در باب اعتراضات عده ای به سخنان صنم دولتشاهی در فیس آف نهم

گویا نخستین Face Off هشتمین سال وبلاگستان فارسی، موجبات رنجش برخی، بویژه عمو گجموی عزیز را فراهم آورده است.

در طی روزهای گذشته، سعی کردم در بحثی که عمو گجمو راه انداخته است، بعنوان برگزارکننده فیس آف شرکت نکنم تا علاوه بر رعایت حقوق شرکت کنندگان و نظردهندگان، بی طرفی خویش را حفظ نمایم.

اما اصرار عمو گجمو در توهین آمیز بودن پاسخ خانوم دولتشاهی به سوال دوم فیس آف نهم، موجب شد که نظر شخصی خودم را در این باره از این طریق به عرض برسانم.

قبل از هر چیز نگاهی گذرا به پرسش و پاسخ مسئله ساز بیاندازیم:

سوال: به عنوان یک وبلاگ‌نویس کهنه‌کار، رشد یا تغییرات فضای وبلاگستان فارسی را در هفت سال اخیر چگونه می‌بینید؟

پاسخ صنم دولتشاهی: تعداد وبلاگ‌های بی‌معنی که قلب و گل و شعر کپی‌پیست‌ شده بذارن و پونصدتا کامنت بی‌معنی و بی‌ربط و تو مایه‌های «وب باحالی داری، من هم آپ شدم، به من هم سر بزن» دریافت کنن خیلی زیاد شده، که من رو نگران می‌کنه که نکنه واقعا اینقدر … تو جامعه‌امون داریم؟ گاهی هم فکر می‌کنم شاید اینها کار یک سری ربات هستن فقط چند نفر شوخی‌شون گرفته می‌خوان خرج و مخارج بلاگفا یا پرشین بلاگ رو بالا ببرن اینها رو راه انداختن. (باور کنین شده برای بعضی از این وبلاگا کامنت گذاشتم یا بهشون ایمیل زدم که مطمئن شم اینا آدم هستن و ربات نیستن اما جوابی نگرفتم!!) از نظر کیفیت ولی به نظرم اوضاع خیلی وبلاگ‌ها خوبه و به نظرم همیشه چارتا چیز خوب به درد بخور که آدم باهاش حال کنه، سرگرم شه یا چیزی یاد بگیره پیدا می‌شه.

خلاصه برداشتی که بنده از پاسخ خانوم دولتشاهی دارم، این است که:

۱- در طی هفت سال گذشته تعداد وبلاگهای کپی پیستی و گل و بلبلی زیاد شده است.

۲- وبلاگهای مذکور تعداد زیادی نظرات بی ربط از نوع “وب خوبی داری…” دارند.

۳- خانوم دولتشاهی با توجه به ایده آلهایی که از جامعه ایرانی در ذهن دارد، گاهی با خود فکر می کند که این حجم عظیم از وبلاگهای مذکور کار انسان نیست، و شاید کار ربات باشد.

۴- از پس اعتقاد خانوم دولتشاهی اینگونه بر می آید که اکثر وبلاگهای یاد شده روی سرویس دهنده هایی چون بلاگفا و پرشین بلاگ خانه کرده اند. (شاید به این دلیل که استفاده از این نوع سرویس دهنده ها برای افراد مبتدی راحتتر باشد.)

۵- در طی هفت سال گذشته کیفیت وبلاگها بالاتر رفته است.

واضح است که منظور خانوم دولتشاهی به “همه” وبلاگهای بلاگفایی یا پرشین بلاگی یا … بر نمی گردد و تنها اشاره به برخی از آنها دارد که البته مشخصه خاصی نیز از آنها بیان نشده است و تنها با عنوان کنایی “وبلاگ‌های بی‌معنی که قلب و گل و شعر کپی‌پیست‌ شده دارند” از آنها نام برده شده است.

اتفاقاً بنده با سخنان خانوم دولتشاهی کاملاً موافقم: با گسترده شدن تعدد وبلاگها، طیف وسیعی از افراد به این امر روی آورده اند که بسیاری از آنها استفاده صحیح از “وبلاگ” را نمی دانند و آنرا با بریده بلاگ نوشت های دیگران اشتباه گرفته اند! اینگونه وبلاگ نویسان، که کم هم نیستند، بیشتر به سراغ وبلاگهایی شبیه به وبلاگ خود می روند و در قسمت نظرات، پس از تعریف و تمجید از وبلاگ مشابه، از نویسنده می خواهند که به وبلاگشان سر بزند!

وبلاگهای مورد بحث محدود به سرویس دهنده خاصی نیستند و نیز به همه وبلاگهای ثبت شده روی سرویس دهنده ای خاص تسرّی پیدا نمی کنند. اما طبق مشاهدات و تجارب، مشخص است که تعداد چنین وبلاگهایی بر روی سرویس دهنده های ایرانی بیشتر است. و همانگونه که اشاره شد گمان می برم که این امر به دلیل راحتی استفاده از این سرویس دهنده ها باشد. اما این موضوع چیزی از ارزشهای این سرویس دهنده ها یا وبلاگهای دیگری که روی آنها مدیریت می شوند، کم نمی کند. اساساً در نگاه بنده هر کدام از وبلاگها، هویتی جداگانه دارند، حتی اگر روی سرویس دهنده، یا دامنه ای یکسان باشند.

بر اساس آنچه که گفته شد، بنده نه تنها توهین هایی را که عمو گجمو به خانوم دولتشاهی (البته با نام خانوم گلشاهی) روا داشته اند رادور از انصاف و مغرضانه، که حتی دور از شأن عمو گجموی عزیز می دانم.

14 دیدگاه در “در باب اعتراضات عده ای به سخنان صنم دولتشاهی در فیس آف نهم

  1. خانم دولتشاهی و یا هر شخصی این حق را دارد که نظرش را در یک چارچوبی که رعایتش هم کردند، اعلان کند که این از هیچ دیدگاهی اشکال ندارد.
    در مورد ِ کپی پیست هم کاملا موافق هستم. در کشور، هیچ مقامی از حق ِ نوشته تو حمایت نمیکند.
    هرچند netpikerهایی اومدند و من هنوز آرمشونو زدم بالای درب ورودی ِ خونه ام. ولی ما به یک چیز قوی تر به همراه ارایه فرهنگ وبلاگ نویسی (یک چیزی توی همین مایه ها) نیاز داریم.

  2. حق رو به گجمو میدم… این خانوم نباید اینطوری حرف بزنه… صادق جان هر کامنت و پست و عکس گل و گیاهی که تو وبلاگستان میبینیم هزار تا حرف داره….
    همه چیز که به نوشته های علمی نیست…
    من و شما که روز هزار بار تو گودر مینیمال های مردم رو با مزمون : امروز سرم درد میکنه! میبینیم که شیر شدن… باید توجه کنیم که حتما چیزی بوده که اینا توسط دوستانمون شیر شدن….

    ضمنا این خورشید خانوم بهتره چند تا مثال از گل و بلبل ی که فرمودن بزنن!!

    در این چند سالی که در وبلاگستان بودم ، هیچ وقت پست بی ربطی ندیدم! همیشه حداقل یک پست برای یک نفر (حتی فقط خود نویسنده ) مهم هست که نوشته شده… پس هیچ پستی بیخود و چرت نیست….
    در مورد کپی کاری هم باید بگم کپی کاری توی بلاگ نوشت های حرفه ای انجام نمیشه… و از اونجا که در وبلاگهای مبتدی انجام میشه ، بیشتر در مورد نمعرفی سایت و نرم افزار و چیزهای کم اهمیت تر انجام میشه که به نظر من حداقل الان برای وبلاگستان ما لازمه! ( برای اشتراک اطلاعات ) حتی بدون رعایت کپی رایت!
    به نظر من کافیه که من خودم کپی رایت رو رعات کنم… اگر من این کارو بکنم بقیه هم یاد میگرین….

    در کل خانومی که مردم رو اینطور به باد توهین گرفته خوشم نمیاد!

  3. وبلاگ هر کسی نشانه ی شخصیت و حال و هوای فرد است. چه کپی پیست، چه خلاقانه و پرمحتوا و چه و چه….
    این که میبینیم برایمان گروهی ارزشمندترند و گرهی نه، بخاطر این است که (ما) با آن مطالب رابطه برقرار کرده ایم و دوستشان داریم!

  4. من راستش نه خواننده‌ی وبلاگ خورشید خانم” هستم نه وبلاگ”عمو گجمو” و این دومی را در همین گیرودار بحث و فحص شناخته‌ام. در نوشته‌ی خانم دولتشاهی توهینی ندیدم که انتقاد بود البته با لحنی تند. بر عکس نوشته‌های عمو خشم‌آلوده بود و موهن.
    من چنانچه چنین کامنتی داشته باشم بدون واکنش می‌گزارم بماند تا مایه‌ی عبرت دیگران شود. به وبلاگش هم سری نمی‌زنم.

  5. جناب عمو اروند
    سلام.
    فرمودید : راستش نه خواننده‌ی وبلاگ خورشید خانم” هستم …..
    نگاهی دوباره به سیدبار وبلاگت بینداز بعد اظهار بیطرفی کن قسم حضرت ابوالفضل تو رو باور کنیم یا دم اون خروسه رو؟
    شما در اون حدی نیستید که صلاحیت درس عبرت دادن به دیگران رو داشته باشید چون درس دادن به دیگران مردانگی می خواد و مطمئن باش یک آدم دروغگو هرگز نمی تونه به دیگران درس عبرت یاد بده.

  6. من در این زمینه تا حدودی حق را به گجمو می دم. اگر از بلاگ های فارسی به خصوص بلاگفا و پرشین بلاگ که تعدادشون بیش از یک و نیم میلیون وبلاگ فعاله، چند صد تا وبلاگ این طوری پیدا میشه دلیل بر گفتن این جور حرف ها از خانوم دولتشاهی نیست.
    با این اوصاف من مطمئنم در چند سال دیگه در سرویس های وبلاگی وردپرس و بلاگر و حتی هاست شخصی که از سیستم های مختلف استفاده می کنند، با همچین وبلاگ ها و … مواجه می شویم. خود من در بلاگ ناچیزم علاوه بر نظرات قلب و گلی که از طرف نویسنده وبلاگ های سرویس های ایرانی می دهند دریافت می کنم از طریق سایت ها و وبلاگ های بلاگر و وردپرس هم این چنین نظراتی دارم.
    پس نتیجه نهایی: من بر توهین آمیز بودن گفته خورشید خانوم اعقاد دارم. اما ممکن است منظورشون چیزی فراتر از اون باشه که آدم از ظاهرش درک می کنه باشه…
    البته نوشته ها و نظرات عمو هم زیاد مناسب نیست باید مسالمت آمیزتر باشه;)
    یه چیزه دیگه به عمو گجمو می گم همین جا، چون تو بلاگش فعلا در این زمینه نظر ندادم.
    آقا این جور آدم هایی که شما در وبلاگتون معرفی کردید و مشخصه هاشون رو گفتین یکیش هم همین خانوم اگه باشد! کم نیستند پس بهتره ما و شما به کار و تلاش خودم باشیم و ازتم به خاطره لطف این چنینیت به سرویس های وطنی تشکر می کنم.

  7. عمو گجامو این چه وضعشه؟!‌ درسته طرف شما رو گرفتم… اما خیلی داری تند میری… این آخرین کامنتت در مقابل نوشته ی آقای افراسیابی اصلا در شخصیت شما نمیبینم… هر چند فکر میکنم این این سرعت که شما میری احتمالا فردا میری وبلاگ منم بررسی میکنی و میای میگی بچه و چه به این حرفا؟! اما در هر صورت با اینکه در این مورد کاملا پشتت ایستادم ، اما متذکر میشم که این لحن حرف زدن اصلا خوب نیست… در مطالب جنجالی بسیاری که بعضی هاشون رو خودم نوشتم ، بیشتر از این پست شما برای من جوابیه صادر شده… اما زود عصبانی نشدم و سعی کردم عفت کلامم رو حفظ کنم… موفق باشی…
    از صادق عزیز هم عذر میخوام که توی وبلاگش دارم بحث میکنم… در صورت عدم رضایت میتونه این کامنت رو پاک کنه.

  8. من معمولاً خودم را قاطی این قیل و قال‌های بلاگ‌آباد نمی‌کنم. نه که بد باشد همیشه، نه، گاهی اوقات بحث و مجادله حتی در این سطح بد هم نیست اما حوصله‌اش را ندارم. بگذارید پای سن و سال .سری را که در نمی‌کند دستمال نمی‌بندند.
    اما در این موضوع بسیار کم لطفی می‌بینم نسبت به صنم دولتشاهی. گیرم کمی در بیان نظرش و جمله‌بندی تعجیل کرده یا تعبیر چندان مناسبی به کار نبرده…سزاوار اینطور برخورد نیست!! من هفت سال است که کم و بیش خواننده ی نوشته‌هایش هستم. گذشت این همه سال کمی شناخت می‌آورد، نمی‌آورد؟
    این شناخت از شنیدن و خواندن و نگاه کردن به طرز برخورد این آدم، به منش این آدم، نسبت به موضوعات گوناگونی که در این سال‌ها در سطح وبلاگ‌ها مطرح بوده پدید آمده. نه یک برخورد و یک جمله!
    خوب عمو گجموی عزیز ، همبن دیدن، همین شنیدن، همین نگاه، روی شما هم هست، روی بنده هم هست، خواننده وقتی پاسخ شما را در همین صفحه مثلاً به آقای افراسیابی می‌خواند، تصور می‌کنید چه برداشتی پیدا می‌کند؟ شما که با این سادگی لفظ “دروغگو” و “مردانگی نداشتن” را در مورد ایشان به کار می‌بری، آن هم فقط به خاطر اینکه در سایدبار وبلاگش آدرس “فلانی” هست، آیا فکر نمی‌کنی صرف بودن آدرس در ستون لینک‌ها دلیل نمی‌شود که طرف حتماً “آن وبلاگ” را قطعاً و الزاماً می‌خواند؟! با همین دلیل و نصفه نیمه، قضاوتت را می‌کنی؟ و متهمش می‌کنی به دروغگویی؟ فکر می‌کنی خودش خبر ندارد که در سایدبارش به قول شما، کی هست و کی نیست؟
    عزیز جان! از همین نوع برخوردهاست که ماها در بلاگستان، یا آنطور که ف م سخن تعبیر می‌کند و درست هم می‌گوید، در “بلاگ آباد”، شناخته می‌شویم و قضاوت می‌شویم. همین کامنت بنده در تکمیل تصور دیگران و تصویر دیگران از من موثر است. چیزی به تصویر می‌اقزاید، حالا چه مثبت، چه منفی. برای همه‌مان همینطور است.
    خورشیدخانم هم به مرور ساخته شده. ریز ریز. همین گونه. با نوشته‌هاش ، با کامنت‌هاش، با طرز برخورد و زبانی که به کار می‌برد. حتی همین تعبیرش در فیس آف!! حتی اگر بنده‌ی نوعی هم نخواهم، این هم به تصویرش اضافه شده.
    اما ایشان مستحق این چنین برخورد نیست به نظر من.

  9. گاهی اوقات شده که منم از دیدن کامنت هایی از جمله وب جالبی داری و به وبلاگ من هم یه سری بزن بدم اومده …
    قسمت اولش رو که وبلاگ جالبی داری رو منم گاهی اوقات وقتی از وبلاگی خوشم بیاد با دلیل مثلاً قلم زیبایی داری یا مثلاً خوب مسائل رو بیان میکنی یا اینکه از مطالب ِ علمیت ممنون و غیره بیان کردم اما از اینکه بگم به وبلاگ من هم یه سری بزن هیچ وقت خوشم نیومده البته اینم به چندین دلیل…

  10. سلام آقا امین.
    اگر عشقت کشید می تونی اظهار ندامت و پشیمانی کنی،اما من پشیمان نیستم.حرف دلم رو می زنم و بلد هم نیستم به کسی دروغ بگم و یا با پنبه سر ببرم.
    دو حالت بیشتر ندارم،یا مثل هیلتر بدم یا مثل مهاتماگاندی خوب و کلا از آدمایی که دست به عصا راه میرن و نقش چرچیل رو دارند،خوشم نمیاد.
    دنیای مجازی نمی تونه شخصیت آدما رو مشخص کنه،چون خیلیا در دنیای مجازی مثل بره رام هستند و در دنیای واقعی گرگی در لباس میش.

  11. سلام جناب آشپز باشی.
    در جواب به کامنت دوم آقا امین عرض کردم :
    بنده حرف دلم رو می زنم و بلد هم نیستم به کسی دروغ بگم و یا با پنبه سر ببرم. دو حالت بیشتر ندارم،یا مثل هیلتر بدم یا مثل مهاتماگاندی خوب و کلا از آدمایی که دست به عصا راه میرن و نقش چرچیل رو دارند،خوشم نمیاد. دنیای مجازی نمی تونه شخصیت آدما رو مشخص کنه،چون خیلیا در دنیای مجازی مثل بره رام هستند و در دنیای واقعی گرگی در لباس میش.

  12. جناب Jozeph
    فرمودید : وبلاگ هر کسی نشانه ی شخصیت و حال و هوای فرد است. بنده خیلی از دوستان وبلاگ نویس وردپرسی رو در دنیای واقعی کاملاً می شناسم،باهاشون رفت و آمد دارم، هم از جنس مونث و هم از جنس مذکر،باور کنید اعتقادات،باورها،رفتار و کردار شون با دنیای مجازی ۱۸۰ درجه فرق داره و جالب تر اینکه خیلی از همین دوستان در دنیای واقعی آدم های بسیار بسیار معروفی هستند.
    لطفاً نوع نگاه خود را تغییر دهید

  13. خوب کاری می کنی عزیز، فقط بگو ببینم من کجا به شما گفتم حرف دلت رو نزن؟ یا دروغ بگو؟ یا مثلاً با پنبه سر ببر؟! از هیتلر و گاندی حرف زدی، قطعاً می‌‌دونی که نه هیتلر مطلقاً بد ِ بد بوده و نه گاندی مطلقاً خوب ِ خوب. مطلق را، اهلش می‌گویند صفتی‌ست برازنده‌ی ذات باریتعالی. این نوع نگاه به دنیا نتیجه‌اش همینگونه قضاوت هم هست البته. بگذریم.

    بهرحال چون نکته را نگرفتی یکبار دیگر رجوع کن به همان کامنت قبلی شاید این بار متوجه بشوی که من راجع به شخصیت آدم‌ها در دنیای واقعی حرف نمی‌زنم. از کجا می‌تونم بدونم که شما مثلاً واقعاً همینی که ادعا می‌کنی هستی یا نه؟ من دارم می‌گم این نوع عکس‌العمل و اظهار نظرت در موضوعات شخصیت مجازیت رو مشخص می کنه برادر من. حالا اگه احیاناً این نوع رفتار از شخصیت واقعیت هم تاثیر پذیرفته نه به من ربط داره و نه در شرایطی هستم که تشخیص بره و گرگ بدم. شما اگه از روی وبلاگ کسی گرگ رو از بره تشخیص می‌دی که لاید بلدی. بنده هفت ساله وبلاگ می‌خونم اما فاقد این “استعداد” هستم. و سئوال آخر، مرقوم فرمودی : و کلا از آدمایی که دست به عصا راه میرن و نقش چرچیل رو دارند،خوشم نمیاد. میشه رک و راست بفرمایی این چرچیل این وسط چه می‌کنه؟ اشاره‌ات به کیه؟ به خورشید خانم؟! به آقای افراسیابی؟! …بعید می‌دونم. هیچکدوم نکته‌ای در کامنتشون ندارن که چنین چیزی رو القا کنه…یعنی اشاره‌ات به کی می‌تونه باشه؟! ;-)
    عزیز جان! من دارم روشنت می‌کنم که زیادی تند رفتی، و کج هم رفتی. نمی‌خوای بپذیری نپذیر. اما من از روی خیرخواهی عرض کردم. گوشه کنایه رو هم بذار برای کسانی که با گوشه کنایه باهات حرف می‌زنن.
    روزگارت خوش

  14. به نظر من بیشتر حق با خانم دولت شاهی است.
    این وبلاگ های زرد که وقتی وارد میشی از در و دیوارش سی دی یاد گرفتن زبان در خواب و مستند فقر و فحشا و راز موفقیت علی دایی که به لینک خرید سی دی «راز» منتهی می‌شود و لینک هایی با عنوان «بدو بیا تو تا فیل.تر نشده» و…
    واقعآ به نظر میاد کار یک مشت ربات باشه که وظیفه شون کسب درآمد برای صاحبانشونه. حداقل امیدوارم ربات باشند چون اگر آدم باشند اوضاع بد تر از آنی است که دیده می‌شود…
    خانم دولت شاهی هم منظورشان همان وبلاگ ها است نه وبلاگ های دیگر و این کاملآ در متن شان واضح است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *