ReStart

همه چیز از یه دعوای به ظاهر ساده شروع میشه. اما این‌بار غرورت، شخصیتت، دار و ندارت پیش هر کس و ناکس له میشه.

فکر امانت نمیده. دیگه نه چیزی می‌شنوی و نه چیزی می‌بینی. فقط فکر می‌کنی، اون هم نه به چیزایی که داری و نداری، بلکه فقط به راه حلی برای خارج شدن از این منجلاب… فکرت هنگ کرده، هیچی نمی‌فهمی!

حالا فقط توئی که یه گوشه تنها نشستی با یه بسته قرص که اصلاً نمی‌دونی چی هست و به چه دردی می‌خوره!

اولین قرص رو از روکشش خارج می‌کنی و یه نگاهی به قد و بالاش می‌اندازی. لای انگشتات می‌چرخونیش و با خودت می‌گی این فسقلی قراره باهات چیکار کنه؟!… از دستت می‌افته رو زمین…

یه فرصت برای اینکه این مسخره‌بازی‌ها (!) رو تموم کنی… اما تا میای فکر کنی، دومی تو دستته و برای اینکه این هم از دستت نیافته فوری می‌کنیش تو حلقت…

بیرون که خبری نیست! دوباره بدبختی‌های همیشگی… بی‌خیال۱ سومی رو بچسب!… و چهارمی و همین‌طور…

نمی‌دونم چرا؟! شاید بخاطر یه جو بندگی که تو وجودته یا شاید هم یه ایپسلون دل صاف، یکی زودتر از همیشه میرسه… و اورژانس… شستشوی معده… و تو که دوباره برگشتی…

و توی این دوباره برگشتنت نه تنها چیزی بهتر نشده که کوه سرزنش، نصیحت، ملامت، قهر، دعوا و… رو سرت ریخته. و اگه خیلی زور بزنی شاید بتونی به نقطه صفر برگردی و دوباره شروع کنی…

Share
Linkpad Donbaleh Balatarin شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

۵ دیدگاه برای “ReStart”

  1. lidy_saba می‌گه:

    سلام. اگر همه سعی ام بر آن شود که نیازم را به غرق شدن در موضوعات منفی رها کنم. تمام انرژیم را از منفی به مثبت تغییر دهم. آنقدر بر خوبیها تاکید کنم تا پدیدار شده و به واقعیت تبدیل گردد. اشتباهاتم رادریابم ودر پی اصلاح آنها باشم . آنچه که باعث روشنی دیدگانم می شود را بیابم و واقع بینانه ، بر آنچه که ممکن هست روی دهد ، تمرکز کنم . آنگاه با خود واقعی ام ، چقدر فاصله باقی می ماند؟؟؟ همواره سرفراز. تا درودی دیگر بدرود.

    صادق جم: یعنی باز هم فاصله‌ای باقی می‌مونه؟!

    [پاسخ]

  2. چشم غمگین می‌گه:

    بهتره که نظری در این مورد نداشته باشم! /:)

    صادق جم: :">

    [پاسخ]

  3. مترسک می‌گه:

    خودکشی…تا به حال زیاد درموردش فکر کردم…به نتیجه ای نرسیدم…اگه رسیدم بهت خبر میدم.البته فکر نمیکنم تا اون وقت زنده مونده باشم.

    [پاسخ]

  4. تیلدا می‌گه:

    سلام اول از همه تبریکم رو به خاطر قالب وبلاگتون پذیرا باشید.در مورد خودکشی هم فقط یک چیز دارم بگم و اون اینه که همه ما این فکر زیاد به سرمون می‌زنه منتها بعضی به روی خودشون نمیارن و بعضی تو یک لحظه دیوونه می‌شن. من فقط می‌دونم که مرگ پایان نیست و تازه با مردن بایدبریم اونور خط و بازی تازه از سر شروع می‌شه.به خاطر همین سعی می‌کنم هر طور هست بهشت و جهنم رو همین جا برای خودم بسازم و بعد برم اونور واسه دور جدید بازی!

    صادق جم: ممنون.

    [پاسخ]

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید