جوجه‌های نوشی را برگردانید

نوشی عزیز خبر داد که شوهر سابقش جوجه‌هایش را برده و هنوز برنگردانده است. من حاضرم هر کاری از دستم بر بیاید را برای برگشتن جوجه‌ها به آغوش مادرشان انجام دهم. فعلاً تنها همین کار از دستم برمی‌آمد، امیدوارم که مفید باشد. خیلی بد است که در چنین شبهای عزیزی، مادری را از فرزندانش جدا کرد. کاش حضرت فاطمه (س) کاری برای دل دردمند نوشی و همه دردمندان نماید…

2 دیدگاه در “جوجه‌های نوشی را برگردانید

  1. ببخشید اگه این کامنت مزاحمتون هست…این روزها و بهتر بگویم این ساعات و لحظات “واسلاو هاول”ایران در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است.باور کنید حالم از خودم بهم می خورد.چرا کاری نمی کنیم؟بگذاریم گنجی بمیرد؟؟؟نمی دانم چه باید کرد ، ولی هرکاری و هر چیزی به ذهنتان می رسد را فریاد بزنید و بگویید.کجایند آزادی خواهان؟؟؟چرا کسی یک راه عملی پیشنهاد نمی دهد؟

    هیچ چیز با گذشت زمان آسان تر نمی شود
    ما خسته تر می شویم
    و تنهاتر
    و پذیرش چیزها آسان تر می شوند
    همین.

    تا خسته تر نشدیم و تا خاتمی هست یه کاری کنیم.راستی چرا خاتمی کاری نمی کند؟اندک آبرویی که در بین مردم برایش مانده را از دست ندهد.مگر خاتمی یادش رفته گنجی را؟شاید نمی داند کیست.آقای ابطحی شما که سنگ خاتمی را به سینه می زنید….شما به یادش بیاورید.باور کنید خاتمی این کار از عهده اش بر می آید.هر کاری را نتوانست انجام دهد این یکی را می تواند.آقای خاتمی نام نیکی از خودتان به جای بگذارید.
    من پیشنهاد می کنم که هر چه سریعتر نامه ای تنظیم شود نسبت به خاتمی.یادش بیاوریم سوگندی را که برای حفظ جان و ناموس این مردم خورده است.حتی اگر شده خواهش کنیم از خاتمی.آقای خاتمی قدم آخر را خوب بردارید.در نظر داشته باشیید که امر کوچکی نیست…جان گنجی است،اگر شده باید به هر راهی که به نظر می رسد متوسل شد.کوتاهی نکنیم که فردا حسرت خوردن بی فایده است.برای این کار میتوانیم همه به وبلاگ آقای ابطحی میل بزنیم.هر کسی یک میل.موضوع را توی وبلاگتون حتما بنویسید.اهمیت موضوع فراموش نشود.

    ای خونین چشم و ای خونین دست به راستی که شب رفتنی است نه اتاق توقیف ماندنی است و نه حلقه های زنجیر، نرون مرد ولی رم نمرده است با چشم هایش می جنگد و دانه های خشکیده ی خوشه ای دره ها را را از خوشه ها لبریز خواهد کرد”

  2. (نوشی و پدر جوجه ها)

    تب “نوشی و جوجه هایش” این روزها داغ است. به هر وبلاگ و وب سایتی که سر بزنی خبر از نوشی و

    جوجه هایش هست. البته طبق آخرین خبرها چند روزیست که نوشی هست اما از جوجه هایش خبری نیست. بسیاری از دوستان وبلاگ نویس با ایشان ابراز همدردی و همدلی کردند که جای تشکر دارد. حتی بعضی از عزیزان برای کمک به نوشی اعلام آمادگی کرده اند.

    “هموطن ها ، اعتراض ، انتخاب زنان ، بلاگ نوشت ، سرزمین آفتاب ، Splinter Cell ، PinkFloydish” تعدادی از دوستانی هستند که به نوشی و جوجه هایش مطلب داده اند. “خبر چین ” هم لطف کرده و لیستی از حامیان و طرفداران نوشی و جوجه هایش تهیه کرده است.

    حالا این نوشی کیست و کجاست و آیا وجود خارجی دارد یا یک شخصیت مجازی است؟ نمی دانم.

    در این مورد اطلاعی ندارم و کاری هم به حقیقی یا مجازی بودنش ندارم. حرف من چیز دیگریست:

    ایکاش وبلاگی هم با عنوان “جوجه ها پدرتان اینجاست” وجود داشت و نویسنده ی آن پدر جوجه ها و همان همسر نوشی بود. ایکاش حرفهای پدر جوجه ها هم جایی گفته و نوشته می شد. حتما این پدر سنگدل هم حرفی برای گفتن دارد. حرفی برای دفاع از خود در دادگاهی که حاکمان آن کاملا یک جانبه و از روی احساس محکومش کرده اند. لطفا از نوشته های من دلخور نشوید و بد برداشت نکنید. درست است که من از جنس مخالف نوشی هستم اما دشمن نوشی نیستم. فقط میگویم عجولانه قضاوت نکنید و یک طرفه به قاضی نروید.

    در جامعه کنونی ما، از این نوشی ها و پدران جوجه ها زیادند. گاهی حق با نوشی هاست و گاهی هم با پدران جوجه ها. اما همیشه حق با جوجه هاست. به نظر من همان اندازه که پدر جوجه ها ظالم است، نوشی ستمکار است. تفاوتی میانشان نیست. هر دو مقصرند. هم جرمند.

    شاید اگر نوشی نیمی از وقتی را که صرف نوشتن خاطرات تنهای اش با جوجه ها می کند، به فکر

    برطرف کردن مشکلات زندگی با پدر جوجه ها بود، امروز به جای وبلاگ نوشی و جوجه هایش، خوانندهء وبلاگ “قدقد، قوقولی و جوجه ها” بودیم.

    به امید روزی که همهء جوجه ها در کنار پدر و مادرشان زندگی کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *