انجمنهای وبلاگ نویسی: حقیقی یا مجازی؟

معمولاً عادت دارم وقتی میخواهم درباره وبلاگ صحبت کنم، قبل از هر چیز تعریف وبلاگ را از نگاه خودم مطرح کنم تا به دنبال آن، نتیجه گیری از بحثهایم آسانتر شود.

وبلاگ از نظر من «رسانه ای است شخصی و مستقل که نویسنده یا نویسندگان در آن درباره موضوعی خاص یا موضوعاتی غیرمتناهی متن، عکس، فیلم، لینک و سایر محتویات تحت وب را بدون هیچگونه قید و شرط و نظارتی منتشر می کنند».

وجود واژه های «بدون قید و شرط و نظارت» کافیست تا چه بخواهیم و چه نخواهیم، قوانین جمهوری اسلامی ایران، مشکلی بنیادین با این پدیده پیدا کند. چرا که بدون شک این نظام، به هیچ روی پذیرای پدیده ای که چنین خصوصیاتی داشته باشد، نخواهد بود.

شاید عده ای بگویند که این مشکل عمومی نیست، و مثلاً فقط وبلاگهای سیاسی دچارش هستند. اما به عقیده من حتی اگر یک وبلاگ نویس نیز دچار این مشکل باشد، تعریف پایه ای و بنیادین وبلاگ زیر سوال میرود، و باز این مشکل همه وبلاگستان خواهد بود.

بارها به همین خاطر سرویس دهنده های داخلی وبلاگ را شایسته تحریم دانسته ام و اکنون با هک شدن پرشین بلاگ و بلاگفا، بر این موضوع پافشاری دارم، چرا که بعید نیست که این سرویس دهنده ها تحت فشار، دست به خودزنی زده باشند. و از سوی دیگر وبلاگستان بایستی در محلی امن بنا گردد، نه بر تلّی از آب!

اما گذشته از این، عدّه ای که پایه گذارشان گویا پرشین بلاگ بوده است، ایده تشکیل همایش ها و انجمن های حقیقی وبلاگ نویسی را داده اند، و به این بهانه هر از چند گاهی وبلاگ نویسان نواحی مختلف را دور هم جمع میکنند و به تبادل آرا می پردازند. (برای نمونه همایش ۲۰ شهریور سال گذشته در لاهیجان برای تشکیل انجمن هواداران پرشین بلاگ و در کنار آن انجمن وبلاگ نویسان گیلان، و ۲۰ شهریور امسال در رشت جهت پایه گذاری انجمن وبلاگ نویسان گیلان)

البته نفس عمل فرخنده و پسندیده است، و میتوان آنرا یک قرار وبلاگی سازمان یافته دانست. اما مهم است بدانیم در کجا؟! و زیر لوای چه کسانی؟!

آیا در سرزمینی که پذیرای هر گونه وبلاگی نیست و قانون خودش را بر وبلاگها هم اعمال میداند، شایسته است که چنین گردهمایی هایی تشکیل شود؟

آیا در زیر لوای کسانی که برای وبلاگ نویسی قید و شرط قائلند، میتوان با اطمینان جمع شد؟ مگر هم اینان نیستند که دوستان وبلاگ نویس مان را به جرم «نوشتن بدون قید و شرط» در بند کرده اند؟ آیا حرمت و تقدّس نام «وبلاگ نویس» را از همین دوستان به امانت نداریم؟ پس در حالی که ایشان در بندند، چگونه بیائیم با حضور زندان بانان شان، دادِ برگزاری همایشهای وبلاگ نویسی مستقل سر دهیم؟!

به نظر من، اگر هم قرار است چنین انجمن هایی تشکیل گردد، بجای اینکه در دنیای حقیقی تشکیل شود، و زیر لوای ناشایستگان، بهتر است در همین دنیای مجازی روی آن کار شود، تا از هر قید و بندی آزاد باشد، و همگان نیز با هر عقیده و نظریفرصت حضور در آن را داشته باشند.

شما چنین فکر نمی کنید؟

چترها را باید بست

بالاخره همچون سنوات گذشته ماه مبارک رمضان، بعد از ساعتها کش و قوس دادن و معلق بودن بین حلول کردن و نکردن، توسط گروه استحلال پته اش روی آب ریخته شد و مجبور به رونمایی گردید!

رمضان، ماه رحمت، مـغفرت، ضـمانت، امان و نـور است. ماهی است که خداوندگار بدان سوگند یاد میکند و از بندگانش میخواهد که آنرا قدر بدانند و از دست ندهند. ماهی است که عبادت درآن نظم می یابد، و انسان میتواند در آن انسان بودن را تجربه کند!

متاسفانه ماه رمضان سالهای نزدیک، حال و هوای سالهای دورتر را ندارد، و گویا سال به سال میرود که ارزشش نزد ما کمتر شود. اما با این همه دربهای آسمان در این ماه همچنان باز باز هستند و این مائیم که باید چترهامان را ببندیم تا مشمول رحمت بی انتهای الهی شویم. امید است که چنین کنیم…

خویشتن خویش

زیباترین جامه هایتان، در درون تان بافته شده است.

و لذیذترین غذاها را در سفره ی درونتان تناول میکنید.

بهترین تخت برای آسودن، در خانه ی درونتان است.

پس شما را به پروردگارتان سوگند، چگونه میتوانید خود را از خویشتن خویش جدا سازید؟

جبران خلیل جبران

وبلاگستان فارسی کلاس اولی شد!

تابحال با خود اندیشیده اید که اگر وبلاگ را از وب فارسی حذف کنیم، چه بر سر محتوای فارسی در اینترنت خواهد آمد؟!

با اینکه امروز، تنها شش سال از عمر وبلاگستان فارسی می گذرد، اما گزاف نیست اگر آنرا پربارترین و بزرگترین منبع اطلاعاتی فارسی زبانان در اینترنت بنامیم. شاید میزان اطلاعاتی که وبلاگستان تولید میکند، به نسبت تعدّد و تکثّر آن، رقم آبرومندانه ای نباشد، اما به هر روی، رشد این پدیده هم از نظر تعدّد و هم از نظر پربارگی نسبت به سایر منابع اطلاعاتی فارسی زبان در وب گسترده تر می باشد. علاوه بر آن هر سال که از عمر آن می گذرد از تعدادوبلاگهای بلااستفاده و بدون اصل و نسب کاسته می شود و به نسبت تعداد وبلاگ نویسان آگاه افزون می گردد.

همچنین زمان، امکان کسب تجربه را برای وبلاگ نویسان فراهم آورد تا علاوه بر آشنایی یافتن با انواع ابزارهای وب نگاری، از سردرگمی انتخاب موضوع برای وبلاگ نویسی درآیند و با آزادی، از آنچه که دل تنگشان می خواهد نویسند، آنچه را که دوست دارند در سطحی وسیع انتشار یابد.

امروز بعد از گذشت شش سال، باید از وبلاگ ممنون باشیم که موجب شد تا شناختها عمیق تر، و دوستی ها وسیع تر شوند. و مهمتر از همه باید متشکر باشیم که بستری را فراهم نمود تا وب پویان فارسی زبان بتوانند چت رومهای بی محتوا را به مقصد منابع اطلاعات و آگاهی ترک گویند تا علم و در پی آن عمل، بین شان ارزشمند شود.

البته تا بلوغ یافتن وبلاگستان فارسی، بسی راه باقیست. اما امید است که با کلاس اولی شدنوبلاگستان، از این پس این راه سریعتر پیموده شود.

پ.ن: + یکسال پیش در چنین روزی، مصادف با پنجمین سالروز تولد وبلاگ فارسی، «بلاگ نوشت» از بلاگر به اینجا نقل مکان کرده بود!