شوهرخاله حسین…

۱- همه چیز خوب پیش می رود تا اینکه دست تقدیر یا هر چیز دیگری که اسمش را می گذارید، اتفاقی را رقم می زند و زندگی تان را زیر و رو می کند.

۲- هر عضوی که از خانواده کم شود، بنیانش به نحوی بهم می ریزد. چه رسد به پدر که ستون خانواده است.

۳- بعضی ها هستند که نه تنها برای خانواده خودشان ستونند، که بار دیگران را نیز به دوش می کشند.

شوهر خاله حسین، بدون اغراق پدری فداکار، همسری با وفا و آشنایی دلسوز بود. رفتنش نه فقط برای خاله تهمینه، فرشید، فرزاد و فرهاد که برای همه کسانی که می شناختنش، سخت بود.

خدایش بیامرزد…

نویسنده: صادق جم

یکی مثل همه!

۱۳ دیدگاه برای “شوهرخاله حسین…”

  1. من فرهاد هستم. الان این پست رو دیدم، از صادق عزیز بخاطر همه محبتهاش و از تمام دوستانی که اظهار همدردی کردن تشکر میکنم و امیدوارم که در کنار خانواده زندگی توام با سلامتی داشته باشید. خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.