خودفروشی!

حدیث جون خواست که با هم بازی کنیم. من معمولاً بازیگر خوبی نیستم! اما وقتی خانم همسر درخواست کنه، نمیشه ردش کرد.

  • معرفی خودم: یه زمانی توی وبلاگ قبلیم در بلاگر کلی فکر کرده بودم تا در چند جله کوتاه خودمو معرفی کنم. نتیجه اش جالب شده بود! “من خودمم”! نه نابغه ام، نه پولدار و نه قدرتمند! یکی هستم مثل بقیه. بیش از همه به خدا معتقدم و فقط هم اونو می پرستم.
  • فصل و ماه و روز مورد علاقه: همه فصلها رو دوست دارم. چون اگه فقط یکیشون باشه، ازش خسته میشم. اما زیباترین روز و ماه عمرم ۲۷ دی ماهه.
  • رنگ مورد علاقه: رنگها رو خوب نمی شناسم. اما رنگهای پر انرژی مثل زرد و نارنجی مجذوبم میکنن.
  • غذای مورد علاقه: گشنه ام که باشه همه چی میخورم! اما ماکارونی، کوکو، پیتزا و اخیراً میگو سوخاری رو غذاهای لذیذتری میدونم.
  • موسیقی مورد علاقه: نوع موسیقی مورد علاقه ام همراه با بلوغ سنی ام، تغییر میکنه. بچه تر که بودم ملودی های شاد رو خیلی بیشتر دوست داشتم. حالا کمی ملایمتر رو می پسندم. شادمهر عقیلی رو رهبر انقلابی موسیقی پاپ در ایران میدونم، براش احترام خاصی قائلم و آهنگهاش رو دوست دارم. اما غیر از این هر چیزی که گوشم خوشش بیاد رو گوش میدم.
  • بدترین ضدحال زندگی: تو عروسی آقای فیلمبردار نگفت همدیگرو بوس کنین!
  • بزرگترین قول زندگی: به خدا قول دادم سعی کنم آدم خوبی باشم. و به حدیث قول دادم که خوشبختش کنم.
  • ناشیانه ترین کار زندگی: وقتی مدیرمسئول نشریه دانشجویی بودم، یه شماره به سردبیر اختیار تام دادم!و همون آخرین شماره شد!
  • بهترین خاطره زندگی: روزی که به حدیث جون گفتم “دوستت دارم”.
  • بدترین خاطره زندگی: مامانم MS گرفت.
  • کسانی که انتظار ملاقاتشون را میکشم: انسانهایی که از ازل خدا آفریده!
  • کسانی که براشون دعا میکنم: حدیث جون، مامانم، همه و در کنارشون خودم.
  • ده سال آینده: بهتر از اینی هستم که الآن!

شمایی هم که به اینجا اومدید، اگه بازی کردن رو دوست دارید، خوشحال میشم با دعوتم شروع کنید…

پ.ن: کاپیتان عزیز هم لطف کردند مرا دوباره به این بازی دعوت کردند.

10 دیدگاه در “خودفروشی!

  1. جالب بود. آرزوی موفقیت و خوشبختی بیشتر.
    بزرگترین قولی که دادی منو شگفت زده کردٓ، چون بسی آشنا می‌اندیشیم.

    صادق: بسی خوشحالم که با شما هم اندیشم.

  2. جوان ایرانی فیلم اخراجیها دوست داردچون دنبال این سایتهانیست کمی قرآن بخوانیم

    صادق: برادر جان! اول میخوندی ببینی موضوع چیه بعد نظر می ذاشتی!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *