نوشتارى در باب حال این روزهاى ایران : هوشیار و شکیبا باشیم

این روزها و پس از انتخابات ریاست جمهورى، کشورى که در آن زندگى مى کنیم وضعیت خاصى پیدا کرده که مى رود تا بر سرنوشت یکایک ما اثرى همیشگى بگذارد. حفظ هوشیارى و عدم بى تفاوتى مى تواند مانع خیلى از اتفاقات بد باشد.

لطفاً دقایقى وقت بگذارید و متن دکتر رضا صالح جلالى را در همین خصوص بخوانید:

به نامِ حضرت دوست

“مرغِ زیرک چون به دام افتد تحمل(تامل)بایدش”

نتایج انتخابات ریاست جمهوری دربیست و نهم اردیبهشت سال یکهزار و سیصد و نودشش، محاسبات “سودجویان”و”ایدئولوژیک اندیشان افراطی” را در هم ریخت. تاپیش از انتخابات به هرروشی متوسل شدند، تا آب رفته به جوی بازگردد، وبه مثابه “هدف وسیله را توجیه می کند”، دین و اخلاق رابه قیامت وعده کردند، وآن کردند که نمی بایست! از ضعف های کوچک دولت قصه های بزرگ نوشتند، ازیک تفاهم نامه ابتدائی (۲۰۳۰) همه گونه فساد اخلاقی و وابستگی استخراج گردید. و در”شب”های آخر تبلیغات انتخاباتی در سیاهی “شب”، “شب”نامه در هر کوی و برزن ریختند.
گستردگی عملیات آنگونه بود که اگر همه گروهها و احزاب چپ و راست هماهنگ عمل می کردند، از پسِ این وسعت کاری بر نمی آمدند.
صد ها سناریوی ازپیش طراحی شده با حضور آرام و زیرکانه ملت خنثی شد، و آنچه می طلبیدند حاصل نشد.

حال دولت یازدهم مجددا مستقر می شود. و نوع کمی وکیفی حضور مردم و مطالبات مطرح شده از سوی آنان، حکایت از درخواست تولی عمیق دارد، که از حدرفعِ مشکل اشتغال و گرسنگی در گذشته است. دولت و ارکان حاکمیت در دو هفته آخر منتهی به انتخابات را با شگفتی مواجه کرده است. دولت خود راموظف به پاسخگوئی در قبال خواست اکثریت ملت می داند، اما چالش و نگرانی ایدئولوژیک اندیشانِ افراطی عمیقتر شده، و خشم شان کنترل ناشده تر گردیده است.

حال که در چارچوب قانون و رعایت قواعد بازی، نتیجه دلخواه حاصل نگردید، به دلیل “قدرت متکاثر”ی که اندوخته اند (زر,زور,تزویر) در پی آنند زیرِ میزِ بازی بزنند، و صفحه شطرنج را آنگونه بچینند که مقصود حاصل گردد.

مجموعِ گفتارها و حوادث بعد از انتخابات جای تامل و هوشیاری دارد. به سخره گرفتن مطالبات مردم، تشویق گروهها و تشکلهای برخاسته از نهادهای قدرتمند به استقلال در عمل، حادثه ترور بعد از انتخابات، حضورترامپ درمنطقه، تقویت نظامی عربستان، اختلاف عربستان-قطر، نزدیکی قطر-ایران، اتهام حمایت از تروریسم به قطر و ایران و امنیت داخلی ایران در خاور میانه و… را در کنار هم بسنجیم، هشدارمان می دهد که ممکن است دلار باخته های دیروز چون ٨٨ درپی گسترانیدن دامی دیگر باشند، تاباردیگرتحول خواهان رااز تحولات خرد مندانه و قانونی ناامید نمایند، وبا تحریک و تشویق دولت به مقابله به مثل، رئیس جمهور و تحول خواهان را در شرایطی قرار دهند که با تصمیمات عجولانه، بهانه های لازم را برای بر هم زدن قواعد بازی فراهم آورند. و احتمالا بر سر دولت که از طوفان بزرگی به سلامت عبور کرده و در بستر آرام رود جاری است، به گردابی تازه و فریب دهنده گرفتار آورند.

تحول خواهان ایران باید به هوش باشند واز مشابه سازی شعارهای افراطی که در کوتاه مدت حالِ خوب می دهد، و در درازمدت سم مهلکی برای توسعه همه جانبه و باز شدن فضای سیاسی کشوراست، دوری گزینند.

ساختارتاریخی و سیاسی ایران، و تقویت این ساختار با تجدید حیات اندیشه و رفتار سنتی، کفه ترازوی قدرت رابه نفع ایدئولوژیک اندیشان، سنگین کرده است. ایجاد تعادل و توازن میانِ دو کفه ایدئولوژیک اندیشی و تحول خواهی نیازمندشکیبائی، تحمل، خردورزی و هوشیاری است. اصلاحات وتغییرات عقلانی وتدریجی سخت تر و دردناک تر از دگرگونی های آنی و درهم ریزنده احساسی و غیر عقلانی است.

تحول خواهان خرد ورز (از هر نحله ای)، اگر بدنبال به بار نشستن درخت انتخابات بیست و نه اردیبهشت مردم ایران هستند، باید در دستی”قلم” و در دستِ دیگر یک شاخه گل محمدی برگیرند، حتی اگر گاهی صورتشان ازسیلی دیگران سرخ شده باشد.

ایدل اندر بند ِزلفش از پریشانی منال

مرغِ زیرک چون به دام افتد تحمل (تامل) بایدش

– رضا صالح جلالی

(نماینده مردم فرهیخته آستانه اشرفیه وبندر کیاشهر درمجلس ششم)

١٩خرداد١٣٩۶

نه، فقط نه است

«نه فقط یک کلمه نیست، بلکه خودش یک جمله است. این کلمه نیاز به درک، توضیح یا تفسیر ندارد. معنی نه، فقط نه است.

وقتی زنی «نه» می‌گوید، چه دوستتان باشد، چه دوست دخترتان، یا هرکسی، یا حتی روسپی باشد یا همسرتان؛ معنی نه فقط نه است، و شما باید دست نگهدارید.»

فیلم «Pink» محصول سال ۲۰۱۶ کشور هندوستان، فیلم درامی است درخصوص نگاه‌های تبعیض آمیزی که در جامعه بین زن و مرد وجود دارد. برداشت‌های اشتباهی که مردان در مورد رفتار زنان دارند و ظلم‌هایی که بابت قضاوت‌های اشتباه بر زنان می‌رود.

به خودم و همه مردان سرزمینیم پیشنهاد می‌کنم، حتماً این فیلم را ببینیم و چشم‌های‌مان را بشوییم!

جامعه‌ای که در آن خود را سانسور می‌کنیم

جامعه مجموعه‌ای از انسان‌ها هستند که با یکدیگر تعامل اجتماعی پایدار دارند و با وجود داشتن علایق و عقاید مختلف به تعامل و ثبات می‌رسند.

گروه‌هایی که در جوامع، توهم خودبرتربینی داشته باشند و از سویی توسط نهادهای قدرت حمایت شوند، سعی می‌کنند علایق و اعتقادات خود را بر گروه‌های دیگر تحمیل کنند، و از این طریق در جهت رسیدن به منافع خود، عرصه را بر دیگران تنگ نمایند.

افزایش چنین تنش‌هایی در جامعه موجب افسردگی، خودسانسوری و سرخوردگی شمار زیادی از افراد جامعه می‌شود. و این عقده‌ی نهفته در کنار عزت نفس کاذب و خشن گروه‌های یکه تاز می‌تواند به یک بمب اجتماعی خطرناک بدل شود و تا از بین بردن نظام اجتماع پیش رود.

متاسفانه در تنش‌های این‌چنین، افرادی که در مقابل امر و نهی‌ها مقاوت می‌کنند، حتی قبل از آن‌که توسط نهادهای قدرت تهدید گردند، توسط هم‌فکران خود دعوت به عقب‌نشینی و خودسانسوری می‌شوند. گویا از یاد می‌بریم که ما هم جزئی از اجتماع هستیم و حق داریم با داشتن عقاید متفاوت از دیگران در آن زندگی کنیم!

در حقیقت جامعه‌ای که در آن تضادی نباشد، آرمانی‌ست حتی دست نیافتنی. اما آن‌چه که قبل از هرچیز باید در جوامع ارزش باشد، احترام به عقاید دیگران و مدارا نمودن با مخالفان است. اگر گروهی این ارزش را زیر پا می‌گذارند و به توهین و حمله به عقاید مخالف روی می‌آورند، این ما هستیم که باید در مقابل‌شان قد علم کنیم و آنان را به احترام گذاشتن واداریم، نه اینکه با عقب‌نشینی و کوتاه آمدن به ایشان میدان دهیم.

شاید پیش از همه لازم باشد که چشم‌های‌مان را بشوییم و ببینیم که در حقیقت این ماییم که با کوتاه آمدن‌های بیش از حد، موجب ریشه‌دارتر شدن افکار دُگم در جامعه شده‌ایم و از ماست که بر ماست…

شبی که زندگی، تغییرتان می‌دهد

زندگی همیشه شفاف نیست! گاهی در مسیر زندگی، میان اتفاقاتی قرار می‌گیرید که مبهم هستند. حوادث ناگواری که شما در مرکز آن هستید و حتی همه شواهد بر علیه شماست.

پروسه‌های قانونی شروع می‌شود. کشمکش برای اثبات گناهکار بودن و بی‌گناه بودن. بکارگیری ترفندهای اعتراف‌گیری. کنار هم قرار دادن پازل‌ها و ارائه‌ی داستانی که هیچ راه فراری از آن نیست. و در این قصه، شما با دستان خالی، تا جایی کشیده می‌شوید که خودتان هم به شک می‌افتید، چه برسد به اطرافیان‌تان.

نتیجه‌ی محاکمه هرچه که باشد، یک چیز تغییر نمی‌کند: شما دیگر آدم سابق نیستید. انگیزه‌های‌تان را از دست داده‌اید. حس و حال قبل را ندارید. و ادامه‌ی واکنش‌های دیگران، و نگاه متفاوت جامعه موجب می‌شوند تا بالاخره شما به آدمی تبدیل شویدکه دیگر به خوبی قبل نیست.

باور کنید این اتفاقات پیش می‌آید. پیشنهاد می‌کنم برای درک این‌گونه تجارب، مینی سریال The Night Of را حتماً ببینید.

the-night-of

فروشنده

قبل از اینکه به تماشای «فروشنده» اصغر فرهادی بروم، برآیند نظراتی که درباره‌ش به گوشم رسید، حاکی از آن بود که اکثریت از فیلم راضی نبودند. در برخی از محافل هم مثل فیلم‌های قبل فرهادی، سخن از این بود که این فیلم تصویر سیاهی از جامعه‌ی ایران را به نمایش می‌گذارد! اما به نظر من «فروشنده» فوق‌العاده‌ترین اتفاقی بود که در چند سال اخیر در سینمای ایران افتاد.

salesman

فروشنده در جامعه‌ای اتفاق می‌افتد که در آن خوب و بد با آن باریک مرزی که بینشان هست، درست آموزش داده نمی‌شود. جامعه‌ای که با تقدس‌هایش مسخ شده. زنانش محقر و مقصر مانده‌اند. و بدتر از آن اینکه خودشان هم نمی‌خواهند حق‌شان را بستانند، و حتی دست کسانی که می‌خواهند کاری کنند را هم می‌بندند.

در جامعه‌ی فروشنده، حق گم شده، درست و غلط جابجا شده، ترس و احساس ملاک عمل شده و این همه در تار و پود جامعه تنیده است.

و در چنین جامعه‌ای حضور افرادی چون فرهادی را باید قدر دانست، که سیلی‌شان را می‌زنند تا بلکه به خود آییم…