خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به اگشت نشان داد سپیداری و گفت نرسید به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است [...]
بایگانی مهر, ۱۳۸۵
سیاهِ سپید!
اینجا که من هستم ـ آستانه اشرفیه ـ بیش از همه شهری مذهبی محسوب میشود و اینرا مدیون امامزادههایی است که در آن مدفون هستند که مهمترینشان حضرت سیّدجلالالدّین اشرف (ع) میباشد که میگویند برادر بزرگتر امام رضا (ع) است. درباره چگونگی آمدن این حضرت به آستانه و مدفون شدنش در اینجا نقلهای فراوانی نوشتهاند، [...]
اولین شاعر جهان
اولین شاعر جهان باید بسیار رنج برده باشد، آنگاه که تیر و کمانش را کنار گذاشت و کوشید برای یارانش آنچه را که به هنگام غروب خورشید احساس کرده، توصیف کند. و کاملاً محتمل است که این یاران، آنچه را که گفته است، به سخره گرفته باشند. لیک او باز چنین میکند،چون هنر راستین میخواهد [...]
سریالها رو میبینم
درباره سریالهای تلویزیونی ویژه ماه رمضان اظهارنظرهای مختلفی شنیدهام، که اکثرشون رو منتقدین و مخالفین این سریالهای به اصطلاح آبکی گفته بودن! اما با همه اینها این سریالها بعد از یه روزه دست و پا شکسته و در کنار سفره افطار به من میچسبن! و من اونها رو دوست دارم و دنبالشون میکنم. شاید بگین [...]
بچهجوادیه به آسمان هفتم رفت
عمران صلاحی (شاعر و طنزنویس) هم رفت و شعرهایش را برایمان تا ابدالدهر بجای گذاشت. رضا ساکی پیشنهاد کرده که امروز همزمان با وبنامه گلآقا، به احترام عمران عزیز یک پست طنز در وبلاگ بگذاریم تا در شب نخست سوگ او بلاگستان پر از یاد استاد باشد چرا که خودش میگفت: «من بیشترین شوخیهایم درباره [...]




