نه به کودتا

turkey-coup

در ترکیه، بین مردم که هستی این‌گونه به نظر می‌رسد که خیلی‌ها به اردوغان و سیاست‌هایش انتقاد دارند و حتی خیلی‌ها دوست دارند که او نباشد. شاید همین ظاهر ماجرا هم موجب شد که عده‌ای ارتشی به فکر کودتا بیافتند، با این خیال که احتمالاً از جانب مردم حمایت خواهند شد. ولی اوضاع کاملاً برخلاف تصور آنها پیش رفت!

شاید اردوغان خوب نباشد و بایستی که برود، اما به گمانم زمانه‌ی بیرون کردن‌های به زورِ اسلحه، آن هم بدون برنامه‌ای مشخص برای آینده، زیرِ لوای چند کلمه‌ی خوش سیما، مانند حقوق بشر و دموکراسی و آزادی بیان، گذشته است. خصوصاً که همین چند سال پیش کلی از کشورهای عربی، آن را آزمودند و طرحی بهتر نیانداختند.

شخصاً برای مردم ترکیه بخاطر هوشمندی‌شان و نافرجام ماندن کودتا خوشحالم. اما امیدوارم که حاکمانش نیز به جای غرقه شدن در شادمانیِ پیروزی، دریابند که این حمایت مردمی، بیش از آن‌که حمایت از حاکمیت فعلی باشد، حمایت از دموکراسی بوده، و بسا که در پسِ آن بسی مخالفت نهفته باشد…

چرا روزه می‌گیرم؟!

با اینکه هر ساله بر بودجه‌های مربوط به تبلیغات اسلامی افزوده می‌شود، ولی هر بار که ماه رمضان فرا می‌رسد، بر تعداد افرادی که می‌پرسند «چرا روزه می‌گیرید؟» اضافه می‌شود. که البته جای بسی تشکر از مسئولین رسانه‌ای و صاحبان تریبون و منبر دارد! اما از آقایان که بگذریم، آن‌چه در ادامه می‌خوانید، دل نوشته‌های شخصی بنده است در خصوص علت روزه‌داری‌ام. که نه اصراری بر درستی آن‌ها دارم، و نه قصد آن‌که کسی را مجاب کنم تا با خواندنش روزه‌دار شود.

من رهرو آن دینی هستم که خداوندگارش می‌فرماید: «اگر نیکی کنید، به خود نیکی کرده‌اید، و اگر بدی هم کنید، به خود بدی کرده‌اید» لذا روزه ‌گرفتن من نه برای خدایم که برای خودم است. که البته او را نیازی به روزه‌داری من نیست، اما مسلماً می‌خواهد و خوشحال می‌شود اگر من بهتر از اینی باشم که هستم.

یکی از خصلت‌های منِ بشر، درگیر شدن در روزمرگی‌ها و عادت کردن است. وقتی درگیر روزمرگی می‌شوم، خیلی وقت‌ها فراموش می‌کنم که چرا انسانم، و گاهی از یاد می‌برم که چگونه باید انسانی رفتار کنم. بنابراین اینکه ایامی به خود آیم و از خود مراقبت کنم، امری بس ضروری و لازم است. لذا لازم است که روزمرگی‌های زندگیم بر هم بریزد، و همیشه به یاد داشته باشم که از خود مراقبت کنم.

خواب و خوراکِ روزمرگی‌هایم را به هم می‌ریزم. گرسنه و تشنه می‌مانم تا به یاد داشته باشم که باید آدم بهتری باشم. که تأمل کنم کیستم، از کجا و بهر چه آمده‌ام، و به کجا خواهم رفت.

و البته مراقبه می‌کنم تا خدایی را که میان روزمرگی‌ها گم کرده‌ام، بیشتر یاد کنم، و به یاد آورم که چقدر مهربان است و چقدر دوستم دارد…

باشد که خودش یاری‌گرم باشد…

برای معلمان بی ارج

روز معلم که بگذرد، دوباره برمی‌گردیم به همان روزهایی که معلم‌هایی با حقوق بخور و نمیر، باید دانش آموزانی که اکثراً خانواده خودشان را برتر از آن‌ها می‌دانند، مثلاً تربیت کنند! فرزندانِ خانواده‌هایی که مدام کنکاش می‌کنند تا اگر خدای ناکرده معلم، خبطی مرتکب شده باشد، آن را علمِ عثمان کنند که این معلم‌ها بی‌سوادند! همان خانواده‌هایی که برای دکور خانه‌های‌شان تزئینات میلیونی می‌خرند، اما وقتی مدرسه‌ی ورشکسته‌ای که بودجه‌ی دولتی کفاف هزینه‌های روزانه‌ش را نمی‌دهد، از آن‌ها طلب همیاری می‌کند، دادشان به آسمان است که این کار خلاف مقررات است.

البته همه‌ی خانواده‌ها چنین نیستند، و همه‌ی معلم‌ها هم این اندازه مظلوم نیستند! اما آن‌چه مسلم است، اینکه معلم‌هاd جامعه‌مان ارج و قربِ باید و شایدی ندارند. و جامعه‌ای که به معلمانش بها ندهد، روی سعادت نخواهد دید…

دیورش و بره‌سر

بعد از امامزاده هاشم، وقتى وارد اتوبان رشت-قزوین مى‌شوید و در جاده زیبایى که میان کوه و دره و با چشم انداز زیباى پوشیده از درختان سیر مى‌کنید، اگر از خروجى رستم آباد به سمت توتکابن بروید، پا به مسیر ییلاقاتى مى گذارید که مناظرى از کوههاى درفک را در پس‌زمینه‌ى خود دارند.

از توتکابن به سمت ارتفاعات، به دو راهى خواهید رسید که از یک سو به شیرکوه و دیورش مى‌رسد و از سوى دیگر به بره‌سر.

دیورش در ٧ کیلومترى توتکابن قرار دارد، و سرچشمه‌ی سفیدآب در آن قرار دارد. روستا کوهستانى‌ست، پوشیده از درخت که رودى روان از میان درختانش مى‌گذرد.

به نظر مى رسید که برخلاف مناطق ییلاقى شلوغ، پاى گردشگران، کمتر به این منطقه باز شده و به همین دلیل خبرى از آشغال‌هاى فراوان در دل طبیعت نبود! سکوت دل انگیزى هم حکمفرما بود که موجب می‌شد نشستن در میان درختان و گوش دادن به صداى رود لذتبخش‌تر باشد.

divrash1

divrash2

divrash3

اما مسیر بره‌سر، برای من شبیه دشت‌های دیلمان بود. البته بره‌سر و دیلمان همسایه همدیگر هم محسوب می‌شوند و چنانچه از بره‌سر به سمت شاه شهیدان بروید، به دیلمان خواهید رسید.

جاده‌ی توتکابن – بره‌سر مناظری از دشت‌های سرسبزی دارد که اینجا و آنجایش را گندم، جو و عدس کاشت کرده‌اند. بره‌سر مرکز بخش خورگام محسوب می‌شود که در آن هم مناظر جنگلی را خواهید دید و هم مراتع سرسبز را. علاوه بر این‌ها، استخر طبیعی ویستان هم در این بخش قرار دارد.

Baresar1

Baresar2

Baresar3

Baresar4

موزه میراث روستایی گیلان

چند سالی است که مد شده شهرداری‌های شهرهای مختلف گیلان، ماکت خانه‌های روستایی را در بخش‌های مختلف شهر عَلَم می‌کنند تا علاقمندان و علی‌الخصوص مسافران در کنارش بیاستند و عکس و سلفی بیاندازند. که البته آن‌گونه که دیده می‌شود، این ابتکار مورد استقبال قرار گرفته است.

اما اگر به این گونه فضاهای روستایی علاقمندید و دوست دارید قدم زدن در میان خانه‌های روستایی واقعیِ مناطق مختلف گیلان را از نزدیک تجربه کنید، پیشنهاد می‌کنم حتماً سری به موزه میراث روستایی گیلان بزنید. فضای این پارک-موزه‌‌ی رو باز که نزدیک ۱۵۰۰ هکتار مساحت دارد، برای منی که سال‌ها در گیلان زندگی کرده‌ام، آن‌قدر جذاب بود، که مطمئنم هر بیننده‌ی دیگری را هم به وجد خواهد آورد:

gecomuseum

1

2

3

4

5

6

برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت موزه میراث روستایی گیلان به آدرس gecomuseum.com مراجعه کنید.