[بلاگ‌نما] یوتاب


«بلاگ‌نما» سرفصل جدیدی است که طی آن می‌کوشم تا به معرفی وبلاگ‌های خوبی که ارزش دیده شدن را دارند، بپردازم. سعی من بر این است که این معرفی‌نامه‌ها حتی‌الامکان کوتاه باشند اما برای آن‌که حق مطلب بخوبی ادا گردد، تصمیم گرفتم تا نویسنده‌ی وبلاگ‌ها خودشان به معرفی وبلاگ‌شان بپردازند، البته ذیل سوالات یکسانی که ازشان می‌پرسم.

امیدم بر آن است که این حرکت از یک سو ترغیبی شود برای ادامه‌ی فعالیت نویسندگان خوب و از سوی دیگر دری باشد برای یافتن وبلاگ‌های خوب…

یوتاب

دسته‌بندی موضوعی وبلاگ

وبلاگ شخصی، شامل دلنوشت ها و گاهی بیان دغدغه های شخصی، ارایه مطالب درباره وردپرس و قالب و افزونه های رایگان وردپرس

نویسنده

محسن ملک محمدی از روستای حاجی آباد دزفول، اولین کسی هستم که در محل زندگی خودم اینترنت رو آوردم! چه برسه به سایت داشتن، من در شرایط بسیار نامساعدی وبلاگ داری می کنم.

شروع فعالیت

فعالیت وبلاگنویسی از سال ۸۳ به طور پراکنده در وبلاگ های مختلف

شروع فعالیت یوتاب از آذر ماه سال ۱۳۸۸ بوده

تعداد پست‌های وبلاگ تا امروز

۵۳۱ نوشته، البته متاسفانه چندبار بدلیل هک و نداشتن بکاپ نوشته هایی رو از دست دادم.

منابع تهیه‌ی مطالب

تجربیات و ذهنیات خودم، سطح وب، کتابها و مطالعات پراکنده ای که دارم.

ویژگی‌های وبلاگ

ساده بودن و در عین حال برخی مواقع مطالب مفید در زمینه های مختلف، ارائه مطلب در موضوعات گوناگون، ارائه پوسته ها و افزونه های وردپرس به شکل کاملا رایگان، طراحی سبک و بارگذاری سریع صفحات هر چند طرح اصلی قالب برگرفته از وبلاگ شخصی دیگری است.

آدرس شبکه‌های اجتماعی

بعلت مشغله کاری فعالیت خاصی در شبکه های اجتماعی ندارم البته گاهی به میکروبلاگ وطنی دنبالر سرک میکشم اونم بیشتر بخاطر دوستی نزدیک با نیما صابری مدیر این میکروبلاگ هست

Share

گپ‌زنی با شایان شلیله


طراح: آرش اصغری

شایان شلیله، فرد ساکت و آرومی به نظر می‌رسه. از وقتی می‌شناسمش همیشه دوست داشته کارهای بزرگی انجام بده. شاید به همین خاطر، همیشه دور و برش حاشیه‌های پر سر و صدایی هست، تا جایی که به نظر نمی‌رسه حداقل در بین کاربران فعال وب، جز افراد با رده‌ی محبوبیت خیلی بالا باشه.

اما حتی اگر جشنواره وب ایران تنها کار خوب شایان شلیله بوده باشه، به نظرم باز هم لازم بود که برای شناخت بهترش و آشنایی با روحیات و اعتقاداتش باهاش گپ می‌زدم.

در این گپ‌زنی ضمن آنکه سعی کردم تا بیشتر در زندگی خصوصی شایان سرک بکشم، درباره‌ی کارهاش و خصوصاً جشنواره وب ازش پرسیدم. ضمن اون به قضیه‌ی جلسات فعالان وب هم که گویا اعتراضات زیادی رو به دنبال داشته، پرداختم. در آخر هم درباره‌ی شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها و خیلی چیزهای دیگه حرف زدیم. باشد که تونسته باشم ضمن معرفی بهتر شایان شلیله، نقطه نظرات یکی از فعالان عرصه‌ی وب فارسی رو انعکاس بدم.

این گپ‌زنی رو در قالب فیس‌آف شایان شلیله بخونید…

Share

[از اجتماع وب] منیره منتظری


در سلسله پست‌های «در اجتماع وب» به گپ‌زنی با افرادی می‌پردازم که به موازات زندگی حقیقی‌شان، در وب نیز زندگی فعالی دارند. هدف از این گفتگوها آشنا شدن با ساکنین شبکه‌های مجازی و شناخت شبکه‌های اجتماعی تحت وب است. (توضیحات بیشتر)

آدرس مجازیت کجاست؟

وبلاگم که monire.ir هست و تو شبکه‌های مجازی با یوزر monire فعال هستم که جدیدا سند یوزر moniirre رو هم به اسم خودم زدم :دی

    

چند وقته در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنی و بطور متوسط چه مدت زمانی رو در این شبکه‌های مجازی سپری می‌کنی؟

گمونم یه ۴ سالی میشه که توییتری شدم و بلافاصله بعدش فرندفیدی. ولی فیسبوک رو خیلی قبلتر از توییتر داشتم منتها تا مدتها ازش استفاده‌ای نمیکردم.

در مورد مدت زمان استفاده هم … سعی میکنم همیشه آنلاین باشم (بخصوص در مورد توییتر که خاصیتش همیشه حضور داشتنه) ولی خب از وقتی جی‌پی‌آر‌اس رو کنار گذاشتم گمونم روزی ۶-۷ ساعت آنلاین باشم. ولی اینها به این معنی نیست که همه‌ی این ساعات رو تمام و کمال حواسم به اینترنت هست. در حینش به کارهای دیگه‌م هم میپردازم.

چه عاملی باعث می‌شه که دوست داشته باشی در شبکه‌های اجتماعی تحت وب، فعالیت کنی؟

تبادل اطلاعات و سرگرم شدن … البته اینها بهانه ست. بیشتر واسه از تنهایی در اومدنه.

به نظر می‌رسه که فعالان شبکه‌های اجتماعی وب دوست دارند تا هر لحظه از وضعیت‌شون رو گزارش بدن. دلیلش چی می‌تونه باشه؟

شاید چون فکر میکنن این وضعیت گزارش دادن اطلاعات مهمی‌ه :دی من خودم بیشتر یه نوع عادت و ثبت خاطرات روزمره‌م شده و خب همون عامل از تنهایی در اومدن هم تاثیر داره. میخوام لحظاتم رو با بقیه شریک بشم.

پروفایل‌های مجازی شما خصوصی ‌شده است یا اینکه بصورت عمومی قابل رویت هستند؟

توییتر و فرندفیدم اغلب عمومی‌ان (مگر بعضی مواقع خاص) ولی خب فیسبوک نه! چون مردم عادی‌تر و اغلب دوستان و آشنایان عضو هستن و خیلی‌ها بهش دسترسی دارن اونجا بیشتر پست‌هام خصوصی هستند.

آیا تابحال دوستی‌های مجازی‌تون به رفاقت‌های دنیای واقعی و دید و بازدیدهای بیرون از وب هم کشیده؟

اون اوایل خیلی داغتر بودم که مثلا دوستای مجازیمو ببینم و خوشبختانه خیلی‌ها رو هم دیدم و تعدادیشون هم دوستان ثابتم شدن. ولی خب این تب هم مثل بقیه تب‌ها خوابیده :)

فکر می‌کنی که چرا دیگه اون هیجان قبلی رو نداری؟ به نظر می‌رسه که از این‌جور دوستی‌ها دل خوشی نداری؟

شاید چون الان بیشتر درگیر زندگی حقیقی‌ترم هستم و بیشتر با دوستای دنیای حقیقی‌م وقت میگذرونم. شایدم چون به اندازه کافی دوستِ خوب مجازی یافتم که دیگه نیاز این رو نمی‌بینم که با دیدار آدمای مجازی بهشون نزدیکتر بشم و یه جورایی ترجیح میدم دامنه‌ی دوستیمو محدود کنم.

ولی این سوالتون خیلی زیرکانه بود :دی درسته که خاطره بدی از این دوستی‌های حقیقی شده دارم ولی اون قدر نبود که روی اشتیاقم واسه دیدن بقیه تاثیر بذاره.

