گزارش سخنرانی دکتر علی اکبر ولایتی در مسجد جامع شهرستان آستانه اشرفیه

در هر دوره انتخابات ریاست جمهوری، معمولاً نامزدهایی که برای تبلیغات به استان گیلان سفر میکنند، در روز اول سفر خود پس از یکی از نمازهای یومیّه، و اکثراً پس از نماز مغرب و عشاء، در مسجد جامع شهرستان آستانه اشرفیه، برنامه سخنرانی خواهند داشت. این شهرستان که یکی از ۵ شهر مذهبی ایران بحساب می آید، و مدفن دکتر محمد معین نیز می باشد، بیشتر از آن جهت مورد توجه قرار می گیرد که امام جمعه شهرستان، آیت الله امینیان، در کل استان نفوذ خاصی دارد و در اکثر انتخاباتهای مجلس خبرگان رهبری، رای اول استان گیلان را به خود اختصاص می دهد.
دکتر علی اکبر ولایتی، نخستین نامزد انتخاباتی است که به گفته پیش سخنران، با فرا رسیدن ماه ربیع الاول که رهبر آنرا برای شروع تبلیغات ریاست جمهوری مناسب دانستند، به خطه سرسبز گیلان سفر کردند. هنگام نماز مغرب و عشاء حدود نیمی از مسجد با نمازگزاران همیشگی پر شده بود، اما پس از نماز و آغاز سخنرانی ولایتی، تقریباً تمام فضای مسجد جامع پر شده بود، که اکثر آنان از نیروهای سپاهی بودند.
به گفته خود او سخنرانی وی به دو قسمت تقسیم شد، بخش اول آن به پیامبر اکرم (ص) و دین مبین اسلام پرداخته شد و در بخش دوم درباره ایران سخن راند. آنچه در زیر می خوانید، برداشتی کلّی از سخنان وی می باشد:
«خداوند متعال پیامبری را فرستاد تا مردمی را که تا آنروز در جهل کامل بسر می بردند را به راه راست دعوت کند. رسالت حضرت محمد(ص) ۲۳ سال طول کشید و به فرموده خودشان هیچ پیامبری به اندازه ایشان از دست پیروانش رنج و مشقت نکشید. و از آنروز تا کنون دین مبین اسلام همچنان پا برجاست و به زندگی خویش ادامه می دهد.
خانم آلبرایت، در زمان دوره اول ریاست جمهوری جورج بوش گفت: در بین ادیان موجود در دنیا، دین اسلام بیشترین رشد را داراست.»
دکتر ولایتی در بخش دوم سخنانش به انقلاب ایران و سپس مسئله انتخابات پرداخت:
«یکی از عوامل احیای این دین در دنیای معاصر انقلاب اسلامی ایران می باشد. در حالی که دشمنان اسلام با تمام نیرو طی ۵۰-۶۰ سال گذشته سعی در تضعیف این دین داشتند، انقلاب اسلامی ایران توانست رشته آنها را پنبه کند و حتی دستاوردهای این انقلاب مرزهای داخلی را پیمود و روز سایر جنبشهای اسلامی مانند جنبش مردم فلسطین و لبنان نیز تاثیر گذاشت.
مقام معظم رهبری امسال را سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی نامیدند.
چرا همبستگی ملی؟ این امر در واکنش به حرکتی است که از داخل و خارج برای تضعیف انقلاب اسلامی شروع شده است.
چرا مشارکت عمومی؟ مقام معظم رهبری این موضوع را جهت انتخاباتی که پیش رو داریم، طرح نموده اند. مردم به هر کس که می خواهند، می توانند رای دهند، مهم این است که همه پای صندوقهای رای حاضر شوند تا مشت محکمی بر دهان دشمنان باشند و بفهمند که انقلاب ایران همچنان پابرجاست و هنوز هم مردم با انقلاب هستند.
براساس آمار بین ۴۰ تا ۴۵ میلیون نفر در انتخابات آتی می توانند شرکت کنند، حتی اگر حدود دو سوم، یعنی حدود ۳۰ میلیون نفر از این افراد هم در انتخابات شرکت کنند، رقم بزرگی است و هر دشمنی را سر جایش می نشاند.
این وظیفه شرعی و عرفی همگان است. برای رفع مشکلاتی که در کشور داریم، مثل مشکل بیکاری، مشکل اقتصادی و… باید در انتخابات شرکت کنیم.
طی دیدارهایی که امروز با مسئولین استان گیلان داشتم، با گوشه هایی از مشکلات این استان آشنا شدم. به نظر من بسیاری از این مشکلات قابل حل هستند. برای مثال یکی از مشکلات، مشکل چای می باشد. این مشکل با همان سیاستی که دولت برای گندم در نظر گرفته بود و به نتیجه هم رسید قابل حل است.
در شهر شما هم بادامی وجود دارد که براحتی می توان آنرا به خارج از کشور صادر نمود اما تاکنون مسئولین این امر را مورد توجه قرار ندادند.
به نظر من استان گیلان از فقدان صنایع مادر رنج می برد. در حالی که مردم این منطقه با انقلاب بوده اند و حق بزرگی بر گردن انقلاب دارند و بایستی مشکلات آنها حل شود. وظیفه هر دولتی است که مشکلات استان گیلان، استان اتحاد و فرهنگ را حل کند.»
این تقریباً همه موضوعاتی بود که دکتر ولایتی مطرح نمودند. حتماً شما هم با من موافقید که وی بیش از اینها سواد دارد و می توانست مطالب بیشتری را مطرح کند و موضوعات جدی تری را مورد بحث قرار دهد. اما انگار او تنها برای گرم کردن فضا آمده بود و به نظر می رسد که در کابینه آینده مقام وزارت امور خارجه از هم اکنون به او قول داده شده است، شاید حتی اگر معین رئیس دولت شود.

ایستگاه صلواتی دعوتنامه!!

اوائل که سایتهای به اصطلاح Inviteی (مثل Gmail، Orkut و…) تازه مد شده بودند، داشتن Account در این سایتها یه نوع کلاس بود!! اما حالا که چند ماهی از اون روزا میگذره، اکثر بلاگرها کلاس معرفت گذاشتن و بین خواننده هاشون دعوتنامه عضویت تقسیم میکنن!خب، دیدم بد نیست، یک کمی هم من از این کلاسها بذارم!! من در سایتهای Orkut، Gmail، Gazzag و Yahoo 360 عضو هستم:

اگه شما از اون دسته آدمایی هستید که هنوز در این سایتها عضو نشده اید، می تونید رو من حساب کنید! کافیه e-mailتونو به من بگید تا یه Invite از هر کدوم واستون بفرستم!
و خیلی هم ممنون میشم، اگه سایتهای Inviteیه دیگری هم باشه که من تو اونا عضو نباشم رو شما که عضوید منو دعوت کنید!

در وبلاگشهر

وضعیت ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ در ایران
لیست آخرین وبلاگهای فیلتر شده، آخرین ف.ی.ل.ت.ر.ش.ک.ن ها، نحوه ساختن وبلاگهای آینه و هر آنچه که به ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ مربوط می شود را می توانید در این وبلاگ بیابید.

درست یا غلط: آگهی برای رفسنجانی در وبلاگ ها
درباره‌ی آگهی‌های وب‌سایت هاتف که آشکارا متعلق به تیم تبلیغاتی رفسنجانی است بحثی اساسی بین چند تا از بچه‌های روزنامه‌نگار وبلاگستان درگرفته.
بعضی‌ها مثل پرستو دوکوهکی می‌گویند که آگهی، آگهی است و همان‌طور که مجله‌ی زن از چاپ آگهی لوازم آرایش خجالت نمی‌کشد و با آنها مشکلی ندارد، ما هم با گرفتن پول از کاندیدایی که قبولش نداریم مخالفتی نباید داشته باشیم. بعضی هم مثل حمید علاقه‌بند تقریبا می‌‌گویند که آگهی برای رفسنجانی با آگهی برای کرم موبر فرق دارد.
حسین درخشان نیز با حمید علاقمند موافق است و میگوید: اگر کسی نمی‌خواهد به رفسنجانی رای دهد، گذاشتن آگهی او در وبلاگش از نظر اخلاقی درست نیست. این فرق دارد با زمانی که آدم آگهی خمیردندانی را که مزه‌اش را دوست ندارد در وبلاگش می‌گذارد. خمیردندان‌ها معمولا تغییر عمده‌ای در زندگی مخاطب ایجاد نمی‌کنند (مگر اینکه مثلا سمی و فاسد باشند)، چون محصول یک سیستم‌اند. ولی نامزدهای انتخاباتی تاثیر اساسی بر زندگی مردم دارند، چون بخشی از خود سیستم‌اند.
من هم کاملا با نظر درخشان موافقم. به نظر من قرار دادن آگهی تبیلغاتی نامزدهای انتخاباتی در وبلاگ شخصی می تواند مانند گذاشتن بنرهای حمایت تلقی شود و حتی برخی می توانند از آن سو استفاده هم کنند. مثلاً هیچ تعجبی ندارد، اگر فردا آقای رفسنجانی ادعا کنند که بیشترین حامی را در بین وبلاگ نویسان دارا هستند!!
(اما فکر کنم ایده چنین تبلیغاتی از نامه علیرضا تمدن به فکر رفسنجانی رسیده باشد. پس باید از ایشان تقاضا کنم که دیگر از این نامه ها، آن هم از سوی جامعه وبلاگ نویسان ننویسند تا ما دچار چنین مشکلاتی نشویم!!)

از همه جا

رای گیری برای انتخاب بهترین وبلاگ مدافع آزادی بیان
وبلاگهای ایرانی که در این انتخاب کاندید هستند عبارتند از:
استیچه ـ اکنون ـ امید معماریان ـ پنجره ی التهاب ـ خورشید خانم ـ روزگار ما ـ روزنامه نگار نو ـ زیتون ـ سردبیر خودم ـ سرزمین آفتاب ـ شبنامه ها ـ شبح ـ شبنم فکر ـ طنین سکوت ـ فانوس ـ قاصدک ـ وب نامه ـ وب نگار ـ یادداشت های نیک آهنگ کوثر
رای گیری تا اول ژوئن ـ ۱۱ خرداد ادامه خواهد داشت.

چرا من به معین رای می دم؟ (خورشید خانوم)
این دلایل کاملا با دلایل من همراستا هستند. حتماً بخوانیدش.

کدامیک تغییر موضع داده اند: ایران یا اسرائیل؟

خبری که امروز، بیشتر اهالی وبلاگستان را به خود مشغول کرده است، مربوط می شود به دیدار، یا بهتر است بگوئیم احوالپرسی رئیسان جمهور ایران و اسرائیل در مراسم تشیع پاپ (متن خبر در BBC).
بیشتر وبلاگ نویسان از جمله مقام معظم هودری این اقدام را ناشی از تغییر موضع ایران می دانند و از این اقدام خاتمی بسیار تعریف و تمجید می کنند. اما به نظر من وضع به گونه ای دیگر هم می تواند باشد.
اولاً توجه داشته باشیم که این دیدار می تواند کاملاً تصادفی باشد و هیچگونه منظوری در آن نهفته نباشد. به هر حال اینکه دولت ایران با دولت اسرائیل مشکل دارد، دلیلی نمی شود که مردم ایران با تک تک مردم اسرائیل دشمن باشند و هر کجا که آنها را دیدند، از آنها دوری کنند. اگر یادتان باشد آقای خاتمی هم در همان سالهای اول ریاست جمهوریش در مصاحبه با خبرنگار آمریکایی به این موضوع اشاره کرده بود و گفته بود که اینکه ما شعار می دهیم «مرگ بر آمریکا»، بدین معنی نیست که مرگ تک تک مردم آمریکا را خواستار باشیم، بلکه ما بر مواضع مستکبرانه دولت آمریکا مرگ می فرستیم. پس دشمنی ایران با اسرائیل دلیلی نمی شود که آقای خاتمی با یکی از همشهریی هایش که دست بر قضا رئیس جمهور اسرائیل از آب در آمده، احوالپرسی نکند. به نظر من این همان کاری بود که از ایشان به عنوان یک فرد تحصیلکرده و آغازگر مبحث گفتگوی تمدنها در جهان انتظار می رفت، هر چند که از سوی افرادی در داخل کشور تحت فشار هم بوده باشند.
اما مسئله دومی که در این رابطه به نظرم رسید، آنکه اصلاً چرا احوالپرسی محمد خاتمی و موشه کاتساو، به عنوان تغییر موضع ایران تلقی می گردد؟ چرا این اتفاق را به عنوان تغییر مواضع اسرائیل در نظر نگیریم؟
اگر توجه کرده باشید، رئیس جمهور اسرائیل علاوه بر احوالپرسی با رئیس جمهور ایران، با روسای جمهور سوریه و الجزایر نیز دست داد. و همانگونه که مستحضرید این کشورها نیز به عنوان دشمنان اسرائیل بحساب می آیند. پس احتمال اینکه این تغییر موضع از سوی اسرائیل باشد، به نظر من بیشتر است.

به هر حال، کاری است که شده!! تا ببینیم که واکنشهای بعدی چه خواهد بود…

این هم اولین واکنش: تکذیب خبر توسط خاتمی!!!