بایگانی شهریور, ۱۳۸۵

افتخارات من!


حالا که خیلی از وبلاگستانی‌ها تصمیم گرفته‌اند افتخارات‌شان را قاب کنند و در وبلاگشان بزنند تا همگان بدانند که اینها چه عحوبه‌هایی هستند، من هم به این امر لبیک می‌گویم و به دور از شکسته نفسی‌های معمول افتخاراتم را پس از ۲۳ سال و اندی زندگی ناقابل به عرض وبلاگشهری‌های عزیز می‌رسانم: – متولد شدن [...]

تولد من + آشفته بازار بلاگفا


امروز هم تولد من است! راستش را بخواهید من از آن دسته افراد دو تولده هستم! یک تولدم همان روزی است که بدنیا آمدم (۱۱ دی‌ماه ۱۳۶۲) و تولد دیگرم آنی‌است که در شناسنامه ثبت است (۳۰ شهریورماه ۱۳۶۲). این روزها را نمی‌دانم ولی در روزگاری که من بدنیا آمدم، پدر و مادرها برای اینکه [...]

مسابقه برترین وبلاگ دویچه‌وله


دویچه‌وله آلمان برای سومین سال متوالی اقدام به برگزاری «مسابقه بین‌المللی برترین‌های وبلاگ» نموده است. از تفاوتهای مهم این مسابقه با سایر مسابقات مشابه این است که مراجعه‌کنندگان یا صاحبان وبلاگها می‌توانند در آن وبلاگی را کاندیدا نمایند، و این موضوع باعث می‌شود که این مسابقه از گستردگی بالایی برخوردار باشد. از دیگر ویژگی‌های این [...]

باور کنیم


شعور یک گیاه، در وسط زمستان، از تابستان گذشته نمی‌آید، از بهاری می‌آید که فرا می‌رسد. گیاه به روزهایی که رفته، نمی‌اندیشد، به روزهایی می‌اندیشد که می‌آید. اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، چرا ما انسانها، باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آنچه که می‌خواهیم، دست یابیم؟ جبران خلیل جبران

پدران و فرزندان


برداشت اول: آقای الف کشاورز بود. از کله سحر تا بوق شب کارش شخم زدن و هرس کردن و رسیدگی به محصولات بود. هیچ توجهی به سایر مسائل زندگی نداشت. تمام همّ و غمش زمین و محصولاتش بود. خانواده برای آقای الف تنها مکانی بود برای استراحت شبانه و گاهی هم روزانه. پسران یا بایستی [...]

عضو خوراک مطالب شوید