Face Off 5 : آرش کمانگیر vs جادی

امروز ۱۵ تیر ماه نیست! خوب بعضی وقتها همه کارها طبق روال پیش نمی روند. البته مقصر اصلی این تاخیر خودم هستم. اما این ماجرا می تواند تجربه ای باشد برای اینکه در دوره های بعدی زودتر بجنبم و کمی آینده نگرتر باشم.

البته سعی کرده ام تا تاخیر پیش آمده را با مهمانان ویژه ای که در این فیس آف شرکت کرده اند، جبران کنم. گرچه همه مهمانان فیس آف خاص هستند، اما مهمانان این دوره، دوست داشتنی هستند. و افتخاری است برای من و فیس آف، که میزبان این دوستان عزیز هستم.

Face Off 5 : آرش کمانگیر   vs   جادی

Face Off –  Post RSS –  Comments RSS

آرش کمانگیر: آرش آبادپور، دانشجوی ایرانی است که همراه با همسرش در کانادا زندگی می کند، و فعلاً “د” دکترایش را گرفته است! در وبلاگش بنام “کمانگیر” و به آدرس www.kamangir.net همه چیز پیدا می شود، الا دروغ. حتی برای پیدا کردن دروغ در آن، یک جایزه ۱۰۰۰ دلاری هم گذاشته است! آرش یکی از مفیدترین کارها را در وبلاگستان انجام میدهد، و آن ارائه آمارهای تحلیلی از جنبه های مختلف است (دیدیش ـ کی به کیه ـ خوراک شمار). اخیراً هم پروژه ای را با عنوان “صدای وبلاگستان” آغاز کرده تا وبلاگستان را به سمت پادکست سازی تشویق کند.

جادی: اسم اصلیش “امیر” است، اما خودش می گوید که حتی همسر و خانواده اش هم او را با نام “جادی” صدا می زنند.  وبلاگش “کیبرد آزاد” است به آدرس  www.freekeyboard.net که در آن سعی دارد تا به دفاع از آزادیهای دیجیتال بپردازد، اما چیزهای خوب دیگر هم زیاد در آن پیدا می شود. جادی خوشتیپ ترین و باحالترین پسر است، اگر باور ندارید از گوگل بپرسید! صدایش هم خیلی گوشنواز است، این را اخیراً از کتاب صوتی ای که تهیه کرده کشف کرده ام. جادی در ترویج فرهنگ درست استفاده از IT و ابزارهای آن نقش پررنگی در وبلاگستان دارد. او واقعاً یک گیک کامپیوتر و خصوصاً کدنویسی است.

۱- انگیزه اولیه تان از راه انداختن وبلاگ چه بود؟ آیا آن انگیزه هنوز در شما وجود دارد؟

آرش: وبلاگ نویسی رو به زبان انگلیسی شروع کردم و برای تقویت زبان. هر چند هنوز وبلاگ انگلیسی را زنده نگه می دارم، اما بخش عمده وقت وبلاگی را در وبلاگستان می گذرانم. بنابراین، بنظرم جواب «خیر» باشه. انگیزه ام عملا تغییر کرده.

جادی: انگیزه؟ انگیزه دیگه چیه؟ (: من کارها رو می کنم چون اون لحظه احساس می کنم که این کار درسته و لذت بخشه. کارها رو هم قطع می کنم چون احساس می کنم دیگه درست نیستن یا دیگه لذت بخش نیستن. من همیشه کامپیوتری و عاشق ارتباط بودم و وبلاگ پیوند این دو تا بود (: هنوز هم عاشق اون دو تا هستم و وبلاگ هم هنوز پیوند این دو تا مانده.

۲- چرا این اسم را روی وبلاگتان گذاشته اید؟

آرش: اسم «آرش» چی به ذهن شما می آره؟ چاکریم.

جادی: بعد از فیلتر شدن دامنه jadi.net برای یکی دو سال توش وبلاگ نوشته بودم، احساس خیلی بدی داشتم. احساس سانسور، احساس خفگی و احساس قطع شدن ارتباط. از سال ها قبل از رسیدن اینترنت به ایران، عبارت Freedom of the Keyboard به ذهنم رسیده و به دلم نشسته بود این بود که تصمیم گرفتم اسم وبلاگ جدیدم رو بذارم FreeKeyboard که فارسیش هم می شه «آزادی کیبرد».
البته از این اسم برداشت های متنوع شده. من که این اسم رو انتخاب کردم، آزادی رو در مقابل سانسور می دیدم ولی بعضی ها آزادی رو در مقابل محدودیت به موضوع خاص تفسیر می کنن و می‌گن کیبرد آزاد وبلاگیه که آزادانه از چیزهایی که می‌خواد می‌نویسه. البته برداشت مووبل تایپ کاملا متفاوته، مووبل تایپ گاهی کامنت‌های من رو حذف می‌کنه چون حدس می‌زنه کیبرد آزاد جایی است که سعی می‌کنه کیبرد مجانی به آدم‌ها «بفروشه».

۳- ایده مطالب وبلاگتان از کجا می آیند؟

آرش: وبگردی، وبلاگ خوانی، مطالعه، زندگانی، کلا.

جادی: از زندگی روزانه‌ام. من روزی حدود دویست تا سایت و وبلاگ رو می خونم و با خیلی‌ها گپ می‌زنم و خودم رو توی کارهای بامزه‌ای که ببینم داخل می‌کنم. نتیجه‌اش این است که روزی چندین و چند مطلب وبلاگ پیش می‌یاد که البته متاسفانه بسیاری اوقات ترجمه از منابع خارجی جالب است. سعی می‌کنم همیشه منبع رو بگم. گاهی ترجمه می‌کنم، گاهی از سانسور می‌نویسم، گاهی تجربیات لینوکسی رو می‌نویسم و این روزها هم که کتاب مورد علاقه‌ام رو می‌خونم و می‌ذارم روی وب.

۴- وبلاگتان را چقدر دوست دارید؟ آیا می توانید روزی وبلاگ نویسی را کنار بگذارید؟

آرش: خیلی و خیر. دلیلی برای دروغ گویی نمی بینم: کمانگیر بخش بزرگی از زندگی روزانه ام شده و ناراحت نیستم از این موضوع.

جادی: وبلاگم رو؟ (: وبلاگم بخشی از شخصیت من است. البته از این تیپها نیستم که بگم بدون این وبلاگ یا بدون فلانی می‌میرم یا افسرده می‌شم. در نتیجه دیدگاهم اینه که الان توی این وبلاگ می نویسم چون به نظرم درسته و لذت بخشه. هر لحظه‌ای که نبود نمی‌نویسم ولی بعید می‌دونم پیش بیاد. اگر روزی پیش اومد معنیش اینه که جای دیگه کار درست‌تری می‌کنم یا کار لذت‌بخش‌تری یا هر دو که احتمالا مایه خوشحالی همه است (:

۵- به نظر شما محدوده آزادی در وبلاگستان تا کجاست؟

آرش: وبلاگستان دنیای مجازیی ه که خطهای قرمزش رو محدوده های کاملا حقیقی تعیین می کنن. برای وبلاگ نویسی که در خارج از ایران زندگی میکنه، محدوده آزادی، مسولیت های انسانی/شهروندی ه. برای وبلاگ نویسان داخل، که به اسم واقعی می نویسند، البته خط قرمز زیاد ه.

جادی: در سطح اخلاقی مثل هر رفتار دیگه‌ای دقیقا تا جایی است که در کل به دیگران صدمه نزنیم. بحث پیچیده است و بدون جواب قطعی ولی به نظرم همین جمله کلیت ماجرا رو می‌رسونه. اگر هم بحث نویسنده‌ها است که آزادی دقیقا تا جایی است که نویسنده‌ها پیش برن. اگر کسی دوست داره از رابطه جنسی‌اش می‌نویسه. اگر کسی دوست داره عقاید سیاسی‌اش رو تبلیغ می‌کنه و کسی هم که دوست داره شعرهاش رو بنویسه، آزاده هر چیز در پیتی رو جای شعر جا بزنه (:

۶- فکر میکنید امروز وبلاگستان چقدر بر جامعه ایرانی تاثیرگذار است؟ به نظر شما این مقدار تاثیرگذاری کافیست؟

آرش: اگر جامعه ایرانی یعنی «حسن قلی زاده» کارگر پالایشگاه نفت اراک، ایشون عملا خبر از داستانی به نام وبلاگ هم نداره. با این حساب فکر می کنم جواب سوال دوم واضح باشه.

جادی: جمعیت ایران چقدر است؟ هفتاد و خورده‌ای میلیون. وبلاگستان در بهترین حالت روی آن «خورده ای میلیون» تاثیر گذار است. مشکل اصلی اینجاست که مثل یک مجله روشنفکری کار می‌کند؛ توسط روشنفکران برای روشنفکران نوشته می‌شود. وبلاگستان هم توسط وبلاگ نویسان برای وبلاگنویسان فعالیت می‌کند. در مواقع خاص مثل یک اعتراض دسته جمعی وبلاگستان تا حدی روی رسانه‌های دیگر هم تاثیر می‌گذارد اما این نوع از تاثیر به خاطر کم شدن جذابیت وبلاگستان، کمتر و کمتر شده است. این روزها بیشترین تاثیر وبلاگستان روی جهان خارج است که با بیشتر شدن وبلاگ های انگلیسی، این تاثیر بیشتر و بیشتر هم خواهد شد.
در مورد کافی بودن به نظرم اصولا سوال غیرقابل جواب دادن است. بدون شک هیچ چیزی کافی نیست؛ دست به دست هم دادن چیزها است که تغییر به وجود می‌آورد. اما کافی نبودن،‌ چیز بدی نیست. درست همانطور که صحبت من با یک نفر در مورد ناصحیح بودن اعدام بدون شک کافی نیست ولی لازم هست (:

۷- به نظر شما آیا سیستمهایی مثل توئیتر و فرندفید را هم باید جزئی از ابزارهای وبلاگستان به حساب آورد؟

آرش: اینطور بگیم، وبلاگ نویسی فقط نیمی از زندگی آنلاین ه. نیم دیگه ایجاد ارتباط و شرکت در شبکه های وبلاگی ه. اما صادقانه بگم، توییتر رو ابزاری می دونم که مفیده برای وبلاگستان، بجهت فیلتر کردن چیزهایی مثل «امشب می خوام برم دوش بگیرم»  و بالا بردن ارزش پستهای وبلاگی. اما فرندفید. و تو چه می دانی که چیست فرندفید. شخصا، بخشهای اساسی ِ زندگی وبلاگی ام اینهاست: وبلاگ خوانی در خوراک خوان، وبلاگ خوانی در فرندفید و وبلاگ نویسی. البته کارهای دیدیش و غیره هم هست و گپ و گفتگو با وبلاگستانی ها، اما برام فرندفید ابزار منحصر بفرد ارتباط با وبلاگستانی هاست.

جادی: «ابزار وبلاگستان» یعنی چی؟ این ها هم یکسری ابزار هستند که افرادی که دوستشان دارند از آن‌ها استفاده می‌کنند. چیزهایی مثل توییتر حالت وبلاگ دارند و اگر کسی بخواهد وبلاگستان فارسی را بررسی کند غیرمنطقی نیست که سراغ آن برود ولی «ابزار» بودن برای وبلاگستان برایم گنگ است (:

۸- چرا همسرتان به اندازه شما در وبلاگ نویسی جدی نیست؟!

آرش: و تو چه می دانی که چه بلایی داری سر من میاری با این سوال؟ :))

جادی: چرا باشد؟ هر کس یک چیزی دوست دارد و برای یک چیزی وقت می‌گذارد. لیلا وبلاگ دارد ولی به اندازه من در نوشتنش جدی نیست. ‌در بعضی‌ چیزها هم ماجرا برعکس است. مثلا لیلا کلی درباره شبکه‌های کامپیوتری اطلاعات دارد و من خیلی کمتر (: قشنگی زندگی و دنیا هم همین است که آدم‌ها بدون آزار دیگران، کارهای متنوع بکنند.

۹- تاحالا پیش آمده است که بخواهید سر وبلاگ نویسی را بکنید!

آرش: رفیقی دارم که پسر خوبی ه، جز دو تا ایراد اساسی، یکیش این ه که دو سال ه دارم می کشمش (از کشیدن، نه کشتن) به وردپرس نمی آد. اگر آدمکش خوب سراغ دارید نشونی بدم. اول اسمش «م» ه.

جادی: نه هرگز (: من آدم خوش اخلاقی هستم که خیلی کم عصبانی می‌شوم. با شکنجه، اعدام و سانسور هم شدیدا مخالفم. هیچ وقت احساس نکرده‌ام می‌خواهم کسی ساکت شود یا ننویسد یا سرش را از دست بدهد.

۱۰- هر چه میخواهد دل تنگت…!

آرش: چاکریم رفیق. و چاکر شما که این رو می خونی. همیشه آخرش رفاقت باید باشه. جز این بود درش رو تخته کنیم.

جادی: خوشبختانه خیلی کم پیش می‌یاد دل تنگ داشته باشم اما حالا که میکروفون رو در اختیار من قرار دادین استفاده می‌کنم و می‌گم که آدم باید مثل شکارچیان اژدها، با خوشحالی و خنده با اژدها مبارزه کنه (: برای اطلاعات بیشتر، جمعه صبح حوالی ده و یازده برنامه کودک، کارتون شکارچیان اژدها رو ببینین.

و اما سوال آخر:

۱۱- فکر میکنید طرف فیس آفی شما چه کسی باشد؟

آرش: این هم شد سوال؟ خب واضح که …….. (حضرت خواننده، چاکریم برادر/خواهر، پر کن اینجا رو ضایع نشیم!)

جادی: اوه… از کجا بدونم؟ چه کلیدهایی داریم؟ باید ازدواج کرده باشه، اهل آزادی باشه و فعالیت‌های اجتماعی… کیه؟ (:‌ روبو؟ خورشید؟ فمنیست؟ نمی دونم !

و اما به رسم همه فیس آفهای دیگر، لطفاً پس از خواندن سوالات و پاسخها، بفرمائید که جوابهای کدام وبلاگ نویس با ذائقه شما بیشتر سازگار است؟

نتیجه نظرسنجی Face Off 5:  جادی  wins  آرش کمانگیر

پس از گذشت یک هفته از انتشار فیس آف پنجم، خوانندگان آن، جادی را با کسب ۱۶۱ رای و مجموع ۵۸% آرا بعنوان برنده برگزیدند.

0 دیدگاه در “Face Off 5 : آرش کمانگیر vs جادی

  1. من همه فیس آف ها رو خوندم. این یکی بخاطر انتخاب مناسب دو رقیب دوست داشتنی. خیلی جالب شد. شاید اگه آرش مسابقه رو جدی تر میگرفت میتونست موفق تر باشه. جوابهای جادی خیلی پخته و چسبناک بود. من هم بودم به ایشون رای میدادم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *