رادیو بَندرِ تهرانْ

قبلاً نوشته بودم که گوش دادن به پادکست‌ یکی از لذت‌های زندگی من است. یکی از پادکست‌های خوبی که به شانس خوش، شناختمش و ساعات خوشی را با هوای آن گذراندم، رادیو اینترنتی بندر تهران است.

در شهر ‌تهران، بندری است متروکه… یک جمعه در میان، آنجا پهلو می‌گیریم. این رادیـوی ماست…‌ «که آدمی به هر کثافتی عـادت مـی‌کـند.» ایـن را تولـستـوی گفــته در جـنــگ و صـلــح

بندر تهران همچون پادکست داستان شب ، با صدای زیبای محمد امین چیتگران گوش را نوازش می‌کند و پر است از متون زیبای ادبی و اجتماعی و موسیقی‌های قدیمی و جدید ایرانی.

یکی از خوش‌باشی‌های این روزهای من خبر اجرای زنده‌ی رادیو بندر تهران در شهر رشت در روز جمعه ۲۲ آذر ماه است که قرار است آقای چیتگران برای‌مان یادداشت بخواند، با هم موسیقی گوش کنیم و هم‌خوانی داشته باشیم. اگر شما هم اهل خوش گذراندن هستید، حتماً ثبت نام کنید و بیایید کافه کتاب اردیبهشت.

سانسور اندیشه

قیمت بنزین ۲۰۰ درصد افزایش داشته است. بله! شکی نیست که این اتفاق بزرگی است. اعتراضات و کشتاری که احتمالاً از پرشورترین و شدیدترین اعتراضات سال‌های اخیر بود نیز فاجعه‌ای تلخ است. اما از همه‌ی این حوادث خطرناک‌تر و مهلک‌تر قطع کردن کامل اینترنت توسط حاکمیت بود که بدون شک بی‌نظیرترین و خطرناک‌ترین سلاح اندیشه‌ای است که در دوران معاصر می‌شود به کار گرفت، و عمق این سانسور خطرناک آن‌چنان رعشه‌ای بر تنم انداخته که همزاد پنداری با وینستن اسمیت کتاب ۱۹۸۴ بر تن می‌اندازد.

۷۰ سال پیش از این، جورج اورول به تصور خویش قصد داشت تا به اغراق، دیکتاتوری‌ای را به تصویر کشد که در آن اندیشه را هدف می‌گیرند و همه جا می‌پایندت و چنان مرحله به مرحله رنجت می‌دهند که نه بر زبان، بلکه از اعماق وجودی که حتی خودت هم دیگر نمی‌دانی کجاست، مهر ناظر کبیر بر دلت افتد و این باور را حقیقت محض یابی که جز آن‌چه حزب می‌گوید هیچ چیز درست نیست.

و اینک ما بردگان مدرن تمدنی که خود تار و پودش هستیم، مرحله به مرحله چاره‌ی بی‌چارگی‌مان چاک‌تر می‌خورد و کاسه‌ی چه کنمِ شکسته‌ای در دست گرفته‌ایم و نشسته‌ایم که ببینیم درز این لباده‌ تا کجاست …

روز کودکی که بر والدین مبارک‌تر است

پسرم؛

کودکی من در زمانه‌ای گذشت که جنگی که گفتند تحمیلی بوده، بر همه چیز سایه افکنده بود. گرچه بعدها که بزرگتر شدم فهمیدم همه‌‌ی داستان این نبود.

زمانی که باید جوانی می‌کردم، همراه شدم تا سرزمینی آباد و آزاد برای زیستنت بسازیم. اما شاید نه آن‌چنان که باید.

و اکنون تو و هم‌نسل‌هایت در جنگلی از سرگرمی‌ها احاطه شده‌اید، و این تنها کاری بود که از عُرضه‌مان برآمد تا ویرانه‌ای که وطن می‌نامیمش را از چشمان معصوم‌تان پنهان کنیم تا همچنان دوستمان داشته باشید.

اما روزی می‌رسد در آن سوی دنیا کودکی می‌فهمد‌ که بابانوئل دروغ بود، و اینجا در سرزمین پدری، تو در خواهی یافت که تنها حقیقت، کودکی بود.

آرسانم؛

امروز کودکیِ تو بیش از آنکه بر تو مبارک باشد، بر من نعمتی است تا شرمِ خویش را در پسِ آن، بخاطر بارقه‌ای از دروغ که از سرزمین پدریت به ارث خواهی برد، پنهان کنم.

پس روزمان مبارک…

۱۶ شهریور؛ روزی برای وبلاگ‌های فارسی

۱۸ سال از ۱۶ شهریور ماه ۱۳۸۰، روزی که نخستین محتوا در قالب وبلاگ فارسی روی وب منتشر شد می‌گذرد. گرچه این روزها «وبلاگ» واژه‌ی آشنایی نیست و در دنیای مجازی ما گم شده، اما همین روز خاص موجب شد تا سری به آرشیو بلاگ‌نوشت بزنم و راستش را بخواهید خودم هم با یادآوری روزهای پر ذوق و شوقی که در بلاگستان فارسی داشتیم، هوش از سرم پرید!

پیش از این‌، بارها در چنین روزی نوشته‌ام. بیایید تورقی به آن‌ها بزنیم:

وبلاگ‌ها، نقطه آغاز حضور افراد مستقل در دنیای وب، و شکل‌گیری اجتماعات انسانی در پهنه وب هستند. دنیای وب امروز، هم شکل و هم قدرت نفوذش را مدیون وبلاگ‌هاست. وبلاگ‌ها سرآغاز مسیری هستند که وب را با زندگی روزمره آدمیان روز به روز عجین‌تر می‌کند. و بلاگستان، ساقه درخت تنومندی است که شاخه‌هایش به شکل شبکه‌های اجتماعی سر برآورده و بیش از پیش اجتماع آدمیان را به هم مربوط کرده است. و همه این‌ها جهان را به جای بهتری برای زیستن بدل کرده‌اند. (- هویتی بنام وبلاگ)

البته، امروزه کسی برای داشتن آدرس مجازی، ملزم به راه انداختن یک وبلاگ نیست. صدها پروفایل می‌توانید داشته باشید و هزاران دوست و آشنا را می‌توانید در آن‌ها به خود لینک کنید. حرف‌ها، عکس‌ها و فیلم‌های‌تان را براحتی می‌توانید منتشر کنید و لایک و کامنت جمع کنید. آری! همه چیز خوب و ساده شده، اما هنوز هم اگر حرفی برای گفتن دارید که می‌خواهید جدی‌تر گرفته شود، ماندگارتر باشد، بیشتر دیده شود و همیشه شنیده شود، باید حتماً یک وبلاگ داشته باشید… (باید حتماً یک وبلاگ داشته باشید…)

روزگاری وبلاگستان فارسی یکی از بزرگترین اجتماعات وبلاگی دنیا محسوب می‌شد. اما به تدریج این عظمت رو به افول رفت و این روند رو به نزول حتی در واشنگتن پست هم به همت بلاگرهای ایرانی بازتاب یافت. خیلی‌ها شبکه‌های اجتماعی را عامل مرگ بلاگستان فارسی می‌دانستند و آن‌ها را مسئول تغییر ذائقه مخاطبان معرفی می‌کردند. اما به نظر من، نگاه اغلب ما اینگونه است که وبلاگها و شبکه‌هاى مجازى دو پدیده جدا هستند، اما شاید بتوان اینگونه نگاه کرد که شبکه‌هاى مجازى نسل جدیدى از وبلاگها می‌باشند و وبلاگ پدر توییتر و فیس بوک و… است! (آنچه که بر سر بلاگستان آمد…)

به اعتقاد من امروزه از تعداد بلاگرهای فارسی نه تنها کم نشده که چه بسا بیشتر و متنوع‌تر هم شده‌اند، اما آفت بزرگی که وجود دارد این است که بسیاری از آن‌ها وبلاگ‌شان را در جای نامناسبی بنا می‌کنند. قبلاً که مطلبی تحت عنوان «وبلاگ‌تان را روی تلگرام بنا نکنید!» نوشته بودم، بلاگر عزیزی عنوان کرده بودند که باید جایی نوشت که مخاطب آنجاست. نمی‌توان گفت که این حرف بیراه است، اما به نظر من وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی، لازم و ملزوم همدیگرند و باید در کنار هم بکار گرفته شوند. اصلاً شاید یکی از کمبودهای حال حاضر دنیای وب، سرویسی است که بتواند به درستی این دو پدیده را در کنار هم قدرت ببخشد و تعادل را برقرار سازد. (-[بازی وبلاگی] وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی)

از شما چه پنهان، همان‌گونه که از آرشیو بلاگ‌نوشت هم بر می‌آید، مدتهاست که اینجا به روز نمی‌شود، و پرواز خیال، بارها تا آنجا پیش رفته که تصمیم گرفته‌ام اینجا را کاملاً خاموش کنم. اما هنوز که هنوز است، نه دستم به آن می‌رود و نه به این! گویا هر روز منتظرم تا اتفاقی بیافتد و روزهای خوب بلاگستان بازگردند. شاید همین کمپینی که بعد از ماهها موجب کنار رفتن غبار اینجا شده را باید به فال نیک بگیرم. اصلاً شاید قدرت همین روز و یادآوری دوران خوش گذشته باشد که هر سال روحی دوباره در کالبد اینجا می‌دمد و خاموشیش را برای یکسال دیگر به تعویق می‌اندازد!

پی‌‌نوشت:کمپین روز وبلاگستان فارسی در ویرگول

زمانی برای گوش دادن…

حدود پنج سال است که برای رسیدن به محل کار بایستی هر روز حدود نیم ساعت رانندگی کنم. و البته معمولاً مسیر برگشت بیش از ۴۵ دقیقه طول می‌کشد. شاید اگر چنین روتین روزانه‌ای را در زندگی‌تان نداشته باشید نتوانید درک کنید که گوش دادن به موسیقی در مسیر رفت و برگشت دیگر نه تنها لذت بخش نیست که حتی گاهی کلافه‌کننده هم می‌شود.

در چنین شرایطی برای این‌که هم از زمان مرده‌ی رفت و آمد بهترین بهره را ببرید و هم زمان‌های کلافه‌کننده‌ی معطلی در ترافیک را لذت بخش کنید، به نظر من بهترین راهکار گوش دادن به پادکست و کتاب صوتی است.

کتاب صوتی را احتمالاً همه می‌دانند چیست. کتابی است که یک نفر برای‌تان می‌خواندش. در مراجعی مانند نوار، کتابراه، آدیولیب و… شما می‌توانید کتب فارسی زیادی را بصورت صوتی تهیه کنید و هر زمان که دوست داشتید به آن‌ها گوش دهید.

«کیفیت زندگی شما را دو چیز تعیین می کند: کتابهایی که می‌خوانید و انسانهایی که ملاقات می‌کنید.»

– مک لوهان

در سایت نوار درخصوص گوش دادن به کتب صوتی آمده است: شما می توانید همیشه و همه جا با گوش دادن به کتاب های صوتی، یاد بگیرید، شگفت زده بشوید و از وقت خود بهترین استفاده را ببرید. مثلا موقع پیاده روی روزانه، توی مترو، تاکسی و اتوبوس، زمان مسافرت‌‌ها، موقع رسیدگی به کارهای خانه، قبل از خواب و یا هر وقت دیگه‌ای می‌توانید از شنیدن کتاب لذت ببرید.

اما پادکست که به رادیوی اینترنتی هم معروف است، در حقیقت نوعی تولید محتوای صوتی و انتشار آن در اینترنت است. اشخاص و گروه‌های مختلفی پادکست‌های متعددی با موضوعات متنوع تولید می‌کنند و شما می‌توانید بسته به سلیقه‌ی خود عضو کانال‌های پادکستی شوید و به برنامه‌های آن‌ها بصورت رابهیگان گوش دهید.

دسترسی به پادکست‌ها اصلاً کار سختی نیست. کافیست که روی تلفن هوشمند‌تان یکی از اپلیکیشن‌های پادکست را نصب کنید. برای این‌کار در App Store یا Google play کلمه Podcast را جستجو کنید و یکی از صدها برنامه‌ی پادکستی مانند Apple Podcasts یا Cast Box یا Overcast یا Google Podcasts و… را نصب کنید. حالا نام کانال مورد علاقه‌تان را جستجو کنید و عضوش شوید.

یکی از بهترین‌ پادکست‌های فارسی که به نظر من پاسخگوی همه‌ی انواع سلایق می‌شود، و خودِ من دور و بری‌هایم را به لطف آن با پادکست آشنا کردم، پادکست Channel B هست که روایتی شنیدنی از ماجراهای واقعی دنیای ما را نقل می‌کند. توصیه می‌کنم که حتی اگر علاقه‌ای به دنبال کردن پادکست و کتاب صوتی را هم ندارید، برای یک‌بار هم که شده خودتان را مهمان شنیدن یکی از روایت‌های چنل بی کنید!

پادکست BPlus کاری دیگر از گروه چنل بی هست که خلاصه‌ی کتاب‌های موفق دنیا را تعریف می‌کند و اگر اهل کتاب‌خوانی هستید یا که نیستید، به شدت برای‌تان جالب خواهد بود.

پادکست دایجست هم از پادکست‌های خوب فارسی است که به تشریح مختصر عناوینی می‌پردازد که همه فکر می‌کنیم چیستی آن‌ها را می‌دانیم، ولی وقتی به این پادکست گوش می‌دهیم، به ندانسته‌هایمان پی می‌بریم و بر علم‌مان افزوده می‌شود.

و پادکست‌های زیادی هستند که خیلی‌های‌شان را در لیست دسته‌بندی موضوعی ناملیک می‌توانید پیدا کنید و با توجه به علایق‌تان، ساعات کلافه‌ کننده‌ی زندگی‌تان را رنگی و دلپذیر کنید.

اگر به خودتان و زمان‌تان اهمیت می‌دهید حتماً به سراغ کتاب‌های صوتی و پادکست‌ها بروید و به اطرافیان‌تان هم توصیه کنید.