امان از دست آن هفت مرد

هفت قرن پیش، هفت کبوتر سفید از دره ای عمیق پرواز کردند و اوج گرفتند تا به قله کوه بلندی برسند که پوشیده از برف است.

هفت مرد، هفت کبوتر را نگریستند.

یکی از آنان گفت:

لکه سیاهی بر بال هفتمین کبوتر می بینم.

امروز ساکنین آن دره درباره هفت کبوتر سیاه سخن می گویند که در گذشته بسیار دور به سوی قله کوهی پوشیده از برف پرواز کردند.

جبران خلیل جبران

نویسنده: صادق جم

یکی مثل همه!

۵ دیدگاه برای “امان از دست آن هفت مرد”

  1. قالب نو مبارک صادق خان
    در مورد نوشته جبران خلیل جبران چیزی نفهمیدم
    نمی دونم چرا

  2. سلام
    می خواستم بگم که منم مین مطلب رو زدم تو بلاگم داشتم بعد از چند هفته دنبال یه عکس میگشتم براش که وارد وبلاگ شما شدم من این متن رو خیلی دوست دارم خیلی معنی داره….

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.