Face Off 8 : بابک محمودی vs کامیار ندیمی

در آستانه اولین روز شهریور ماه، شماره دیگری از فیس آف وبلاگ نویسان ایرانی را با حضور دو ITنویس مطرح و دوست داشتنی ترتیب داده ایم.

قبل از هر چیز تشکر ویژه خود را نثار دوستانی می کنم که در تهیه این فیس آف با من همکاری داشته اند:

همکاران Face Off 8

میلاد احرامپوش: نویسنده وبلاگ روزنوشت میلاد و شرکت کننده Face Off 4

بامدادی: نویسنده وبلاگ بامدادی و شرکت کننده Face Off 6

شروین فتحی: نویسنده وبلاگ یک فتحی و شرکت کننده Face Off 4

هزاران نقطه: نویسنده وبلاگ هزاران نقطه و شرکت کننده Face Off 6

بابک محمودی

نویسنده وبلاگ زنگوله به آدرس www.zangoole.com که خوراکش از این آدرس قابل دسترسی است. اگر نمی دانید خوراک به چه دردی می خورد، اینجا را ببینید!

بابک خودش را اینطور برای خوانندگان فیس آف معرفی کرده است:

آدمی هستم واقع گرا و منطقی ، از بچگی علاقه زیادی به کامپیوتر و گجت ها داشتم در شش سالگی اسباب بازی های محبوبم یک کومودور ۶۴ دوست داشتنی بود و یک کمد پر از سیم و لامپ و آرمیچر و از این جور چیزا…. قبلآ بیشتر در زمینه امنیت شبکه فعال بودم و در چند تا از گروه های زیرزمینی ایرانی فعالیت می‌کردم البته کلاهم از برف هم سفید‌تر بود! ولی این روز ها بیشتر وبلاگ ها و اخبار عادی را دنبال می‌کنم. احتمالآ الان تصویر ذهنی‌ای که از من ساخته‌اید یک گیک لاغر با عینک ته استکانی و پشت غوز کرده است اما بر عکس ، با اینکه خیلی از خصوصیات گیک ها را دارم خیلی از خصوصیات افراد دقیقآ نقطه‌ی مقابل گیک را هم دارم ، عاشق ورزش های Extreme  هستم و هر وقت فرصتی بیایم پارکور و ژیمناستیک تمرین می‌کنم به ورزش های رزمی هم علاقه زیادی دارم و در حال حاظر کونگ فو (Wing Chun) تمرین و تدریس می‌کنم و از زندگی لذت می‌برم.
کوچیک همتون ، بابک

بعضی از پستهای زنگوله عبارتند از: از ادیسون درس وبلاگ نویسی بگیرید!غلظت فید شما چقدر است؟لیسانس رایگان سه نرم افزار فوق العاده برای استفاده بدون وجدان درد!

کامیار ندیمی

کامیار قبلاً در وبرگر به آدرس www.weburger.net می نوشت و حالا وبلاگش را به وردپرس.کام منتقل کرده است و با نام کامی در وب در www.kaaam.wordpress.com می نویسد. در هر صورت شما می توانید خوراک نوشته های کامی را از این آدرس دنبال کنید.

کامیار عزیز با اینکه در مسافرت بود و به اینترنت دسترسی نداشت اما لطف کرد و حتی زودتر از موعد مقرر پاسخ سوالات را برایمان ارسال کرد.

و اما نیک بنگرید که نظر این دو وبلاگ نویس عزیز درباره وبلاگستان و پیرامونش چیست:

۱- میلاد: هدفتان از وبلاگ نویسی چیست؟ آیا کسب درآمد از این طریق نیز جز اهدافتان بوده است؟ آیا در ایران می توان به وبلاگ نویسی بعنوان یک حرفه نگاه کرد؟

بابک: در درجه اول می‌نویسم تا مفید واقع شوم! دوست دارم دانسته های هر چند اندک خودم را با دیگران به اشتراک بگذارم ، گویی از این طریق حس عجیبی در درونم ارضا می‌شود.
اما در کنار این ، وبلاگ نویسی باعث می‌شود در جریان رویداد ها باشم ، با افراد جدید آشنا شوم و چیز های جدید یاد بگیرم. همچنین به نظر من داشتن یک وبلاگ خوب می‌تواند به عنوان یک امتیاز مثبت در رزومه افراد باشد. کسب درآمد جز اهدافم نبوده اما سعی می‌کنم حداقل هزینه سالیانه هاست و دومین را در بیاورم. «در ایران می توان به وبلاگ نویسی بعنوان یک حرفه نگاه کرد؟» لطفآ خیالاتی نشوید!

کامیار: اون اوایل که وبلاگ نویسی رو به صورت رسمی شروع کردم شاید تنها برای استفاده از ابزار جدیدی به نام وبلاگ بود و برای آشنایی هرچی بیشتر با این پدیده مطالبی رو مینوشتم ولی الان که به مسیر طی شده نگاه میکنم میبینم از همان ابتدا هدف چیز دیگری بوده، هدفی که امروز دنبال میکنم، شاید باورتون نشه ولی یه حسی دارم که منو وادار میکنه به دونستن و اشتراک دانسته ها، یه جور احساس مسوولیت در برابر کسی که میاد تو اینترنت و دنبال چیزی میگرده شاید با مطالب من به هدفش برسه و شاید با مطالب شما بخصوص اینروزها که بایت بایت اینترنت رو مطالب غیرمفید پر کرده.
کسب درآمد رو تنها در یک دوره ی زمانی بخصوص (نه از ابتدا) به عنوان یک هدف دنبال میکردم، زمانی که فکر میکردم بابت نوشتنم باید حقی رو بگیرم، اما امروزه دید من عوض شده و همین که کاربری در مورد یک مطلب نظرش رو بیان میکنه از ته دل خوشحال میشم چراکه یک قدم به هدف اصلیم که مفید بودن برای دیگران هست نزدیک میشم.
وبلاگ نویسی در ایران با مشکلات متعددی همراه است که اکثر دوستان با اونها آشنا هستن، شاید در آینده خیلی از چیزها دستخوش تغییر بشن و بشه به کسب درآمد واقعی فکر کرد، کسب درآمد سوای تمام فوایدی که داره یک عامل تشویقی خیلی خوب برای وبلاگ نویس هست که اون رو به ادامه ی نوشتن دلگرم میکنه.

۲- یک فتحی: به نظر شما پیشرفت سریع وبلاگهای آی تی در آمارها، به دلیل پتانسیل بالای نویسندگان شان است یا به دانش بالای مخاطبان شان بر می گردد؟

بابک: به نظرم چند علت دارد ، مهمترین آن این که وبلاگ های آی تی عمومآ عاری از هر نوع مطلب شخصی هستند و اطلاعات آنها برای مخاطب به نوعی «غیرقابل از دست دادن تر» است.
دوم اینکه چون فرهنگ وبلاگ خوانی هنوز فراگیر نشده اکثر مخاطبان وبلاگ ها همان کسانی هستند که بیشتر با کامپیوتر و آی تی سر و کار دارند تا موضوع های دیگه که هم همانطور که شما ذکر کردید دانش فنی بیشتری دارند و هم آی تی موضوع مورد علاقه شان است.

کامیار: نمیشه تنها یک عامل رو در این پیشرفت در نظر گرفت، از نظر من هردو. چراکه افزایش علم نویسنده مستقیما روی سطح دانش و سواد کاربر تاثیر میذاره و همچنین کاربر با افزایش سطح دانش از نویسنده مطالب بهتری میخواد، پس این دو با هم در تعاملند. در این موضوع نمیشه تغییر نگاه و دید کاربران به اینترنت و وب رو نادیده گرفت، امروزه نه تنها به اینترنت به چشم یک تفریح و عامل وقت گذرون نگاه نمیشه بلکه پاسخ خیلی از سوالات رو میشه در اون پیدا کرد و حتی با پیشرفت روزافزون اون تقریبا دنیای واقعی رو با دنیای مجازی درآمیخت پس وبلاگ ها که درصد بالای محتوای وب رو تشکیل میدن دیده میشن و اعتبار بالایی رو کسب میکنن، حالا به علت اینکه در ایران اکثر وبلاگ نویس ها افراد متخصص کامپیوتر هستن رشد آماری در این دسته از وبلاگ ها ملموس تره.

۳- هزاران نقطه: به نظر می رسد که اکثر آی تی نویسان سبک و سیاق مشترکی در نوشتن دارند. به نظر شما از چه شاخصهایی می توان بعنوان تفاوت آی تی نویسان نام برد؟

بابک: اینجا یک جای کار می‌لنگد که نمی‌گذارد وبلاگ نویسان بر سر مهارت های وبلاگ نویسی با یکدیگر رقابت کنند (جواب سوال آخر را ببینید) اما به عنوان یک دسته بندی ساده ، یک دسته هستند که یک سری نرم افزار و بازی و… را به خورد مخاطب داده و برچسب آی تی به خود می‌زنند. دسته‌ی دیگر کسانی که هر سایت و سرویسی که به چشمشان بخورد را معرفی می‌کنند و به نوعی هر چیز کوچکی را زیادی به درد بخور و یا مهم جلوه می‌دهند و دسته‌ی آخر کسانی که پست های ارزشمند می‌نویسند یا از وبلاگ های خوب خارجی ترجمه می‌کنند و یا آموزش های گویا و خوب در رابطه با کامپیوتر و تکنولوژی درست می‌کنند.

کامیار: موضوع شباهت در مطالب چیزی هست که در تمام دنیا رواج داره حتی در بین وبلاگ های بزرگ IT  این شباهت دیده میشه و یکی از دلایل اصلیش این هست که اکثرا به دنبال خبررسانی هستند و تولید مطلب فراموش شده البته در ایران یکی از مشکلات عمده ش همون کمبود امکانات هست که مطمئنا همه میگن شعار تکراری(!)  ولی باور کنید که کمبود امکانات یکی از معضلات بزرگ هست و شاید اگر امکانات کشورهای دیگه رو به کاربرای ایرانی میدادن امروزه افراد مجبور میشدن برای زبان دوم فارسی رو یاد بگیرن نه انگلیسی!
اما چطور میشه فرق گذاشت بین مطالب، از این لحاظ واقعا ایده ای ندارم و نمیدونم چطور باید ازهم جدا کرد ولی به هرصورت تفاوت وبلاگنویس ها و وبلاگها تقریبا از هم مشخصه و تعدادی در یک گروه کوچک و تعدادی در یک گروه بزرگ جای میگیرند که نیاز به معرفی ندارند.

۴- بامدادی: در هنگام نوشتن به کدام سبک بیشتر اهمیت می‌دهید: واقع‌گرایانه و بی‌طرف (Objective) موضوع سخن را توصیف کنید (مثلا بگویید این یک گندم است، از آن نان می‌پزند، ویتامین ب دارد، …) ؟ یا مولفه‌های فانتزی و شخصی‌تر را وارد نوشتار خود کنید و به نوعی وارد دنیایی ورای موضوع سخن شوید (مثلا بگویید گندم سمبل گناه است چون هوا به کمک گندم آدم را وسوسه کرد و …)؟

بابک: واقع گرایانه و بی طرف ، از آنجایی که من بیشتر مطالب آموزشی منتشر می‌کنم زیاد نمی‌توانم مولفه های شخصی و فانتزی را وارد نوشته کنم و البته مهارت زیادی هم در این زمینه ندارم.

کامیار: تقریبا میشه گفت که هیچ کدوم، تا اونجایی که لازم و از ضرورات باشه به بیان واقعیات میپردازم و اگر مناسب دیدم در ادامه به بیان دیدگاه خودم میپردازم و یا تجاربی که داشتم و سعی میکنم وجهه ای از موضوع رو به نمایش بگذارم که مثل بقیه نباشه و حرفی تازه برای گفتن داشته باشه. البته این رو نباید به دسته ی دوم یعنی نوشته های فانتزی مرتبط دونست، هرچند که گاهی اوقات از این سبک در نوشتن استفاده میکنم.

۵- بامدادی: مطالب فنی ممکن است جالب یا آموزنده باشند، اما معمولا جنجال‌برانگیز نیستند. تا حالا شده هوس کرده باشید مطلبی بنویسید که جنجال ایجاد کند؟ و خوانندگان را به دو دسته‌ی موافق و مخالف تقسیم کند؟

بابک: حق با شماست ، هوس که شدییید. ولی چون موضوع اصلی وبلاگ من در رابطه با کامپیوتر و اینترنت است این هوس ها را عملی نمی‌کنم چون آن موضوع های جنجال برانگیز عمومآ خارج از این مباحث هستند و در زمینه آی تی نمی‌شود زیاد آشوب به پا کرد.

کامیار: چه کسی است که جنجال را دوست نداشته باشد؟ من فکر میکنم که همه به نحوی به دنبال این موضوع هستند حالا ممکنه بعضی از افراد بخاطر حفظ یکسری از منافع یا پیروی از قوانین شخصیشون از این کار پرهیز کنن. من هم به نوعی از این موضوع استقبال میکنم ولی نه اینکه مدام به این فکر باشم که امشب جنگی نو راه بندازم!  سعی م بیشتر در این هست که از موضوعات محرک در جهت مثبت استفاده کنم که جداسازی خوانندگان مسلما یکی از اهداف مثبت هستش برای داشتن وبلاگی بهتر.

۶- فتحی: اغلب نظرات گذاشته شده در وبلاگهای آی تی نیاز به مدیریت ندارند. تابحال پیش آمده است که بخواهید قبل از انتشار بر آنها نظارت کنید؟

بابک: خیر ، اگر در وبلاگ من نظری بگذارید همان لحظه منتشر می‌شود مگر اینکه شامل کلمات سیاه یا بیش از دو لینک باشند.

کامیار: همونطور که اشاره کردید معمولا احتیاجی به نظارت نیست، مگر در موارد خاص (مثلا موارد جنجال برانگیز) که من با این مورد هم موافق نیستم و ترجیح میدم هرکاربری نظر خودش رو ارائه کنه حتی نظراتی که مخالفت شدیدی دارند با مطلب، چراکه اینرو حق کاربر میدونم و نظارت بر نظرات رو مثل بستن بخش نظرات میدونم که اصلا خوب نیست و وبلاگ نویس تنها به خودش ضربه میزنه.

۷- فکر می کنید وبلاگستان فارسی در رتبه بندی جهانی چه جایگاهی دارد؟

بابک: به نظرم وبلاگ نویسان فارسی زبان از دانش فنی خوبی برخوردارند و مهارت های وبلاگ نویسی هم تقریبآ دارند یعنی از این لحاظ در جایگاه خوبی هستیم اما چیز های خیلی مهم تری هست که مانع پیشرفت وبلاگستان شده. مثل سرعت کم اینترنت ، نبود سیستم جامع برای تبلیغات و کسب درآمد ، کمبود سرویس های اینترنتی وطنی و… که یقین دارم اگر مشکلات اینها حل شود شاهد یک انقلاب بزرگ در وبلاگستان فارسی خواهیم بود.

کامیار: جایگاه خوب، اگر فاکتورهایی مثل انواع آمارها را حذف کنیم و امکانات وبلاگنویسان بزرگ دنیا که معمولا انگلیسی زبان هستند رو با امکانات وبلاگ نویسهای ایرانی یکسان کنیم اگر نتیجه بهتر نبود مسلما بدتر هم نخواهد بود و رتبه ی خیلی خوبی را کسب میکنیم، البته در حال حاضر هم این رتبه رتبه ی خوبیست، نفوذ وبلاگ های فارسی در اینترنت و سایت های بزرگ و همچنین در خود کشور رو نمیشه نادیده گرفت، چیزی مثل بهترین ها از کمترین ها : )

۸- اگر بخواهید وبلاگهای وبلاگستان فارسی را دسته بندی کنید، چطور این کار را انجام می دهید؟

بابک: وبلاگ های زرد – وبلاگ های شخصی – وبلاگ های به درد نخور – وبلاگ های مفید

کامیار: یک دسته بندی دقیق و منظم، در حال حاضر وبلاگ های بسیاری داریم که متاسفانه درست دسته بندی نشده اند و خیلی از موارد نامربوط را با هم در یک دسته میبینیم!  شاید اگر دسته بندی دقیق و تخصصی تر باشه و به دسته های ریزتری تقسیم بشه وب فارسی از این رو به اون رو بشه، برای درک بهتر یک شهر شلوغ مثل تهران را با یک شهر شلوغ مثل توکیو مقایسه کنید، این کجا و آن کجا نه؟ مطمئنا یکی از دلایل برتری توکیو نظم حاکم بر آنجاست.

۹- به نظر می رسد با توسعه یافتن وب۲، محدوده حریم خصوصی افراد در وب، کوچکتر شده است؟ نظر شما در این باره چیست؟

بابک: درسته ، اما خوشبختانه هنوز هر کس می‌تواند اندازه‌ی حریم خصوصی‌اش را در اینترنت بزرگ یا کوچک کند. به نظرم بهتر است بگوییم با گسترش وب۲ فضای اینترنت اجتماعی تر شده است.

کامیار: به نظر من همچین چیزی نیست، حریم خصوصی افراد تا زمانی که فرد دلش بخواد میتونه خصوصی بمونه و هرچقدر هم مایل بود محدوده ش رو گسترش بده وب۲ تاثیری بر این افراد نداره و تنها دایره ی انتشار و اشتراک دانسته های فرد رو بالا میبره، حالا یه کسی دوست داره که حرفهای توی ذهنش رو به اشتراک بگذاره و از توییتر استفاده کنه و یکی هم دوست داره نهایتا افراد دور و برش یک شناخت کلی ازش داشته باشن که به یک صفحه ی استاتیک بسنده میکنه. پس وب۲ کاری به حریم خصوصی افراد نداره و عامل رشد برای کاربرانیست که در بالا گفتم.

۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت…!

بابک: کاش همه می‌فهمیدند که اینترنت فقط یاهو مسنجر و ۳۶۰  و عکس های یانگوم نیست….

کامیار: امید روزی که زبان دوم هرفرد فارسی بشه، این آرزو دست نیافتنی نیست، کمی تلاش میخواهد و البته شرایطی هم باید وجود داشته باشد که متاسفانه فعلا به شکل مانع جلوی پای ما هستند. کسانی که این حرف را غیرممکن میدونند نگاهی به افراد خارج از کشور بندازند و ببینند که چگونه هرروز در مسیر پیشرفت قدم برمیدارند : )

و اما سوال آخر:

الگوی وبلاگ نویسی شما چه وبلاگی است؟ (لطفاً آنها را چه ایرانی و چه خارجی نام ببرید)

بابک: اگر جواب های قبلی‌ام را کامل نخواندید لطفآ این یکی را کامل بخوانید ، ما وبلاگ نویس های ایرانی و خصوصآ آی تی نویس ها نمی‌توانیم بگوییم فلان وبلاگ «الگو» من است. خود من و اکثر ماها مقاله های خوب را ترجمه می‌کنیم و این مفید ترین کاری است که از دست ما بر می‌آید. فرض کنید همگی به زبان انگلیسی وبلاگ می‌نوشتیم ، آن وقت دیگر مطالب LifeHacker  وProblogger  و… طرفداری نداشت بلکه آن وقت واقعآ باید خودمان دست به کار می‌شدیم و ابتکار به خرج می‌دادیم و مطلب می‌نوشتیم و وبلاگ نویس خوب فقط آن زمان مشخص می‌شود. اما تقصیر خودمان هم نیست بلکه دو علت بزرگ دارد ، مهم ترین آن اینکه وبلاگ نویس های ایرانی پولی از وبلاگشان در نمی‌آورند که انگیزه‌ای برای ابتکار و تلاش زیاد داشته باشند. دوم اینکه ما چیز های وطنی زیادی نداریم که بخواهیم راجع به آنها بنویسیم و به اصطلاح پست ایرانی تولید کنیم. چند نرم افزار ایرانی داریم؟ چند سرویس اینترنتی ایرانی داریم؟ چند نفر از اینها استفاده می‌کنند؟ روزی چند تا به اینها افزوده می‌شود که ما بخواهیم آنها را معرفی کنیم و راجع به نکات مثبت و منفی و… آنها بنویسیم؟ نتیجه می‌شود اینکه کسی عملآ خودش ابتکاری به خرج نمی‌دهد که بخواهد «الگو» داشته باشد بلکه می‌تواند «منبع» داشته باشد. ببخشید طولانی شد.

کامیار: این اولین باره که به این موضوع فکر میکنم! الگو به اون صورت که مدنظر شماست ندارم ولی بعضا دلم خواسته مثل دیگری باشم، هرفردی مطمئنا این آرزو رو از کودکی در دلش داشته. چون تاکید روی نامبردن بوده عنوان میکنم که روزی خیلی دوست داشتم مثل دکتر مجیدی مینوشتم ولی بعدها متوجه شدم که از هیچ نظر در یک دسته بندی قرار نمیگیرم حتی سعی کردم که دسته بندی ها را یکی کنم ولی تلاش بیهوده بود و هر دم به سمت قبلی کشیده میشدم. پس تلاشم رو میکنم تا روزی من رو به عنوان الگو قرار بدن ; )
اما در بین خارجی ها ReadWriteWeb  رو خیلی دوست دارم و صدالبته جنجال های TechCrunch رو و همچنین سرعتی که Mashable در انتشار اخبار داره و وبلاگ های دیگه ای که در زمینه های موردعلاقم فعالیت میکنن مثل آموزش های طراحی و برنامه نویسی و … . احساس میکنم بیشترین مشکلم در انشا هست و نمیتونم اونطور که باید مطلب رو ادا کنم و یکی از اهداف بزرگ همین یادگیری بیان مطالب هست.

و اما شما نظرات و دیدگاههای کدام وبلاگ نویس را در فیس آف هشتم بیشتر دوست دارید؟!

نتیجه نظرسنجی Face Off 8 :

در پایان یک هفته نظرسنجی از خوانندگان، بابک محمودی با کسب ۶۶% آرا به عنوان برنده نظرسنجی انتخاب گردید.

20 دیدگاه در “Face Off 8 : بابک محمودی vs کامیار ندیمی

  1. صادق جان درمورد لوگوی جدید فیس آف باید بگم واقعا عالی بود. اصلا رنگ تیره خیلی باکلاسه… همیشه از رنگهای سنگین و باکلاس استفاده کن…

    و اما درمورد فیس آف جدید باید بگم صد درصد بابک محمودی برنده میشه چون جواب های صریح تر و رک تری داره و اصلا در جوابگوئی به مغزش بیش از حد فشار نیاورده.
    در یک کلام: فوق العاده ریلکس!!!

  2. آقای ندیمی از ورود افرادی که از اینترنت اکسپلورر استفاده میکنند به وبسایتش http://weburger.net جلوگیری میکنه و نوشتن که ما همیشه بهترین ها رو برای شما خواستیم.
    ولی معنی این کار یعنی استبداد یعنی زور گویی یعنی گشت ارشاد در میدان های شهر یعنی افتادن از اون طرف بام.

    تا بحال توهینی از این بزرگتر تو اینترنت ندیده بودم که به خوانندگان یک وبلاگ بشه.

    اصلا بحث بر سر بهتر بودن اینترنت اکسپلورر یا فایرفاکس و بقیه براوزرها نیست و اصلا فرض رو بر این میذارم که فایرفاکس و بقیه براوزر ها بهتر از اینترنت اکسپلورر هستند ولی بازم این خود خواننده هست که باید تصمیم بگیره کدوم رو انتخاب کنه، و بازم یاد گشت های ارشاد افتادم که میخوان همه رو به زور بفرستن بهشت.

    چقدر به نظر من طرز فکر آقای ندیمی شبیه به طرز فکر اشخاصی هست که گشت ارشاد رو راه انداختن.

    متاسفم

    http://weburger.net
    http://weburger.net/ie/internetexplorer.php

  3. چه تفاهمی دارم من با این کامیار عزیز!
    کامیار جان خیلی مخلصیم ، از رای همگی هم ممنونم.
    یک تشکر ویژه هم می‌کنم از صادق عزیز که من را به این بازی راه دادند.

  4. من موندم شما چطوری فیس آفی ها رو با هم جور می کنی؟؟ :) خیلی خیلی جالبه همیشه از خوندن فیس آف لذت بردم به خصوص این دفعه که مسئول وب مورد علاقه من هم حضور داشت

  5. سلام
    وبلاگ جالبی داری مطالب و لینکهاتم آموزنده بود
    خوشحال میشم یه سری هم به وبلاگم بزنی و
    ومنو از نظراتت بهره مند کنی
    همچنین با هم تبادل لینک داشته باشیم
    لینکهای خوبی هم در وبلاگم دارم یه سر به اونا هم بزن
    خیلی ممنون
    موفق باشین و سرفراز
    منتظرنظرتون هستم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *