنم، این مثل این میمونه که به خونه ی دوستت بری. یه جورایی با قالب وبلاگا میتونم شخصیت نویسنده رو لمس کنم، قالب وبلاگ بوی نویسندش رو میده.

۷- جایگاه وبلاگ را در جامعه ایرانی چگونه ارزیابی می کنید؟ آینده را چطور می بینید؟

J.O.Z.E.P.H: جوابی ندارم که بدهم. فقط اینکه دوست دارم کمتر و کمتر خداحافظی وبلاگ نویس ها رو نظاره گر باشم.

کاپیتان: یادمه ترم اول دانشگام یعنی پنج سال پیش بود که اولین وبلاگ رو خودنم. اون موقع اصلاً نمیدونستم وبلاگ چیه. اما از این سبک وب خیلی خوشم اومد. دو سال به خوندن ادامه دادم و بعد خودم هم شروع به نوشتن کردم. متاسفانه تا زمانی که وضعیت اینترنت در ایران مشخص نشه وبلاگ جایی در عموم نخواهد داشت، اگه بخوام جواب این سوال رو بدم یه قالب کلیشه ای پیدا میکنه که هممون میدونیم، از این جور جوابها خوشم نمیاد.

۸- رابطه تان با سرویسهای وب۲ مثل فیس بوک، توئیتر، فرندفید و… چطور است؟

J.O.Z.E.P.H: با ظهور وب۲ و امکانات و ابزارها و الگوهای جدید طراحی صفحات وب، جذابیت سایتهای اینترنتی بالا رفته است. همچنین سهولت در کار کاربر ها و اینکه محیط های متنوع به همراه فعالیت های گروهی، وسوسه انگیز است. اما به شخصه بعد از آغاز هجوم فیلترینگ به برخی از این سایت ها با خودم لج کردم و دیگه به سمتشون نرفتم. شاید یکجور ترس از تکنولوژی های جدید و اندکی هم دلایل شخصی…

کاپیتان: در کل علاقه ی چندانی ندارم، اما فیس بوک رو به دلیل اصرار دوستان قدیمیم که خیلی هاشون دیگه در دسترس نیستن و همینطور با خبر بودن ازشون مرتب چک میکنم.

۹- کدامیک از این سوژه ها را برای وبلاگ نویسی بیشتر می پسندید؟ امکانات جدید Google Reader – شامی که دیشب درست کردید – عدم موافقت با عضویت ایران در شورای امنیت

J.O.Z.E.P.H: شاید هیچ کدام… اما شام دیشب را بیشتر میپسندم. چون هم مزه اش را حس کرده ام و هم رنگ و قیافه اش را دیده ام و شاید هم عکسی از غذا که بیان کننده ی همه ی حس و حال من، دیشب سر میز شام است.

کاپیتان: شامی که دیشب درست کردم

۱۰- آنچه که مجال گفتنش را نیافتید…!

J.O.Z.E.P.H: راستش فکر میکنم دعوت من به فیس آف خیلی زود انجام شد و من تجربه ی زیادی در زمینه ی وبلاگ نویسی ندارم که بتونم درست و حسابی جواب و سوال ها رو بدم. همچنین ممنونم از همه ی اونایی که واسه این پروژه تلاش میکنند و زحمت میکشند.

کاپیتان: راستش تا حالا به این سوالا فکر نکرده بودم، جالب بود واسم، خوشحالم که تونستم توی این پروژه که از روز اول دنبالش کردم و به مطالب جالبی هم رسیدم شرکت کردم. در آخر از خلاقیت و نبوغ دوست عزیزم صادق خان جم تشکر میکنم که این فرصت رو به بچه های وبلاگستان داده تا با نظرات همدیگه آشنا بشن.
آرزوی موفقیت برای تک تک ِ وبلاگ نویسا علی الخصوص دوست گلم صادق خان جم و همینطور خانم محترمشون دارم.
اما خوبه که سوالی هم با این موضوع اضافه بشه که وبلاگ نویسی چه تغییر و تاثیری در زندگیتون داشته ؟ که برای من یه سری تجاربی که با هیچ چیر نمیشه بدست آورد.

و اما سوال آخر

حدس بزنید! چه کسی رقیب فیس آفی شماست؟!

J.O.Z.E.P.H: با توجه به سوالها و حدسهایی هم که نمیشه زد، بعید میدونم “صفا در ال ای” رو در روی من باشد!؟

کاپیتان: حس میکنJozeph، درسته؟ شایدم یکی دیگه از دوستان!

نتیجه نظرسنجی Face Off 10:

کاپیتان بدون هواپیما با کسب ۵۳% آرا از نظر خوانندگان بعنوان برنده فیس آف انتخاب شد.

32 دیدگاه در “Face Off 10 : جوزف vs کاپیتان بدون هواپیما

  1. ابن دو وبلاگ نویس عزیز رو خیلی وقته میشناسم . خیلی دوستشون دارم . خیلی سخت بود رای دادن به یکی شون . سعی کردم رای ندم ولی خب … ! به هر حال زندگی بی رحم است ! کاش میشد دو تا رای بدم . به هر دوشون .
    امیدوارم هرجا هستن موفق و سربلند و شاد باشن .
    از شما هم ممنون .

  2. به به!‌
    اون اولای face off رو می خوندم اما یک مدت به دلایلی متاسفانه عقب موندم از ریدر و جا موندم ازش!‌
    چه رشدی کرده! دست مریزاد.
    واقعا لوگوی قشنگی هست به قول کاپیتان. معنای vs رو در کنار دوستی به خوبی منتقل می کنه :)

  3. راستش من خود jozeph خوب میشناسم واسه همین هم هست که همیشه بهش سر میزنم. چون میدونم که خوب مینویسه،عکساش هم که دیگه جای خود داره

  4. خیلی جالب بود اولین بار بود که به فیس آف اومدم … خوشم اومد از صحبت با کاپیتان و جوزف … وبلاگ هر دو رفته بودم ولی بیشتر با جوزف آشنا بودم … ترم آخر؟ پس ۶۵ یا ۶۶ :دی

  5. سلام
    من هم این دوستان رو به واسطه دوست عزیزی، از مدتها قبل میشناسم.
    نمیدونم چرا جوزف همیشه برام مرموز تر بوده شاید به خاطر اسمش.
    اگه قراره رای بدم: به هر دو عزیز به طور مساوی :)

  6. مصاحبه خوبی بود. نمیشه گفت کدوم خوب جواب داد چون هر دوشون عقایدشونو گفتن و ما نمی تونیم به عقاید کس دیگه بی احترامی یا مخالفت کنیم.
    پس منو دعوت نمی کنید؟
    یه بار این درخواست رو کردم گفتید به نوبت! حالا منتظر نوبتمون هستیم.
    راستی ببخشید من یه کمی پر رو هستم!

  7. سلام به خودت و رئیست (خانمت رو می گم)
    گفتم که کارت عالیه ، فقط در مورد لوگو یه نظر دارم که اگه امکان داره تنوع رنگ هم بدی بهتره چون این رنگ به بعضی از قالب ها نمی خوره. به هر حال گفتم از این فیس آف ها خیلی چیز ها میشه یاد گرفت.

  8. سسلام کاوه جان!
    از لطفت سپاسگزارم.
    انواع و اقسام لوگوها با رنگ بندی های مختلف توی صفحه “حمایت” موجوده و می تونید بسته به سلیقه از آنها استفاده کنید.
    خوشحال میشم اگه دستی هم بر طراحی دارید، چند تا لوگو برامون بزنی تا با نام خودت منتشر بشه.

  9. آقا ایول!
    اول. لاپوشونی رو خوب اومدی… :دی
    دوم. آخر انتخاب بود! مخصوصا که کاپیتان عزیز روز تولدش با من یکیه! فقط دوسال بزرگتره که احترامش واجبه…
    مخلصیم کاپیتان :چشمک:
    سوم.منم نمی‌تونم نظر بدم.شرمنده! آخه هردوشون عقایدشون رو گفتن…
    چهارم.این فیس‌آف داره هر روز بهتر از دیروز میشه ها… دینگ دینگ! :دی
    موفق باشی صادق خان :ایول!:
    راستی…لوگو هم قشنگ شده! دست خانومت درد نکنه :چشمک:

  10. سلام
    پروژه Face Off عالی هستش من قبلا یه چند دفعه دیده بودم ولی نمی فهمیدم چی هستش تا امروز نشستم مطالب رو خوندم فهمیدم که Face Off عالی هستش برای همین تو بلاگ لوگو شما رو قرار دادم و می خواستم یک دعوت نامه پارسا اسپیس برای آپلود فایل ها بفرستم ولی هیچ ایمیلی تو FACE OFF ندیدم اگه می شه یه ایمیل بدی تا با ابن کار یه حمایتی از پروژه Face Off بشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *