در قلمرو سکوت ۱

یکی از کتابهای جالبی که من این روزها درباره اسرار موفقیت خوانده‌ام، کتاب «در قلمرو سکوت»، نوشته وی‌جی اسواران است. تاکنون توجه نکرده بودم که «سکوت» هم می‌تواند یکی از عوامل موثر برای دستیابی به موفقیت باشد. وی‌جی اسواران (مدیر عامل شرکت چند ملّیتی QI) در این کتاب می‌کوشد تا ارزش و نیاز به سکوت برای مدیریت زندگی روزمره را با همه در میان بگذارد. وی معتقد است که با فراگیری درون‌نگری در سکوت بهتر می‌توانیم بر کشمکش‌های روزمره فائق آییم.
یکی دیگر از نکات جالب این کتاب، بخش تمریناتش بود. در این کتاب، تمرینات دقیقی برای خوانندگانی که در جستجوی راهنمایی تجربی هستند، گنجانده شده است، تا بقول نویسنده ساختار فکری خود را برای مواجهه با آهنگ پیشرفت قرن بیست و یکم معتدل نماید.
از آنجائیکه این کتاب برای من بسیار جالب بود، حیفم آمد که دوستانم آنرا نخوانند، به همین دلیل تصمیم گرفتم که خلاصه آنرا در وبلاگم منتشر نمایم تا شما هم بهره‌مند گردید:
سرآغاز
ذهن، قوی ترین ابزاریست که خداوند در طول تاریخ بشریت آفریده است. اگر از طلوع تا غروب، از قله های هیمالیا تا ژرفنای اقیانوس ها را بکاویم و به تمام مخلوقات خداوند نظر بیاندازیم، مخلوقی با ارزش و پر توان تر از ذهن بشر نخواهیم یافت. ما این ذهن را در اختیار داریم ولی بیشتر عمر خود را بی توجه به آن می گذرانیم.
ذهن ما اقیانوسی است عظیم که ما به ایستادن در ساحلش بسنده کرده و هر بار قطره ای از آن را با قاشق خود بر داشت می کنیم. تن داده ایم تا خود را به این قطرات زنده نگه داریم، حال آن که می توانیم تمامی اقیانوس را تصاحب کنیم. اصلی مهم را از یاد برده ایم: هیچ چیز و هیچ دانش و هیچ منبع بیرونی وجود ندارد که بخواهیم آن را بجوییم و پیش از این در خلوت ذهن ما نقش نبسته نباشد.
ما وقت و هزینه زیادی را صرف رسیدگی و پرداختن به جسم خود می کنیم که اگر کمی از آن صرف ذهن خود نماییم سودی چند برابر خواهیم برد. شاید نتوانیم تصور کنیم که سقراط کنفوسیوس، مارتین لوتر کینگ، شکسپیر یا باخ چگونه زیسته اند ولی آن چه از ذهن آنها تراویده و به منصه ظهور رسیده، این دوران را هم تحت تاثیر قرار داده است.
چکیده مطالب کتاب را در حکایت دو نفر که صبح هنگام کنار ساحل دراز کشیده بودند بیان می کنم.
یکی از آن دو پس از پانزده دقیقه تماشای زیبایی طلوع می گوید ” این به تنهایی پر شورترین تجربه زندگی من بود اولین بار بود که طلوع خورشید را می دیدم و چه شگفت انگیز بود. ”
دیگری که پشه های افراد خود را می نگریست پرسید” کدام طلوع؟.” اسفبار است که بسیاری از ما ، طلوع را به دلیل پشه ها از دست می دهیم. کتاب در قلمرو سکوت شما را وادار می کند که طلوع را ببنید.
مقدمه
هیاهویی مداوم، حواس ما را از زمان تولد مورد هجوم قرار می‌دهد. این هیاهو آرام پذیر نیست. حتی در خواب و چنان ما را احاطه کرده که نمی گذارد چیزی بشنویم. بدان گونه که حتی در سکوت هم بجای شنیدن صدای سکوت، آن هیاهو را می شنویم، ما سکوت را می جوییم، چه در دوران آرامش و چه در شرایط فشار و دلهره. اما آنرا در هزارتوی پر تب و تاب ذهن بشر جستجو می کنیم که بی فایده می نماید. از ۴۰۰ سال پیش به این سو، رشد حرکتی ذاتی در جهت تکامل بشر دیده می شود . بشر در این راستا بجای سوق به تعالی و تکامل واقعی، خود را با خلق لذایذ جدید و صرفا ارضای حواس خود وفق داده است که بدلیل سطحی بودن، واقعی و مانا نبوده اند. ما نیز در پیروی از پیشینیان، حواس خود را به جشن صفوف بی پایان بازیچه های جدید، حواس جدید و لذات جدید می‌بریم، ولی به ندرت به آرامش یا لحظه ای حقیقی دست می یازیم. حال آنکه از پر ارزش ترین چیزهایی که پیوسته در طلب آن هستیم آرامش و سکوت بی پایان است.
در قلمرو سکوت بودن، ما را به سکوت درون مان رهنمون می شود این روندی است که به دوران کهن باز می گردد سکوت به شرایط بیرونی یا موقعیت قرار گیری فرد بستگی ندارد. بزرگان آن را در درون خود یافته اند و از آزادی آن لذت برده اند. حتی در میانه جنگ یا غل و زنجیر.
ارتباط قلمرو سکوت و ذهن، مانند گل نیلوفر و آفتاب است. درست همانند گلبرگهای نیلوفر آبی که در آفتاب باز می شوند ذهن هم در قلمرو سکوت می شکفد و آماده دریافت معرفتی می شود که ما را به خرد می رساند. نمی توانیم در پیشگاه خداوند باشیم مگر آنکه سکوت درون و بیرون وجودمان را بپذیریم. به این دلیل باید به سکوت جان، سکوت چشمها و سکوت زبان خو کنیم.

4 دیدگاه در “در قلمرو سکوت ۱

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *