افتخارات من!

حالا که خیلی از وبلاگستانی‌ها تصمیم گرفته‌اند افتخارات‌شان را قاب کنند و در وبلاگشان بزنند تا همگان بدانند که اینها چه عحوبه‌هایی هستند، من هم به این امر لبیک می‌گویم و به دور از شکسته نفسی‌های معمول افتخاراتم را پس از ۲۳ سال و اندی زندگی ناقابل به عرض وبلاگشهری‌های عزیز می‌رسانم:

– متولد شدن در ۱۱ دی ماه ۱۳۶۲ که مصادف است با اول ژانویه سال ۱۹۸۴! آن هم بعنوان نخستین فرزند خانواده!

– متولد شدن در استان گیلان و هم استانی بودن با کوروش ضیابری!

– داشتن پدر و مادری که هر دو به شغل شریف معلمی مشغول هستند!

– ترس از مربیان دوره مهدکودک و دارا بودن چندین فقره فرار از مهد و کودکستان!

– شروع به فراگرفتن زبان بین‌المللی انگلیسی از همان کلاس اول ابتدائی!

– تصمیم به جهشی خواندن در دوره ابتدائی!

– یادگرفتن دوچرخه سواری در دوره ابتدائی با مشقت‌های فراوان!

– شاگرد اول شدن در کلاس پنجم ابتدائی با وجود معلمی سخت‌گیرهمچون آقای عاشوری!

– رفتن به کلاس کامپیوتر (DOS) از کلاس پنجم ابتدائی در اولین آموزشگاه کامپیوتر شرق گیلان!

– کسب سه مقام اول، دوم و سوم استانی و کشوری در مسابقات کتابخوانی ارشاد برای سه سال غیر متوالی!

– تحصیل در دبیرستان رجائی آستانه اشرفیه در رشته تخصصی ریاضی فیزیک!

– خرید کامپیوتر پنتیوم ۳ در سال سوم دبیرستان!

– اقدام به نصب ویندوز در روزهای اول خرید کامپیوتر بدون هیچگونه دانش قبلی!

– قبول شدن در رشته‌ مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار هم در دانشگاه غیرانتفاعی و هم آزاد!

– تحصیل در رشته کامپیوتر جهاددانشگاهی رشت!

– تاسیس نشریه دانشجوئی مستقل «سُها» در جهاددانشگاهی رشت و تصدی مدیریت مسئولی این نشریه!

– داشتن شرکت فعال در انتخابات دوم خرداد ۷۶ و دوره ششم مجلس شورای اسلامی!

– یادگرفتن اتومبیل‌رانی با سابقه یک فقره تصادف با اتومبیل دوستان!

– توقیف نشریه سها که بنده مدیریت مسئول آن بودم پس از نه شماره انتشار موفق!

– برگزاری غیرقانونی رفراندوم رابطه با آمریکا در جهاددانشگاهی رشت!

– داشتن سابقه دوباراحظار به کمیته انضباطی جهاددانشگاهی!

– یکروز بازداشت شدن در بازداشتگاه سپاه و نیروی انتظامی در پی امضا بیانیه اعتراض به ردصلاحیتهای انتخابات مجلس هفتم!

– محکوم شدن به ۳۰هزار ریال جریمه نقدی و ارجاع پرونده به دادگاه انقلاب به جرم اقدام علیه امنیت ملی در پی

– امضا بیانیه اعتراض به ردصلاحیتهای انتخابات مجلس هفتم!

– شرکت نکردن در کلاسهای دانشگاه بعلت مشغله فراوان در رابطه با انتشار نشریه سها!

– انتخاب شدن بعنوان عضو انجمن علمی کامپیوتر جهاددانشگاهی رشت!

– سه بار حذف پزشکی یکی از دروس دانشگاه!

– دریافت پذیرش از دانشگاههای کانادا آنهم از نوع بورسیه!

– آشنایی با پدیده وبلاگ از هفته‌های اول انتشار وبلاگ حسین درخشان!

– شروع به وبلاگ‌نویسی از روزهای اول افتتاح پرشین‌بلاگ!

– سابقه نوشتن در بیش از ۱۰ وبلاگ مختلف!

– سابقه داوری در مسابقات مختلف وبلاگ‌نویسی!

– دریافت دعوتنامه Gmail از روزهای اول افتتاحاین پدیده!

– داشتن اکانت در سرویس‌دهنده‌های مختلف اینترنتی از جمله Yahoo، Hotmail، AOL، Orkut، Gazzag، و هر آنچه موجود است با نام ثابت sadeghjam!

– عضویت قدیمی در کانون وبلاگ‌نویسان ایران!

– عضویت در بلاگ‌نیوز بعنوان ویراستار!

– عضویت در انجمن اهداکنندگان عضو!

– انتشار چندین مقاله علمی در نشریه دانش و کامپیوتر!

– انتشار چند مقاله علمی در روزنامه توقیف شده شرق!

– انتشار چند مقاله در روزنامه توقیف شده اقبال!

– داشتن ۲ سال سابقه کار مفید در شرکتهای کامپیوتری و مراکز اینترنتی!

– دارا بودن وبلاگ دات کام!

– اهدای دامین بلاگچین به دوستان وبلاگ‌نویس!

– دارا بودن کارت معافیت پزشکی!

و هزاران افتخار دیگر که در این مجال نمی‌گنجد که البته مهمترین‌شان فعلاً نامزدی با حدیث است!

15 دیدگاه در “افتخارات من!

  1. این افتخار آخری را به خودت و حدیث جون تبریک می گم.. راستی فقط یک هفته از من بزرگتری!

    صادق جم: ممنون! چه جالب! شما سن خودتونو لو دادین؟!

  2. زیاد با افتخاراتت حال نکردم! یکمی زیادی جدی بودن! چرا مثلاً نگفتی که چند بار با دماغ خوردی زمین یا انگشت شصت پات تو چشت رفته؟!

    صادق جم: امین عزیز! شاید به این خاطر که در هنگامه نوشتن این پست زیاد حال و روز طنزگونه نداشتم. راستش را بخواهی خودم هم چنین نظری دارم! ولی اینها که گفتی آنقدر برایم اتفاق افتاده و نیافتاده که اصلاً تعدادشان یادم نیست!

  3. فکر کنم تو با این افتخاراتت بتونب یک ویزای پناهندگی بگیری ! پسر خیلی تو کار تو قیف هستی ها :)

    صادق جم: ویزای پناهندگی به کار ما نمیاد! ما اینجا گرفتاریم!!

  4. صصادق جانم، نازنین جم
    .از اینکه خودت هستی “هستی”از آن توست.از والدینت شاکر باش که نطفه ات را در منطقه ای سر سبز بستند ،با حداقل امکانات ،اگر در ایران سیستان بلوچستان ، یاکردستان ویا مناطقی از جهان،که در هزاره سوم هزاران هزار نوزاد سر زا میروندو ومیمیرند. بنابراین یکی هستی مثل بعضی، نه مثل همه.بنظرم قدرت در بی نیازیست، پول وثروت باندازه رفع نیاز.در مورد صد در صدی غلظلت لعاب اعتقادت با تو ی عزیزموافقم میدانم درآ ینده فرصت بیشتری در انتظار توست . موفق باشی “گل پسر”….بهروزی همه جوانان زادگاهم را آرزو دارم
    پپ -ن:تا حدودی در ارتباط پست تان هم هست وهم نیست ،لاکن به بیوگرافی تان بیشتر مرتبط هست .پوزش دارم از قصورم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *