آخرین روزهای ۸۶

همیشه آخرین روزهای سال رو دوست داشتم. این روزها همیشه برام همراه بود با خریدهای عید و خونه تکونی و تعطیلی. ذوق و شوق مردم و بازارهای شلوغ دم عید همیشه برام جذاب بودن.

اما امسال حال و هوای دیگه ای داره. امسال برای اولین سال من و حدیث جون قراره سال رو تو خونه خودمون تحویل کنیم. خونه ای که هنوز بوی تازگی میده و به همین خاطر نیازی به تکون دادن نداره!

و مسئولیت یک زندگی که روی دوشمونه و باعث میشه تا بیشتر هراس داشته باشیم و کمتر لذت ببریم. خیلی دوست داشتم با خاطری آسوده سال رو نو کنم، اما مشکلات و استرسهای متعددی که جامعه چه از نظر اجتماعی و چه از نظر اقتصادی به ما تحمیل میکنه، این شادیها رو خیلی کمرنگ کرده.

اما به هر حال مثل همه درد آشنایان دیگه تمام سعی ام بر اینه که شادی در زندگیمون رنگ نبازه… به امید خدا…

3 دیدگاه در “آخرین روزهای ۸۶

  1. سلام به برادر بزرگ و بزرگوارم آقا صادق نازنین .

    این هراس ها ، لذت خاص خودشون رو هم دارن و خب البته اینو به خاطر آدم میارن که دیگه برای حل مشکلات تنها نیست و یه نفر که برای آدم از هر کس دیگه ای عزیزتره ، دوش به دوش و دست به دست به ما کمک می کنه تا مشکلات بهتر و راحت تر و سریعتر حل بشن …

    امیدوارم اولین لحظه ی سال تحویل مشترک بین شما و همسر محترمتون رو با شیرینی و شادکامی آغاز کنید و از این به بعد هم صد تا سال تحویل دیگه رو با هم به خوبی و خوشی بگذرونید .

    برای ساختن جامعه به تلاش و تلاش و تلاش و صبر و صبر و صبر نیاز هست ، شک ندارم که خانواده ی دو نفری شما قدرت اینو داره که شادی هاش رو در زندگی پایدار نگه داره و رنگ زیبایی ها به هیچ دلیلی از ثانیه های عمرتون پاک نشه …

    بهترین آرزوها رو براتون از خداوند نازنین دارم و امیدوارم زیر سایه ی ولایت آقا صاحب الزمان سعادتمند باشید .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *