تفسیر عبدالعلی بازرگان از قرآن؛ اسلام را دوباره بشناسیم

یکی از سخت‌ترین کارهای این روزها، نوشتن و سخن گفتن از اسلام است، آن هم در کشوری که داعیه‌ی پیشرو بودن در اسلام را دارد! شاید بر اساس شناسنامه‌ی آبا و اجدادی همه مسلمان باشیم، اما همین که لب به سخن گفتن از اسلام می‌گشایی با هزاران طعنه و سوال روبرو می‌شوی.

امروزه سوالات زیادی درباره اسلام مطرح است که خیلی از آن‌ها از دلِ خود قرآن در آمده‌اند و حتی خیلی وقت‌ها جواب قانع‌کننده‌ای هم به آن‌ها داده نمی‌شود. متاسفانه خیلی وقت‌ها ما اسلام را با آنچه که دور و بر خودمان می‌بینیم و با درس‌های حکومتی که به ما داده‌اند می‌شناسیم و خیلی از این ابهاماتی هم که مطرح می‌شود در حقیقت به همین درس‌های حکومتی و رفتارهای به اصطلاح مسلمانان بر می‌گردد نه به خودِ اسلام.

بگذریم! قصدم ورود به این گونه مباحث نیست. فقط می‌خواهم از شمایی که دوست دارید اسلام را بشناسید، دعوت کنم، تمام آنچه که فکر می‌کنید از اسلام می‌دانید را کنار بگذارید و برای شناخت دوباره‌ی اسلام به «قرآن» بازگردید.

البته خودِ من بارها به معانی آیات رجوع کردم و اگر بخواهم روراست باشم، چیزی دستگیرم نشد! برای فهم قرآن لازم است که به زبان عربی مسلط بود، تاریخ دانست و با نظریات مفسران مختلف آشنا بود. پیشنهاد می‌کنم اپلیکیشن ترجمه و تفسیر صوتی قرآن حکیم با شرح و تفسیر عبدالعلی بازرگان را روی تلفن هوشمند خود نصب کنید (نسخه iosنسخه Android) و هرگاه که فرصتی دست داد یا ابهامی در خصوص آیه‌ای داشتید بخوانیدش یا به توضیحاتش گوش دهید.

صادقانه بگویم، با تفسیر آقای عبدالعلی بازرگان، از دریچه‌ای جدید به اسلام و قرآن می‌نگرم و واقعاً حیفم آمد که شما از این پنجره دنیا را نبینید.

از انتخاب‌های شوخی‌گونه ما

ماجرا از آن قرار است که در انتخابات شورای شهر گذشته، رفتگری در شهر رشت مورد اقبال مردم قرار گرفت و توانست به جمع اعضای شورای شهر بپیوندد. و حالا نامه‌هایی از وی در فضای مجازی دست به دست می‌گردد که نه تنها پر از غلط‌های املایی است که جمله‌بندی‌هایش در حد دانش‌آموزان دوره ابتدایی است! نتیجتاً عده‌ کثیری ایراد می‌گیرند که «روز انتخابات باید فکر اینجاها را می‌کردید» و عده‌ای دیگر توجیه می‌آورند که «آن انتخاب در حقیقت دهن کجی بوده، نه اینکه انتخاب ما باشد»!

پیش از این در شهرستان آستانه اشرفیه نیز خودم شاهد بوده‌ام که چطور جو طنز سیاسی روزهای انتخابات می‌تواند کسی را شوخی شوخی به جمع منتخبان وارد کند! به نظر من بیش از آن‌که این نوع انتخاب‌ها حاصل تفکر و برنامه‌ریزی برای به اصطلاح «دهن‌کجی» باشد، حاصل جوگرفتگی و شوخ‌طبعی بیجای جامعه است که برای توجیه آن دست به دامان زمین و زمان می‌شویم! و البته بودند کسانی هم که فکر می‌کردند این همه آدم باسواد که تاحالا بر مسند بوده‌اند چه گلی بر سر ما زدند، یکبار هم یکی از جمع خودمان برود تا شاید حق‌مان را بستاند! و حالا همین دسته پوزخند می‌زنند و برای‌شان مهم نیست که اصلاً چه خبر است!

به هر روی فعلاً که مملکت‌داری را برای‌مان طنز کرده‌اند، ما هم کلاً به سخره‌اش گرفته‌ایم. تا ببینیم تا کی و تا کجا و تا چند نسل بگذرد تا به خود آییم…

جدی نگیرید. بخندید :D

جشنواره کتاب‌های صوتی فیدیبو

این روزها که اغلب وقت و حوصله کتاب خواندن نداریم، حداقل بیاییم عادت کنیم که کتاب گوش دهیم.

البته گوش کردن هم وقت و حوصله می‌خواهد اما به هر حال راحت‌تر می‌توان شرایطش را مهیا کرد.

برای مثال خودِ من در حال ممارست هستم تا در مسیرهای رفت و آمد به پادکست‌ها و کتاب‌های صوتی گوش دهم و اتفاقاً لذت‌بخش هم هست.

و اما فیدیبو اپلیکیشن کاربردی است که می‌توانید آن را روی تلفن‌های هوشمند یا تبلت‌ها و رایانه‌های‌تان نصب کنید و بدین‌ترتیب به هزاران کتاب الکترونیک همواره دسترسی داشته باشید.

و خبر خوب اینکه فیدیبو در جشنواره پاییزی خود هر روز یک کتاب صوتی رایگان هدیه می‌دهد و این فرصت خوبی است برای گوش دادن به ندای کتاب‌ها…

نوشتارى در باب حال این روزهاى ایران : هوشیار و شکیبا باشیم

این روزها و پس از انتخابات ریاست جمهورى، کشورى که در آن زندگى مى کنیم وضعیت خاصى پیدا کرده که مى رود تا بر سرنوشت یکایک ما اثرى همیشگى بگذارد. حفظ هوشیارى و عدم بى تفاوتى مى تواند مانع خیلى از اتفاقات بد باشد.

لطفاً دقایقى وقت بگذارید و متن دکتر رضا صالح جلالى را در همین خصوص بخوانید:

به نامِ حضرت دوست

“مرغِ زیرک چون به دام افتد تحمل(تامل)بایدش”

نتایج انتخابات ریاست جمهوری دربیست و نهم اردیبهشت سال یکهزار و سیصد و نودشش، محاسبات “سودجویان”و”ایدئولوژیک اندیشان افراطی” را در هم ریخت. تاپیش از انتخابات به هرروشی متوسل شدند، تا آب رفته به جوی بازگردد، وبه مثابه “هدف وسیله را توجیه می کند”، دین و اخلاق رابه قیامت وعده کردند، وآن کردند که نمی بایست! از ضعف های کوچک دولت قصه های بزرگ نوشتند، ازیک تفاهم نامه ابتدائی (۲۰۳۰) همه گونه فساد اخلاقی و وابستگی استخراج گردید. و در”شب”های آخر تبلیغات انتخاباتی در سیاهی “شب”، “شب”نامه در هر کوی و برزن ریختند.
گستردگی عملیات آنگونه بود که اگر همه گروهها و احزاب چپ و راست هماهنگ عمل می کردند، از پسِ این وسعت کاری بر نمی آمدند.
صد ها سناریوی ازپیش طراحی شده با حضور آرام و زیرکانه ملت خنثی شد، و آنچه می طلبیدند حاصل نشد.

حال دولت یازدهم مجددا مستقر می شود. و نوع کمی وکیفی حضور مردم و مطالبات مطرح شده از سوی آنان، حکایت از درخواست تولی عمیق دارد، که از حدرفعِ مشکل اشتغال و گرسنگی در گذشته است. دولت و ارکان حاکمیت در دو هفته آخر منتهی به انتخابات را با شگفتی مواجه کرده است. دولت خود راموظف به پاسخگوئی در قبال خواست اکثریت ملت می داند، اما چالش و نگرانی ایدئولوژیک اندیشانِ افراطی عمیقتر شده، و خشم شان کنترل ناشده تر گردیده است.

حال که در چارچوب قانون و رعایت قواعد بازی، نتیجه دلخواه حاصل نگردید، به دلیل “قدرت متکاثر”ی که اندوخته اند (زر,زور,تزویر) در پی آنند زیرِ میزِ بازی بزنند، و صفحه شطرنج را آنگونه بچینند که مقصود حاصل گردد.

مجموعِ گفتارها و حوادث بعد از انتخابات جای تامل و هوشیاری دارد. به سخره گرفتن مطالبات مردم، تشویق گروهها و تشکلهای برخاسته از نهادهای قدرتمند به استقلال در عمل، حادثه ترور بعد از انتخابات، حضورترامپ درمنطقه، تقویت نظامی عربستان، اختلاف عربستان-قطر، نزدیکی قطر-ایران، اتهام حمایت از تروریسم به قطر و ایران و امنیت داخلی ایران در خاور میانه و… را در کنار هم بسنجیم، هشدارمان می دهد که ممکن است دلار باخته های دیروز چون ٨٨ درپی گسترانیدن دامی دیگر باشند، تاباردیگرتحول خواهان رااز تحولات خرد مندانه و قانونی ناامید نمایند، وبا تحریک و تشویق دولت به مقابله به مثل، رئیس جمهور و تحول خواهان را در شرایطی قرار دهند که با تصمیمات عجولانه، بهانه های لازم را برای بر هم زدن قواعد بازی فراهم آورند. و احتمالا بر سر دولت که از طوفان بزرگی به سلامت عبور کرده و در بستر آرام رود جاری است، به گردابی تازه و فریب دهنده گرفتار آورند.

تحول خواهان ایران باید به هوش باشند واز مشابه سازی شعارهای افراطی که در کوتاه مدت حالِ خوب می دهد، و در درازمدت سم مهلکی برای توسعه همه جانبه و باز شدن فضای سیاسی کشوراست، دوری گزینند.

ساختارتاریخی و سیاسی ایران، و تقویت این ساختار با تجدید حیات اندیشه و رفتار سنتی، کفه ترازوی قدرت رابه نفع ایدئولوژیک اندیشان، سنگین کرده است. ایجاد تعادل و توازن میانِ دو کفه ایدئولوژیک اندیشی و تحول خواهی نیازمندشکیبائی، تحمل، خردورزی و هوشیاری است. اصلاحات وتغییرات عقلانی وتدریجی سخت تر و دردناک تر از دگرگونی های آنی و درهم ریزنده احساسی و غیر عقلانی است.

تحول خواهان خرد ورز (از هر نحله ای)، اگر بدنبال به بار نشستن درخت انتخابات بیست و نه اردیبهشت مردم ایران هستند، باید در دستی”قلم” و در دستِ دیگر یک شاخه گل محمدی برگیرند، حتی اگر گاهی صورتشان ازسیلی دیگران سرخ شده باشد.

ایدل اندر بند ِزلفش از پریشانی منال

مرغِ زیرک چون به دام افتد تحمل (تامل) بایدش

– رضا صالح جلالی

(نماینده مردم فرهیخته آستانه اشرفیه وبندر کیاشهر درمجلس ششم)

١٩خرداد١٣٩۶

نه، فقط نه است

«نه فقط یک کلمه نیست، بلکه خودش یک جمله است. این کلمه نیاز به درک، توضیح یا تفسیر ندارد. معنی نه، فقط نه است.

وقتی زنی «نه» می‌گوید، چه دوستتان باشد، چه دوست دخترتان، یا هرکسی، یا حتی روسپی باشد یا همسرتان؛ معنی نه فقط نه است، و شما باید دست نگهدارید.»

فیلم «Pink» محصول سال ۲۰۱۶ کشور هندوستان، فیلم درامی است درخصوص نگاه‌های تبعیض آمیزی که در جامعه بین زن و مرد وجود دارد. برداشت‌های اشتباهی که مردان در مورد رفتار زنان دارند و ظلم‌هایی که بابت قضاوت‌های اشتباه بر زنان می‌رود.

به خودم و همه مردان سرزمینیم پیشنهاد می‌کنم، حتماً این فیلم را ببینیم و چشم‌های‌مان را بشوییم!