با توجه به اینکه کنترل و تحت نظر قرار دادن افراد در شبکه‌های اجتماعی تحت وب برای حکومت‌ها آسون‌تره، فکر می‌کنی که فعالیت در این‌گونه شبکه‌ها چقدر می‌تونه خطرناک باشه؟ آیا اصولاً با این‌گونه نظارت‌ها موافقی؟

اینکه کنترل شبکه‌های اجتماعی آسونتره و بارها شده باعث دردسر عده‌ای بشه رو قبول دارم ولی اینکه این دلیل باعث بشه ما از این تکنولوژی دست بکشیم رو نه! حتی به نظرم نباس خودسانسوری کرد. البته کله‌م زیاد بوی قرمه سبزی میده :دی

در مورد نظارت‌ها هم نظری ندارم. بذارین خوش باشن :دی

آیا بطور کل زندگی در شبکه‌های مجازی تحت وب رو مفید می‌دونی‌ و به دیگران وقت گذاشتن در این شبکه‌ها رو توصیه می‌کنی یا نه؟

بستگی به هدف آدما داره. از نظر تبادل اطلاعات و درجریان قرار گرفتن اخبار روز و حتی رشد روابط اجتماعی و شناخت آدما خیلی خیلی مفیده. و خب باز بستگی به آدمش داره. به بعضیا توصیه نمیکنم (حتی گاهی منع میکنم) ولی به بعضیا مشتاقانه پیشنهاد میدم حضور پررنگ‌تری داشته باشن :دی

خب چطور به این نتیجه می‌رسی؟ آیا افرادی که باید در این شبکه‌ها حضور پررنگی داشته باشند، ویژگی خاصی دارند؟ 

ویژگی‌ای مهمتر از فرهنگ و جنبه‌ی استفاده؟

البته بیشتر تا الان منع‌هایی که کردم مربوط به توییتر و فرندفید بوده اونم چون ترجیح میدادم توییت‌هام (که خیلی بی‌پروا و بدون خودسانسوری هستند) رو دوستان دنیای حقیقی‌م نخونن. اینم یه نوع بدجنسی‌ه دیگه :دی

Share

[از اجتماع وب] علی علی‌اکبری


این روزها با پدیده‌ای بنام شبکه‌های مجازی یا شبکه‌های اجتماعی تحت وب روبرو هستیم که به نظر می‌رسد در حال دگرگون کردن ساختار کنش‌های اجتماعی در جوامع و بخصوص نسل جدید هستند.  با این‌که چند سالی است از تولد این شبکه‌ها می‌گذرد اما رشد سریع‌شان موجب شده که هنوز برای بسیاری ناشناخته باقی بماند. عده‌ای از روی کنجکاوی مدتی را در این شبکه‌ها می‌گذرانند و بعد بی آن‌که از آن بهره‌ای ببرند، سردرگم، رهایش می‌کنند. برخی هم زمان زیادی را در این شبکه‌ها می‌گذرانند اما کمی که در عمق زندگی حقیقی پیش‌تر می‌روند، به ناچار رهایش می‌کنند و از آن فقط خاطره‌ای برای‌شان می‌ماند.

اما هستند کسانی هم که در اجتماعات وب “زندگی” می‌کنند. این‌ها در همه‌ی دورا‌ن‌های عمر (نوجوانی، مجردی، متاهلی، دانشجویی، کارمندی و…) به موازات زندگی حقیقی‌شان، در دنیای مجازی هم وقت می‌گذرانند و حتی گاهی نقطه عطفی بین این دو دنیا برقرار می‌سازند. و همین امر هم موجب می‌شود تا نسبت به دیگران شناخت عمیق‌تری نسبت به شبکه‌های اجتماعی تحت وب داشته باشند. 

در سلسله‌ پست‌های آتی خواهم کوشید تا با مراجعه به این افراد، بابی را فراهم کنم که از طریق آن شناخت بهتری از شبکه‌های مجازی بدست آید.

در این مجموعه، سعی من بر آن بوده تا به سوالات اساسی بسنده کنم تا حتی‌الامکان طول پست‌ها کمتر شود. همچنین به جهت تسهیل جمع‌بندی، تصمیمم بر آن است که از همگان سوالات یکسانی پرسیده شود تا از این طریق نگاه‌های موافق و مخالف راحت‌تر دیده شوند.

خواهشم این است که با تاباندن نور راهنمایی‌های‌تان، مسیر را هموارتر کنید تا به آن‌چه که باید، برسیم…

آدرس مجازیت کجاست؟

www.conformist.ir

    

چند وقته در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنی و بطور متوسط چه مدت زمانی رو در این شبکه‌های مجازی سپری می‌کنی؟

من از سال ۸۳ با اسم اصلی، وبلاگ نوشتن رو شروع کردم و قبلش هم البته وبلاگ داشتم ولی آش دهن‌سوزی نبود. از اون سال وارد جامعه‌ی وبلاگی شدم. ۴ سال هم هست که مستمر در شبکه‌های اجتماعی حضور داشتم. بیشتر در فرندفید و توییتر و البته مرحوم گودر.

زمان ثابتی برای حضور ندارم ، گاهی روزانه نیم ساعت ، گاهی تا ۶ ساعت در روز هم می‌شه. همه‌چیز بستگی به شرایط داره.

چه عاملی باعث می‌شه که دوست داشته باشی در شبکه‌های اجتماعی تحت وب، فعالیت کنی؟

من خیلی از دوست‌های دنیای واقعی‌م رو از همین دنیای مجازی پیدا کردم. حتا راه آشنایی من و همسرم از طریق همین شبکه‌های اجتماعی بود. من بیشتر اخبار فناوری و اخبار اجتماعی روز رو از طریق همین اخبار دنبال می‌کنم، البته با ابزارهای مختلف، از زمان مرحوم گودر به این سو البته نحوه‌ی دنبال کردن این اخبار تفاوت شایانی کرده و الان بیشتر سرخط خبرها رو دنبال می‌کنم. در کل به‌روز موندن اونم توی رشته‌ی ما (شاخه تحصیلی من کامپیوتر هست) کار سختی‌ه و همین شبکه‌ی اجتماعی خیلی بهش کمک می‌کنه. ولی اگر بخوام صادقانه فقط یک دلیل(سلام مرتضا) براش بیان کنم حضور دوستانم و به نوعی معاشرت با اونهاست که منو جذب این شبکه‌ها می‌کنه.

به نظر می‌رسه که فعالان شبکه‌های اجتماعی وب دوست دارند تا هر لحظه از وضعیت‌شون رو گزارش بدن. دلیلش چی می‌تونه باشه؟

برای من و بیشتر کاربران اطرافم که در دایره‌ی دوستانم دارمشون یه جور زندگی هست بودن توی این شبکه‌ها. ما واقعا فرقی با دنیای بیرونمون نداریم، البته کمی با ادب‌تر هستیم در دنیای بیرون :) ، ولی کلیت قضیه همین هست. وقتی شما در حال زندگی‌کردن توی یه محیطی مثل توییتر یا فرندفید باشید ، خواه‌ناخواه بستر برای گفتن از کارهایی انجام می‌دی ، حال و هوای روحی‌ت ، موسیقی‌هایی که می‌شنوی(لست.اف‌ام) ، فیلم‌هایی که می‌بینی ، برنامه‌هایی که استفاده می‌کنی ، عکس‌هایی که توجه‌ت رو جلب کردن و خلاصه همه‌چیز مهیا هست. در نتیجه بیان می‌کنی و شرح‌حال باقی دوستان رو هم می‌خونی و از حال و اتفاقاتی که براشون می‌افته با خبر می‌شی. به عنوان مثال در اثر تحریم‌های بی‌اثر شرکتی که من در اونجا مشغول به کار بودم از ایران رفت و من تقریبا بی‌کار شدم ولی همین دوستان وقتی دیدن من این اتفاقات برام افتاد بلافاصله دست به کار شدن و تعداد زیادی شغل برای من مهیا شد. در هر صورت این میل به گفتن و به‌قولی گزارش دادن شرح حال به نظرم یه رفتار خاص یا یه عادت نیست ، یه جورایی از شاخص‌های محیط مجازی هست.

پروفایل‌های مجازی شما خصوصی ‌شده است یا اینکه بصورت عمومی قابل رویت هستند؟

پروفایل توییترم عمومی و پروفایل فرندفیدم خصوصی‌ست.

آیا تابحال دوستی‌های مجازی‌تون به رفاقت‌های دنیای واقعی و دید و بازدیدهای بیرون از وب هم کشیده؟

به ازدواج هم کشیده حتا ، به دیدار در دنیای واقعی که از روزهای اول هم بود :)) / فارغ از شوخی من تقریبا ظهر روزهای پنجشنبه‌ی هر هفته رو با بهترین دوستانم که همه‌شون از همین شبکه‌های مجازی میان می‌گذرونم، و این یه جورایی قانون زندگی من و همسرم شده. تنها فرصت تفریح‌مون در تمام مدت هفته هم هست البته و این اهمیت‌ش رو نشون می‌ده.

با توجه به اینکه کنترل و تحت نظر قرار دادن افراد در شبکه‌های اجتماعی تحت وب برای حکومت‌ها آسون‌تره، فکر می‌کنی که فعالیت در این‌گونه شبکه‌ها چقدر می‌تونه خطرناک باشه؟ آیا اصولاً با این‌گونه نظارت‌ها موافقی؟

ببینید بالاخره حفظ امنیت مملکت از همه‌چیز مهم‌تره ، ولی نکته این‌جاست که آیا امنیت مملکت از طرف شبکه‌های اجتماعی تهدید می‌شه؟ یا مثلا اشتباهات نظام اقتصادی تهدید بزرگتریه؟ نظر شخصی من این هست که نظارت باید باشه ولی من کارمند که از صبح تا دیروقت کار می‌کنم یا اون دانشجویی که هزارتا مشغله داره فرد مناسبی برای براندازی یا تهدید امنیت نیست. اون کسی هم که بخواد امنیت کشور رو به خطر بندازه قطعا نمیاد توی شبکه‌های اجتماعی جار بزنه. این فقط اتلاف وقت و هزینه‌ست(که البته سود بعضی از دوستان در پر خطر جلوه‌دادن این فضاست به دلیل منفعت مالی حاصله از بودجه‌های کلان) یه جورایی فقط اصطکاک ایجاد می‌کنه در بدنه‌ی مردم و جو بدگمانی و نفرت رو گسترش می‌ده که به نظرم خطرناک‌تر از هر توطئه‌ای هست.

آیا بطور کل زندگی در شبکه‌های مجازی تحت وب رو مفید می‌دونی‌ و به دیگران وقت گذاشتن در این شبکه‌ها رو توصیه می‌کنی یا نه؟

قطعا کارهای بهتری مثل خوندن کتاب و دیدن فیلم و شنیدن موسیقی هست که بهتر از شبکه‌های مجازی باشه ولی من معتقدم زندگی گاهی نیاز به نفس کشیدن هم داره. این شبکه‌ها برای من حکم تنفس رو داره.

Share

[بلاگ‌نما] نوشته‌های پراکنده یک مسعود


از خیلی پیش‌ترها دوست داشتم تا در بخشی از پست‌های بلاگ‌نوشت به معرفی وبلاگ‌های دیگر بپردازم، تا اینکه بالاخره با دعوت اخیر وبلاگ یک پزشک، استارت این کار زده شد.

«بلاگ‌نما» سرفصل جدیدی است که  از این پس طی آن می‌کوشم تا به معرفی وبلاگ‌های خوبی که ارزش دیده شدن را دارند، بپردازم. سعی من بر این است که این معرفی‌نامه‌ها حتی‌الامکان کوتاه باشند اما برای آن‌که حق مطلب بخوبی ادا گردد، تصمیم گرفتم تا نویسنده‌ی وبلاگ‌ها خودشان به معرفی وبلاگ‌شان بپردازند، البته ذیل سوالات یکسانی که ازشان می‌پرسم.

امیدم بر آن است که این حرکت از یک سو ترغیبی شود برای ادامه‌ی فعالیت نویسندگان خوب و از سوی دیگر دری باشد برای یافتن وبلاگ‌های خوب…

نوشته‌های پراکنده یک مسعود


    

دسته‌بندی موضوعی وبلاگ

نقد فیلم و سریال، موسیقی، داستانک های مدیریتی، معرفی کتب مختلف

نویسنده

مسعود زمانی

شروع فعالیت

نوشتن در سایت خودم را از «۲۹ دی ۱۳۸۹» آغاز کردم و در وبلاگ میهن بلاگی قبلی که از آن‌جا به این سایت کوچ کردم، این مهم از تاریخ «۸ آذر ۱۳۸۸» میسر شد. قبل از آن فعالیت بلاگری بسیار کم و محدودی داشتم و بیشتر خواننده خوب و پیگیری بودم تا اینکه نویسنده… و البته مقادیر متنابهی نوشته کاغذی دارم که هنوزم نمیدونم باهاشون چیکار کنم.

تعداد پست‌های وبلاگ تا امروز

۱۲۳ پست

منابع تهیه‌ی مطالب

منبع من فیلم‌ها و سریال‌ها و ترانه هایی است که می‌بینم و می‌شنوم و البته کتابهایم. خیلی دوست دارم که تجربیات کاری خودم در حوزه دستاوردهای جدید علمی و مدیریت فناوری‌های Hi-Tech را نیز در این‌جا بیان کنم که هربار به دلیل ملاحظاتی این امر میسر نگشته است. گرچه در برخی موارد اشاراتی هم به آن‌ها داشته‌ام.

ویژگی‌های وبلاگ

اینجا خانه (نه دوم که شاید اصلی!!) من است، شکر خدا طیف دوستانم در زندگی بسیار گسترده بوده (روحیات، جایگاه اجتماعی، تحصیلات، طبقه شغلی و عقاید)، از همین رو همیشه دوست داشتم بستری فراهم کنم تا هرکس (فارغ از عقیده و روحیه و سن) بتواند با مطالب آن براحتی ارتباط برقرار کند و هر خواننده را به عنوان فرصتی بالقوه برای دوستی می‌بینم.

در این وبلاگ تلاش داشته‌ام تالیف کنم و نه ترجمه و تاکنون از هیچ مطلب ترجمه‌شده‌ای استفاده نکرده‌ام. سعی من بر این بوده است که مکنونات قلبی و دریافت درونی خودم رو به زبان ساده و مانند صحبت دو دوست با یکدیگر بنویسم. معتقد به اصلی هستم که خودم بهش «باکره نویسی» میگویم… شاید اسمش یکم شائبه برانگیز باشه ولی بهش خیلی ایمان دارم. اغلب نوشته هایم (بخصوص روی کاغذ و غیربلاگی) را یکضرب نوشته‌ام و قبل از انتشار بجز غلط‌های املایی و انشایی چیز دیگری را در آن ویرایش نمیکنم… مطمئنم که حس واقعی‌تر و دلنشین‌تری در نوشته های اینچنینی وجود دارد. همچنین با توجه به اینکه مقوله آموزش همیشه یکی از دغدغه های اصلیم بوده و هست، سعی کرده‌ام به تناسب و تا جایی که ممکن است برای مطالبم ریفرنس و مرجع (معتبر) داشته باشم و فرصت برای مطالعه بیشتر را برای خوانندگان فراهم آورم. برای ترانه‌هایی که توی وبلاگ میزارم یه قانونی وضع کردم که همیشه زیرنویس‌دار باشند تا مخاطبم بتونه بهتره با فضایی که توی متن از اون ترانه تصویر کردم، ارتباط بهتری برقرار کند. مخاطبان خوب و بافرهنگی دارم که تنها دلیل ادامه مسیر وبلاگ نویسی برای من بوده‌اند، مخاطبانی که غنای فرهنگی جاری در کامنتها و ایمیل‌هایشان همیشه برایم ستودنی بوده و خواهد بود. در پایان مثل همیشه از دکتر مجیدی عزیز که همیشه مشوق و انگیزه‌بخش من در این مسیر بوده‌اند کمال تشکر را دارم.

Share
عضو خوراک مطالب شوید