عیسی (ع)

و ای رسول ما، در کتاب خود، احوال مریم را یاد کن، آن روزی که از اهل خانه خویش کنار گرفته به مکانی به مشرق (بیت المقدس برای عبادت) روی آورد.

و آنگاه که از همه خویشان به کنج تنهایی پنهان گردید، ما روح خود را (که فرشته اعظم است) بر او (در صورتی زیبا) مجسم ساختیم.

مریم (که آن روح مجسم را در آن صورت نیکو دید) گفت من از تو به خدای رحمان پناه میبرم که تو پرهیزکاری کنی.

گفت من فرستاده خدای توأم. آمده ام تا به امر او تو را فرزندی بخشم بسیار پاکیزه و پاک سیرت

مریم گفت از کجا مرا پسری تواند بود در صورتی که دست بشری به من نرسیده و من کار ناشایستی نکرده ام

رسول حق از زبان خدا گفت این چنین کار البته خواهد شد و بسیار بر من آسان است. و ما این پسر را آیت رحمت واسع خود برای خلق می گردانیم و قضای الهی بر این کار رفته است

پس مریم به آن پسر بار برداشت و به مکانی دور خلوت گزید

آنگاه قوم مریم (که از این قضیه آگاه شدند) به جانب او آمدند که از این مکانش همراه ببرند، گفتند ای مریم عجب کار منکر و شگفت آوری کردی

ای مریم، خواهر هارون، تو را نه پدری ناصالح بود و نه مادری بدکاره

مریم با اشاره حواله به طفل کرد، آنها گفتند ما چگونه با طفل گهواره سخن بگوئیم؟

(آن طفل به امر خدا) گفت همانا من بنده خالص خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود

و مرا هر کجا باشم برای جهانیان مایه برکت و رحمت گردانید و تا زنده ام به عبادت نماز و زکات سفارش کرد

و به نیکویی با مادر توصیه کرده مرا ستمکار و شقّی نگردانید

و سلام خدا بر من باد روزیکه به دنیا آمدم و روزی که از جهان بروم و روزی که برای زندگانی ابدی برانگیخته شود…

قرآن محمد(ص) – سوره مریم – آیات ۱۶ تا ۳۳

2 دیدگاه در “عیسی (ع)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *